کد خبر: ۳۴۷۲۲
تعداد نظرات: 11 نظر
تاریخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۸
زیست‌بوم بررسی می‌کند: چرا ابتکار بماند؟ چرا ابتکار برود؟ (4)
هر کار اشتباهی که منتقد آن می‌شویم، می‌گویند در دولت‌های قبلی اتفاق افتاده است، قبلی‌ها هم میراث دار شما بوده‌اند!
زیست‌بوم/منصوره محمدی: با نزدیک شدن به پایان کار دولت یازدهم، در تحریریه زیست بوم بران شدیم تا در سلسله گفتگوهایی به بررسی عملکرد سازمان محیط‌زیست و رئیس این سازمان خانم دکتر ابتکار بپردازیم و نظرات کارشناسان و فعالان محیط‌زیست در پاسخ به دو پرسش «چرا ابتکار بماند؟ چرا ابتکار برود؟» را جویا شویم.

مژگان جمشیدی را بسیاری با یادداشت ها، نقدها و گزارش های جاندارش در حوزه محیط زیست می شناسند. او از جمله کسانی است که در سال های اخیر هم به عنوان یک دانش آموخته محیط زیست و هم روزنامه نگار تخصصی این حوزه پیگیر اخبار محیط زیست بوده است.
جمشیدی که چهارسال پیش یکی از حامیان ابتکار به شمار می رفت حالا اما عملکرد این مدیر را ناکافی می داند و معتقد است به جای انجام اقدامات فانتزی و کم اثر و نمایشی که گاها تعبیر به سانتی مانتالیسم می شود، بهتر است سازمان به وظایف قانونی محوله اش عمل کند.

او عدم شفافیت و اطلاع رسانی درست از سوی سازمان، به کار نگرفتن متخصصین دانشگاهی، و نادیده گرفتن نظرات کارشناسی بدنه سازمان و بیرون سازمان را از دیگر نقاط ضعف سازمان محیط زیست برشمرد. 

مصاحبه چهارم زیست‌بوم در این باره را در زیر می‌خوانید:

از عملکرد خانم دکتر ابتکار در چهار سالی که گذشت راضی هستید؟
-  مسلماً نه! من نه همه چیز را نه سیاه می بینم و نه سفید ، اما ایشان اگر مثل سایر روسای قبلی بودند یک مقدار وضعیت فرق داشت. ما با شخصی مواجه هستیم که 8 سال تجربه قبلی در ریاست این سازمان و 6 سال هم در شورای شهر را داشت بنابراین انتظار خیلی بیشتر از اینها بود. البته ناگفته نماند که محیط زیست هیچ وقت در الویت نه این دولت و نه دولتهای قبلی نبوده و ما نیز با علم به این موضوع انتظار معجزه از ایشان نداشتیم اما انجام وظایف روتین و قانونی محوله به این سازمان حداقل انتظار ما بود. جمشیدی: ابتکار وزیر جهادکشاورزی شود، مناسب‌تر است/در محیط‌زیست نیاز به افراد صاحب فکرتر داریم

متاسفانه از گذشته تا امروز نگاه سیاستمداران و قانونگذاران و دستگاه قضایی به محیط‌زیست همیشه یک نگاه لوکس و فانتزی بوده و هر جا به نفع خودشان بوده، توجه کردند و هر جا  هم نخواستند، هشدارهای کارشناسان و صاحبان نظران را جدی نگرفتند. اما از ایشان انتظاراتی می‌رفت، به هر حال سال 92 که خانم ابتکار وارد سازمان شدند شرایطشان مثل دوران آقای محمدی زاده یا خانم جوادی و حتی خانم ابتکار سال 76 نبود. ایشان 14 سال تجربه محیط‌زیستی داشتند و کاملاً با وظایف و مشکلات موجود آشنا بودند، ولی در این چهار سال این فرصت طلایی برای اصلاح برخی امور از بین رفت، ما منکر این نیستیم که اگر کبوتری کنار زمین فوتبال سربریده می‌شود، باید به این قضیه اعتراض کنیم، یا از چهره های هنری و ورزشی برای تبلیغ محیط زیست استفاده کنیم خیلی هم خوب است. یا اینکه عکس یوزپلنگ روی پیراهن تیم ملی و توپ فوتبال بچسبانیم و تا جام جهانی هم برود نیز کار خیلی قشنگی است، حتی اینکه از هر هفت روز هفته یک روز به امضای تفاهم‌نامه‌های بین‌المللی و ملی بگذرد هم در جای خودش خوب است، اما از این کارها به کجا رسیدیم؟ چه چیزی عاید محیط‌زیست شد؟

وظیفه سازمان محیط‌زیست چسباندن عکس یوزپلنگ روی پیراهن تیم ملی نیست، این کار ان جی اوها و فعالانی چون من و شماست. وظیفه سازمان محیط‌زیست این است اگر ده کیلومتر از جاده تهران- مشهد به‌عنوان نقاط بحرانی و حادثه خیز یوز شناخته می‌شود بتواند وزارت راه را متقاعد کند تا آنجا را فنس کشی کند. وظیفه سازمان محیط‌زیست این است وقتی رییس جمهور می‌گوید می‌خواهیم معدن بهرام گور را در 500 هزار هکتار از منطقه که تقفریبا تمامی وسعت بهرام گور را در بر می گیرد توسعه دهیم، بهرام گوری که یکی از دو زیستگاه گور ایرانی است، اهمیت بهرام گور را به موقع برای رییس جمهور و کابینه بیان کنند، وظیفه ایشان است که جلوی توسعه و احداث پالایشگاه شیراز در 117 هکتار از  اراضی پارک ملی بمو را بگیرد و به دولت بگوید وقتی هنوز این پالایشگاه وجود نداشت پارک ملی بمو تحت حفاظت سازمان بود و در برابر ساخت شفارود و خرسان 3 و ... شجاعانه در دولت دفاع کند و بایستد.

یا وقتی 14000 هکتار از اراضی جزیره هندورابی را برای توسعه گردشگری تصاحب می‌کنند ایشان مقاومت کند، یا در مورد تغییر کاربری 380 هکتاری جزیره آشوراده. در مورد آشوراده اتفاق خود ایشان این هشدار را در سال 92 دادند و مخالفت کردند، اما چه اتفاقی افتاد که وقتی خودشان وارد دولت یازدهم شدند ناگهان فراموش کردند؟ وقتی راستی‌ها رفتند و چپی‌ها روی کارآمدند، تملک اراضی ملی با توجیهات ضد محیط زیستی آن هم به نفع یک جناح خاص مجاز شد؟ آشوراده از سال 1348 به‌عنوان منطقه حفاظت‌شده در اختیار سازمان شکاربانی و از سال 50 در اختیار سازمان محیط‌زیست قرار داشته، اما دو بار این جزیره در طول تاریخ واگذار شده و اتفاقا هر دو بار هم توسط خانم ابتکار بود.  
یک‌بار در 30 تیرماه 84، با تفاهم‌نامه‌ای که با آقای مرعشی رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی انجام دادند که خوشبختانه در دولت نهم و با شکایت سازمان در زمان خانم جوادی به دستگاه قضایی اینجا را پس گرفتند، اما مجدداً از سال 90 در دولت دهم تحرکات برای تصاحب جزیره شروع شد و لابد اینها هم گفتند حالا که به چپی‌ها اجازه اجرای طرح گردشگری آشوراده را ندادیم، خودمان این کار را می‌کنیم که این هم با پیگیری رسانه ها و پایان عمر دولت دهم ناکام ماند. و یکبار هم در 9 آذر 93، وقتی خانم ابتکار در واپسین روزهای دولت دهم خودشان معترض به تغییر کاربری جزیره آشوراده بودند من هرگز تصور نمی کردم 50 روز بعد از شروع ریاست مجدد شان در سازمان، حرفشان برگردد و دوباره خودشان مجری واگذاری آشوراده شوند.

فکر می کنم آبان یا آذر 1392 بود که آقای جهانگیری مسئولیت اجرای طرح در آشوراده را به سازمان میراث محول کردند، من همان زمان در سبزپرس یادداشتی منتشر کردم و نوشتم که دادن اختیارات آشوراده به سازمان میراث فرهنگی درست مانند این است که تخت جمشید یا پاسارگاد را که میراث فرهنگی ارزشمند جهانی است مشتی سنگ و خاک به درد نخور تصور کنیم و تصمیم بگیریم روی این آخرین بازمانده های تمدن کهن ایران زمین درختکاری کنیم با این توجیه که معضل آلودگی هوای شیراز را برطرف کنیم و بعد هم سازمان محیط زیست را مامور این کار کنیم. آیا همین مای محیط زیستی به‌عنوان فعالان محیط‌زیست حاضر به پذیرش این طرح می شدیم؟ تصمیمی که امروز دولت یازدهم برای آشوراده گرفته که متأسفانه محیط‌زیستی‌ترین دولت تاریخ ایران و جهان هم معرفی می شود، واقعاً جای تعجب دارد و عجیب تر اینکه که اینچنین تصمیماتی در این دولت گرفته می‌شود و سازمان یا عکس‌العملی ندارد یا سکوت می کند یا هرگز وارد مذاکره جدی نمی شود! یا اگر هم مخالفتی می شود صرفا روی کاغذ مخالفت می شود و بعد در عمل با دولت همراهی می شود.، آیا واقعاً هیچ جای دیگری برای تبدیل به منطقه گردشگری در سراسر دریای خزر وجود نداشت؟جمشیدی: ابتکار وزیر جهادکشاورزی شود، مناسب‌تر است/در محیط‌زیست نیاز به افراد صاحب فکرتر داریم

چرا نباید به چیزهایی که می گوییم ذره ای اعتقاد هم داشته باشیم و همان ها را عملی کنیم؟ 
ایشان در شرایطی به‌ عنوان بانوی انرژی زمین معرفی می شوند که اتفاقا این سازمان بیشترین مصرف و اتلاف انرژی را در سازمان خودش دارد، شما یک‌بار در زمستان به سازمان بروید، متوجه اشکالات تهویه ساختمان محیط زیست و این همه هدر رفت انرژی می‌شوید. حرارت چنان زیاد است که یا پنجره ها تماما باز هستند یا برخی دفتر کولر و پنکه دستی روشن کرده اند. بنابراین من قویا معتقدم وقت آن رسیده که بیشتر عمل کنیم تا اقدامات نمادین و نمایشی داشته باشیم.

چطور می‌گوییم این دولت را محیط‌زیستی‌ترین دولت ایران می دانیم ، اما وقتی همین دولت با علم به اینکه می‌داند آزادراه تهران-البرز-قزوین، ارزیابی محیط‌زیستی ندارد و اجازه پیشرفت کار به آن می‌دهد باز سکوت می کنیم؟ با علم به اینکه دولت می داند پروژه‌های بزرگ عمرانی نیاز به ارزیابی دارند، ازجمله سد شفا رود و سد خرسان3، و اینها هنوز تاییدیه گزارش ارزیابی هم ندارند، اجازه فعالیت شان را می دهیم؟ این هیچ فرقی باکار دولت دهم ندارد که برای چاههای غیر مجاز حفر شده تا سال 84 مجوز صادر کرد. این یعنی ترویج بی قانونی. یعنی همه کار غیر مجاز را انجام دهند چون بعدا دولت برایشان بند و تبصره قائل شده و آنها را مستثنی کرده و به آنها جازه ادامه فعالیت می دهد.  

اگرچه من به‌عنوان یک کارشناس ارزیابی می‌گویم که متأسفانه بود و نبود همین گزارش های ارزیابی هم زیاد تفاوتی ندارد چون در بیشتر موارد عملا توجیه پروژه است تا ارزیابی اثرات، که اگر جز این بود این حال و روز طبیعت کشور نبود و گتوندها ساخته نمی شدند تا امروز مجبور باشیم دهها برابر هزینه کنیم تا یک کشور را از شر گتوند خلاص کنیم. به جای اینکه روند را برای بهبود فرایند ارزیابی بهتر کنیم و مشارکت مردمی را بالا ببریم تا مردم و ذی‌نفعان هم بتوانند مثل همه جای دنیا به اطلاعات پروژه ها دسترسی آزادانه داشته باشند و نظرشان را بگویند، تازه ترویج بی‌قانونی هم می‌کنیم.

در تمام 40 سال گذشته، متاسفانه در سازمان آدم‌های بی‌تجربه زیاد داشتیم، از مدیر و معاون و غیره می‌توانم بگویم 70 درصد آن‌ها شاید اصلا نباید در این سمت‌ها منصوب می‌شدند! چون کوچک‌ترین ارتباطی به محیط‌زیست نداشتند و تجربه و عرقی هم نداشتند، اما با همه این شرایط وقتی وارد شدند، بالاخره متقاعد شدند و به پشتوانه گزارش‌های رسانه ای، طومارهای اعتراضی و نظرات کارشناسی بدنه سازمان بعضا جلوی انجام یک کار اشتباه را گرفتند. به عنوان مثال خانم جوادی دوبار کتبا با تعریض جاده گلستان در جنگل گلستان موافقت کرد، اما با فشارهای رسانه ای و کارشناسی از داخل و بیرون سازمان بالاخره امضایشان را پس گرفتند. یا در مورد پتروشیمی گلستان با اینکه سهام آن واگذار هم شده بود امابالاخره خانم جوادی با فشارهای کارشناسی و رسانه ای به تغییر مکان پتروشیمی رضایت دادند.یا جاده نور بلده گرمابدر که قرار بود از پارک ملی لار عبور کند، با همین اعتراضات متقاعد شدند و اجازه این کار را ندادند، می‌خواهم بگویم باوجود اینکه یکسری مدیران بدون آگاهی و بدون عرق لازم وارد سازمان شدند، اما وقتی نظرات کارشناسی را دیدند و شنیدند، اشتباه خود را قبول کردند و تلاش کردند اشتباه خود را جبران کنند، اما در این دولت اصلاً نظرات کارشناسی انگار به پشیزی نمی‌ارزد!

مثلا علی‌رغم مخالفت آشکار دفتر حیات‌وحش و دفتر شکار و صید و مشاوران معاونت محیط‌زیست طبیعی، خانم ابتکار و آقای مهاجر شخصاً تصمیم گرفتند، هیرکان رها شود و بعد هم که آن افتضاح دروغ و فریب جامعه و پنهان کاری مرگ هیرکان پیش آمد و دریغ از یک عذرخواهی از مردم!  واقعا جایگاه کارشناسی و نظرات تخصصی در سازمان کجاست؟ اگر دفتر حیات وحش نتواند درباره درست بودن یا نبودن رهاسازی یک پلنگ نظر بدهد و نظرش اجرا نشود خب پس کارشناسان حیات وحش دیگر چه کنند؟ امروز از هر مسئله ریزی در سازمان گرفته تا مسائل درشت تر و کلان تر، تصمیمات انگار از بالا گرفته می شود و نظرات کارشناسی اصلا اهمیتی ندارد. نمونه زیاد است که بگویم. 

بنابراین انتظار ما این بود با توجه به شناختی که خانم ابتکار از شرایط موجود دارد، با تعاملات بیشتر و ارتباط با کارشناسان به جنگ معضلات بروند اما در عمل شاهد یک استبداد درون سازمانی بودیم. درباره آشوراده از اقتصاددان‌هایی چون سعید لیلاز گرفته تا جامعه شناسانی همچون محمد فاضلی و متخصصینی چون مجید مخدوم که او را پدر علم نوین محیط زیست ایران خطاب می کنند و حتی اعضای شورای عالی حفاظت از جنگلها و مراتع کشور مثل دکتر شریفی، تا بسیاری از کارشناسان و متخصصین دانشگاهی و بسیاری از ان جی اوها همه مخالف تغییر کاربری آشوراده بودند و هستند ولی سازمان باوجود همه مخالفت‌ها و بدون توجه به آنها کار خودش را می کند و بعد مخالفان را با انگ و برچسب، ناآگاه و مغرض معرفی می کند! درست مانند همان کاری که وزیر نیرو انجام داد و مخالفان سدسازی را متهم به ندانستن و ناآگاهی کردند.

من با تمام احترامی که برای خانم ابتکار قائلم و خودم یکی از موافقین ایشان بودم، و البته خیلی زود متوجه شدم که نه، راه اشتباه است و اولین هشدار را خودم در تاریخ 27 شهریور 92، در وبلاگم نوشتم، می گویم روند موجود اصلا روند مثبت و مناسبی نیست و اگر به همین شیوه ادامه یابد به ضرر طبیعت ایران است. آقای محمدی زاده با انتخاب معاونان و مشاوران نادرست و ایشان نیز با ادامه همان راه با انتخاب های گزینشی از بین دوستان و دور و بری های خود، مدیریت خود را زیر سؤال بردند. اغلب معاونت‌ها و مدیران سازمان ایشان را را با انتقادات فراوانی روبرو کردند، چقدر باید این سازمان هزینه پرداخت کند؟گاهی تعجب می‌کنم ایشان گاهی به‌گونه‌ای از برخی مدیران خود دفاع نادرست و همه‌جانبه می‌کنند که آدم یاد احمدی‌نژاد و دفاعش از  بقایی و مشایی می‌افتد.

به نظر من خانم ابتکار بعد از 12 سال مدیریت در سازمان اگر هر برگ برنده‌ای داشت تا حالا می بایست عیان و آشکار می کرد. ما حق نداریم بپرسیم در این 12 سال چه تغییری، چه روند مثبتی ایجاد شده که حالا باید منتظر بمانیم 12 سال به 16 سال تبدیل شود؟ حتی طرح مدیریت مناطق که از سال 79 و زمان خود ایشان تدوین‌شده، تا به امروز هنوز اجرایی نشده است، هنوز مدیریت مناطق را به‌صورت دیمی انجام می‌دهیم. یعنی حتی به صورت پایلوت هم محض رضای خدا یکی از این طرح ها را اجرایی نکردیم. در محیط طبیعی کدام روند تخریبی را مسکوت نگه داشتیم؟ مگر قانون حفاظت از تالاب‌ها، تدوین‌ و ابلاغ نشده؟ پس چرا هنوز شاهد تخریب تالاب ها هستیم. الان دو سال از مصوبه هیات دولت برای تخصیص حقآبه تالاب‌ها آن هم بعد از الویت آب شرب می‌گذرد، یعنی دومین الویت با تالاب بود اما در عمل تالابها الویت دهم هم نیستند. اینکه به اندازه بارش یک سال ناگهان در دو ماه بارندگی می شود و سد پر می شود و به ناچار آب را به سمت تالاب برای مدتی کوتاهی رهاسازی می کنیم، این به معنی حقابه تالاب‌ها نیست. باید دید چقدر آب در حوضه هست و چقدرش سهم طبیعت است. ما به دنبال حفظ محیط‌زیست یا احیای پایدار  اکوسیستم های نابودشده هستیم، نه دل‌خوش به باران‌های فصلی وگذرا! 

البته در مورد هامون باید بگویم، بالاخره با پیگیری سازمان و موافقت نهادهای نظامی، بخش‌هایی از دیوار مرزی که در بستر هامون بود برداشته شد، اما آیا توانستیم حقابه هامون را از چاه نیمه ها بگیریم؟ همین چند روز پیش سد گلورد در نکا آبگیری شد، اولین تأثیر منفی آن بر روی تالاب میانکاله و خلیج گرگان است، از طرف دیگر مگر قانون تالاب را ابلاغ نکردیم ؟ مگر برای نجات جنگل برنامه و قانون تدوین و مصوب نکردیم ؟ پس چطور بیش از 30 هز ار درخت را داریم در پشت مخزن سد گلورد قطع می کنیم و بعد دم از محیط زیستی بودن دولت می زنیم؟جمشیدی: ابتکار وزیر جهادکشاورزی شود، مناسب‌تر است/در محیط‌زیست نیاز به افراد صاحب فکرتر داریم
 
ببیننید یکسری از فعالیت‌ها در جای خود خوب است، اما نه اجرای آن توسط سازمان، بلکه توسط NGO تا و رسانه‌ها، فعالیت سازمان چیز دیگری است، من به‌عنوان یک فعال محیط‌زیست می‌توانم درخت بکارم، زباله جمع کنم، با هنرمندان و ورزشکاران تعامل کنم برای تبلیغات محیط زیستی، اما معاون رئیس‌جمهور باید کارهای بزرگتر و موثرتری انجام دهد، ایشان و مدیران و معاونان سازمان باید هم و غم شان را روی سیاست گذاری، اجرای درست قانون و آشنا کردن استانداران و کابینه دولت بگذارند.  

همایش گردوغبار برگزار می‌شود، به‌جای دعوت از متخصصین و صاحب‌نظران، از هنرپیشه‌ها و هنرمندان دعوت می‌کنند، متأسفانه سازمان از اجرای کارهای اصلی خود بازمانده است و به سمت برنامه‌های نمایشی رفته، حضور هنرمندان و تأثیر آن‌ها در افکار عمومی بسیار قابل‌توجه  و قابل تقدیر است، اما در جای خود و توسط سازمان‌های مردمی و یا شخص خود هنرمند! متخصص دانشگاهی را دعوت می‌کردید، نه بازیگر! من تصور می کنم سازمان درگیر یک اشتباه بزرگ شده و اساسا یادش رفته وظایف این سازمان چیست.

هر کار اشتباهی هم که منتقد آن می‌شویم، می‌گویند در دولت‌ قبلی اتفاق افتاده است، خب قبلی‌ها هم میراث دار شما بوده‌اند! چرا از ناآگاهی جامعه و برخی خبرنگاران تازه کار رسانه ها استفاده می کنیم و وانمود می کنیم که هورالظعیم را دولت قبلی ویران کرد؟ من مدافع دولت قبلی نیستم و بیشتر از هر فعال محیط زیستی منتقدش بوده و هستم و به خاطرش با 4 پرونده شکایت سازمان به دادگاه رفتم و از روز 10 دی ماه 90 به سازمان ممنوع الورود شدم . اما خود خانم ابتکار در گفتگویی با من که در روزنامه ایران سال 95 به چاپ رسید گفتند سال 83 خودشان مجوز اکتشاف و فعالیت در هورالظعیم را دادند چون تحت فشار وزارت نیرو بودند. 

متاسفانه ما هر وقت آمدیم انتقاد کنیم مورد تهمت و برچسب قرار گرفتیم در دولت قبل به ما می گفتند از خانم ابتکار و آقای خاتمی خط می گیرید و الان هم همین سازمان فعلی به ما می گویند یا عضو جبهه پایداری هستید یا لیاقت تان همان احمدی نژاد است. اما آنها که باید نوشته ها و فعالیت های مرا دنبال کنند می دانند و باز هم می گویم من با افتخار به روحانی رای دادم، ولی وظیفه خودم را تمام شده نمی دانم دنبال پست و مقام و پروژه و پول هم نیستم که اتفاقا چندباری هم بهم پیشنهاد شده ولی خودم نخواستم و پیگیر هم نشدم. من رای دادم و مطالبه گر هستم و چون منافع ملی از منافع شخصی برایم مهمتر بوده واهمه ای ندارم اگر مورد تهمت یا غضب واقع شوم اما مطالبه ام را به زبان می آورم و نقد می کنم چون عمیقا ایمان دارم که با نقد است که می توان به اصلاح امور کمک کرد نه تایید نادرست و پاچه خواری!

آیا دکتر ابتکار را مناسب پست ریاست سازمان محیط‌زیست می‌دانید؟
به نظر من ایشان به‌عنوان وزیر جهادکشاورزی انتخاب شوند مناسب‌تر هستند، چون دراین سالها اینقدر با میحط زیست آشناشدند که حالا بتوانند با همین دیدگاهها حداقل بخش کشاورزی کشور را با بخش  محیط زیست همسو کنند و اتفاقا امروز ما باید نسبت به انتصاب وزرای نیرو و جهاد نیز به همان اندازه حساس و دغدغه مند باشیم که نسبت به انتخاب رییس سازمان محیط زیست دغدغه داریم . لذا به نظر من بهتر بود از وجود امثال خانم ابتکار و آقای کلانتری به‌عنوان وزیر کشاورزی و نیرو استفاده می شد تا در سازمان محیط‌زیست. در سازمان محیط‌زیست نیاز به افراد جوان‌تر، و دغدغه مند تر  داریم. کسی که به دنبال برقراری تعامل مناسب با جامعه و البته دولت باشد و عرق محیط زیستی داشته باشد و بتواند وظایف فراموش شده سازمان را دوباره اجرایی کند.  

به اعتقاد من این چهار سال فرصت‌ طلایی برای نجات محیط‌زیست ایران بود و تضمینی وجود ندارد 4 سال بعد با روی کار آمدن یک دولت تندرو، اوضاع از این هم بدتر نشود. بنابراین اگر کاری بشود کرد همین 4 سال گذشته بود که از دست رفت و 4 سالی که الان در پیش رو داریم و چه خوب است امروز دولت قدر این فرصت‌ها را بداند و در انتخاب اعضای کابینه بیشتر از اینکه سیاسی و جناحی و رفاقتی بیاندیشد بر اساس شایستگی‌های افراد کابینه را بچیند در تمامی حوزه‌ها، نه صرفاً محیط‌زیست. چون بقیه دستگاهها هم با محیط‌زیست درگیر هستند، بخصوص جهاد کشاورزی و وزارت نیرو که در سرنوشت محیط‌زیست خیلی زیاد تأثیرگذار هستند. وزارا باید بتوانند بحران‌های محیط‌زیستی که گریبان گیر جامعه است را درک کنند و تصمیمات درست برای مدیریت آب و خاک کشور اتخاذ کنند.. چرا ما باید در مناطق کم آب تولید برنج داشته باشیم؟ ارزش آب از طلا هم بیشتر است. تالاب‌های ما خشک شد، رودخانه‌ها خشک شد، سفره‌های آب زیرزمینی نابود شد، امروز دیگر مسئله بودن یا نبودن فلامینگو در تالابها نیست، مسئله ادامه حیات من و شما در این سرزمین است، اینکه می توانیم نفس بکشیم یا نه ؟ امروز از سه گوشه اصلی کشور ، فبلات ایران در محاصره گرد و غبار قرار گرفته است، بحران آب از رگ گردنمان هم به ما نزدیک تر شده، نابودی زیستگاهها و تنوع زیستی که متاسفانه هیچ کس آن را نمی بیند تماما زنگ خطر و شاخص آغاز بحران های بزرگتر در این کشور بوده و هست. بنابراین مدیران جدید باید این درک و آینده‌نگری را داشته باشند که مدیریت آن‌ها فقط به این چهار سال مختص نمی‌شود، باید بتوانند جریان توسعه کشور را به سمتی هدایت کنند که دولت بعدی حداقل در مسیر درستی قرار گیرد نه اینکه بدعت غلط هایی را پایه گذاری کنیم و بعد  دولتهای بعدی مجری آنها شوند . به عنوان مثال در دولت آقای هاشمی نهضت سدسازی خیلی شدید آغاز شد و دولت خاتمی و احمدی نژاد مجریان آن بودند و امروز چون سدسازی به پایان راه خود رسیده حالا نوبت به طرح های مخرب تر با عنوان انتقال آب بین حوضه ای در دست برنامه است و طبیعتا اگر امروز این طرح ها و مطالعات به نتیجه برسد قطعا در دولتهای بعدی اجرایی می شوند و اوضاع بدتر می شود. این افتخار نیست که این وضعیت تغییر اقلیم و خشکسالی و کمبود آب، همچنان به افزایش تولیدات کشاورزی مان افتخار کنیم ان هم وقتی یک میلیون و 200 هزار هکتار جنگل بلوط خشک شده پیش چشم مان است . افتخار نیست که به ساخت آبگیری 35 سد در دولت یازدهم افتخار کنیم وقتی بهتر از هر کسی می دانیم چه بلایی بر سر منالبع آب کشورمان با این سدسازی ها آورده ایم. 

باید الگوی کشت عوض شود، باید راندمان آبیاری در بخش کشاورزی بالا رود باید مدیریت سازه ای در بخش مدیریت آب را تجدید نظر اساسی کنیم و به فکر تعادل بخشی سفره های آب زیرزمینی باشیم. باید به فکر چاره و راهکار اساسی برای احیای تالاب هایمان باشیم نه راه حل های مقطعی و درمان درد با مسکن! 

از طرف دیگر توجه افکار عمومی و نگرانی نسبی جامعه نسبت به مشکلات محیط‌زیستی کشور اتفاق خوبی است و معتقدم این حساسیت در همه اقشار جامعه باید ایجاد شود. اینکه هنرمندان دغدغه محیط‌زیستی داشته باشند خیلی خوب است، چون در جامعه دیده می‌شوند و تأثیرگذارند اما بهتر است این مسائل را به ان جی اوها و دفاتر مربوطه در سازمان بسپاریم و سازمان به وظایف اصلی خودش که جلوگیری از تخریب و آلودگی و حفظ محیط طبیعی بپردازد. 

البته که مناسبات بین‌المللی خوب است، اما صرفاً جنبه نمایشی و امضای تفاهم‌نامه که بعد از چند ماه از دور خارج می‌شود و به رهیافت عملی ختم نمی‌شود چه فایده ای دارد. راه اندازی جشنواره فیلم سبز، جایزه ملی محیط زیست، برگزاری سمینار و همایش بین المللی اینها همه اش خوب است اما مگر وظایف سازمان به اینها خلاصه می شود ؟

سازمان محیط‌زیست ایران، انجمن حمایت از حیوانات یا جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط‌زیست نیست که وظایف اش محدود و مختصر باشد مثل ان جی اوها! رییس اش معاون رییس جمهور است، خیلی‌ها می گویند این سازمان نظارتی است و تنها باید نظارت کند. شاید در بخش محیط انسانی سازمان وظیفه اش نظارتی باشد اما برای حفظ محیط طبیعی و 10 درصد خاک کشور که حفاظت شده هستند مستقیما این وظیفه بر دوش سازمان گذاشته شده است. متولی حفظ تنوع زیستی این سازمان است نه وزارت بهداشت یا دارایی یا وزارت معادن و نفت. بنابراین ما حق داریم بپرسیم از این تنها وظیفه ای که صفر تا صدش به عهده این سازمان بوده چه دستاوردی داشته در این 4 سال؟ برای خروج جاده گلستان چه کرده است؟ کدام تعامل و گفتگو و رایزنی را با وزارت راه برای ایمن سازی یا خروج جاده های داخل مناطق انجام داده؟ چرا این سازمان نتوانست در تمام این 4 سال موافقت وزارت راه را محض رضای خدا برای ساخت یک زیرگذر یا روگذر حیات وحش ناقابل در مناطقی چون کلاه قاضی و گلستان و کالمند و ... بگیرد؟ آیا ساخت یک زیرگذر برای نمونه، چیز زیادی است؟ 

 سازمانی که حتی یک تعامل با دستگاه قضایی و استاندار مازندران برای جلوگیری از فعالیت یک بازار خیابانی فروش پرندگان در فریدونکار هم نمی تواندانجام دهد پس چه کار می تواند بکند؟ جلوی پروژه های بزرگ عمرانی و صنعتی را نمی تواند بگیرد جلوی یک بازار کنار پیاده روی خیابان در فریدونکنار هم نمی تواند بگیرد؟ یک فنس ناقابل هم نمی توانستند بکشند دور 10 کیلومتر جاده توران؟ چهار تا تابلو ممنوعیت سرعت هم نمی توانند نصب کند کنار جاده گلستان؟ واقعا این سازمان پس چه کاری می تواند برای حفظ تنوع زیستی مظلوم این سرزمین انجام دهد؟ به‌جای این‌همه کارهای نمایشی - که البته در نوع خود انجامش توسط فعالان محیط زیست و هنرمندان ارزشمند است -  به کارهای اصلی خود بپردازند. وقت بگذارند. شاید با یک‌بار و دوباره جواب نگیرند، اما با ده بار که به نتیجه می‌رسند! به چه چیزی دل‌خوش باشیم؟ به واگذاری آشوراده و شعارهای دروغین پشت سر آن که همه چیز منطبق با اصول محیط زیستی است ؟ سازمان بیاید نشان دهد در 40 سال گذشته، فقط یک نمونه و یک طرح را که با آن موافقت کرده و 10 درصد منطبق با اصول محیط زیست پیش رفته باشد.

در پایان اگر پیشنهادی دارید بفرمایید؟
صرفنظر از اینکه خانم ابتکار باشد یا نباشد، تقاضای من این است در انتخاب مدیران و معاونان از دایره خودی‌ها فقط انتخاب صورت نگیرد، از افراد توانمند هم استفاده شود و انتصاب‌ها بر اساس شایستگیها باشد. عرق محیط‌زیستی،اعتقاد قلبی و عملی به حفظ محیط‌زیست بیشتر مد نظر باشد. شجاعت و جسارت و انعطاف در مدیریت و قانونمداری و صداقت مدیران مد نظر قرار گیرد. 

سازمان شفافیت داشته باشد و مشارکت عمومی و همگانی را به ویژه در فرایند ارزیابی زیست محیطی نهادینه کند. اگر کارفرما و مشاور در روند تهیه ارزیابی ها نظرات جامعه برایشان مهم نیست و مشارکت مردم را به هیچ می گیرند حداقل سازمان محیط زیست مثل همه کشورها می تواند گزارش های ارزیابی را منتشر کند تا ذینفعان نظرات اطلاحی و تکمیلی خود را ارائه کنند نه اینکه از صفر تا صد این فرایند پشت درهای بسته تهیه شود و پشت های درهای بسته تایید شود و ما هیچوقت نفهمیم که مثلا قرار است دقیقا چه اتفاقی در آشوراده یا شفارود یا ... بیافتد. بنابراین سازمان باید شفافیت لازم را داشته باشد این اساسی ترین و ابتدایی ترین رکن دموکراسی و مردم سالاری است که متاسفانه تا به امروز در این سازمان به ان توجهی نشده است.

متشکرم از اینکه وقت خودتان را در اختیار تحریریه زیست‌بوم قراردادید.
خواهش می‌کنم، و من هم از شما متشکرم و امیدوارم بهترین ها برای محیط زیست مان رقم بخورد.
منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۱۱
کارمند سازمان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۵۴ - ۱۳۹۶/۰۵/۰۶
0
2
خانم جمشیدی امیدوارم که اینبار اخرین اشتباه شما باشد.بعد از چهارسال متوجه ناکارمدی ابتکار شدید.ما از اول هم میدانستیم.از خیلی موارد خبر ندار بعد از رفتنش خبر میدهم
ناشناس
|
Canada
|
۱۷:۳۴ - ۱۳۹۶/۰۵/۰۷
1
0
تمامي نقدهاي ذكر شده به محمد درويش وارد است نه معصومه ابتكار.
کارمند سازمان محیط زیست
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۱۱ - ۱۳۹۶/۰۵/۰۷
0
0
درود بر سرکار خانم مهندس جمشیدی
قلم تان مانا و رساتر باد.
تشکر و سپاس از زیست بوم
امیدوارم مسئولین دولتی هم این گفتگو را مطالعه کنند و با گوشه ای ازدردهای ما آشنا شوند.
سازمان با این تیم مدیریتی همین الان تعطیل است چه برسد به 4 سال آینده!!!!!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۸ - ۱۳۹۶/۰۵/۰۸
0
0
ابتکار باید برود هیچ عملکرد مقبولی نداشته است.
کارشناس محیط زیست
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۲ - ۱۳۹۶/۰۵/۰۸
0
0
سرکار خانم جمشیدی به عنوان یک کارمند سازمان از نقد بسیار منصفانه شما ممنونم.ای کاش افرادی که در زمینه مسائل محیط زیست کشور و خصوصا عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست مطلب می نویسند نیز همچون شما منصف و در عین حال شجاع با شند و برای حفظ منصب و یا به دست آوردن منصبی ، از حق نمی گذشتند و در مورد وضعیت بسیار نابسامان مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست و ظرفیتهای نابود شده منابع انسانی و محو شدن انگیزه کاری پرسنل شایسته سازمان در 4 ساله اخیر و اینکه این سازمان متاسفانه به بیراهه رفت مطلب مینوشتند .شاید این خود باعث اصلاح امور می شد اما با تعاریف نابجا و بزرگنمائی فعالیتهای ناچیز و خارج از حیطه وظایف سازمان زمینه استمرار تصمیمات نابخردانه و تضعیف جایگاه واقعی سازمان محیط زیست شدند .درود بر شما دوستداران واقعی محیط زیست
کامران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۵ - ۱۳۹۶/۰۵/۰۹
0
0
درود که حرف دل خیلیها را گفتید من خودم در سازمانم میدانم کاملا درسته فرمایشات جنابعالی
سجاد
|
United States
|
۰۴:۲۲ - ۱۳۹۶/۰۵/۱۲
0
0
دلم برای خانم جمشیدی خیلی می‌سوزه. آخه ایشون به درد دانایی مبتلا هستند. دانایی واقعاً دردآوره!
قدمت همچنان استوار، خواهر گلم.
سجاد
|
United States
|
۰۴:۲۲ - ۱۳۹۶/۰۵/۱۲
0
1
دلم برای خانم جمشیدی خیلی می‌سوزه. آخه ایشون به درد دانایی مبتلا هستند. دانایی واقعاً دردآوره!
قدمت همچنان استوار، خواهر گلم.
علیزاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۴ - ۱۳۹۶/۰۵/۱۸
0
1
یادتون رفته چطور برای ابتکار ولکام پارتی گرفتید؟
چی شده؟
کم توجهی کردند؟
علیزاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۴ - ۱۳۹۶/۰۵/۱۸
0
1
یادتون رفته چطور برای ابتکار ولکام پارتی گرفتید؟
چی شده؟
کم توجهی کردند؟
حامد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۵ - ۱۳۹۶/۰۵/۱۸
1
0
در محیط‌زیست نیاز به افراد صاحب فکرتر داریم؟
مثلا شما؟
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین