کد خبر: ۳۳۲۰۵
تعداد نظرات: 1 نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۰
مشاور پروژه مدیریت چندمنظوره جنگل‌های هیرکانی:
به خاطر فشار ناشی از شکار، مرال و شوکا خیلی کم و آن‌هم درشیب‌های زیاد در ارتفاعات حضور دارند؛ یعنی نزدیک روستاها حضور ندارند و پناه آوردند به شیب‌های زیاد و مناطق پوشیده از جنگل.
فاطمه الوندیزیست بوم/فاطمه الوندي: "طاهر قدیریان"، مشاور تعارض انسان و پستانداران پروژه مدیریت چندمنظوره جنگل‌های هیرکانی در گفت‌وگو با زیست بوم نتایج مطالعاتش در رابطه با وضعیت پراکندگی و جمعیت گونه‌های پستاندارانی مانند شوکا، مرال، پلنگ، خرس قهوه ای، کل و بز، شغال و گراز در 4 منطقه نممونه این پروژه در سه استان مازندران، گلستان و گیلان را ارایه کرده است. 

در گفتگوی پیش رو قدیریان از بررسی‌های خود در این زمینه می‌گوید و تأکید می‌کند علاوه بر اقدامات علمی و عملی که بایستی در حوزه جنگلداری برای حفظ درختان شمشاد به‌عنوان پناهگاه مناسب برای شوکا و پلنگ و کاهش تعارضات انسان و پستانداران صورت گیرد، لازم است مردم محلی به فکر حفاظت از محیط طبیعی باشند. به گفته قدیریان هیچ اقدامی به‌اندازه فرهنگ‌سازی و آگاهی مردم این مناطق نمی‌تواند در حفاظت از گونه‌های موردنظر مؤثر باشد.

• پراکندگی گونه‌های پستاندار در جنگل‌های هیرکانی چگونه است؟
در پروژه هیرکانی برای بررسی پراکندگی پستانداران از پلات های ثابت سازمان استفاده کردیم. بدین صورت که در مسیری مشخص از ارتفاعات به سمت پایین‌دست حرکت کردیم و در هر یک کیلومتر  در حاشیه نقاطی که از قبل مشخص شده بودند هر نشانه‌ای از پستانداران دیده شد را ثبت کردیم. نتایج این مطالعه به ما نشان داد که منطقه مینودشت وضعیت چندان مناسبی ندارد، در این منطقه شاید شوکا به مقدار خیلی کم وجود داشته باشد، اما احتمالا مرال منقرض شده است. همچنین در این منطقه نشانه‌ای از پلنگ پیدا نکردیم ولی گرگ و گراز جمعیت زیادی دارند که البته به کشاورزان و دامداران آسیب می‌رسانند.

این پراکندگی در منطقه بلیران و تنکابن متفاوت است، بلیران جزء مناطقی بود که 6 گونه پستاندار موردمطالعه ما در آن وجود داشت. در این منطقه پلنگ جمعیت نسبتاً زیادی داشت و رد پا و سایر نشانه‌هایش هم موجود بود، همچنین مرال و شوکا و خرس قهوه ای هم در آنجا وجود داشت. در منطقه دو هزار و سه هزار تنکابن هم به همین صورت گونه‌ها حضور داشتند، این منطقه چون منطقه‌ای کوهستانی و مرتفع است جمعیت خیلی خوبی از کل و بز در آن یافت می‌شود و در پایین‌دست آن ‌هم خرس قهوه ای و مرال وجود دارد. طاهر قدیریان

نکته قابل‌توجه این است که به خاطر فشار ناشی از شکار، مرال و شوکا خیلی کم و آن‌هم درشیب‌های زیاد در ارتفاعات حضور دارند؛ یعنی نزدیک روستاها حضور ندارند و پناه آوردند به شیب‌های زیاد و مناطق پوشیده از جنگل. گونه‌ای هم مثل خرس قهوه ای پراکندگی فصلی دارد و با رسیدن میوه‌ها در ارتفاعات مختلف جابجا می‌شود. شغال نیز پراکندگی‌اش به انسان بستگی دارد و درواقع هر جا انسان باشد شغال هم هست. در این منطقه بعضی گونه‌ها مثل گراز هم جمعیت نسبتاً بالایی داشتند، به‌خصوص درجاهایی که زمین‌های کشاورزی وجود دارد.

وضعیت کدام‌یک از سه استان مازندران، گلستان و گیلان در پراکندگی تعداد گونه‌های موردنظر بهتر است؟
ما در مناطق نمونه کار کردیم و نمی‌توانیم اطلاعات را به کل استان تعمیم بدهیم. مثلا در منطقه مینودشت جمعیت‌های گوزن احتمالا از بین رفته‌اند در صورتی که منطقه جهان‌نما یکی از بهترین جمعیت‌های مرال استان گلستان را دارد. بنابراین اطلاعات ما فقط برای مقایسه بین مناطق نمونه کاربرد دارد نه در سطح استان. در بین ۴ منطقه نمونه که مطالعه در آنها انجام شد به غیر از منطقه چهل‌چای مینودشت که بیشتر مناطق جنگلی خود و به طبع آن گونه های جنگل‌زی مانند مرال و شوکا را از دست داده است در سه منطقه دیگر هنوز جمعیت‌های گونه های مطالعه شده حضور داشتند. مناطق فری‌رود و زیلکی‌رود گیلان و بلیران آمل از لحاظ حضور گونه‌های جنگلی مانند مرال و شوکا وضعیت بهتری داشتند و منطقه دوهزار و سه‌هزار بهترین زیستگاه کل و بز در بین مناطق است.  

منظور از تعارض انسان و گونه‌های پستاندار در این مناطق چیست؟
تعارض انسان و پستانداران از علل مهم کاهش جمعیت پستانداران در این مناطق است. تعارض درواقع درگیری انسان با پستانداران است که منجر به آسیب رسیدن به انسان یا محصولات مرتبط با انسان مثل دامداری و کشاورزی می‌شود. مثلاً اگر پلنگ به دامی حمله کند ممکن است ارزش آن گاو چند میلیون تومان باشد و درنتیجه فرد خسارت‌دیده برای جلوگیری از تکرار آن پلنگ را می‌کشد و درنتیجه دو طرف آسیب می‌بینند؛ اما آسیب انسانی معمولا مالی است و آسیبی که به حیات‌وحش می‌رسد جانی است.

عوامل مختلف تعارض انسان و گونه‌های پستاندار در منطقه هیرکانی که منجر به مرگ آن‌ها می‌شود چیست؟
ما برای مطالعه  تعارض با 30 دامدار در 4 منطقه مصاحبه کردیم و سؤالاتی طبق پرسشنامه از آن‌ها پرسیدیم. درواقع علت‌های مختلفی برای تعارض وجود دارد که یکی از آن‌ها کاهش شدید جمعیت طعمه است؛ یعنی جمعیت مرال، شوکا و در خیلی جاها گراز کم شده و این خود علت تعارض است. یک علت دیگر این است که در خیلی از جاها دام بدون چوپان و سگ گله در جنگل رها است و خود این مسئله عاملی برای تعارض است. یا اینکه یکجاهایی به دام واکسن نمی‌زنند و بیماری‌های دام خیلی زیاد است، این موضوع علاوه بر اینکه باعث از بین رفتن دام می‌شود، منجر می‌شود خیلی از دام‌ها کور شوند یا سمشان آسیب ببیند و نتوانند فرار کنند که این موضوع هم خود عامل تعارض است. بااین‌همه در منطقه بلیران تعارض از همه کمتر است چون آنجا مردم فقط دام دارند و همراه دامشان می‌روند. درخت شمشاد را برای نجات شوکاها حفظ کنید

در گیلان مردم به کشاورزی و دام داری مشغول‌اند؛ مردم در این منطقه هنگامی‌که مشغول کشاورزی هستند دام را بدون چوپان در جنگل رها می‌کنند و این موضوع منتهی به آسیب می‌شود. در بلیران محلی‌ها عنوان کردند که از وقتی پلنگ زیاد شده گرگ دیده نشده و این موضوع باعث کاهش خسارت شده است. تعارض در گیلان از همه بیشتر است، علتش هم همان‌طور که گفتم دام رها است. در مینودشت هم تعارض زیاد است، چون در آنجا برای گوسفند چوپان دارند اما برای گاو چوپان ندارند و این خود باعث تعارض شده است. البته شکار طعمه های گوشتخواران  هم عامل دیگر تعارض است، در تنکابن خیلی کل و بز شکار می‌شود. در منطقه بلیران‌ هم گوزن شکار می‌شد ولی در این منطقه  امسال خود محلی‌ها گروهی تشکیل دادند به نام پویش مرال و کارهای مثبتی انجام دادند. به‌هرحال از قدیم چون شکار وجود داشته جمعیت گونه‌های پستاندار کم شده و این کارها باید انجام شود تا بعد از سه تا چهار سال جمعیت این گونه‌ها احیا و ترمیم شود.

در مورد انقراض‌های محلی چه اطلاعاتی به دست آورده‌اید؟
روی‌هم‌رفته می‌توانم بگویم به نظر می‌رسد که مرال و شوکا در مینودشت دچار انقراض محلی شده اند ولی اگر از منطقه حفاظت شود زیستگاه‌هایی مانند پارک ملی گلستان وجود دارد که شرایط بازگشت را برای آن‌ها فراهم کنند. البته این‌طور هم نیست که بتوانیم بگوییم گونه‌ها در جنگل‌های هیرکانی همه منقرض شدند. 

در جنگل‌های هیرکانی هنوز گونه‌ها وجود دارند اما در این چهار پایلوت، مینودشت مشکلش بیشتر است و مرال و شوکا را ازدست‌داده و پلنگش هم خیلی کم است؛ اما در بلیران جمعیت پلنگ خوب است و ما حتی توانستیم از دو پلنگ عکس بگیریم. در گیلان‌ هم وضعیت پلنگ نسبتاً خوب است. از مناطقی که برای مرال جای امیدواری وجود دارد، منطقه گیلان و منطقه بلیران است. منطقه دو هزار و سه هزار تنکابن هم به لحاظ کل و بز وضعیت خوبی دارد. مینودشت وضعیت خوبی ندارد چون جنگل را از بین بردند و منطقه بازشده و همه اراضی کشاورزی است. این منطقه باز کشاورزی و غذای در دسترس باعث شده جمعیت گراز خیلی زیاد شود و به کشاورزان خسارت بزنند اما دیگر از مرال و شوکا خبری نیست. البته بازهم می‌گویم این را نمی‌توان به‌کل استان گلستان تعمیم داد.

چه توصیه‌ای در رابطه با حفاظت از گونه‌های پستاندار در این مناطق دارید؟
برای جلوگیری از این وضعیت چندین پیشنهاد وجود دارد. یکی اینکه باید بدانیم خشک شدن درختان شمشاد احتمالاً باعث افزایش تعارض می‌شود، چون شمشاد پناه بسیار خوبی برای گراز ، شوکا و پلنگ است. خشک شدن این‌ها باعث شده جنگل هویدا شود، این‌ گونه ها از بین بروند و گرگ جایگزین ‌شود که تعارضش بیشتر از پلنگ است، ما در گیلان این مشکل را داریم. برعکس در بلیران به دلیل جمعیت خوب پلنگ ، گرگ‌ها در جنگل حضور تدارند و مردم راضی هستند. این البته در حد یک فرضیه است و باید مطالعه شود که خشک شدن درخت شمشاد نه‌تنها باعث می‌شود که جنگل از بین برود بلکه باعث می‌شود رفتار جانوران‌ هم تغییر کند و درنتیجه مشکل تعارض زیاد شود و به دامدارها خسارت مالی وارد شود. البته ما واقعاً اطلاعاتی از جمعیت‌ها به‌طور کامل نداریم و فقط یک سری شاخص‌ها داریم و عدد نداریم که بگوییم به‌طور کمی تعدادشان چقدر است. در فاز جدید می‌خواهیم این کار را انجام دهیم تا در آینده بتوانیم مقایسه بهتری داشته باشیم.

در بُعد حفاظت از حیات وحش، برای حفاظت از گونه‌های  علف خوار که واقعاً کم شدند باید اقداماتی انجام شود.  گونه‌هایی مثل مرال و شوکا چون زیاد شکار شده‌اند واقعاً جمعیتشان کم شده است. این‌ها نیاز به حفاظت دارند و حفاظت هم فقط با گذاشتن مأمور حل نمی‌شود بلکه با مشارکت مردم این امکان وجود خواهد داشت. کاری که مردم در منطقه بلیران کرده‌اند و نزدیک به صد نفر از محلی‌ها، دامداران و کوه‌نوردها در کنار محیط¬بانان پویش مرال راه انداختند و نگذاشتند که مرال شکار شود نمونه‌ای از این حضور و مشارکت مردم است. بهترین کار این است که مردم را آموزش دهیم، مردم را دخیل کنیم و گردشگری‌های مرتبط با طبیعت راه بیندازیم تا این گونه‌ها حفاظت شود.
منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۱
کوشان مهران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۰ - ۱۳۹۵/۰۸/۲۴
0
2
باید آفرین گفت به دید باز جناب قدیریان!

از دیرباز در شمال بیشه های شمشاد را به عنوان کنام ببر هیرکانی می شناختند و به هنگام نزدیک شدن به ان دقت می نمودند.

*******

در خاور دور روسیه با کاهش شدید جمعیت ببر امور در دهه 1930 جمعیت گرگ افزایش یافت و باعث بروز خسارات زیادی به مردم شد ولی با شروع حفاظت و ترمیم جمعیت ببر به تدریج از تعداد و تراکم جمعیت گرگ به عنوان یک رقیب کاسته شد و نارضایتی مردم نیز کاهش یافت.
در یک شکارگاه در خاوردور روسیه نخجیرگران بر این باورند که افزایش تعداد گرگ باعث پراکنده شدن گراز, سیکا و شوکا می شود ولی با وجود ببر تعداد گرگ کاهش یافته و جمعیت طعمه با وجود برداشت ببر از جمعیت انها به وضع پیشین بازخواهد گشت.
در جنگل های هیرکانی هم برمبنای تجربه خاور دور باید این رابطه میان پلنگ و گرگ وجود داشته باشد؛ پلنگ هرچند به دام نیز حتی با وجود تراکم بالای طعمه طبیعی حمله می کند اما در مقایسه با گرگ میزان خسارات وارده به دامداران پایین تر خواهد بود.

************

در مینودشت دچار انقراض محلی شده اند...

در سوئیس هم پس از نابودی گوزن سرخ در اواسط قرن نوزدهم مهاجرت طبیعی افرادی از آلپ فرانسه و ایتالیا باعث معرفی مجدد این گونه بدون دخالت مستقیم انسان گردید.
ایجاد زیستگاه های حفاظت شده نه چندان بزرگ با همکاری سازمان جنگل ها می تواند مسیر امنی برای اشغال مجدد زیستگاه هایی که انقراض موضعی در انها روی داده است گردد.

************

درود بر ذهن باز و عملگرای جناب آقای طاهر قدیریان.

کوهستان های جنگلی تنکابن هنوز پذیرای جمعیت نسبتا مناسبی از پلنگ, خرس و سیاه گوش (پلنگ مول) می باشند و سزاست که درباره ارتباط این جمعیت با رامسر و سمت نوشهر و چالوس نیز پژوهشی انجام گیرد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین