کد خبر: ۳۳۶۵۶
تعداد نظرات: 15 نظر
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۱
آیا این گونه اقدامات غلط که در واقع همانند شکارکردن ولی به گونه ایی دیگر قتل عام حیات وحش می باشد، ژست روشنفکری است یا همراه با تم پوپولیستی ولی در طعم و مزه جدید عرضه می شود؟
امید باتوزیست بوم/امید باتو*: این روزها در ارتباط با محیط زیست مسائلی در گوشه و کنار کشور ما اتفاق می افتد که تمامی اصول و قوانین علمی را به چالش می کشد. از اصل رقابتی گاس تا اکولوژی رفتار و عادات جانوران، از قوانین انتشار گونه تا مدل های پروازی پرندگان و مهاجرت حیات وحش و ...

اقدامات پارادوکسیکال فراوان، بی تفاوتی کارشناسان محیط زیست، ورود بعضی از همکاران و بعضی از ادارات محیط زیست در کارهایی که بیشتر جنبه پوپولیستی دارد. واقعاً در این مملکت چه اتفاقی افتاده است؟ 

در شهرهای شمالی (مازندران)، تحت شعار پذیرایی و استقبال از پرندگان مهاجر، غذا، دان و ... توزیع می شود ولی در همین حال کمی آن طرف‌تر در همین استان، بیش از یک میلیون قطعه پرنده مهاجر (به نقل از یکی از مسئولین پردیسان) شکار می شود.

 در پیرانشهر، روباه (گونه بومی) را با سخت ترین شکنجه مثله کرده (و عده ایی هم مترصد چنین فرصتی برای تفرقه افکنی) و در مهاباد (همان نزدیکی) عده ایی با قرمه سبزی، ماکارونی، چیپس و پفک با طعم سرکه و فلفل و انواع ادویه به سرکشی و دیدار پرندگان مهاجر می روند. آیا این اقدامات صحیح و کارشناسی شده است یا فقط نمایشی جهت جلب افکار عمومی است؟ 

اگر کار درستی است چرا رسماً اعلام نمی گردد و اگر شومن بازی است چرا با آن مقابله نمی شود؟ واقعا هدف از این شومن بازی ها چیست؟ آیا این گونه اقدامات غلط که در واقع همانند شکارکردن ولی به گونه ایی دیگر قتل عام حیات وحش می باشد، ژست روشنفکری است یا همراه با  تم پوپولیستی ولی در طعم و مزه جدید عرضه می شود؟

از همه جالب تر اما حضور همکاران (در عکس های منتشر شده در فضای مجازی افرادی با لباس یگان حفاظت محیط زیست دیده می شوند) در بین این افراد هنگام گرفتن سلفی و عکسهای یادگاریست؟ نمیدانم این اقدامات نتیجه کدام مطالعات جدید انجام گرفته در این زمینه است و یا کدام متد مدیریت حیات وحش اینگونه اعمال را پیشنهاد می نماید؟ به راستی این موضوع با کدام مبانی علمی منطبق می باشد؟ 

چرا یک نهاد تخصصی باید اینگونه جو گیر شده و در دام جوسازی و تب و تاب افراد احساسی غیر متخصص گرفتار آید؟ آیا این ادارات که کارمندان آنها چنین اقدامات نسنجیده ایی را مرتکب می گردند نمی دانند این آموزش های غیر رسمی تا چه اندازه می تواند خطرناک باشد؟ اما اینکه چرا اساتید دانشگاهی و محققین روزه سکوت گرفته اند، چرا سازمان حفاظت محیط زیست از کنار تخصصی ترین مسائل که از قضا رسالت اصلی آنهم هست تا این اندازه بی تفاوت میگذرد وسکوت اختیارکرده است، خود جای سوال دارد؟ سوالات بی جوابی که امروز ذهن بسیاری از دوست داران طبیعت را بخود مشغو ل نموده است.
پرنده مهاجر، چیپس و تشکرهای دولت نهاد
در یکی از تبلیغات این گروههای غذا رسان که مدعی امداد رسانی به ده هزار بال قو در مازندران بوده ضمن اعلام شماره حساب و شماره کارت بانکی مدعی گردیده که طی یک هفته مقادیری گندم و ذرت و سبزی به ارزش بیش از ده میلیون تومان در محل توزیع نموده است، باید از مسئولین پرسید چنین فاجعه ایی به جز اتلاف پول، تا چه اندازه کلونی های پرندگان را با خطر انتقال بیماری و مرگ روبرو ساخته است؟ آیا تعلیف و تغذیه دستی حیات وحش در هر زمان و مکانی که هر کسی دلش خواست مجازاست؟

 مگر استراتژی نهایی حیات وحش غیر از این است که فرد قویتر در هر گونه، زادگان خود را به نسل های آینده منتقل نماید؟ مگر غیر از این است که مکانیسم های سازگاری و انطباق جانوران در طول میلیونها سال، برای تحمل سخت ترین و غیر قابل تحمل ترین شرایط تکامل یافته است؟ آیا مگر این پرندگان از مناطق واقع در عرض های جغرافیایی بالاتر همانند سیبری و اروپا به سمت عرض های پایین تر که گرمتر است نیامده اند؟ 

 پس دلیل این دخالت بیجا در روند و سیکل های طبیعی به چه دلیل است؟ در مهاباد نیز با کمال تاسف تعدادی از تشکلهای مردم نهاد با همکاری محیط بانان، پرچمدار پذیرایی و تغذیه پرندگان مهاجر با چیپس، پفک و ماکارونی های اکسپایر و پسماندهای غذایی می باشند. با این توهمات و انگاره فعالیت های محیط زیستی که فضای مجازی به کاربران القا نموده است احتمالاً همین روزها فراخوان و کمپین هایی نیز اعلام شود که در آن از هموطنان عزیز درخواست می شود کمکهای نقدی و غیر نقدی خویش را به منظور تهیه چادر، هیتر و پوشاک گرم برای جانوران به شماره حساب اعلامی واریز نمایند. باید منتظر ورژنهای جدید روشنفکر مآبانه ولی در عین حال شگردهای جدیدکلاهبرداری باشیم.

 به راستی که فضای مجازی خلا ناشی از عدم ورود سازمان حفاظت محیط زیست به این موضوع را بخوبی پوشش داده است. هر چند که فضای مجازی به دلیل نداشتن زیر ساخت هایی از جمله فرهنگ استفاده، عدم نظارت و ارزیابی و بسیاری مسائل ریز و درشت دیگر هزاران آسیب را در بطن خود دارد. یکی از آسیب های شبکه های اجتماعی در کنار باز نشر نکات منفی و شایعات با سرعت فوق نجومی (بدون هیچ تحقیقی)، القای ذهنیت متوهم به تعدادی ازکاربران می باشد. 

هر چند که همراهی و حضور افتخاری در تعدادی از ان جی اوها مایه بالندگی و افتخار همیشگی برای نگارنده بوده و اقدامات تشکل هایی همانند چیای سبز مریوان، کاریزه، ژینگه پاریزان، محمد بختیاری و سه شنبه های بدون خودرو با حمایت محمد درویش را از ته دل ستوده ام و منکر زحمات افراد دلسوز و از جان گذشته در راستای خدمت به زیست بوم میهن نیستم اما بسیارند افرادی که می پندارند با نوشتن چند جمله و شعار محیط زیستی و یا پاک سازی یک مکان از زباله و پلاستیک با حضور تعدادی از اعضای خویش تمام مشکلات محیط زیست را مرتفع ساخته اند. 

با تاسف بسیار باید گفت که بسیاری از تشکلهای مردم نهادی که می توانند فرهنگ سازی کنند و یا حداقل کم کاری و سستی ادارات حفاظت محیط زیست، نهادهای دیگر و کارشناسان مربوطه را به بوته نقد بکشند، امروز به تشکرهای دولت نهاد تبدیل شده اند که در قبال دریافت کمک های نقدی و غیر نقدی از ادارات محیط زیست کارشان به تعریف و تمجید و تقدیم گل وگلدان به مدیران کل کشیده شده و تمام فعالیتهای محیط زیستی آنها در  سرپرستی یک بچه گربه بی سرپرست خلاصه می شود. 

فضای مجازی هم اعتماد به نفس کاذبی به آنها داده است که انگار این تشکلها و نیز محیط بانان می توانند یک شبه فعال محیط زیست شده و گوی سبقت از دیگران بربایند، به همین دلیل است که حتی به روشهای ناصواب و غیر علمی و خطرناک اینچنینی دست می زنند.

 هر چند که در چنین وضعیتی علاوه بر سازمان حفاظت محیط زیست و تشکلهای واقعی (دارای سواد و تعهد) دیگر نهادهای مسئول، افراد حقیقی و حقوقی متخصص بایستی به موضوع ورود نموده و مخاطبین این حوزه را توجیه نمایند که در اصول و مبانی محیط زیست در کنار دیدگاه های ارزشی بایستی قائل به دیدگاه فنی نیز باشیم.اما با توجه به نگاه فانتزیک به مقوله محیط زیست در ایران گمان نمی رود این موضوع برای ادارات متولی فرهنگ و آموزش و حتی رسانه ملی، از چنان سطح جذبه و جذابیتی برخوردار باشد که به آن بپردازند. 

ختم کلام اینکه این مسائل به دلیل نا آگاهی و جهل به موضوع بوده که خود از عدم آموزش در مدارس، دانشگاهها و سازمانهای متولی حادث شده، در رقابت جناحهای سیاسی گم شده و قربانی جهت گیری های سیاسی رسانه ملی گردیده است و در خلا موجود با کمال تاسف، با تب و تاب های فضای مجازی تا حدودی سازمان می یابد و لطمات فراوانی به حیات وحش و زیست بوم میهن وارد می سازد اما نگرانی بیشتر آنجاست که چنین تفکرات ناصوابی بومی شود که در آن صورت بایستی منتظر فجایع بزرگتری باشیم.

*کارشناس محیط زیست
منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۱۵
محیط بان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۶ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۳
4
2
مطلب قابل تاملی بود و شاید بتوان گفت جزو معدود دست نوشته های خواندنی امید باتو
جدای از تلاشهای مثمر ثمر بسیاری از دوستداران واقعی طبیعت و سمن ها، در این که بسیاری از گروه های مردم نهاد دوست دار محیط زیست، هر چند با نیت خیر و تنها به سبب عدم اگاهی علمی، خود به مشکلات طبیعت و محیط زیستشان افزوده اند، شکی نیست.
نمایشات بسیار از رها سازی ماهی گلی سفره های هفت سین در اکوسیستمهای آبی ایران، تا غذادهی به گربه ها و کلاغها در پارکها تا جو گیری های مقطعی در زمینه سگ کشی و مبارزه با سدسازی، تا هجمه سازی علیه شکار و صید و هزاران از این دست در سالهای اخیر، به ظاهر از طرف گروه های مردمی برنامه ریزی و اجرا شده، غافل از این که در پس هر هجمه ای به ناگاه فاجعه ای بزرگ در طبیعت ایران در کار انجام است... بیصدا حفاری نفت در پارک ملی کویر صورت میگیرد و زنده رود سپاهان از یاد ها میرود. نایبند به عنوان تنها پارک ملی دریایی ایران اسیر میادین گازی بزرگ اقتصادی شده و همچنان مسیر جایگزین پارک ملی گلستان در برنامه های پنج ساله خاک میخورد. طاعون به ارامی چند صد قوچ و میش و کل و بز را میبلعد و پردیسان کوچک تر میشود. کارون به فاضلاب میماند و شادگان و هورهای عظیم خوزستان پساب نیشکر شده اند...... قلم عاجز است .
بله درست است که گروه های مردم نهاد، دولت نهاد شده اند.
ژست – تم – پوپولیستی ( 3 بار ) پارادوکسیکال – شومن – متد – استراتزی – اکسپایر – ورژن – فانتزیک
لطفا پارسی بنگارید
پاسخ ها
کوشان مهران
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۰۵ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۵
چه نیکو بود کاربرانی که سه امتیاز منفی سرخ گون به دیدگاه این محیطبان گرامی می دادند دلایل مخالفت خویش را نیز بیان می نمودند؛ وضعیت نایبندا... حفاری در پارک ملی کویر... شو های مرگ بر کشتارچی... حرف و حدیث پیرامون انحراف پساب زهکش نیشکر کاری به تالابی در خوزستان. تمامی ادعاهای این محیطبان باید بجای نفی و منفی زدن مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
افشین رضانژاد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۶ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۳
0
3
با عرض سلام و خسته نباشید
اینجانب دانشجوی ارشد ارزیابی محیط زیست هستم و تا بحال ندیده بودم با چیپس به پذیرایی حیات وحش برن و چنانکه تاریخ مصرف مواد غذایی هم بگذره چه بسا بسیار زیانبارتر هم خواهند بود واقعا باید سازمان محیط زیست این عکس ها رو پیگیری کنه و حداقل از کارمندان خودش که عکس گرفتن با چیپس و تنقلات توضیح بخاد.
از مدیریت خوب کانال تلگرامی و مطالبش هم بسیار سپاسگزارم.
زندی
|
United States
|
۲۲:۴۰ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۳
3
1
با سلام
جناب آقای باتو اندکی از فرمایشات شما تاحدی قابل قبول اینجانب و بسیاری از علاقه مندان به محیط زیست بوده و بسیاری از سخنان شما توهین به انجمنه ای مردم نهادی چون انجمن چیای مریوان و دیگر انجمنهای فعال است که به گفته شما نه سواد اینکار را دارند و نه صلاحیت انجام امورات زیست محیطی، چون اشاره نمودید که باید برای انجام تغذیه دستی به ادارت محیط زیست نامه نگاری و لابد از کارشناسان محیط زیست که برخی لیسانس زیست شناسی یا محیط زیست هستند نظرخواهی کنند و این درحالیست که بیشتر افراد انجمن ها خود دارای مدارک علمی بالا در زمینه های مختلف زیست محیطی و رشته های مرتیط هستند و در واقع خود یک سازمان تخصصی محیط زیستی غیر دولتی هستند و نیازی نیست در هر موردی از یک لیسانس محیط زیست اجازه کسب کنند. تم پوپولیستی یا همان احمق انگاریدن انجمن ها به نظر زیاد مورد پسند و جایز نبود و البته دغدغه های زیست محیطی شما نیز به نوبه خود قابل قبول است و باید از مواد غذایی طبیعی و سازگار و در صورت نیاز در فصل و طبق اصول در اختیار حیات وحش قرار گیرد که بی شک با وجود انجمن ها دلسوز و متخصص امری محال نیست. با تشکر از تمامی انجمن های زیست محیطی فعال و دلسوز و هماهنگ و هم سو با محیط زیست.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۰:۰۶ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۵
سلام
جناب زندی بنظر مطلب خوب نگرفتی .لطفا مجددا بخوان
ناشناس
|
Canada
|
۰۲:۴۳ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۴
1
3
حضراتي كه هروقت قلم به دست مي گيرن تا بقيه رو بنوازند ياد تعريف و تمجيد از م.د. ميفتن هم بايد درويش نهاد ناميده شوند.
كمپين مورد حمايت م.د. كه از قضا مورد تمجيد و مجيزگويي نگارنده واقع شده به دليل نمايشي بودن، غير تخصصي بودن، بي برنامگي، تاكيد نمايشي و البته ابزاري بر دوچرخه سواري بانوان، خود از پوپوليستي ترين كمپين هاست كه گويا به دليل تعلق خاطر غليظ نگارنده در نيمه پر ليوان قرار داده شده.
کارشناس محیط زیست
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۷ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۴
1
3
ضمن تشکر از آقای مهندس باتو برای نگاشتن این مطلب خوب و خواندنی در جواب آقای مهندس زندی لازم است بیان شود که این نقد بر شما وارد بوده که متاسفانه بحدی عجولانه برای هر مطلبی کامنت می گذارید که گاها احساس می شود مطلب را اصلا نخوانده اید و یا اینکه قدرت درک مطلب و تحلیل تان بسیار سطحی و ضعیف است مثلا در همین مطلب از انجمن چیا بعنوان یک تشکل موفق و توانمند نام برده شده است اما آقای زندی بحدی عجله نموده اند که انجمن های مردم نهاد را " انجمنه ای مردم نهادی " نوشته اند و بیان داشته اند به آنها توهین شده است . مطلب ارائه شده بسیار علمی و بدون نقص بود آیا اگر کسی در زمینه محیط زیست دارای مدرک تحصیلی باشد به بهانه آن می تواند هر اقدامی را در زیستگاهها انجام دهد . اگر بیان می شود هر کاری در اکوسیستم ها از جمله تغذیه دستی و ... باید با هماهنگی و کسب مجوز از محیط زیست باشد منظور یک کارشناس خاص در محیط زیست نبوده و قطعا این موضوعات در محیط زیست در قالب جلسات همفکری تصمیم گیری شده و یا در سطح سازمانی اخذ تصمیم می شود .
پاسخ ها
کارشناس محیط زیست
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۲۷ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۷
مگر آقای زندی مهندس است ؟!!!
سنه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۲۷ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۴
1
2
آقای زندی مدرک شرط کافی برای درک وفهم درونی افراد از محیط زیست نیست .چه بسا افراد بیسواد ی هستند فهم ودرکش از محیط زیست از من وتو کارشناس بیشتر است . ولی قبول کن کارشناسانی که یک عمر با محیط زیست ومناطق وسختی ها در کش وکوه درگیر بوده اند کمتر از کارشناسنی که در محیط زبست اداره نشینی را بیشتر تجربه نکردن به موضوعات محیط زیستیاشراف ندارند
قطعا تغذیه دستی حیات وحش بجز موارد خاص ضربه تنوع زیستی است.
پاسخ ها
کارشناس محیط زیست
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۲۸ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۷
مگر آقای زندی کارشناس است ؟!!!!!
کوشان مهران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۰۵ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۴
2
1
اگر در زمستان های سخت یکی از خوانندگان گرامی زیستبوم به پارک ملی یلوستون مراجعه نمایند با بسته های علوفه خشکی روبرو می شوند که توسط رنجر های پارک برای انبوه گوزن های الک ریخته می شود و در این میان بیزون ها نیز از این خوراک کمکی برخوردار می شوند.

حتی در روزگارانی نه چندان از یاد رفته به درخواست محیط زیست هلی کوپتر های شرکت نفت برای اهوان کوهی جزیره فارور علوفه ریزی می کردند.

در مورد پرندگان و بویژه قو ها پخش غله امری است که نه تنها توسط افراد و گروه های علاقه مند بلکه توسط ماموران حافظ محیط زیست انجام می شود و جز انگلستان یکی از بارز ترین موارد تغذیه دستی قو ها در زمستان های برف گیر از سال 1960 تا کنون در هوکایدو این شمالی ترین جزیره زاپن انجام می شود که در کنور انبوه قو های فریاد کش درنای تاج سرخ و عقاب دریایی استلر و دیگر پرندگان هم از تغذیه دستی و آرامش حاکم بر این زیستگاه بهره مند می شوند.

********

خوانندگان گرامی با کمکی جستار در شبکه جهانی اینترنت می توانند با سایت هایی که به لزوم تغذیه دستی در موارد حساس همچون زمستان های برفگیر می پردازند آشنا شده و ضمن مطالعه تجربه های آنها پرسش های پیش آمده را نیز برای آنها مطرح نمایند.

تغذیه دستی و در واقع برخورداری جانوران وحشی از خوراک انسانی جنبه های مثبت و منفی دارد.

گریزلی های یلوستون دهه ها به تغذیه از سطل های ذباله پارک عادت کرده و به دلیل نزدیکی بیش از اندازه به انسان و بروز حوادث مرگ بار با طراحی جدید سطل های پسماند امکان نزدیکی به کمپ ها تا حدود بسیار زیادی کاهش یافته است.

اما در همین پارک تغذیه دستی الک با علوفه خشک هنوز جزو برنامه ها می باشد و خوانندگان گرانی می توانند با مراجعه به سایت پارک ملی یلسون پرسش های خود را در این مورد مطرح نمایند.

******

در یکی از تبلیغات این گروههای غذا رسان که مدعی امداد رسانی به ده هزار بال قو در مازندران بوده ضمن اعلام شماره حساب و شماره کارت بانکی مدعی گردیده که طی یک هفته مقادیری گندم و ذرت و سبزی به ارزش بیش از ده میلیون تومان در محل توزیع نموده است،

آن را که حسلب پاک است از محاسبه چه باک است!

با بررسی میزان پول های واریز شده به این شماره حساب و بررسی میزان خوراک خریداری می توان به صحت این مدعا پی برد. اما!... اما اگر ناراستی و ریاکاری در مجری این برنامه وجود داشت تا پیش از این بسیاری از مدعیان حفظ محیط زیست که خود از رانت های بدون حساب رسی برخوردار بوده و خود را پدر و مادر فلان گونه می نمایانند و در عمل این گونه ها را در انحصار خود گرفته اند با ایجاد پرونده های مالی و اخلاقی و حتی کفر و الحاد و بی دینی 0 که بی سابقه هم نبوده است) خیلی پیش از این ها ریشه بر تیشه مسئول گردآوری کمک مالی برای خوراک دهی به قوها زده بودند.

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
شوکا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۹ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۵
1
3
مهران جان، عزیزم برا یه بارم که شده مخالفت نکن بخدا هیشکی ازت ناراحت نمیشه آخه مرد مومن تو متن رو کامل نمیخونی، مفهوم اونو درک نمی کنی بعدشم مغرضانه می نویسی.
در متن اشاره شده که در کنار دیگاه ارزشی بایستی دیدگاه فنی هم داشته باشیم که متاسفانه جناب عالی به این موضوع توجه نکرده ایی و بسیار عامیانه حرف زدی انگار که یک نفر عامی و از حلقه محیط زیستیا بیرون هستی.
عزیزم خودت نوشتی اگه تو زمستانهای سخت بری تو پارک ملی یلو استون یا هوکایدو یا اروپا و ... میبینی که کارشناسان محیط زیست برا حیوانات علوفه ریختن. برادر جان مث اینکه توهم زدی و یادداشت رو نتونستی خوب بخونیش چون اولا الان زمستان سخت و برف گیر نیست دوما این کار زیر نظر محیط زیست انجام نشده. عین عبارت توی متن اینه (( آیا تعلیف و تغذیه دستی حیات وحش در هر زمان و مکانی که هر کسی دلش خواست مجازاست؟)).
آخه این دلسوزایی که میان میلیون میلیون آش شله قلمکار و کته و پلو واسه پرنده مهاجر میخرن و میبرن خب چرا یه بار به کشتار یک میلیونی پرنده مهاجر تو همین شهرها معترض نیستن ؟؟؟ چون مسئولین سازمان اکثرا شمالی و بچه مازندران هستن صداشو درنمیارن وگرنه کشتار یک میلیون قطعه پرنده در فریدونکنار در یک فصل یعنی جنایت علیه تمام کره مسکون متاسفانه کارشناسانی مثل شما هم که نه قدرت تحلیل دارید نه جرات حرف زدن و فقط نشستین کسی چیزی بنویسه که بهش گیر بدین سال ۱۳۲۴ شجاع السلطنه پسر اجاق السلطنه نوه حمام الملک رفت پیش ناصر میرزا و .... آقا امر به شما مشتبه شده بخدا
پاسخ ها
کوشان مهران
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۳۴ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۶
مثل شما هم که نه قدرت تحلیل دارید نه جرات حرف زدن و فقط نشستین کسی چیزی بنویسه که بهش گیر بدین.... شوکای مهربان؛ درود بر شما و سپاس از نقدی که بر دیدگاه من داشتید. در آخرین شماره فصلنامه شکار نوشتاری به قلم من درباره باید ها و نباید های مدیریت و برداشت پرندگان مهاجر منتشر شده است که اگر مایل به مطالعه آن بودید امیدوارم نکاتی در آن بیابید. در کنار کشتار پرندگان مهاجر و گونه های بومی که در چند سال گذشته قاچاق گسترده انواع شکاریان و پرندگان زینتی چون قو (به باغ های پرندگان9 و تاکسیدرمی جای خود را به شکار پرندگان دارای ارزش خوراکی داده است تغییر کاربری گسترده تالاب ها و بویژه شالیزار ها به مجتمع های ویلایی در همین زیستگاه موردی است که در عمل هیاهوی افراد شناخته شده ای آن را مغفول و پنهان نموده است. با تغییر کاربری این زیستگاه ها نه تنها پرندگان مهاجر بلکه پوشش گیاهی و پرندگان و دیگر جانوران بومی برای همیشه نابود خواهند شد و در این مورد نیز مطلبی در مقاله من وجود دارد.

به اجاق السلطنه و حمام الملک اشارت فرمودید البته درجا زدن در پیشینه گذشتگان حاصلی جز سنگواره شدن به بار نخواهد اورد اما اشاره به نقل قول ناصرالدین شاه در سفر اول به مازندران در اوایل دهه 1280 قمری از شکار پرندگان به عنوان الگوی اقتصادی مردم فریدونکنار حکایت می نماید.
بیجار
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۳۸ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۷
1
0
با سلام و درود بر آقای مهندس باتو که هر چند وقت یکمرتبه در خصوص مسائل محیط زیست متنهایی را در قالب های مختلف و در راستای یادآوریهای واقع بینانه در سایتهای محیط زیستی و روزنامه های مختلف برای اکثر خوانندگان بیان میکنند.ضمنا جای تشکر دارد که زیست بوم عزیز بدونه هر گونه اغماضی مقالات و نظرات نویسندگان و خوانندگان را چاپ میکنند.من هم مانند سایر افراد نظر خودم را اعلام میکنم.وقتی کسی موضوعی را در خصوص یک پدیده یا واکنش زیست محیطی در زیست بوم مینویسد هرگز واهمه ندارد که تعدادی از نظر دهندگان محترم او را سرزنش یا حمایت کنند زیرا ایشان همیشه به فکر این است که قدمی برای حفاظت از محیط زیست برداشته شود .ضمنا افرادی که همیشه نسبت به متنهای آقای مهندس باتو معترض هستند آیا خودشان میتوانند در خصوص موضوعی زیست محیطی مقاله ای آموزنده بنویسند؟اگر چنین است مسائل فراوان و راه باز است.در این مقاله چندین موضوع مهم باید مد نظر داشت که بدرستی اعلام شده است 1-پرندگان مهاجر .:پرندگان مهاجر بر اساس فیزیک،تغییرات اقلیمی،رژیم غذایی منحصر به خود و نوع پرنده از محیطی به محیط دیگر مهاجرت میکنند و این مهاجرت عملیاتی است دوطرفه یعنی رفت و برگشت هر گز آنها در طول مهاجرت بر اساس موارد مذکور رژیم غذایی چیپس و پفک یا حتی جو و گندم را در زندگی و سفر خود محاسبه نکرده اند پس مقاله کاملا منطقی است.2-آقای مهندس باتو هیچوقت قصد توهین و جسارت به هیچ یک از افراد و انجمن های زیست محیطی نداشته و ندارد بلکه همیشه با انها همکاری داشته است اما ایشان ایشان به تغییر لباس و خودی نشان دان و شومن کاری تعدادی اشاره نموده که بله اینچنین است بطور مثال یکی از انجمنهای زیست محیطی شهر سنندج که خود را مدعی و حافظ محیط زیست استان میداند البته با ظاهر نمایی گاها پرندگان شکاری فالکون هفته ها به منزل میبرد و با گوشت چرخ کرده به تغذیه ان میپردازد (بدونه اطلاع و درایت علمی).و یا قرارداد ppr نشخوار کنندگان امضاء میکند !!!!اما در کنار اینها تشکل واقع بین و بادرایت و علمی چیا را میبینیم که بدونه ریا و تظاهر از دست رئیس جمهور جایزه اولی را در سطح کشور دریافت میکنند.3 آقای کوشان و اقای زندی را باید مانند منتقدین همیشگی و معترضینی که فقط کنار گود نشسته و شعار میدهند خودشان با هر تخصصی که دارند کمی فسفر بسوزانند و مقاله ای بنوسند تا خوانندگان را مستفیض کنند.!!
همکار استان مجاور
|
United States
|
۱۲:۲۷ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۷
1
1
همکار محترم آقای امید باتو:

بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود.

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود.

دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو.

گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود.

مشکل شما حالا با چیه؟ با آن شخصی که برای قو های شمال پول جمع کرده با کی پسر خوب؟ توی کامنت ها هم که آقای مهران کوشان درباره سابقه تغذیه دستی در کشور های دیگر هم گفته بود. مشکلت چیه نازنین
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین