کد خبر: ۳۴۱۷۷
تاریخ انتشار: ۱۹ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۲:۳۹
تاملی بر وضعیت جنگل‌های هیرکانی؛
از مهم‌ترین علل تخریب و زوال اکوسیستم‌های طبیعی به ویژه جنگل‌ها نبود بازاری برای تعیین ارزش خدمات تولیدشده توسط این اکوسیستم‌ها و در نتیجه رایگان پنداشتن این خدمات است.
زیست بوم/شیرین سعیدی: جنگل‌های هیرکانی مانند بسیاری از منابع طبیعی و اکوسیستمی از فقدان ارزشگذاری اکوسیستمی رنج می‌برد. ارزشگذاری اکوسیستمی این جنگل‌ها می‌تواند ارزش واقعی این جنگل‌ها را که کمتر دیده شده نمایان سازد، حساسیت‌ها نسبت به این جنگل‌ها بیشتر می‌شود و ارزش این جنگل به لحاظ اقتصادی نیز دیده می‌شود. 

از مهم‌ترین علل تخریب و زوال اکوسیستم‌های طبیعی به ویژه جنگل‌ها نبود بازاری برای تعیین ارزش خدمات تولیدشده توسط این اکوسیستم‌ها و در نتیجه رایگان پنداشتن این خدمات است. در واقع بخش وسیعی از کالاها و خدمات جنگل‌ها از ماهیت کالاهای عمومی برخوردارند و بازار مشخصی برای سنجش ارزش آنها وجود ندارد. روش‌های ارزشگذاری اقتصادی به منظور حل این مشکل و برآورد ارزش اقتصادی این کالاها و خدمات با استفاده از شیوه‌های غیربازاری به وجود آمده‌اند این در حالی است که علم اقتصاد ابزارهای مناسبی برای استفاده بهینه از کالاها و خدمات اکوسیستمی ایجاد کرده است.

 به طور کلی ایجاد پیوستگی میان محیط‌زیست و نظام اقتصادی یک ضرورت است. ارزشگذاری اکوسیستم در حوزه اقتصادی تا حدود زیادی یک مبحث آشنا اما بسیار جدید است. در واقع ارزشگذاری و محاسبه آنچه بارها از آن استفاده می‌شود، کاری بس دشوار است. امروزه در بخش اقتصاد منابع و محیط‌زیست تا حدود زیادی به این موضوع توجه شده اما با توجه به اینکه بسیاری از منابع ما تجدید‌پذیر نیستند و از همه مهم‌تر سرعت تخریب آنها بیش از سرعت بازسازی آن است، این موضوع اهمیت دوچندانی پیدا کرده است.پ

در عین حال این منابع برای حیات کنونی ارزش زیادی دارد و باید به آن توجهی دوچندان کرد. امروزه ارزشگذاری در بخش منابع با استفاده از روش‌های اقتصادی امکان‌پذیر شده اما تا آشنایی همه اقشار با این موضوع راه طولانی در پیش است. البته تلاش‌های پراکنده و پژوهش‌هایی مانند پایان‌نامه‌های دانشگاهی و تحقیق‌های موردی مانند ارزشگذاری جنگل‌های خاص در نواحی و مناطق مختلف و مراتع انجام شده که به طور قطع این تلاش‌ها کافی نیست. 

صرفنظر از اینکه وضعیت تخریب منابع طبیعی و اکوسیستم‌ها در چه وضعیتی قرار دارد، نکته مهم‌تر آن است که چه عواملی بیشترین تاثیر را در تخریب منابع طبیعی دارند؟ نحوه رفتار دولت‌ها، میزان و سطح رفاه عمومی، اندازه دولت‌ها(میزان مداخله اقتصادی دولت)، سرعت و میزان پیشرفت فناوری در کشورها به شدت بر روند تخریب محیط منابع طبیعی تاثیر دارند. 

ارزش جنگل و نقش دولت‌ها
دولت‌ها و سیاستگذاری آنها در مورد معیشت و حتی سیاست‌های پولی و مالی دولت تاثیر مستقیم و معنی‌داری بر تخریب منابع طبیعی و محیط‌زیست دارد. این تاثیر رفتار دولت از آن جهت اهمیت دارد که دولت ارائه‌دهنده کالا و خدمات عمومی است و استفاده از منابع طبیعی نیز یک خدمت عمومی به حساب می‌آید. هرچه رفتارهای دولت حساب‌شده‌تر و انضباط مالی دولت بیشتر باشد، این تاثیر کنترل‌شده‌تر و مثبت‌تر است. شکست مکانیسم بازار در عرضه کالاها و خدمات عمومی، مداخله دولت را در بازار جهت اتخاذ سیاست‌های زیست‌محیطی و جلوگیری از آلودگی اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. در برخی پژوهش‌ها و نظریات اقتصادی انجام‌شده رابطه بین دولت و انتشار آلودگی در اقتصاد ایران با استفاده از سیستم معادلات همزمان سال‌های 1390- 1354 مورد بررسی و تحلیل تجربی قرار گرفته است.

 نتایج حاصل از تخمین سیستم معادلات تصریح شده در دو رویکرد ایستا و پویا به تفکیک اثرات مستقیم و غیرمستقیم نشان می‌دهند؛ نخست آنکه اندازه دولت تنها دارای اثر مستقیم معنی‌دار بر آلودگی سرانه است. دیگر آنکه رابطه مثبت و معنی‌داری بین اندازه دولت و انتشار آلودگی سرانه با ضریب کشش 08/0 در رویکرد ایستا و رابطه منفی و معنی‌دار بین اندازه دولت و انتشار آلودگی سرانه با ضریب کشش 163/0- در رویکرد پویا تایید می‌شود. علاوه بر اندازه دولت، میزان باز بودن اقتصاد و مصرف نیز دارای اثر مثبت کل و معنی‌دار و همچنین سرمایه‌گذاری کل و جمعیت دارای اثر منفی کل و معنی‌دار بر آلودگی سرانه در اقتصاد ایران هستند. برای مثال جنگل‌ها علاوه بر تولید چوب، منافع زیست‌محیطی و اجتماعی فراوانی به همراه دارند که اغلب آنها فاقد بازار هستند. ارزشگذاری اقتصادی، مانعی بر تخریب محیط‌زیست

در حال حاضر جنگل به عنوان یک اکوسیستم طبیعی کالاها و خدمات مختلفی را برای جامعه بشری فراهم می‌آورد. برخی از این خدمات و کالاها در بازار قابلیت تبادل دارند و برخی دیگر فاقد قابلیت تبادل هستند. در این حالت ارزش آنها تابعی از ارزش کارکردهای سالانه عرضه شده است که با روش‌های مختلف ارزیابی می‌شوند. بنابراین شناخت صحیح روش‌های ارزشگذاری برای آن خدمات و کارکردها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. شناخت اصول و کاربرد صحیح روش‌های ارزشگذاری می‌تواند به سیاستگذاران و برنامه‌ریزان برای طراحی موثر و مناسب سیاست‌های توسعه پایدار در مواجهه با مشکلات منابع طبیعی کمک کند.

تخریب خاک به عنوان یک ارزش اقتصادی
از سویی دیگر یکی از مهم‌ترین عوامل تخریب محیط‌زیست و جنگل‌ها، تخریب خاک است. تخریب خاک هم در حوزه حفاظت از جنگل‌ها و هم دیگر منابع طبیعی بسیار نقش دارد. با توجه به فرآیند بسیار طولانی تشکیل خاک و نقش کلیدی آن به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهاده‌های کشاورزی، لزوم حفاظت از آن اجتناب‌ناپذیر است. یکی از مهم‌ترین خدمات و کارکردهای اکوسیستم جنگلی، ممانعت از فرسایش خاک و افزایش قدرت نگهداشت مواد مغذی در آن است که این موضوع به‌خصوص در مناطق پر‌شیب و کوهستانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از آنجا که خدمت کنترل فرسایش خاک نیز همانند بسیاری از دیگر خدمات این اکوسیستم، فاقد بازاری برای تعیین ارزش آنهاست در سال‌های اخیر روش‌های جدیدی به منظور برآورد این ارزش ابداع شده است. نکته قابل ملاحظه در این برآورد‌ها مکاندار بودن ارزشگذاری است که امکان مقایسه ارزش در حوضه‌های مختلف آبخیز را فراهم می‌سازد. 

محاسبه ارزش حفاظت از مواد مغذی خاک مبین ارزش میانگینی در یک منطقه مطالعاتی (برای ارزشگذاری) است. ارزشگذاری مکاندار این خدمت اکوسیستمی می‌تواند اطلاعات دقیق‌تری را در اختیار مدیران و برنامه‌ریزان به منظور حفاظت از منابع طبیعی قرار دهد و منجر به تدوین برنامه‌هایی دقیق‌تر در این زمینه شود.

در مجموع به نظر می‌رسد بیش از هر چیزی روش‌های اقتصادی و محاسبات اقتصادی برای ارزشگذاری اکوسیستم و اندازه‌گیری میزان تخریب منابع موثرترین راه باشد. در حال حاضر با توجه به اینکه رشته اقتصاد منابع یک رشته جدید اما پرکاربرد برای ارزشگذاری منابع است با استقبال خوبی در جوامع مواجه شده است. هرچند این بخش از اقتصاد در کشورهای پیشرفته وجود داشته ولی در کشورهای در حال توسعه پس از مشکلات فراوانی که از سال 2000 به بعد برای آنها پیش آمده تا حدودی مورد توجه قرار گرفته است.

* روزنامه جهان صنعت
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین