کد خبر: ۳۳۵۴۶
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۱
مشاور ظرفیت‌سازی پروژه بین‌المللی مدیریت جنگل‌های هیرکانی:
از دید بهره‌برداران چوب، جنگل مساوی با چوب است، از نگاه دامداران نیز جنگل مساوی با چراگاه و از دید ویلاسازان و آنها که جاده می‌سازند، جنگل تنها یک زمین است. اما مدیریت چندمنظوره جنگل چیست؟
زیست بوم/مریم کاویانی: جنگل فقط چوب یا زمین و چراگاه نیست. اما تا به امروز این‌گونه بوده که دید به جنگل تنها یک بعدی یا تک منظوره بوده است! از دید بهره‌برداران چوب، جنگل مساوی با چوب است، از نگاه دامداران نیز جنگل مساوی با چراگاه و از دید ویلاسازان و آنها که جاده می‌سازند، جنگل تنها یک زمین است. اما مدیریت چندمنظوره جنگل چیست؟ مدیریت چند منظوره جنگل های هیرکانی عنوان یکی از پروژه‌های بین‌المللی است که با حمایت مالی تسهیلات جهانی محیط زیست (GEF) توسط برنامه عمران ملل متحد و سازمان جنگل ها و مراتع در سه استان شمالی کشور در دست اجراست.

با این حال شاید همچنان این پرسش به قوت خود باقی باشد که چگونه ظرفیت‌سازی در پروژه‌های مدیریت چندمنظوره جنگل‌های شمالی مورداستفاده قرار می‌گیرد و همچنین چگونه می‌توان به‌واسطه آن مدیریت تک‌بعدی را تبدیل به مدیریت چندجانبه و پایدار کرد؟جنگلداری همگام با طبیعت جایگزین قطع یکسره درختان می‌شود

به باور کارشناسان مدیریت چندمنظوره به این معنا است که همه ذینفعان جنگل بدانند جنگل چندین کارکرد و چندین خدمت اکوسیستمی دارد و در راستای حفظ این خدمات با یکدیگر تعامل و مشارکت داشته باشند. گرچه در نگاه اول مهم‌ترین خدمات جنگل نادیده گرفته می‌شود اما تولید آب، جلوگیری از فرسایش خاک، جلوگیری از سیل، جذب کربن و تولید اکسیژن و تعدیل هوا از مهمترین خدمات جنگل به شمار می‌رود. بسیاری از کارشناسان منابع طبیعی نیز معتقدند که برای تغییر مدیریت یک منظوره جنگل و تبدیل آن به مدیریت چندمنظوره لازم است بین بخش‌های مختلف دولت، مدیریت بین بخشی حاکم شود.

هرچند که برنامه‌ریزی و مدیریت در ایران تک‌بخشی است و مدیریت تک‌بخشی در مسیر افزایش شاخص‌های مدیریت عمل می‌کند. به‌عنوان‌مثال بخش‌های کشاورزی، دامداری و گردشگری هرکدام در راستای افزایش تولید و آمار فعالیت‌های خود اقدام می‌کنند و نگاه هیچ‌کدام از بخش‌ها نیز همراه با نگاه به منابع طبیعی و کارکردهای مختلف جنگل نیست. بنابراین مهم‌ترین چالش مدیریت چندمنظوره جنگل فقدان نگاه چندمنظوره است که نیاز به مدیریت بین بخشی و در پی آن مشارکت بین بخشی دارد.

در مدیریت بین بخشی همکاری بین بخش‌های مختلف شامل مشارکت بین بخش‌های دولتی، مشارکت دولت با مردم و مشارکت مردم با مردم خواهد بود. اما سؤال اینجا است که آیا ظرفیت مشارکت بین بخشی وجود دارد؟

آیدین یاسمی، مشاور ظرفیت‌سازی پروژه مدیریت چند منظوره جنگل‌های هیرکانی در پاسخ به اینکه چگونه مفهوم ظرفیت‌سازی با مدیریت چندمنظوره ارتباط پیدا می‌کند، این‌گونه توضیح می‌دهد: هنگامی‌که بحث از ظرفیت‌سازی است تعریف ظرفیت اهمیت پیدا می‌کند چون ظرفیت‌سازی با اصطلاح (capacity bulding) و به ‌تازگی توسعه ظرفیت (capacity development) معنای نزدیکی با توانمندسازی پیداکرده است. مفهوم ظرفیت‌سازی، تصویری از ظرفی ارائه می‌کند که میزان مشخصی گنجایش دارد. این نوع نگاه، کمی است امانگاه پروژه مدیریت چندمنظوره جنگل‌های هیرکانی به ظرفیت‌سازی کمی نیست. او در ادامه می‌افزاید: اگر ظرفیت به‌جای یک مخزن مکانیکی، تالاب دیده شود، ظرفیت نگهداری آن تالاب فقط ظرفیت مکانیکی نیست. پویایی و چرخه‌های اکولوژیک بین آب و خاک و گیاهان در این نگاه از ظرفیت‌های تالاب به شمار می‌رود.

او تأکید می‌کند که بر این اساس مفهوم ظرفیت‌سازی غلط است و در توضیح چرایی آن می‌گوید: نمی‌توان ظرفیت را به‌اجبار ساخت بلکه باید بسترها به‌نوعی باهم در تعامل قرار گیرند که حفظ آب تالاب با پوشش گیاهی، جانوری و چرخه‌‌های اکولوژیک موجود به تعادل برسد. به همین مفهوم توسعه ظرفیت (Capacity development) بیشتر معنا پیدا خواهد کرد. درنتیجه خواهید دید که کیفیت و جنبه کیفی در اینجا معنا پیدا می‌کند.جنگلداری همگام با طبیعت جایگزین قطع یکسره درختان می‌شود

ظرفیت‌سازی با رویکرد کمی به این معنا است که یک نفر از بیرون دستگاهی می‌تواند بگوید ما کجا هستیم، کجا باید باشیم و چه کم داریم، بعدازآن چیزهایی که کم داریم را از نو بسازیم اما در توسعه ظرفیت، بحث ظرفیت‌سازی و آموزش باهم مطرح می‌شود، با نگاهی به آموزش و نیازسنجی آموزشی نکات جالبی را درخواهیم یافت.

او در ادامه فضایی از آموزش را با محور توسعه ظرفیت ترسیم می‌کند: فرض کنید می‌خواهیم در جنگل مدیریت چندمنظوره‌ای ایجاد کنیم اما کارشناسان سازمان جنگل‌ها یا ادارات مختلف در رابطه با مسائل علمی، مهارت‌های جدیدی ندارند، بنابراین باید نیازسنجی آموزشی کرد، میزان دانش یا کم‌دانشی تنها بررسی‌شده درنتیجه کلاس‌های آموزشی باهدف پر کردن خلأ تعریف شود.

او ادامه می‌دهد: برای مثال در جامعه محلی؛ درک روستاییان یا مردم عادی از مسائل محیط‌‌‌ زیستی و جنگل پایین است باید دقت کرد که چه چیزهایی را می‌دانند و چه چیزهایی را نمی‌دانند، بعدازاین بررسی دوره‌های آموزشی آغاز خواهد شد تا خلأ موجود برطرف شود. به‌این‌ترتیب به نظر می‌رسد که پروژه‌های مدیریت چندمنظوره نگاه متفاوتی به ظرفیت‌سازی و آموزش دارند.

مشاور ظرفیت‌سازی پروژه مدیریت جنگل‌های هیرکانی با اشاره به اینکه باید از نگاه کلی‌گرا و مکانیکی بیرون آمد و همان‌طور که تمایل به دید اکوسیستم طبیعی وجود دارد، اکوسیستم انسانی ـ اجتماعی را کنار هم دید، عنوان می‌کند: بعد از دیدن ارتباط‌های این‌ اکوسیستم‌ها باهم، جنس فعالیت‌ها در ظرفیت‌سازی و توسعه ظرفیت‌ها تغییر خواهد کرد.

 او به شیوه برگزاری دوره‌های آموزشی برای روستاییان در این پروژه اشاره می‌کند و می‌گوید که اعتمادسازی از اولویت‌های آغاز این دوره‌ها است؛ ما باید ابتدا همدیگر را به‌عنوان یک انسان بشناسیم و بپذیریم، ابتدا قبول کنیم که همه در یک قایق هستیم، قبول کنیم که ما ساکنان یک منطقه و همه بهره‌مند از یک جنگل و یک اکوسیستم هستیم تا بتوانیم به حفظ جنگل کمک کنیم.  پروژه‌ مدیریت چندمنظوره جنگل‌های هیرکانی دو سال و نیم است که آغاز به کارکرده و نسبت به روند پنج‌ساله‌ای که باید طی کند در میانه‌ راه قرار دارد.

به گفته مشاور ظرفیت‌سازی این پروژه، سازمان جنگل‌ها و مراتع خود بانی این فعالیت مشارکتی است و برای پیشبرد اهداف مدیریت پایدار جنگل از سال‌ها پیش از قطع یکسره چوب به سمت تک گزینی و جنگل‌داری همگام با طبیعت حرکت کرده است تا اکنون با استفاده از تجربیات به‌دست‌آمده از این پروژه بتواند الگوی مدیریت چندمنظوره را به آزمون بگذارد و پس از نتیجه‌گیری برای حفظ و صیانت از جنگل الگوها را به کار گیرد.
 
روزنامه ایران

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین