کد خبر: ۳۳۵۶۳
تعداد نظرات: 1 نظر
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۰
از چند دهه پیش محققان و صاحب نظران حوزه محیط زیست از بحرانی شدن وضعیت محیط زیست در بسیاری از زمینه ها هشدار می دادند اما تنها یک دهه است که توافقی نسبتاَ عام بر سر بحرانی شدن وضعیت محیط زیست ایجاد شده است.
محمد حقمرادیزیست بوم/محمد حقمرادی*: از چند دهه پیش محققان و صاحب نظران حوزه محیط زیست از بحرانی شدن وضعیت محیط زیست در بسیاری از زمینه ها هشدار می دادند اما تنها یک دهه است که توافقی نسبتاَ عام بر سر بحرانی شدن وضعیت محیط زیست ایجاد شده است. این امر در جامعه سیاست زده ایران تنها بواسطه تحمیل این شرایط و ناممکن بودن چشم پوشی از آن شکل گرفت. بطوری که اجتناب از آن را ناممکن ساخته است.

تنها هنگامی که ریزگردها حدود بیست استان کشور را دربرمی گیرد، دریاچه ارومیه تا مرز خشک شدن کامل پیش میرود، بیشتر دشت های کشور به دلیل برداشت بی رویه آب به دشت های ممنوعه تبدیل شده اند و نشست کرده اند، بسیاری از تالاب های کشور خشک شده اند یا در معرض تهدید هستند، آلودگی هوای تهران و کلانشهرهای صنعتی آنها را به تعطیلی می کشاند، آتش سوزی جنگل ها و مراتع فراگیر می شود، آلوده شدن منابع آب و خاک سلامت و بهداشت عمومی را به مخاطره می اندازد، کشتار حیات وحش بُعدی فاجعه بار به خود می گیرد و تنوع زیستی کشور با تهدید جدی روبرو می شود دولت و بخش زیادی از مردم درمی یابند که مسائل محیط زیست جدی است و در خیلی از زمینه ها در شرایط بحرانی است؛ یعنی شرایطی که ادامه روند فعلی  به فاجعه می انجامد. اذعان به وجود یک مسئله اولین گام در چاره جویی برای حل آن است اما مشکلی که در این زمینه وجود دارد آدرس غلط دادن درباره عامل اصلی پیدایش این مسائل و بحرانهای محیط زیستی است. 

عموماً  همه مسائل غیر سیاسی وجهی سیاسی نیز دارند و چانه زنی بر سر تعریف مسائل و چاره یابی برای آنها در حوزه سیاست رخ می دهد اما در ایران این وضعیت بسیار پررنگ تر بوده است. تاریخ چندهزار ساله ایران حاکی از نقش اصلی و تعیین کننده دولت و سیاست در شکل دهی به حوزه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است و به جرأت می توان گفت  هیچ امری خارج از امر سیاسی نیست.  اما گفتمان زیست محیطی غالب در جامعه ما که رسانه ها ،تشکل های زیست محیطی و دولت آن را ترویج می کنند تبدیل محیط زیست به یک مسئله فرهنگی است که راهکار کاهش یا مبارزه با آن را نیز در حوزه فرهنگ صورتبندی می کنند.

این گفتمان محیط زیستی تخریب و آلودگی محیط زیست را ناشی از کنش و بینش فردی انسانها می دانند و در نتیجه مبارزه با این روند و چاره یابی را نیز کنشی فردی می دانند. تقلیل بعد ساختاری تخریب محیط زیست به سطح فردی،  نظام مبتنی بر سود و زیان سرمایه داری که تحت سیطره کنش ابزاری است و به هیچ ارزش اخلاقی و محیط زیستی پایبند نیست و همه امور از جمله محیط زیست را به کالا تقلیل می دهد را نادیده می گیرد.

این گفتمان آلودگی هوا در کلانشهرها را ناشی از استفاده شهروندان از خودرو شخصی و فرهنگ شهروندی می داند و توسعه نامتوازن کشور و تجمع صنایع و منابع ثروت در چند شهر و در نتیجه افزایش جمعیت و آلودگی ناشی از صنایع را در بوجود آوردن این مشکل نادیده می گیرد؛ وضعیتی که ناشی از سیاست گذاری نادرست توسعه و توسعه نامتوازن و مرکزگرایانه است که از سوی دیگر به مهاجرت از شهرها و مناطق توسعه نیافته و فقیر به شهرهای صنعتی و بزرگ نیز می انجامد که خود این مشکل را پیچده تر می سازد.

این سیاست توسعه که می توان به استعمار داخلی از آن یاد کرد منجر به فقر، حاشیه نشینی و بیکاری در برخی مناطق و مهاجرت به کلانشهرهای صنعتی و افزایش مشکلات محیط زیستی مانندآلودگی هوا، ترافیک، آلودگی صوتی و بحران پسماندها درشهرهای برخوردار و توسعه یافته می شود.

حرکت های به ظاهر پیشرویی مانند پویش مردمی سه شنبه های بدون خودر، کمپین یک قطره آب، جمع آوری درب بطری ها و... که تنها برای مدتی کوتاه با خلق جوی احساسی در افکار عمومی مطرح می شوند به دلیل اینکه منبع و عامل تخریب و آلودگی را مورد نقد قرار نمی دهند و حرکتی در جهت مبارزه با آن نیستند کمکی به حل مسئله نمی کنند و با آدرس غلط دادن هم مشکل و هم راه حل را در حوزه فرهنگ قلمداد می کند و مردم را نیز مسئول و متولی آن می دانند؛ از این روست که مشکل آلودگی هوای تهران را استفاده مردم از خودرو شخصی می دانند و بنابراین مردم باید با اصلاح فرهنگ استفاده از خودرو، این مشکل را حل نمایند. 

این گفتمان می خواهد هویتی برای انسانها برساخت کند و از آنها سوژه ای بسازدکه به صورت فردی مسئول حل مشکلات عمومی مانند مشکلات محیط زیستی هستند. با غلبه گفتمان محیط زیست گرایی مبتنی بر فرهنگ، که مسئولیت اخلاقی حفظ محیط زیست را به برعهده انسان ها به مثابه فرد قرار می دهد،  دغدغه ای دائمی و اضطراب و تشویشی همیشگی را در اعماق جان انسان فرومی نشاند.

مشکلی که این گفتمان دارد این است که با مینیاتوریزه کردن یا ریزسازی مسائل و مشکلات از یک سو و راهکارها و تدابیر از سوی دیگر، دولت ها و صاحبان صنایع و سرمایه داران و بطور کلی سیاست ها و برنامه های توسعه که عامل و مقصر اصلی پیدایش این مسائل هستند را تبرئه می کند و گناه اصلی را بر دوش افراد می نهد. این شیوه امکان نقد بنیادین سیاست ها و روندهای  تخریبی که در حجم وسیع، تخریب و آلودگی محیط زیست را ممکن می سازند را ناممکن می سازد و از تدابیر و برنامه‌‌‌‌‌‌‌‌های تدارک دیده شده برای مبارزه با ایدئولوژی ها و سیاست های نابودگر محیط زیست جلوگیری می کند.

پرسشی که مطرح میشود این است که آیا در صورت امکان اگر عموم مردم، کنشگران محیط زیستی پویا و فعالی باشند مشکلات محیط زیست از بین می رود؟ آیا بدون مبارزه سیاسی برای تغییر سیاست و شیوه ساماندهی جهان و اصلاح ساختارها و سیستم ها کنش های فردی می تواند از حجم گسترده و فزاینده تخریب و آلودگی محیط زیست جلوگیری کند؟

* رئیس اداره روابط عمومی اداره کل محیط زیست کردستان
منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
برچسب ها: تخریب محیط زیست
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۱
عامری فر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۴ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۳
0
0
بسیار عالی ودقیق موضوع مطرح ومرقوم گردیده .مشکل اصلی محیط زیست در عصر کنونی
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین