کد خبر: ۳۵۲۳۵
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۳
این که دریاچه ارومیه را بدون آب بنویسیم و بختگان و هیرمند و....طوفان نمک را برمی دازد برای زخم جگر و فاجعه زیست محیطی نگران مان می کند از الفبا نوشتن کودکان مان و رسیدن به شعر ما فرزندان ایرانیم...ایرانی را تحویل بدهیم که با آنچه گرفتیم خشک تر و بی آب تر ...
زیست بوم/ روح الله صالحی- ابوریحان بیرونی وقتی کتاب آثارالباقیه را می نوشت تصور هم نمی کرد که در آستانه  قرن پانزدهم نگرش اورا برباد می دهیم .

ایرانیان باستان بر این باور بودند که آفرینش آب، دومین موجود کیهان 55 روز به طول انجامیده است و ما اما آن را بر باد داده ایم تا دیو خشکسالی(اپوش) بر ایران بتازد و آناهیتا، مادر باران زانوی غم به بغل گیرد و سرگردان اساطیری باشد که قرار بود در وجود انسان مدرن زنده باشد.

حال آن که باید بیاموزیم چرخه هستی را و قدر بدانیم و بگذاریم رود در دشت بدود و بجوشاند چشمه های ایران را... همان چرخه هستی که از4500 سال قبل از میلاد مسیح جریان داشته و ما رسانده ایم به خاک و باد و این یعنی زایش کویر...

بچه ها عروسک را بر چوب سوار کرده و در کوچه ها بر زمین می کوبیدند و زنان دامان‌شان را پر می کردند از حبوبات و کوزه آب بر عروسک می ریختند و همه در پختن آش باران یک دل می شدند تا دل خست آسمان بترکد و اتفاقا برای صدق صاف اهالی دل آسمان به رحم می آمد و باران...باز باران...

باز باران آمد توی کتاب درسی تا حواس مان باشد که باید ریزعلی وار تصمیم بگیریم که باران مال ما باشد تا کودکانگی هامان فرصتی برای جست و خیز چابک داشته باشند.

تا چشم کار می کند کنار جاده برهوت است و اگر سبزینگی هست نفس تنگ آخر چاه عمیقی است که رگ و پی سرزمین را می مکد برای چند کیلو خیار و یا هندوانه ای که رغبتی برای خوردنش نیست.

رغبت را باید در ترک دست های کشاورز زعفران کار جستجو کرد که در می داند آب چه معنی دارد.

یا می شود سر مادرچاه قنات ایستاد و وقت آبکال قنات پرسید :عمو آب چیست؟ و پاسخش آیه قرآن است که هر پدیده ای زنده به آب است.

هیچ قومی چنین فجیع به کشتن بر نخواست که ما به آب نشسته ایم و دریغ از جدی گرفتن زنگ خطر ها و دریغ از حمایتی از آبخوان داری برای تزریق آب به لایه های آهکی و شنی دشت ها.

جهاد کشاورزی بدون برنامه در بلندی ساختمانش ایستاده و به خالی شدن سفره های زیر زمینی میگوید هیس زمین که فریاد نمی زند اما می زند کافیست سری به نشست های فاجعه بار زمین در کبودرآهنگ همدان سری بزنید و سیب زمینی و آب چه بلای سر دشت صدای کبوتران آورده است.

اینکه آب با لوله می آید تا کنار میز کار مدیران یعنی تنبلی و همایش ها به چند امضا و تقدیرنامه بسنده می کند.

سرزمینی که با بحران آب عامل محرک جنگ جهانی سوم روبه روست چرا نباید به جای توجه به پسته و زعفران کاری خیار و هندوانه وارد کند و ما بیاموزیم شبیه آناناس تجملاتی به این میوه های پیش پا افتاده و ارزان نگاه نکنیم.

ابوریحان فکرش را هم نمی کرد که شاه لوله فاضلاب را می گذاریم بیخ گلوی باغات و می گویم همین هست که هست بنوش و مردم به وقت جان گرفتن از سیب ،مرض را در کبد جا می گذارند.

این که دریاچه ارومیه را بدون آب بنویسیم و بختگان و هیرمند و....طوفان نمک را برمی دارد برای زخم جگر و فاجعه زیست محیطی نگران مان می کند از الفبا نوشتن کودکان مان و رسیدن به شعر ما فرزندان ایرانیم...ایرانی را تحویل بدهیم که با آنچه گرفتیم خشک تر و بی آب تر ...

صدا و سیما و رسانه های جمعی و نظام تربیتی ما باید به سمت تغییر الگوی مصرف آب و میوه جات حرکت کند تا با حرکت معکوس و کنترل بازار، تولید را هدفمند کند و در این میان نقش پر رنگ جهاد کشاورزی برای استفاده از روش های نوین آب یاری پرت و هدر رفت آب را به حداقل برسانند .

و برگزاری جشن های و آیین های تمنای باران مثل شل و مل بارونکی، چمچه گلین، کمچلی زمه، شاشریفک،کتراگیشه، کترالگین، چغزچغو و...زمینه مشارکت عمومی در آیینی مهیا سازد که تمرکز را بر تلاش برای به دست آوردن آب می کند.

با حفظ منابع موجود و تلاش برای هم آهنگی دخل و خرج با توجه به بارش سالانه می بایست از روش های آبخوان داری و تزریق آب به سفره های زیر زمینی بهره برد.عصر ساخت سدسازی و انتقال حوزه آبریز رودخانه ها گذشته است چرا که در پایین دست فقر آب بیداد خواهد کرد از خطرات نشست زمین و گرد و خاک جلوگیری کرد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین