کد خبر: ۳۴۴۶۰
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۶
پرداختن به مباحث گوناگون و مهمي همچون حقوق حيوانات، امنيت غذايي و تغييرات آب‌وهوايي مي‌تواند به سود تمامي زيستمندان زمين منجر شده و حتي مي‌توانيم در بلندمدت شاهد کاهش خشونت‌هاي رايج و جايگزيني راهبردهاي اصولي به‌جاي برنامه‌هاي مخرب منابع غير‌تجديدشونده باشيم.
محسن تیزهوشزیست بوم/محسن تيزهوش*:در جهان امروز که چالش‌هاي سياسي و اقتصادي و به‌ويژه اقدامات نظامي و ماجراجويي‌هاي ضدحقوق‌بشري بر تمامي ارکان جوامع انساني سايه انداخته، اهميت‌دادن به فعاليت‌هاي خاص مرتبط با آينده‌نگري با هدف تأمين شرايط زندگي براي نسل‌هاي آتي با درنظرگرفتن منافع نسل حاضر به يکي از هوشمندانه‌ترين راهبردهاي بشر امروزي تبديل شده و انتظار مي‌رود موج تحول‌خواهي‌هاي اکولوژيک سبب تغييرات گسترده در برنامه‌هاي رايج سياسي و اقتصادي شود.

اين در حالي است که پرداختن به مباحث گوناگون و مهمي همچون حقوق حيوانات، امنيت غذايي و تغييرات آب‌وهوايي مي‌تواند به سود تمامي زيستمندان زمين منجر شده و حتي مي‌توانيم در بلندمدت شاهد کاهش خشونت‌هاي رايج و جايگزيني راهبردهاي اصولي به‌جاي برنامه‌هاي مخرب منابع غير‌تجديدشونده باشيم.

از‌سوي‌ديگر و با توجه به اين موضوع که اکثر سياستمداران و اقتصاددانان جهان در برنامه‌هاي اصلي خود کمترين اهميت را به حفاظت از محيط‌زيست و چرخه طبيعي زمين مي‌دهند، جايگاه و نقش انسان‌هايي که خواهان‌ تحول و بالارفتن سطح آگاهي‌هاي اکولوژيک جامعه در تمامي سطوح هستند، بيش‌ازپيش به چشم مي‌آيد! به ديگر سخن، انسان‌هايي که زيستن در آرامش را حق تمام موجودات مي‌دانند و تخريب‌هاي صورت‌گرفته در اين راه را درد مشترک خود دانسته و فارغ از مليت و گرايش‌هاي خاص سياسي و حتي مذهبي با پرداخت ماليات‌هاي سنگين اجتماعي گام‌هاي خويش را محکم‌تر از گذشته برداشته و با نگاه مثبت و بلندمدت دگرگوني جامعه را طلب کرده و به‌عنوان مثال در يک ماه گذشته موج همراهي و همصدايي خويش را با برنامه‌هاي علمي در روز جهاني زمين به گوش تمامي جهانيان رسانده و اينک مي‌توان در برابر اقدامات ضددانش با توان بيشتري ايستاد.

هنگامي که هنوز هم انسان‌هاي شريف و شجاعي همچون بانو برتا کاسِرس پيدا مي‌شوند که در راه حفاظت از منابع طبيعي، جان خود را هزينه مي‌کنند، همچنان مي‌توان به تغيير نگاه کلي انسان‌ها اميدوار ماند؛ انساني که بيش از يک سال پيش درپي فعاليت‌هاي مؤثر خويش در جهت دفاع از حقوق بوميان در برابر تخريب منابع طبيعي در آمريکاي‌جنوبي توسط مافياي قدرت و ثروت به قتل رسيد تا به جهانيان اين پيام را برساند که براي تداوم حيات روي زمين حتي مي‌توان جان خود را نيز هزينه کرد، درحقيقت تحول‌خواهي اکولوژيک پرداختن به چالش‌هاي زيستي فقط از طريق دانش منطبق با شرايط روز است که بارهاوبارها متن و حاشيه موضوع به‌درستي ارزيابي شود و نتيجه کار با درنظرگرفتن منافع تمامي زيستمندان به مرحله اجرا برسد.

دراين‌بين بايد به اين نکته بسيار مهم اشاره کرد که تحول‌خواهي و بالابردن سطح آگاهي‌هاي اجتماعي با آرمان‌طلبي و رؤياپردازي و دروغ‌گويي‌هاي رايج نه‌تنها متفاوت است بلکه به‌راحتي مي‌توان اين دو را از يکديگر تشخيص داد اما لازمه چنين رخدادي، بالابردن کيفيت سطح آموزش و همراهي با برنامه‌هاي ويژه اين موضوع است که کشورهاي خواهان ترقي و آينده‌نگر به‌راحتي با اين موضوع همراه شده‌اند. به‌عنوان مثال برنامه‌هاي جهاني و بلندمدت سازمان علمي، فرهنگي و تربيتي ملل متحد، يونسکو يکي از جامع‌ترين و مناسب‌ترين اقداماتي است که در سال‌هاي اخير از فيلتر هزاران کارشناس و متخصص آموزش گذشته و امروز در دسترس تمامي کشورهاي جهان است. دراين‌بين نمي‌توان از ابهامات موجود در مباحث آموزشي و تحول‌گرايانه در حوزه محيط‌زيست ايران به‌راحتي گذشت.

هرچند با تأسيس سازمان حفاظت از محيط‌زيست، راهي طولاني و سخت با هدف نگهداشت منابع جانوري و گياهي در ايران آغاز شد که امروز و بعد از گذشت نزديک به چهار دهه مي‌توان نقاط مثبت فراواني را در ميدان حفاظت از محيط‌زيست مشاهده کرد که آن نيز حاصل فعاليت‌هاي شبانه‌روزي انسان‌هايي است که منافع شخصي خود را کنار گذاشتند تا راهي نوين در پيشگاه اين کشور متولد شود اما آيا امروز مي‌توانيم به خودمان درزمينه اقدامات اکولوژيک نمره قبولي بدهيم؟ در کشورمان فعاليت‌هاي علمي و تحقيقاتي بسياري صورت گرفته و همچنان در جريان است اما آيا به‌راستي توانسته‌ايم نتيجه اين اقدامات را از روي کاغذ به ميدان عمل بياوريم؟ 

اگر پاسخ منفي است، بياييم به اين موضوع نيک بينديشيم که مشکل اصلي کجاست! چرا امروز باوجود چالش‌هاي فراوان و نياز صدچندان به کارشناسان تحصيلکرده اما اکثر فارغ‌التحصيلان حوزه محيط‌زيست، منابع طبيعي و کشاورزي بيکار هستند؟ اينجاست که ابهامات و سؤالات اساسي و مهمي پيش مي‌آيد که مي‌توان چنين پرسيد که آيا امروز به شرايط نسبتا مطلوبي از لحاظ محيط‌زيستي رسيده‌ايم يا خير؟ آيا در بخش آموزش و مديريت توانسته‌ايم در کنار هم فعاليت چشمگيري داشته باشيم و آيا تداوم آنچه بر تنوع زيستي و جنگل‌ها و منابع آب و خاک ما رفته، مي‌تواند اميدبخش باشد و همزمان آرامش و ثبات را براي محيط‌زيست و منابع طبيعي ما تضمين کند؟

آيا تمام ناکارآمدي‌ها و برنامه‌هاي غير‌کارشناسي که در تمامي اين سال‌ها در کشورمان انجام شده، همچون سد‌سازي، جاده‌سازي و برنامه‌هاي آموزشي پياده‌شده با کمترين درصد خطا صورت گرفته که پاسخ بسيار روشن است اما اين همه نخستين گام دست‌برداشتن از سياه‌نمايي رايج و استفاده نابجا از برخي واژگان در ادبيات آموزشي و تحولي خود ماست. فعاليت‌هاي شبانه‌روزي در کنار داشتن روحيه مثبت به دلیل به‌ثمرنشستن اقدامات بلندمدت، بسيار ضروري است و از‌سوي‌ديگر، برنامه‌هايي همچون مدرسه طبيعت که مي‌رود تا با تربيت نسلي تمام محيط‌زيستي آينده‌اي اميدوار‌کننده را رقم بزند که همراهي و حمايت از چنين برنامه‌هايي بسيار مهم است. 

در اين سال‌ها فعاليت‌هاي بسيار چشمگيري در جامعه آغاز شده که نويدبخش روزهاي بهتري براي محيط‌زيست اين سرزمين است اما شرايط حاکم بر منطقه و محيط‌زيست کشورمان مي‌طلبد کيفيت فعاليت‌ها بالاتر رفته و سطح تحول‌خواهي اکولوژيک به يکي از دغدغه‌هاي اصلي مردم تبديل شود که لازمه چنين رخدادي، برقراري ارتباط صحيح دانشگاه با صنعت و جامعه و همچنين ارتباط فراگير با جهان پيرامون است. اگر امروز مشکلات اقتصادي، گريبان اين سرزمين را رها نمي‌کند، برخورد اشتباه با مسائل محيط‌زيستي است؛ امروز اقتصاد سبز در کنار کشاورزي نوين با هدف توليد محصولات ارگانيک و استفاده بهينه از نخبگان و سرمايه‌هاي عظيم اجتماعي، راهي کاملا مطمئن به‌سوي ثبات اقتصادي بوده و ازاين‌رو، تحول‌خواهي اکولوژيک، راهگشاي بسياري از چالش‌هاي موجود در ايران است. 

*  کارشناس ارشد محيط‌زيست

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین