کد خبر: ۳۵۳۲۶
تعداد نظرات: 1 نظر
تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۹۶ - ۰۹:۱۰
برای برخی که «محیط‌زیست» را در «چند جک و جانور» خلاصه می‌دانند، احتمالا به ذوق‌زدگی هواداران محیط‌زیست از بازگشت یک «دُرنای سیبری» با منقار بزرگ و پاهای باریک و بال زدن‌هایی گاه نامنظم به یک آبگیر کوچک در فریدونکنار می‌خندند و دستمایه شوخی می‌کنند که اینها چه دل‌خوشی دارند!
اصغر محمدی فاضلزیست بوم/اصغر محمدی فاضل*: برای برخی که «محیط‌زیست» را در «چند جک و جانور» خلاصه می‌دانند، احتمالا به ذوق‌زدگی هواداران محیط‌زیست از بازگشت یک «دُرنای سیبری» با منقار بزرگ و پاهای باریک و بال زدن‌هایی گاه نامنظم به یک آبگیر کوچک در فریدونکنار می‌خندند و دستمایه شوخی می‌کنند که اینها چه دل‌خوشی دارند!

اما این دُرنا که محلی‌ها نامش را «امید» گذاشته‌اند فقط یک پرنده نیست. او نه تنها آخرین بازمانده درنای سیبری بلکه سبکی از زندگی است. این‌که پرنده‌ای یکه و تنها بیش از ده سال است چند هزار کیلومتر را طی می‌کند تا خودش را از سرزمین‌های شمالی سیاره مسکون برساند به فریدونکناری که بوی خون پرندگان مهاجر می‌دهد، بسیار شگفت‌انگیز است. باور کنید می‌شود ساعت‌ها به این خبر کوتاه خیره شد و در موردش حرف زد و بعد سرک کشید به درونِ خویشتنِ خودمان که آیا واقعا ما به عنوان اشرف مخلوقات می‌توانیم این همه «امیدوار» باشیم و به راه و تلاش و نتیجه باور داشته باشیم؟

«امید» این مسیر را نخستین‌بار با والدین خود آمده است. راه را نشانش داده‌اند و علاوه بر آنچه که به صورت غریزی در نهانش نهفته است به او درس‌هایی آموخته‌اند که چطور خودش را برساند به این آبگیرِ کوچکی که برای هزاران قطعه پرنده دیگر قتلگاه است و بعد هم جان به سلامت بردارد و برگردد.

برخلافِ «امید» ما که سال‌هاست می‌نویسیم «این روزها حال محیط زیست خوب نیست» انگار باور کرده‌ایم که «این روزها»ی ناخوشی تمامی ندارد و این مرثیه نهایت ندارد. حتی وقتی «امید» افتان و خیزان می‌آید و می‌رود. شگفتی بیشتر آن‌که ما از او نمی‌آموزیم حال این محیط زیست را هیچ‌کس خوب نمی‌کند جز این‌که هر کدام ما به جای تک روی، به جای ستیزه با همفکران، به جای صرف انرژی برای اثبات برحق بودن خود، به جای تلاش برای افشای یکدیگر و به جای واگرایی، با همدلی، کنار هم و با هم برای این محیط زیست رو به احتضار کاری کنیم.

اسفبارتر آن‌که عادت کرده‌ایم معدود فرصت‌ها را نیز در یک چشم به راهی بی پایان هدر بدهیم. یا در حال هورا کشیدن برای یک مدیر هستیم با چشم‌های بسته بر ناکاستی‌هایش، یا مشغول قصابی مدیر دیگر به بهانه «فقط به‌خاطر نجات محیط‌زیست ایران»! واقعا این هیاهوها تا به حال کدام گره از کشور باز کرده است که حالا محیط‌زیست ایران را بخواهد نجات دهد؟ آیا پس از چند دهه وقت آن نرسیده تا از این فضای احساسی و پرشور گذر کنیم؟ 

ادامه روند پر تنش این روزهای سپهر محیط‌زیست کشور به چیزی جز عمیق‌تر شدن گسل‌های اختلاف و نابودی هرچه بیشتر فرصت‌های انگشت‌شمارِ بی‌رمق، نخواهد رسید. انصاف به خرج دهیم و رواداری کنیم و به «امید» و کاری که هر سال می‌کند نگاه کنیم و از او بیاموزیم. معلم خوبی است این مهمانِ تنها، اگر پیامش را بشنویم.

*کارشناس محیط زیست

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۱
علیزاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۲۷ - ۱۳۹۶/۰۹/۰۸
0
0
درود بر استاد فاضل با این نگاه جامع و درست
کاش دعواها را تمام کنیم و با هم کار کنیم
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین