کد خبر: ۳۳۴۴۷
تاریخ انتشار: ۳۰ آذر ۱۳۹۵ - ۰۸:۳۰
اما آنچه در گردشگری فرهنگی بیشتر مدنظر است، پردازش جلوه‌های مختلف فرهنگ‌های سنتی است. در جهان سنتی، فرهنگ در قالب‌های اندیشگی و رفتار‌هایی شکل می‌گیرد که در هر جامعه‌ای بنیاد زندگی جمعی را تشکیل می‌دهند و از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابند. هنجارهای فرهنگ سنتی برگرفته از میراثی است که به نسل امروزی رسیده است.
حسن تقی‌زاده‌انصاریزیست بوم/حسن تقی‌زاده‌انصاری*: امروزه دیگر مانند گذشته، گردشگران صرفا برای تفریح و کسب لذت و دیدار صرف از ظاهر یک اثر سفر نمی‌کنند بلکه در تاروپود هر سفری، جوهری از حس نوع‌دوستی و دیگردوستی و علاقه و تمایل به کسب شناخت از دیگر فرهنگ‌ها وجود دارد، تا آنجا که بسیاری از فعالان این عرصه، گردشگری را فعالیتی فرهنگی می‌دانند. فرهنگ را از منظر گردشگری می‌توان به دو بخش سنتی و مدرن تقسیم کرد که هر کدام از این تقسیم‌بندی‌ها دارای چشم‌انداز متفاوتی است. 

اما آنچه در گردشگری فرهنگی بیشتر مدنظر است، پردازش جلوه‌های مختلف فرهنگ‌های سنتی است. در جهان سنتی، فرهنگ در قالب‌های اندیشگی و رفتار‌هایی شکل می‌گیرد که در هر جامعه‌ای بنیاد زندگی جمعی را تشکیل می‌دهند و از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابند. هنجارهای فرهنگ سنتی برگرفته از میراثی است که به نسل امروزی رسیده است. 

این فرهنگ سنتی با توجه به تقاضای موجود در بازار گردشگری در عصر حاضر می‌تواند جاذب گردشگرانی باشد که خواهان یافتن مکان‌هایی با فرهنگ سنتی هستند تا اصالت واقعی را در آن تجربه کنند. ازاین‌روست که در چارچوب گردشگری، تقاضاهای گوناگون فرهنگی در روندی از شناخت دیگر فرهنگ‌ها از راه بازدید از مناطق مختلف شکل می‏گیرد. 

این نشان‌دهنده آن است که بخشی از جریان گردشگری در چارچوب گردشگری فرهنگی، تضاد فرهنگی را پشت سر گذاشته است و با قبول فرهنگ میزبان یعنی مناطقی که از آن بازدید می‌کنند، بیشتر به دنبال شناخت از فرهنگ بومی است که این روند را باید حاصل تعامل فرهنگی ناشی از اندیشه‌های پسامدرن دانست که در تبلور از شناخت و تعامل فرهنگی از راه گردشگری شکل می‌گیرد. 

طبق آمار سازمان جهانی گردشگری، بیش از ٤٠ درصد گردشگری بین‌المللی با انگیزه فرهنگی است و به‌طور چشمگیری این فرایند در حال افزایش است. رشد روزافزون این نوع از گردشگری، توجه برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران را در جهان به خود معطوف کرده است و بسیاری از کشور‌ها با برگزاری جشن‌ها و فستیوال‌های مختلف که ریشه و پایه عمیق فرهنگی ندارد، سعی می‌کنند در این بازار رقابت، گوی سبقت را از آنِ خود کنند. 

 سالانه جشن‌ها و فستیوال‌هاي زيادي در نقاط مختلف جهان به نام گردشگری فرهنگی برگزار می‌شود و سالانه تعداد بی‌شماری از مردم نقاط مختلف جهان را با کسب درآمد به این کشور‌ها می‌کشاند.  اما در تعریف گردشگری فرهنگی باید به مفهوم فرهنگ نیز توجه کرد. فرهنگ به مجموعه آداب و رسوم، مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، سنت‌ها، آداب و رسوم، اخلاقیات و هرچه فرد به عنوان عضوی از جامعه خویش فرامی‌گیرد، گفته می‌شود. در بسیاری از این موارد پدیده‌ای ناشناخته دستمایه برگزاری یک فستیوال یا جشن شده است و سالانه‌ میلیاردها دلار را به درآمد ملی این کشور‌ها اضافه می‌کند.

 اما کشور ما ایران که سبقه تاریخی و فرهنگی آن بر همه روشن است، با داشتن رسوم و آیین‌ها و مراسم خاص که همگی آنها برگرفته از فرهنگ غنی، طبیعت، دانش، نوع‌دوستی و... است، سهم ناچیزی از این عرصه را به خود اختصاص داده و متأسفانه بسیاری از آداب، رسوم و هنرهای بومی ما به فراموشی سپرده شده و امروزه جشن‌هایی که با شرایط زندگی کشور ما و فرهنگ ما همخوانی ندارند، جایگزین و در بین نسل امروزی رواج یافته‌اند. 

«شب‌چله» مانند سایر مراسم‌های آیینی ایرانیان، سنتی زیبا و ابداعی بی‌نظیر است که نمادی دیگر از پیوند ایرانی با مظاهر قدرت پروردگار در طبیعت و فرصتی برای گردهمایی، باهم‌بودن و تحکیم روابط خانوادگی، دوستی و شهروندی است. با وجود ریشه چند‌هزارساله این آیین در فرهنگ ملی ایرانیان، اتفاق نظری مبنی بر سبب پیدایش و گرامیداشت آن وجود ندارد. روایات مختلفی در باب نام‌گذاری و چگونگی پیدایش این آیین‌ها آمده است.

 برخی معتقدند مردم باستان، این شب را شب تولد خورشید می‌پنداشتند و گروهی بر این باورند که ظهور یا تولد مهر (میترا) در این شب صورت گرفته است. بعضی دیگر این شب را مصادف با میلاد عیسی مسیح (ع) می‌دانند، درحالی‌که برخی می‌گویند پس از گرویدن پیروان آیین مهر به مسیحیت، این شب که جزء مهم‌ترین اعیاد آیین مهر است، به‌عمد روز میلاد مسیح نامیده شد. این مراسم با توجه به گستره فرهنگی ایران‌زمین در هر استان، رسوم و آیینی خاص و متفاوت دارد که هرکدام به عنوان یک جاذبه متفاوت می‌تواند برنامه سفر جهانگردان زیادی را به کشورمان فراهم کند. 

«شب ‌چله» می‌تواند بهانه‌ای برای گردشگری و شناخت آیین‌های خاص این مراسم در مناطق و نواحی مختلف ایران‌زمین باشد. اگرچه در سال اخیر به ثبت آثار ملموس و ناملموسمان در حافظه جهانی همت گمارده شده است اما با این همه، ثبت جهانی و ملی میراث ملموس و ناملموس کشور زمانی سودمند خواهد بود که افزون بر حفظ و پاسداری، برای بهره‌برداری‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از آنها در راستای توسعه صنعت گردشگری زمینه‌سازی شود. 
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین