کد خبر: ۳۵۰۶۶
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۳۹۶ - ۱۹:۳۰
کاوش نجات بخشی در تپه قشلاق سد تالوار شهرستان بیجار،استان کردستان به شناسایی محوطه ای از دوران مس و سنگ منجر شد .
زیست بوم / گردشگری: دکتر مهناز شریفی، عضو هیات علمی و سرپرست هیأت کاوشهای باستان شناسی تپه قشلاق سد تالوار شهرستان بیجار،استان کردستان (بررسی روند تغییرات فرهنگی دوره مس و سنگ در پسکرانه های شرق زاگرس مرکزی) این مطلب را در نشست گزارش به همکار که به همت پژوهشکده باستان شناسی در محل پژوهشگاه برگزار شد مطرح کرد.کشف محوطه ای از دوره مس و سنگ در کردستان

او افزود : پیش از این ارتباط فرهنگی ساکنان بین شرق زاگرس مرکزی و حوضه جنوبی دریاچه ارومیه در مطالعات باستان شناسی مطرح شده بود اما از وجود مکان های واسطه ای در این میان اطلاعاتی در دست نبود .

دکتر شریفی با بیان این نکته ،  در کاوش های با ستان شناسی این محوطه بیش از 14متر نهشت از فازهای مختلف دوره مس و سنگی شامل پنج دوره فرهنگی شناسایی شد تصریح کرد این دوره ها با شاخصه های فرهنگ دالما در تحتانی ترین نهشت و آثار گودین 7 در فوقانی ترین نهشت تا اواخر دوره مس و سنگ جدید در منطقه زاگرس مرکزی یک تداوم بدون وقفه حداقل دو هزار ساله را نشان می دهند .

به گفته این باستان شناس، در تمام دوره مس و سنگ تعداد زیادی نماد کالاها در فرم های کروی ، مخروطی ، دیسکی ، بیضوی ، هذلولی و فرم های خاص هندسی دیگر به دست آمد.

استواری اقتصاد معیشتی بر دامداری و شکار
دکتر مهناز شریفی افزود :داده های باستان شناسی مکشوفه نشان دهنده این است که  اتکای اقتصاد معیشتی ساکنان بر دام داری و شکار گونه های وحشی و صیادی آبزیان بیش از کشاورزی استوار بوده است.

این باستان شناس ، گاهنگاری مطلق و نسبی به منظور شناسایی تاریخ دقیق استقرارها و لایه های فرهنگی منطقه، بررسی روند  تغییرات فرهنگی دره تالوار ، بررسی تاثیر مولفه های طبیعی و بومی منطقه بر  شاخصه های فرهنگی دوره مس و سنگ و روند تغییرات اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی ساکنان محوطه در دوره های مختلف بر مبنای داده های باستانشناسی را از اهداف اولیه این کاوش اعلام کرد .

وی گفت :از دیگر اهداف کاوش می توان به بررسی علل شکاف استقراری و فروپاشی جمعیتی در زیستگاه در اواخر دوره مس وسنگی جدید و اوایل عصر مفرغ  و اینکه توالی استقراری قشلاق به چه ترتیب بوده و تحتانی‌ترین لایه‌های فرهنگی آن مرتبط به کدام بازه زمانی است اشاره کرد.

دکتر شریفی، با اشاره به ساختارو ویژگی های معماری کشف شده در این محوطه بافت معماری را  نمادی –آئینی دانست  و استفاده از فضای باز مرکزی برای بخشی از ایام سال، ساخت انبارک های زیر زمینی در کف اتاقها و استفاده فراوان از اندود گچی وتعیین جهت دیوارهای اصلی و انطباق ورودیها با شرایط جغرافیائی را از ویژگی های آن اعلام کرد .

وی گفت، غیر همسطح بودن کف بناها به عنوان نشانه ای از گسترش ارگانیک بافت معماری ، حداکثر بهره گیری از شرایط زیست بوم و مصالح قابل دسترس  و انطباق فضایی آثار معماری با الگوهای جغرافیای غالب منطقه ( باد ، زاویه تابش نور خورشید ؛منابع اب و سیستم معاش ) از دیگر ویژگی های معماری این محوطه است.

او استفاده از ابزارهای استخوانی، فراوانی استفاده از مهرها ، تولید سفال لعابدار غلیظ و تزینات رشته ای طنابی افزوده ،ترکیب و استحکام بخشی سفال ها با ملاط گچ، حضور همزمانی و هم افقی سفال ایمپرس –مخطط - سینیهای پوست کنی و نبود دالمای بایوکروم که مشابهت فرهنگی آن را با آذربایجان نشان میدهد(تحت تاثیر پدیده انتشار ) را از سنت های بومی قشلاق عنوان کرد .
به گفته این باستان شناس ، سفالینه ها از نظر فرم شباهت هایی با فرم سفالینه های آذربایجان دارد ولی عیناٌ تکرار نمی شود.

منبع: پژوهشگاه میراث فرهنگی
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین