کد خبر: ۳۵۵۷۴
تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۰
وضعیت نامطلوب
آبی کم‌عمق، با نیزارهایی که محل لانه‌گذاری پرندگان است و سروصدای یک‌ریز انواع حشرات که با آواز گاه‌گاه پرندگان زینت می‌یابد. در سکوت اگر به تالاب نزدیک شوی، پرنده‌ای بزرگ را می‌بینی که سر در آب می‌برد و بیرون می‌آورد و چیزی در دهان دارد.
زیست بوم/ آسو محمدی: آبی کم‌عمق، با نیزارهایی که محل لانه‌گذاری پرندگان است و سروصدای یک‌ریز انواع حشرات که با آواز گاه‌گاه پرندگان زینت می‌یابد. در سکوت اگر به تالاب نزدیک شوی، پرنده‌ای بزرگ را می‌بینی که سر در آب می‌برد و بیرون می‌آورد و چیزی در دهان دارد. پرنده کوچک از شاخه‌ای به شاخه‌ای می‌پرد و ماری چابک در آب، ماهی ریزی به دهان می‌گیرد و می‌گریزد.

این تصویر غالب تالاب‌های کشور است. روز جهانی تالاب‌ها و سالروز انعقاد نخستین کنوانسیون محیط زیستی جهان موسوم به «کنوانسیون رامسر» که نزدیک به نیم قرن است به نام ایران و ایرانی پیوند خورده، دیروز در حالی در شهر رامسر برگزار شد که تقریباً چند دهه‌ای است بسیاری از تالاب‌های بین‌المللی ایران حال و روز خوشی ندارند. به‌طوری که در نتیجه خشک شدن بسیاری از تالاب‌های منطقه بین‌النهرین حد فاصل بین 2کشور ایران و عراق و دیگر تالاب‌ها و هورهای خوزستان، این استان هفته گذشته بار دیگر شاهد وقوع یکی از شدیدترین ریزگردها بود که در نتیجه آن بسیاری از مردم راهی بیمارستان‌ها شدند و تقریباً برای سه روز خوزستان در تعطیلی مطلق فرورفت.

فروردین‌ماه سال96 بود که مجلس کلیات لایحه حفاظت، احیا و مدیریت تالاب‌های کشور را تصویب کرد. براساس این مصوبه، مجلس هرگونه بهره‌برداری و اقدامی را که منجر به تخریب و آلودگی غیرقابل جبران تالاب‌ها شود، ممنوع اعلام کرد و سازمان حفاظت محیط زیست را مرجع تشخیص تخریب و آلودگی غیرقابل جبران مشخص کرد.
سرنوشت تلخ
از سوی دیگر47 سال پیش در چنین روزی(دوم فوریه 1971) سند کنوانسیون حفاظت از تالاب‌های جهان با حضور سران محیط زیستی ۱۸کشور مترقی و پیشرفته جهان و جمعی از نمایندگان سازمان‌های بین‌المللی، به‌دعوت دولت ایران و اسکندر فیروز، بنیانگذار سازمان محیط زیست ایران، که ریاست کنفرانس را بر عهده داشت در شهر رامسر و در محل هتل قدیم رامسر به امضا رسید و ۱۸تالاب از مجموع ۲۷۰تالاب ایران به‌عنوان نخستین تالاب‌های بین‌المللی کشورمان در فهرست کنوانسیون رامسر به ثبت رسید. اما حالا بعد از گذشت 47سال از این رخداد و به جای اینکه شاهد رشد چشمگیر تالاب‌های ثبتی ایران در فهرست جهانی و بهبود وضعیت این اکوسیستم‌های آبی باشیم هر سال برای محو شدن یکی دیگر از تالاب‌های کشورمان گردهمایی برگزار می‌کنیم و ناله سر می‌دهیم.

تالاب‌ها نقش «کبد شهری» دارند
شمار کشورهای عضو این کنوانسیون از ۱۸کشور در سال1349 اکنون به ۱۶۹کشور و تعداد تالاب‌های بین‌المللی ثبت شده در این کنوانسیون از ۸۵ تالاب در سراسر جهان اکنون به 2هزار293 تالاب به‌وسعت 225میلیون هکتار افزایش یافته است اما در نهایت شگفتی در تمام 47 سال گذشته تنها 24 تالاب ایران در فهرست تالاب‌های بین‌المللی ایران در رامسر به ثبت رسیده که از این تعداد 18 تالاب در سال‌های پیش از انقلاب و فقط ۶ تالاب که آن هم نفس‌های آخرشان را می‌کشیدند در تمام 40 سال اخیر به مجموع تالاب‌های بین‌المللی ایران افزوده شد. متاسفانه هرساله شمار عرصه‌های زنده تالابی ایران کم و کمتر و برخی از مهم‌ترین تالاب‌های کشور همچون ارومیه، بختگان، پریشان و هامون و گاوخونی شادگان بین 70 تا 100 درصد نابود شدند. در این میان به اعتقاد معاون آموزش وپژوهش سازمان محیط زیست، تالاب‌های شهری نقشی شبیه کبد را بازی می‌کنند و سلامت‌شان یکی از نشانه‌های اصلی سلامتی شهر و ساکنان آن است. کاوه مدنی در کانال تلگرامی خود نوشت: «دوم فوریه(۱۳ بهمن) سالگرد تصویب پیمان بین‌المللی رامسر در سال١٩٧١ (١٣۴٩) برای حفاظت از تالاب‌ها و روز جهانی تالاب‌هاست. 
سرنوشت تلخ
«تالاب‌ها برای آینده شهری پایدار» به عنوان شعار امسال انتخاب شده است تا اهمیت سلامت و حفاظت از تالاب‌ها را در مسیر توسعه پایدار به جهانیان یادآوری کند. با گسترش شهرها و تقاضا برای تصرف زمین برای ساخت وساز، تمایل به تسلط بر تالاب‌ها و تخریب آن‌ها افزایش می‌یابد بنابراین تالاب‌های نزدیک به شهرها همواره در معرض تهدید از سوی توسعه شهری قرار دارند. تالاب‌ها جریان‌های سطحی و سیلابی را در سطح شهر مهار، منابع آب آشامیدنی را تغذیه، پساب‌های شهری را تصفیه و فضاهای سبز و طبیعی شهری را فراهم می‌کنند و به عنوان یکی از منابع بهبود معیشت مردم شناخته می‌شوند.»

مرگ تدریجی تالاب‌ها
در این میان حافظه‌ها به یاد نمی‌آورند که نخستین تالابی که مرگ را تجربه کرد، کدام تالاب بود. مرگ تالاب‌های ایران آنقدر تدریجی و در سکوت بود که کسی نفهمید چه شد. براساس آمارها ۸۰تالاب در معرض نابودی‌ هستند و یک به یک تالاب‌های ثبت شده در کنوانسیون بین‌المللی رامسر جام شوکران‌شان را سر می‌کشند و می‌میرند. مرگ تدریجی تالاب‌ها اما آن زمان به گوش همه رسید که دریاچه ارومیه بزرگ‌تری دریاچه داخلی ایران و دومین دریاچه بزرگ آب‌شور دنیا ذره ذره آب شد. سرنوشتی که هامون، انزلی، گاوخونی، پریشان، چغاخور، شادگان، طشک، گندمان و هورالعظیم به آن گرفتار شدند و خشکسالی‌اش گریبان مردم را گرفت. دست‌درازی انسان به طبیعت اما به همین جا ختم نشد.

معدن‌سازی، ساخت‌وساز کارخانه‌ها و واحدهای صنعتی و بهره‌برداری و طمع برای کاشت بیش از اندازه محصولات، رودخانه‌ها را خشک کرد، مسیر آب را تغییر داد و سفره‌های زیرزمینی را خالی کرد. گردوغبار همراه با نمک تنها بخشی از پیامدهای این بد عهدی انسان با طبیعت بود. امروز نه از هامون و بختگان چیزی باقی مانده و نه حتی ارومیه! از تفاهم خوب بین وزارت نیرو و سازمان محیط زیست هم خبری نیست، با اینکه چندین مصوبه و ابلاغیه و قانون برای دریافت حقابه تالاب‌ها در سال‌های اخیر وضع شده اما وزارت نیرو همچنان از دادن حقابه تالاب‌ها امتناع می‌کند.

تالاب‌ها قربانی سدسازی و احداث جاده
دریاچه بختگان که یکی از منحصربه فرد‌ترین تالاب‌های ایران و جهان بود و تا اواخر دهه 80 شمسی و در حالی که نفس‌های آخرش را می‌کشید همچنان مورد توجه بسیاری از دانشمندان اروپایی بود امروز کاملاً خشک شده و دیگر امیدی به احیای آن نیست! برخی فعالان حوزه محیط زیست گلایه کرده‌اند که سازمان حفاظت محیط زیست به جای تلاش برای احیای این تالاب در سال1393 مجوز ساخت جاده‌ای را در بخشی از حاشیه این تالاب در بستر صادر کرد که این جاده در 22بهمن همان سال با حضور نمایندگان وزارت صنعت افتتاح شد.
سرنوشت تلخ
جاده ساخته شده که به گفته این فعالان، حکم تیر خلاص را برای بختگان داشت قرار است در سال‌های پیش رو برای حمل سنگ آهن استخراج شده از معادن منطقه حفاظت شده بهرام گور و پارک ملی قطرویه مورد استفاده قرار گیرد که استخراج از این پهنه معدنی نیز سال94 مورد موافقت رئیس‌جمهوری قرار گرفت. از سوی دیگر سدسازی‌های گسترده روی رودخانه‌های منتهی به بختگان همچون کر و سیوند و برداشت سالانه بیش از سه میلیارد و 200میلیون مترمکعب آب زیرزمینی از حوضه بختگان و پمپاژ و انتقال آب رودخانه کر برای توسعه شالیکاری در منطقه کامفیروز که اکنون استان فارس را به سومین تولید‌کننده برنج در ایران تبدیل کرده، دیگر اثری ازدریاچه بختگان باقی نگذاشته است.

مرثیه‌ای برای هامون‌نشینان
دریاچه هامون هم در سیستان نیز به‌دلیل هدایت آب هیرمند به چاه نیمه چهارم برای توسعه کشاورزی سیستان و کاشت محصولات آب بر اکنون سال‌هاست که به یکی از بحرانی‌ترین کانون‌های تولید گردوغبار ایران در جنوب شرق کشور تبدیل شده است. مهاجرت بیش از 700هزار نفر سیستانی، بیکار شدن بیش از 7هزار و 500 صیاد محلی و ازبین رفتن معیشت 15هزار خانواری که از راه دامداری و حصیربافی امرار معاش می‌کردند و رشد چشمگیر بیماری‌های آسم و ریوی و گسترش روز افزون فقر و معضلات اجتماعی در سیستان تنها بخشی از تبعات خشک شدن این دریاچه در گوشه شرقی کشورمان است.

«ونیز سبز ایران» و«بهشت مازندران» درخطرنابودی
اما این همه ماجرا نیست، چراکه تالاب‌های ایران در مرکز و جنوب و غرب و شرق کشور که حتی تالاب‌هایی چون انزلی و میانکاله که اولی به «ونیز سبز ایران» و دومی به «بهشت مازندران» شهرت داشتند، هم در آستانه خشکیدگی و نابودی قرار گرفته‌اند. سدسازی‌های گسترده و برداشت بی‌رویه آب حتی در شمال ایران هم این دو تالاب را در مرز از هم پاشیدگی کامل قرارداده است. وضعیت تالاب گمیشان در گلستان نیز اما شاید متفاوت از دیگر تالاب‌های کشورمان باشد. این تالاب با موافقت‌های چند باره سازمان محیط زیست و اداره کل محیط‌ زیست استان گلستان و صدور مجوز‌های پرسش‌برانگیز برای برداشت آب و حفر کانال‌های انتقال آب دربستر این تالاب به‌منظور توسعه طرح چهارهزار هکتاری پرورش میگوی غیر بومی قربانی شد. از سال 1390 سازمان محیط زیست سه بار برای حفاری و کانال‌کشی در این تالاب مجوز صادر کرد که 2مجوز فقط در دولت یازدهم صادر شد و با‌وجود اعتراضات بدنه کارشناسی معاونت محیط طبیعی سازمان محیط زیست اما برخی افراد در این سازمان ترجیح دادند تالاب را به بستر کارگاه تامین آب مزارع پرورش میگو تبدیل کنند.

نابودی ناشی از بی‌تفاوتی
در این میان تالاب فریدونکنار و سرخرود و ازباران در مازندران هم که تا حدودی بهره‌مند از آب است و می‌توانست مامنی امن برای پرندگان مهاجر در زمستان‌ها باشد به‌دلیل قرق کامل منطقه توسط قاچاقچیان و صیادان محلی که متاسفانه مورد حمایت مسئولان استانی هم واقع شده‌اند دیگر زیستگاهی امن برای مهاجران خسته نیست. براساس اعلام مدیرکل دفتر شکار و صید سازمان محیط زیست هر ساله در این تالاب‌ها حدود 700هزار پرنده مهاجر سلاخی و روانه بازار پرنده فروشان فریدونکنار می‌شود و با‌وجود درخواست‌های مکرر فعالان محیط زیست و سازمان حفاظت محیط زیست اما تاکنون شورای تامین استانداری و وزارت کشور مساعدتی برای دستگیری متخلفان و تعطیلی این بازار غیرقانونی که به مرکز قاچاق پرندگان کشور تبدیل شده صورت نگرفته است.

سخن آخر اینکه برکسی پوشیده نیست تالاب‌ها در زمره ارزشمندترین زیست‌بوم‌های کشور قلمداد می‌شوند، زیستگاه‌های حیاتی و متنوعی که نقش مهمی در بقای گونه‌های بی‌شماری از گیاهان و جانوران وابسته به خود دارند و عدم مدیریت تالاب‌‌ها و ضابطه‌گذاری آنها باعث ایجاد بحران‌هایی جدی نظیر پدیده ریزگردها، آلودگی هوا، حادشدن کم آبی و برهم خوردن شرایط اکولوژی تالاب می‌شود. با این حال آینده پایدار تعداد زیادی از شهرهای ایران در گرو احیای تالاب‌هاست، دور نیست روزی که شیراز و شهرهای استان فارس نیز سرنوشتی همانند خوزستان پیدا کنند چرا که امروز تمامی 17تالاب این استان به پهنه‌ای خشک و کویری و شوره زار تبدیل شده است.

ارومیه نیز اگر همچنان به بهای تولید سیب و چغندر مازاد محروم از آب بماند نه فقط 2استان که بلکه تا شعاع 500 کیلومتری خود را هم تا تهران و البرز و قزوین و زنجان و حتی کشورهای همسایه از حیات و سکنه خالی خواهد کرد. خشکیدگی تالاب‌های گاوخونی، جازموریان، خلیج گرگان و میانکاله و گمیشان، انزلی و قوریگل نیز حیات چندین استان و شهر از جمله کرمان و اصفهان و گلستان و گیلان و تبریز را در خطر نابودی قرار داده است و درنهایت رهاورد خشکیدگی برخی از این تالاب‌ها گردوغبار است و نابودی معیشت مردم محلی.
روزنامه همدلی
برچسب ها: تالاب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین