کد خبر: ۳۵۴۴۱
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۱
مغفول بزرگ مديريت آلودگي هوا
«خودرومحور»بودن شهرهاست که آلودگي هوا را تشديد مي‌کند. بحث بر سر کيفيت خودرو و سوخت اگرچه تا حدودي ما را به هواي بهتر کلان‌شهرها هدايت مي‌کند، اما فراموش نکنيم که بهترين و باکيفيت‌ترين خودروهاي جهان نيز همواره حدي از انتشار آلودگي را دارند و تردد روزانه آنها در يک شهر بزرگ نيز کيفيت هوا را تغيير خواهد داد.
حمیدرضا میرزادهزیست بوم/ حميدرضا ميرزاده*: هوا آلوده است. روزهايي هم هست که به دليل شرايط جوي آلوده‌تر مي‌شود. مدارس تعطيل مي‌شوند و راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها به دنبال مقصر مي‌گردند. آمارها مي‌گويند عامل اصلي آلودگي هوا «منابع متحرک» (بخوانيد وسايل نقليه موتوري) هستند. سازندگان خودرو، سوخت را عامل آلودگي مي‌دانند و توليدکنندگان سوخت، خودروها را. دعوا از سال‌ها پيش ادامه دارد و هر وقت شاخص‌هاي آلودگي هوا افزايش پيدا مي‌کند، آتش دعوا برافروخته مي‌شود تا آنکه باد و باراني بيايد و باز روز از نو روزي از نو! 

هستند کساني که سهم ٧٠درصدي خودروها از آلودگي هوا (خصوصا در تهران) را زير سؤال مي‌برند اما همان‌ها هم معتقدند خودروها سهم بزرگي در اين مصيبت کلان‌شهرها دارند. اما کسي نمي‌گويد چگونه خودروها در زندگي بسياري از شهروندان نقشي حياتي بازي مي‌کنند به گونه‌اي که براي خيلي‌ها زندگي بدون خودروي شخصي معنا پيدا نمي‌کند. 

خودرو گران است. اکثر مردم براي خريدنش يا بايد دست‌به‌دامن وام و ليزينگ و اقساط شوند يا اينکه مدتي نسبتا طولاني پس‌انداز کنند. همين تلاش براي به‌دست‌آوردن خودرو، يک جنبه مهم رواني دارد؛ چيزي که با زحمت به دست آمده را «حتما» بايد استفاده کرد! سوخت ارزان (و آن‌طور که دولت مي‌گويد؛ يارانه‌اي) يکي از مشوق‌هايي است که اين تفکر را تقويت مي‌کند. 

از طرف ديگر، تبديل‌شدن خودروي شخصي به يک شاخصه مهم رفاه، بُعد ديگر داستان است. خواستگار خوب کسي است که خانه و «ماشين» داشته باشد! يک خانواده مرفه، خانواده‌اي است که هر يک از اعضاي خانواده يک خودرو مختص به خود داشته باشند. يکي از جوايز پرسروصداي بانک‌ها، فروشگاه‌ها، شرکت‌هاي خدمات اينترنتي و... هميشه خودروي شخصي است. به اين تفکر، امنيت رواني را نيز اضافه کنيد. خودروي شخصي، ادامه حريم خصوصي ماست که آن را در شهر حرکت مي‌دهيم. 

حالا اين رويکرد نسبت به خودرو وقتي در کنار واقعيت‌هاي شهرهاي بزرگ قرار گيرد، نتيجه مشخص است. مثلا در تهران، بخش زيادي از سکونتگاه‌ها، فاصله زيادي تا مراکز اداري، خدماتي، آموزشي و حتي مراکز خريد دارند.  بسياري از ساکنان اين سکونتگاه‌ها مجبور به سفرهاي طولاني تا محل کار و تحصيل خود هستند يا براي خريد و استفاده از خدمات مختلف ناچارند به مناطق مرکزي شهر تهران بروند. اگرچه حمل‌ونقل عمومي در مرکز شهر تهران در اشکال مختلف وجود دارد اما مشکل بسياري از اين شهروندان، رسيدن به مرکز شهر است که اتفاقا حمل‌ونقل عمومي (به غير از چند مسير معدود) پوشش‌دهنده مسير حرکت آنها نيست. 

اما براي ساکنان مناطق مرکزي شهر چطور؟ آنها هم به گونه‌اي ديگر براي استفاده از خودروي شخصي خود تشويق مي‌شوند! بسياري از طرح‌هاي ترافيکي در جهت سهولت رفت‌وآمد خودروهاست نه عابران پياده يا خودروهاي حمل‌ونقل عمومي. در تقاطع‌هاي پررفت‌وآمد، اين عابران پياده هستند که بايد مسير خود را طولاني کنند و از زيرگذر عبور کنند تا خودروها با سهولت از تقاطع عبور کنند. بسياري از پياده‌روها با حصارهاي طولاني پوشانده شده‌اند و عابران گاه مجبورند براي عبور از خيابان و رسيدن به نقطه موردنظر مسافت زيادي را طي کنند تا معبري را درون حصارها بيابند.

 در ساعات پرترافيک، با فرمان پليس، خودروهاي شخصي اجازه مي‌يابند در مسير ويژه اتوبوس‌ها تردد کنند. به غير از چهارراه‌ها، در هيچ‌کجاي شهر چراغ عابر پياده وجود ندارد؛ چراغي که خودروها را تنها براي عبور عابران پياده متوقف کند.  در سطح کلان‌تر، بودجه‌هاي بزرگ شهرها همواره براي ساخت اتوبان و پل و زيرگذرها صرف مي‌شود و هر سال ظرفيت اين معابر ماشين‌رو به طور موقت افزايش پيدا مي‌کند که اين خود، ابزاري تشويقي براي استفاده از خودروهاي شخصي است. به عبارت ديگر، حق تقدم عابران پياده تنها در قانون نوشته شده، اما در طراحي شهري، اولويت همواره با خودروهاست.  اين‌چنين است که استفاده از خودروي شخصي، همواره اولويت اکثريت افراد جامعه است. کسي که از خودروي شخصي استفاده مي‌کند، مالکيت بيشتري بر شهر دارد، از يارانه سوخت استفاده مي‌کند، مجبور نيست فضاي خصوصي خود را برهم زند و طراحي شهري نيز او را تشويق به استفاده از خودرواش مي‌کند. خودرويي که براي تهيه‌اش تلاش زيادي کرده و هزينه زيادي پرداخت کرده است. 

«خودرومحور»بودن شهرهاست که آلودگي هوا را تشديد مي‌کند. بحث بر سر کيفيت خودرو و سوخت اگرچه تا حدودي ما را به هواي بهتر کلان‌شهرها هدايت مي‌کند، اما فراموش نکنيم که بهترين و باکيفيت‌ترين خودروهاي جهان نيز همواره حدي از انتشار آلودگي را دارند و تردد روزانه آنها در يک شهر بزرگ نيز کيفيت هوا را تغيير خواهد داد. 

به نظر مي‌رسد آنچه باعث عدم موفقيت ما در مديريت آلودگي هواست، بي‌توجهي به خودرومحوري شهرها و تلاش براي تغيير برخي فاکتورهاي آلودگي هواست. اگر سياستي براي کاهش تردد خودروهاي شخصي اعمال نشود، رويدادهاي آلودگي هوا دائما تکرار خواهند شد و هر سال همين بحث‌ها عينا تکرار مي‌شوند.

* روزنامه نگار محیط زیست
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین