کد خبر: ۳۵۲۰۸
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۶ - ۲۲:۴۸
والدینی که دغدغه پرورش سالم فرزندانشان را دارند و صرفا دنبال مسابقه رقابتی مرسوم در سیستم آموزش ما نیستند، مخاطبین اصلی مدارس طبیعت هستند.
منصوره محمدیزیست بوم/ منصوره محمدی: مدرنیته و شهرنشینی باعث شده است دسترسی کودکان امروز به طبیعت بسیار کمرنگ شود، تجربه کودکان ما از طبیعت امروزه محدود به فضاهای خاص درون شهری و طبیعت محدود به رسانه ها و دنیای مجازی شده است.

اما در جریان تجربه مستمر و ملموس طبیعت است که ارزش‌های طبیعت در کودکان نهادینه می‌شود و می‌توان  در انتظار نسلی بود که دغدغه‌های محیط زیستی بیشتری داشته باشند و نسبت به آن واکنش نشان دهند. مدرسه طبیعت تهران؛ دروازه آشتی کودک و محیط زیست

دکتر وهاب زاده بنیانگذار مدارس طبیعت ایران با توجه به تاثیرگذاری پایین آموزش های محیط زیستی در بزرگسالان و پذیرش بالای کودکان و نوجوانان، با درنظر گرفتن منافع بلندمدت در حفظ محیط زیست کشور اقدام به احداث این مدارس در سال 92 نمودند.  این مدارس با سرعت رو به رشدی در نقاط مختلف ایران در حال گسترش هستند و با توجه به اهمیت حفظ محیط زیست و نقشی که کودکان می توانند در این زمینه داشته باشند، حضور خانواده ها و کودکان در مدارس طبیعت کمک بزرگی به حفظ حداقل های محیط زیستی کشورمان می کند. 

در این راستا تحریریه زیست بوم، گزارشی با خانم شهره جوادی از فارغ التحصیلان رشته MBA از دانشگاه تهران و  اعضا هیئت موسس مدرسه طبیعت طهران داشته است که در ادامه شما را به خواندن این مصاحبه دعوت می کنیم.

اول از کلی ترین سوال شروع می کنم، هدف اصلی از راه اندازی مدارس طبیعت چی هست؟
هدف اصلی از احداث این مدارس اصلاح سیستم آموزش و پرورش بود. دکتر وهاب زاده موسس مدارس طبیعت بودند که در سال 92 اولین مدرسه طبیعت را در مشهد با نام کاوی کج تاسیس کردند. ایشان در دوره ها و نشست هایی که در دانشگاههای مختلف و با حضور اساتید و متخصصین داشتند به این نتیجه رسیدند که ضرورت یادگیری و حفظ محیط زیست در بزرگسالی به دوران کودکی بر می گردد و یادگیری ها باید از این دوران شروع شود. 

بنابراین یکی از دیدگاه¬ها در تاسیس مدارس این بود تا بتوانند رسیدگی به محیط زیست و دوستدار محیط زیست بودن را در کودکی پرورش دهند و بعد دیگر این قضیه، توجه به روانشناسی تکاملی در تربیت و پرورش کودکان بود. زیرا در حال حاضر مدارس ما آموزش های یکسانی را برای بچه ها با استعدادهای مختلف ارائه می دهد، در حالی که در سن 3 تا 12 سال یکجانشینی و گوش دادن به درس¬ها و تعالیم ثابت و مشترک برای بچه ها سخت است.

شما اگر به سیستم آموزشی حوزه اسکاندیناوی و فنلاند و کشورهایی که آموزش آزاد دارند آشنا باشید، می بینید که این کشورها آموزش را به گونه ای برای کودکان شروع کرده اند تا بچه ها بر اساس علایق، استعدادها و انگیزش های درونی خود، مسائل مورد نیاز خود را در مدارس یاد بگیرند و یادگیری در چارچوب آموزشی ثابت و مشخصی، توسط مقاوم آموزشی بالاتر به آنها دیکته نمی شود. فلسفه ایجاد مدارس طبیعت به این خاطر بوده تا بچه ها در طبیعت حضور پیدا کنند و در تعامل با عناصر طبیعت، مثل آب و خاک و هوا و حیوانات و امثالهم، انگیزش هایی در آنها اتفاق بیفتد و از طبیعت یادگیری داشته باشند. این یادگیری هم از طریق تعامل کودک با طبیعت است و هم یادگیری های اجتماعی که کودک از طریق برقراری ارتباط با گروه های سنی مختلف به آن می رسد.

در واقع مدرسه طبیعت دغدغه یادگیری براساس نیاز، و یادگیری برحسب استعداد و علاقه را تا حد زیادی می تواند در جامعه برطرف کند و این فلسفه اصلی شکل گیری آن است.
مدرسه طبیعت تهران؛ دروازه آشتی کودک و محیط زیست
رنج سنی در مدارس طبیعت 3 تا 12 سال هست، در سایت مدرسه طبیعت نگاهی داشتم و دیدم گروه های مختلف، از جمله بزرگسالان را هم تحت آموزش قرار میدهید، درست است؟ و یا تمرکز روی همان گروه سنی خاص هست؟
مدرسه طبیعت در اصل برای کودکان گروه سنی 3 تا 12 سال است. آموزشی که برای بزرگسالان درنظر گرفته شده، آموزش تسهیلگری کودکان است. والدین و یا کسانی که در حوزه کودک فعال هستند این دوره ها را می گذرانند. شرکت در دوره ها نیز صرفا برای کسانی که میخواهند در مدارس طبیعت فعالیت داشته باشند نیست، بلکه هرکسی که می خواهد در حوزه کودک فعالیت خوبی داشته باشد، می تواند در این دوره ها شرکت کند.  دوره ها شامل یک دوره سه روزه مقدماتی  و یک دوره سه روزه پیشرفته است و دوره پیشرفته  صرفا برای کسانی هست که مدارس فعال دارند و در این حوزه کار میکنند.

با توجه به اینکه اکثرا بچه ها از محیط های شهری جذب مدارس طبیعت می شوند، در آموزشها وبرنامه هاتون بهره گیری از طبیعت محیط شهری  را هم  در نظر گرفتید؟ چون اکثر مدارس طبیعت در خارج محیط های شهری قرار دارند و اکثر وقت بچه ها هم در محیط های شهری سپری می شود، میخواهم بدانم این آموزش در برنامه ها قرار داده شده تا بچه ها همان طور که در طبیعت حضور پیدا می کنند و با خود طبیعت تعامل را یادمیگیرند، در محیط شهری هم بدانند از حداقل های طبیعت شهری چطور بهره بگیرند؟
من در بخش اول صحبت ها که درباره فلسفه مدرسه طبیعت صحبت کردم، نکته خیلی مهمی را جا انداختم. اصلا یکی از ضرورت های ایجاد مدارس طبیعت، محیط شهری بوده، زیرا این محیط بیش از اندازه مدرنیزه و شهری شده و باعث شده بچه ها از ذات طبیعی خود فاصله بگیرند و از طبیعت و فضای سبز، چیزی حداقل در تهران باقی نمانده تا کودکان بتوانند استفاده کنند.
 
همه جا زیباسازی و ساخت و ساز و وسایل بازی مدرن ایجاد شده که اینها اصلا جذابیت ذاتی برای بچه ها ندارند و آنها را خیلی کم سرگرم می کند. هدف مدارس طبیعت این است که اولا در دل خود شهرها بتوانند فضاهایی را، حالا از بوستان ها گرفته یا از فضاهای سبز موجود استفاده کنند و مدرسه طبیعت را در دل خود شهرها ایجاد کنند تا بچه ها در محیط شهری و محل زندگی خود با طبیعت در ارتباط باشند.

اما درخصوص آموزش، ما هیچگونه آموزش مستقیمی چه محیط زیستی چه غیر محیط زیستی به کودکان نداریم. بچه ها خودشان به صورت خودانگیخته در معرض آموزش قرار می گیرند، مثلا وقتی کودک از درختی آویزان می شود و شاخه درخت می شکند، و ضرر به درخت را خودش می بیند، یادمیگیرد که نباید اینطور رفتار کند. و یا متوجه می¬شوند کجا باید آتش روشن کنند، چگونه باید با حیوانات برخورد کنند، چطور وقتی حشره ای را می بینند، مورد آزار و اذیت قرار ندهند و اینکه اصلا چگونه با همسالان خود ارتباط برقرار کنند.

در واقع یکی از ضرورت های اصلی  این است که بچه ها از محیط شهری دور شوند. البته ما میخواهیم که مسئولین شهری فضاهایی را در اختیار مدارس طبیعت قرار دهند تا بتوانیم بچه ها را در دل شهر با حمل و نقلی راحت تر، به مدارس طبیعت برسانیم. در این راستا قدم های مثبتی هم از سمت شهرداری  برداشته شده که زمانبر هست و تا مهیا شدن آن زمان برای تهران، مجبوریم از اطراف و حومه شهر در تاسیس مدارس طبیعت استفاده کنیم. این عمل فی نفسه حرکت خوبی است و باعث فاصله گرفتن کودکان از محیط های شهری می شود، به آنها فرصت تنفس هوای تمیز، بازی کردن و تخلیه انرژی بیشتری را می دهد. و کما اینکه به صورت غیر مستقیم و کاملا خودانگیخته کودکان یاد می گیرند که چطور باید با طبیعت برخورد کنند.
مدرسه طبیعت تهران؛ دروازه آشتی کودک و محیط زیست
در کانال تلگرامی مدرسه طبیعت طهران عنوان شده این مدارس به رشد توانایی حل مساله در کودکان کمک می کنند، یعنی بچه ها را با چالشی مواجه می کنید تا در پی آن چالش بتوانند مساله را حل کنند؟
ما به صورت عمدی و برنامه ریزی شده چالشی ایجاد نمی کنیم، بچه ها خودشان در تعامل با هم دچار چالش می شوند. دوتا بچه در یک خانه در کنار هم، بدون هیچ اتفاق خاصی دچار چالش می شوند و سعی می کنند این چالش را حل کنند. حالا ممکن است این چالش در استفاده از وسایل و ابزاری باشد که به صورت محدود در اختیار کودک است، یا چالشی باشد که بچه ها خودانگیخته آنرا ایجاد می کنند، مثلا بخواهند در سایت نجاری، کلبه ای چوبی درست کنند، این یک چالش همگانی برای بچه ها محسوب می شود که دست به دست هم چگونه آنرا انجام دهند.

 یا مثلا دفعه قبل  لاک پشتی که در مدرسه داشتیم گم شد، چالشی برای بچه ها ایجاد شده بود که چگونه لاک پشت را پیدا کنند. بچه ها به صورت گروهی و با مشورت هم سعی می کردند راه حل پیدا کنند، ما چالشی ایجاد نمی کنیم، چون اصلا اعتقاد به آموزش مستقیم نداریم، ولی ذات تعامل بچه ها با هم چالش برانگیز است و حالا یا چالش مثبت یا منفی خودشان سعی می کنند آنرا حل کنند.  نقش تسهیلگرها، (مربیانی که درمدارس هستند) به این صورت است که در کنار کودکان هستند و جلوتر از خلاقیت آنها قدم برنمیدارند، به آنها ایده نمی دهند، یا به آنها نمی گویند این کار را انجام بده یا نده، کنار بچه ها یا پشت سر آنها قرار می گیرند و خط قرمز، ایمنی بچه هاست. فقط سعی می کنند مراقب بچه ها باشند و اگر کمکی از آنها بخواهد، سعی می کنند بچه ها را هدایت کنند نه اینکه جواب مستقیم بدهند. ممکن است در این چالش ها بچه ها به تسهیلگرها رو بیاورند و از آنها کمک بخواهند، و تنها در اینصورت است که بچه ها را راهنمایی میکنند و راه حل هایی جلوی پای آنها میگذارند تا بیشتر فکر کنند و بتوانند این چالش ها را حل کنند.
 مدرسه طبیعت تهران؛ دروازه آشتی کودک و محیط زیست
پس برنامه این است که بچه ها با میل و علاقه خود در هر قسمتی که خواستند حضور داشته باشند، حالا بچه ها چند جلسه در مدرسه حضور پیدا کردند، مثلا یک نفر به نجاری علاقه مند است، یکی باغبانی و موارد دیگر. بعد از چند جلسه علاقه و استعداد بچه ها کشف شده، آیا برنامه خاصی برای بعد آن درنظر گرفته میشود که کودک به سمت پرورش آن استعداد خاصی که دارد حرکت کند، یا نه بازهم روال مدرسه اینگونه است که در قسمتهای مختلف حضور پیدا کنند؟
 بچه ها به دلیل ذات تنوع پذیری که دارند، وقتی وارد این محیط می شوند معمولا خودشان بین ایستگاه های مختلف گردش دارند. یعنی شن بازی می کنند، نجاری می کنند، به باغبانی مشغول می شوند، با حیوانات درگیر می شوند، طناب بازی، ننو بازی، بازیهای تعادلی و هرچیزی که در هرکدام از مدارس طبیعت وجود دارد را بچه ها امتحان می کنند. اما چیزی که شما میفرمایید درست است، مثلا ممکن است کودکی، تمام مدتی حضورش در مدرسه طبیعت را به متابخوانی اختصاص دهد، یعنی علاقه اش به کتاب خواندن باشد، ما هیچ کاری با کودک نداریم و او را مجبور نمی کنیم که ایستگاه های دیگر را امتحان کند، اما هیچ کاری هم بابت هل دادن کودک به سمتی که علاقه دارد نداریم.

ما اجازه می دهیم طبق روانشناسی تکاملی، کودک سیر طبیعی خود را طی کند، چون معتقدیم کودکی مثل یک قطار است، در هر ایستگاهی که کودکان به آن می رسند، چیزهایی که میخواهند را برمیدارند و قرار نیست ما سرعت این قطار را کم یا زیاد کنیم یا مسیرش را عوض کنیم، بچه ها خودشان به صورت طبیعی پیش می روند. اگر به کتاب علاقه مند هستند، در این زمینه پیش می روند، اگر به نجاری علاقه مند هستند، در آن سمت پیش می روند، یا هر مبحث دیگری و مطمئن باشید اگر کودکی صرفا به شن بازی علاقه مند باشد و در مدتی که به مدرسه می آید در هیچ ایستگاه دیگری حضور پیدا نکند، ما به هیچ وجه دخالتی در این موضوع نخواهیم داشت تا زمانی که کودک در آن ایستگاه تکمیل و ارضا شود و احساس کند در آن موضوع رشد خود را طی کرده و حالا می تواند سراغ بخش دیگری برود. ولی چیزی که ممکن است ما دخالت کنیم، اینگونه است که مثلا کودک سوالی را از ما درباره حشرات می پرسد، یا درباره موضوعی خاص مثل موضوعات اجتماعی، یا مسائل دینی از ما سوال می پرسد، ما در اینجا به آنها راهنمایی می کنیم و میگوییم مثلا حالا که این سوال را پرسیدی دوست داری فلان کتاب را بخوانیم؟  یا دوست داری بریم این گیاه را زیر میکروسکوپ ببینیم چه شکلی است؟ حالا عکس آنرا در کتاب پیدا کنیم؟ یا مثلا دوست داری به موزه ای یا مکانی که مربوط به این مبحث هست و آقایی یا خانومی که کارشناس این موضوع هست و اطلاعات بیشتری دارد بریم؟ 

ما با این روش سعی می کنیم علاقه کودک را به سمتی هدایت کنیم تا عمیق تر یا علمی تر شود، و بچه ها را علاقه مند کنیم هرچیزی را مستدل ببینند. و دخالت ما در حرکت دادن بچه ها به این سبک هست ولی به این شکل نیست قبل از پیشنهاد کودک ما به او پیشنهاد مراجعه به کارشناس یا استفاده از میکروسکوپ را بدهیم.

ابتدای گفتگو به مدارس فنلاند و اسکاندیناوی اشاره کردید، الگوی اصلی که باعث شکل گیری مدارس طبیعت شد چه بود؟ از کدام طرح، مدرسه یا کتاب و مقاله ای برای راه اندازی مدارس طبیعت الگوبرداری شده؟
آقای دکتر وهاب زاده در این حوزه در سطح ایران و دنیا ایده پرداز هستند. مدارس طبیعت که با عناوین مختلف از جمله Nature school، یا Forest school، Nature and Forest school، Ecco school در دنیا وجود دارند، یا Out door kinder gurden، اینها مفاهیمی هستند که نزدیک به مدرسه طبیعت ما هستند. بعضی از این مدارس فقط تا سن پیش دبستانی فعالند، بعضی در اجرا،  کلاس درس دارند، اما این کلاس در چادرها یا محل هایی در طبیعت اتفاق می افتد، یعنی آموزش را دارند. اما بعضی از این مدارس دقیقا مثل نسخه ما که اتفاقا جدیدا مدرسه ای در کانادا فعالیت خود را شروع کرده، Forest and Nature school هست و کاملا مشابه مورد ایران است. 

با توجه به زیستگاه های مختلفی که در دنیا داریم، امکان و شکل اجرای مدارس متفاوت است. مثلا شکل اجرای مدارس در کانادا در آن زیستگا های غنی، با شکل اجرا در ایران زندگی  فرق می کند. ایده اصلی دکتر وهاب زاده این است که براساس روانشناسی تکاملی که در دنیا مورد تایید هست،  برحسب استعداد کودکان آموزش ها را اجرا کنیم و حالا این رنج سنی 3 تا 12 سال در کشورهای مختلف متفاوت است. خیلی از کشورها که Nature school، یا Forest school را دارند، همین رنج سنی را مورد آموزش قرار می دهند، اما کشورهایی که Out door kinder gurden دارند، سن کمتری را برای آموزش می پذیرند. در کل ایده ها از همین کلیدواژه های عنوان شده شکل گرفته و ایده پردازی دکتر بیشتر براین اساس بوده.
 
ایشان درحین فعالیت در دانشگاه متوجه شدند نمی توانند روی دانشجوها تاثیر خاصی که باید را داشته باشند و به دنبال حوزه کودک گام برداشتند. کتابهایی هم در این حوزه موجود است که دکتر وهاب زاده و گروهشان آنها را ترجمه و تالیف کردند و این کتابها منابع اصلی مدارس طبیعت هستند. مثل کتاب کودک و طبیعت، خردسال و طبیعت، یا کتابهایی که مرتبط با روانشناسی تکاملی هستند. لیست کامل کتابها در سایت کاوی کنج به عنوان مرجع معتبر موجود است و میتوانید ملاحظه کنید. اما هنوز به کارهای پژوهشی زیادی در این حوزه نیاز است و کارهای ترجمه زیادی و انتقال از منابع معتبر دنیا باید انجام گیرد که این کار توسط تیم های مختلف در مدارس مختلف اتفاق می افتد تا ایده شکل بالغی به خود بگیرد.

شب ها هم برنامه ای برای کودکان در نظر گرفته شده یا فقط برنامه های مدرسه به روز اختصاص داده شده؟
مدارس بسته به نوع ثابت یا سیارشان، برنامه هایی به اسم شب مانی دارند، یعنی بچه ها شب ها در طبیعت با والدین خود حضور پیدا می کنند. البته والدین در مکانی دور از بچه ها اطراق می کنند، بچه ها چادر می زنند، نگاه به آسمان شب و ستاره ها را تجربه می کنند. چطور باید در شب در طبیعت آتش روشن کنند و مواردی از این دست  را تجربه می کنند. ما تاکنون این تجربه را نداشتیم، اما در بعضی مدارس طبیعت در سطح کشور بله اجرا می شود، و یکی از برنامه های آینده مدرسه ما هم شب مانی است.

مدارس طبیعت بیشتر مرکز توجه چه خانواده هایی است؟ یعنی چه طیفی از خانواده ها، چه اقشاری از جامعه فرزندان خود را ترجیح می دهند با این مدارس آشنا کنند؟
الان خوشبختانه آگاهی در خانواده ها در حال شکل گیری است و خانواده ها متوجه نقاط ضعف سیستم آموزش و پرورش و کمبودهای بچه ها در محیط های شهری شدند. مثلا متوجه شدند چه اختلالاتی از لحاظ جسمی و روانی دارد در بچه ها اتفاق می افتد. خوشبختانه این آگاهی ها نه تنها از طریق مدارس طبیعت، بلکه به واسطه اظلاعات روانشناسی یا آگاهی های دیگری که به جامعه تزریق می شود، در حال شکل گیری است. 

ما از هر قشر و سطحی از جامعه در مدارس پذیرش داریم، اما خوب بیشتر پدر و مادرهایی که واقعا دغدغه پرورش سالم فرزندانشان را دارند، یعنی صرفا دنبال مسابقه رقابتی که در سیستم آموزش ما هست نیستند. هدفشان برای آینده بچه، صرفا کنکور و دانشگاه نیست، هدفشان یک نوجوانی و در پی آن یک جوانی سالم است مخاطبین اصلی مدارس ما هستند. چون ما داریم برای نوجوانی بچه ها سرمایه گذاری می کنیم، در واقع در حال حاضر چون بیشترین اختلالات روانی و جسمانی را  اول در سطح نوجوانان و بعد کودکان داریم، ما با این مدارس  اقدامات پیشگیرانه انجام می دهیم تا بچه ها نوجوانی سالم تری را تجربه کنند. اکثرا خانواده هایی که دغدغه مند هستند، اهل مطالعه، اهل سرچ و تحقیق در سایت های مختلف هستند با این مفهوم آشنا می شوند و مخاطبان اصلی ما را تشکیل می دهند و بعد خود این خانواد ها معرف ما به افرادی که ممکن است از موضوع دور باشند می شوند. 
 
از مشکلات و موانعی که سر راهتون هست صحبت کنید. از ارگان خاصی یا گروه ها و NGO ها انتظار توجه دارید؟
مشکلات که فراوان است و میشود ساعت ها درباره آن صحبت کرد، اما بیشترین مشکلات ما در زمینه آگاهی بخشی به والدین است. کودکان ما عاشق این سیستم هستند، یعنی وقتی وارد محیط مدارس طبیعت میشوند ما به زور آنها را بیرون می آوریم، اما برای توجیه خانواده ها باید کلی وقت بگذاریم که واقعا راه خوشبختی بچه ها فقط این راه های مرسوم و آکادمیکی که به مسیر مشخصی ختم می شود نیست. در خصوص دولت و ارگانهایی که انتظار داریم همکاری بیشتری با ما داشته باشند، اول از همه مجوز ما تحت نظر سازمان حفاظت محیط زیست هست، بنابر این اولین ارگانی که می تواند به مدارس طبیعت کمک شایانی کند، و به عنوان یک شخصیت حقوقی وارد مذاکره با ارگان های دیگر نیز شود، سازمان حفاظت از محیط زیست است، و البته آقای مهندس درویش در این مدت تلاش های زیادی کردند و قابل ستایش است.

 ارگان دیگری که در تهران می تواند خیلی به تحقق اهداف ما کمک کند، شهرداری است. خوشبختانه  چهارشنبه همایشی در خصوص ضرورت توسعه محیط زیست برای کودکان تهران توسط شهرداری برگزار شد که نشان دهنده قدمهای مثبتی است، اما هنوز خیلی راه است تا شهرداری راحت تر و خارج از بروکراسی های عظیم اداری بتواند یک تکه از زمین های بوستان های سطح شهر را یا باغ هایی که به حال خود رها شده اند و اتفاقا خیلی مناسب مدرسه طبیعت هستند را در اختیار ما قرار دهند.
 
در زمینه NGO ها نیز، ما با کانون های محیط زیستی که در مناطق مختلف تهران هستند در ارتباطیم و آنها از جهت معرفی ما به خانواده ها و نوع تبلیغات حضوری و مجازی خیلی موثر هستند و ما درحال گفتمان و پیشبرد اهداف با همراهی NGO ها هستیم تا بتوانیم همکاری متقابل داشته باشیم. البته ارگان بهداشت و آموزش هم هست که از جهت پیشگیری سلامت جسمی و روانی داریم قدمهای کوچکی برای یک کار بزرگ  برمی داریم و انتظار داریم آموزش و بهداشت هم در این مسیر در کنار ما باشند. 

باتوجه به آب و هوای متفاوت ایران، کودکان در مناطق مختلف از نظر روحی و خلقی، بسته به طبیعت منطقه ممکن است تمایلات مختلفی داشته باشند، مثلا یکی که در جنوب مدرسه طبیعت میزند، دیدم در بندرعباس، خرماچینی یکی از برنامه هایی بود که برای کودکان درنظر گرفته بودند، سوالم این است که آیا روحیات و خلق و خوی کودکان در مناطق آب و هوایی مختلف در راه اندازی ایستگاه های مدارس طبیعت در نظر گرفته می شود یا نه؟
بله، دقیقا همینطور است، هر مدرسه طبیعت در هر شهری، و هر منطقه ای از ایران، برحسب زیستگاه اصلی و بومی منطقه ساخته می شود و بر اساس آنها فعالیت های کودکان تعریف می شود. مثلا در شمال که اکثرا بارانی است، فعالیت های بچه ها با فعالیت ها در مدارس مناطق کویری خیلی متفاوت است. ممکن است در یزد بچه ها در این فصل برنامه انار چینی داشته باشند اما در شمال بروند در جنگل و دنبال قورباغه ها باشند یا گل بازی کنند. 

هم برحسب مناطق مختلف ایران و هم براساس فصول مختلف، فعالیت کودکان فرق میکند که از جهت رشد هوش عاطفی آنهاست تا متوجه این تغییرات باشند و بدانند ما مصنوعی سازی نمی کنیم. هر مدرسه ای بنابر زیستگاه بومی خود ایجاد می شود و فعالیت بچه ها در آنجا رصد می شود و حالا ممکن است یکسری کارگاه ها یا کارگروه های موضعی هم داشته باشند، مثلا بچه ها را ببرند انار بچینند یا در تپه ها ی دماوند سیب بچینند، یا بروند در تالاب های مازندران، کارهای دیگری انجام دهند که براساس زیستگاه متنوع است.

ممنونم از شما، بخاطر جواب های جامع و کاملی که ارائه دادین، در پایان اگر صحبتی هست که دوست دارید خوانندگان در جریان آن قرار بگیرند بفرمایید.
خواهش می کنم. فقط دوست دارم در انتهای گزارش، صحبتی با خانواده ها داشته باشم و از آنها بخواهم این فرصت را به کودکانمان بدهند که آنها برای زندگی خود انتخاب کنند و تصمیم بگیرند. متوجه باشیم که بچه ها قدرت تفکر دارند، و ما انتخاب کننده و تصمیم گیرنده اصلی زندگی آنها نیستیم به عنوان والدین. اجازه دهیم چه در غالب مدرسه طبیعت چه هر طرح دیگری آنها انتخاب کننده باشند و از الان کودکانی بار نیاوریم که عادت کرده اند مسیر زندگی به آنها دیکته شود. واقعا مدرسه طبیعت بستر مناسبی برای این موضوع است و حداقل خانواده ها در هر فرصتی که پیدا می کنند، نه به عنوان یک مدرسه ثابت، بلکه به عنوان یک اردوی یک روزه یا چندروزه اجازه دهند بچه ها این تجربه را داشته باشند.

ممنونم از اینکه وقتتان را در اختیار تحریریه زیست بوم گذاشتید.
خواهش می کنم، من هم از شما به خاطر تهیه این گزارش متشکرم.
منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین