کد خبر: ۳۲۸۷۶
تعداد نظرات: 9 نظر
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۲
طی تصمیمات متخذه در سال گذشته در سطح سازمان، بنا بر فروش تعداد 17 راس قوچ و میش ارمنی و انتقال آن از کردستان به یزد (مجتمع فرهنگی گردشگری باغ آهو در روستای سر یزد شهر مهریز) بوده که در همان زمان به دلیل عدم تطابق شرایط زیستگاهی و نیز عدم توجیه علمی، این طرح با مخالفت صریح و جدی کارشناسان اداره کل حفاظت محیط زیست کردستان و از جمله نگارنده روبرو گردید.
امید باتوزیست بوم/امید باتو*: فروش گونه های حیات وحش جانوری امتداد همان ذهنیت سدسازان وزارت نیرو در سازمان حفاظت محیط زیست است.

یکی از اهم وظایف و رسالت سازمان حفاظت محیط زیست، حفاظت از گونه های حیات وحش و ذخایر ژنتیکی جانوری است که این وظیفه در قانون شکار و صید تبلور یافته است. برای تحقق هدف مورد انتظار سالیانه مبالغ ناچیزی از اعتبارات اندک و قطره چکانی سازمان هم به این مورد اختصاص داده شده و در سطح استانها هم اعتبارات بسیار ضعیفی در قالب ردیفها و سرفصلهایی همچون ساماندهی مناطق و احیای گونه های جانوری و گیاهی اختصاص داده میشود.

 از نظر اجتماعی اما یکی از اهرم های بسیار قوی و نیرومند برای حفاظت از حیات وحش مباحث ارزشی است که متاسفانه بدلیل عدم توان مدیریت این پتانسیل، خسارتهای بسیار سنگینی به زیستگاهها وارد می شود.

به عبارت دیگر و برای تبیین موضوع می توان اینگونه بیان کرد که مباحث ارزشی همچون چاقوی دولبه است که در صورت عدم توان مدیریت به جای انتفاع، خسارت به بار می آورد. یکی از این موارد صدور مجوزهای شکار حیات وحش می باشد. 

در حالی که آمار جمعیت های حیات وحش با شیب بسیار تندی در حال کاهش و نزول می باشد و سالیانه علیرغم تلاش بسیار محیط بانان و حافظان بی ادعای محیط زیست همچون همیاران افتخاری و تشکل های مردم نهاد، صدور مجوزهای شکار حیات وحش تحت عنوان شکار تفریحی و تروفه و... این ذهنیت را به اذهان و افکار عمومی جامعه متبادر می نماید که هدف عمده سازمان حفاظت محیط زیست از حفاظت حیات وحش، در نهایت صدور مجوز شکار به منظور درآمد زایی ریالی و ارزی است چرا که همانطور که در صدر به آن اشاره رفت جمعیت های حیات وحش موجود در مناطق آنقدر آسیب پذیر هستند که در حال حاضر هر گونه برداشت از آن به هیچ وجه قابل دفاع و توجیه نیست.
آیا شایعات فروش گونه های حیات وحش جانوری توسط مافیای محیط زیست صحت دارد؟
 در این میان اما عملکرد و انجام اقدامات غیر کارشناسی می تواند شدت این آسیب زایی را فزونی بخشد. به عنوان مثال سایت های تکثیر حیات وحش در اسارت که به منظور احیای گونه های جانوری و معرفی مجدد به زیستگاهها ایجاد شده است در حال حاضر از حیث نگهداری خود به یکی از مشکلات جدی سازمان حفاظت محیط زیست بدل گردیده است، چرا که تاکنون در هیچ کدام از این سایت ها، هدف مورد انتظار محقق نشده است.

یکی از این سایت ها، سایت پرورش و احیای گوزن زرد و آهو در منطقه حفاظت شده بیجار کردستان است که سه گونه گوزن، آهو و قوچ و میش ارمنی در آن نگهداری می شد اما به دلیل عدم موفقیت و زادآوری گوزن زرد، در حال حاضر فقط آهو و قوچ و میش در این سایت نگهداری و گونه قوچ و میش ارمنی، بومی شمال و شمال غرب کشور (خلوص ژنتیکی در شمال غرب بیشتر است) و نیز گونه شاخص منطقه حفاظت شده بیجار می باشد.

احداث این سایت که از برکات دولت گذشته می باشد در زمان احداث با مخالفت کارشناسان روبرو شده ولی در نهایت اجرایی و در حال حاضر نیز مشکلات زیادی را برای اداره کل حفاظت محیط زیست کردستان ایجاد نموده و مبالغ زیادی صرف نگهداری آن می شود.
آیا شایعات فروش گونه های حیات وحش جانوری توسط مافیای محیط زیست صحت دارد؟
طی تصمیمات متخذه در سال گذشته در سطح سازمان، بنا بر فروش تعداد 17 راس قوچ و میش ارمنی و انتقال آن از کردستان به یزد (مجتمع فرهنگی گردشگری باغ آهو در روستای سر یزد شهر مهریز) بوده که در همان زمان به دلیل عدم تطابق شرایط زیستگاهی و نیز عدم توجیه علمی، این طرح با مخالفت صریح و جدی کارشناسان اداره کل حفاظت محیط زیست کردستان و از جمله نگارنده روبرو گردید. 

حال پس از یک سال و با وجود این مخالفت، بار دیگر موضوع انتقال این تعداد قوچ و میش به متقاضی مطرح شده است. سوال اینجاست که موافقین این فروش و انتقال در پردیسان، بر اساس کدام موازین علمی و نظرات کارشناسی بر این اقدام اصرار می ورزند؟

در زمانی که هدف اصلی از تکثیر در اسارت که همان معرفی به زیستگاه می باشد در اغلب سایتها محقق و برآورده نشده و صرفاً به صرفه اقتصادی آن یعنی فروش و استفاده از گوشت و پوست این گونه ها بسنده میشود آیا اصرار بر ادامه این روند با اهداف شش گانه حفاظت از مناطق که در مرجع ها و رفرنسهای اکولوژی نوشته شده است منافات ندارد؟ وقتی که خود سایت داخل منطقه حفاظت شده قرار گرفته است چرا این تعداد قوچ و میش را در همان منطقه رهاسازی نمی کنند که به جمعیت های موجود در آن بپیوندد؟ 
آیا شایعات فروش گونه های حیات وحش جانوری توسط مافیای محیط زیست صحت دارد؟
وقتی که گونه قوچ و میش ارمنی 54 کروموزومی بوده ولی قوچ و میش یزد، که از گونه کرمان بوده، 55 کروموزومی می باشد آیا این انتقال خطر تداخل ژنتیکی و تکرار موضوع انتقال قوچ لارستان به چیتگر را به همراه ندارد؟ به راستی چگونه میتوان جوامع بومی را به مشارکت در حفاظت از زیستگاهها تشویق نمود در حالی که خود ما با اینگونه اقدامات غلط و غیر کارشناسی، صرفاً شکار و استفاده از گوشت و پوست گونه های حیات وحش (که فقط جنبه ایی از حفاظت را شامل می شود) را ترویج می دهیم.

آیا با انجام اینگونه اقدامات بر روی شایعات وجود باندهای مافیایی در سازمان حفاظت محیط زیست و فروش گونه های حیات وحش مهر تأیید نمی زنیم؟ وقتی که چندین مجتمع، سایت تکثیر و باغ وحش در سطح استان یزد وجود دارد آیا احتمال توزیع این گونه در بین سایت های دیگر در آینده نیز در نظر گرفته شده است؟

 امیدوارم که مسئولین در بخش های مربوطه سازمان، با زدودن ذهنیت تمرکز گرایی و نیز احترام به نظرات همکاران استانی، در تصمیمات خویش تجدید نظر نمایند چرا که اینگونه تصمیم گیری ها ضمن اینکه تبعات و خسارتهای اجتماعی بی شماری را موجب می شود، سبب ایجاد شکاف میان جامعه و سازمان حفاظت محیط زیست خواهد شد.

به باور من این قبیل اقدامات در واقع امتداد همان ذهنیت مدیریت سازه ایی منابع آبی از وزارت نیرو تا سازمان حفاظت محیط زیست است. همانگونه که مافیای سدسازی بدون توجه به تبعات اکولوژیکی بر روی اجرای طرح های سازه ایی خویش مصمم بوده و فقط جنبه ریالی را مورد محاسبه قرار می دهد ما هم با پذیرفتن این ذهنیت به فروش گوشت و پوست و تبدیل گونه ها به ریال و ارز پرداخته ایم.

*کارشناس محیط زیست
منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۹
حشمت قربانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۵ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۱
0
1
سلام و ارادت خدمت شما جناب مهندس باتو
ضمن تشکر از ایراد نظرات کارشناسی و بجای شما
یادم هست مطلبی رو در مورد مرحوم اینانلو ارایه فرمودید که خود بنظر بنده رونمایی از سطحی ترین اقدامات مافیایی محیط زیست در ایران بود
اقدامی که سالهاست در محافل خصوصی در حال بهره برداری از داشته های سرزمین ما می باشد.البته گاهی عنوان می شود چنین انتقال یا صادراتی(به نفع عده ای) به سادگی امکان پذیر نیست
اما خیلی ساده و شیک می شود مخصوصا اگر ذخایر ژنتیکی در جای خاصی باشد
محیط بان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۵ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۱
2
0
اقا با این کارشناس کردستان صحبت کنید... بگین چقدر بدیم تو ننویسی...
اخه مافیای سد سازی چه ربطی داره به نقل و انتقال گونه های جانوری یا برداشت از طریق شکار
حیدر ویسی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۷ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۱
0
1
ضمن تایید نظرات آقای باتو و مخالفت صریح با این انتقال .هدف از جمع کردن سایتها انتقال گونه ها به مراکز ی است که در زیستگاه آن حیوان قرار دارند نه اینکه بیاییم قوچ اوریال را به سایتهای تکثیر ارومیه یا کردستان انتقال دهیم .هدف از ایجاد اکثر سایتهای شخصی کسب درآمد است یا فروش زنده یا استفاده از گوشت وپوست و... حال انتقال قوچ ارمنی به یزد با دو اقلیم وزیستگاه متفاوت یکی با کروموزوم 54 ودیگری 55 چرا باید این ریسک را بکنیم اگر این گونه به طبیعت وحش راه پیدا کرد که احتمال آن هم خیلی زیاد است . فروش مولدین به سایتهای دیگر ،خروج از سایت طی حوادث غیر مترقبه .
بایستی هر گونه را در یا به سایتهای تکثیری چ شخصی وچ دولتی انتقال داد که زیستگاه آن گونه باشد . وخطرایجاد هیبرید با گونه های آن منطقه را ایجاد ننماید.
سنه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۱۲ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۱
0
1
اگر این انتقال صورت گیرد سازمان محیط زیست با بمباران انتقادهای تند در سایتها روبرو می شود
مردم منطقه وطبیعت دوستان این قوچ ومیشها را دوست دارند با انها زندگی کردند با انها عکس انداختن .رسول تنها نگهبان سایت در درجه حرارت زیر بیست پنج درجه از انها نگهداری کرده .حقوقی هم در قبل ان دریافت نکرده .از مزرعه خودش براشان علوفه میارد
بجای زدن چوب حراج به انها سایت را به بخش خصوصی. واگذار کنید برای انجام طرح های گردشگری سالیانه جمعیت زیادی از مردم بیجار داشجویان داش اموزان عکاسان طبیعت از این سایت بازدید می کنند مازاد انرا در حفاظت شده. بیجار رها کنید . مسؤلین استان هم این گونه ها را دوست دارند .قضات ودیگر مسؤلین همواره در سایت حضور پیدا می کنند .وبا مش6اهده. حیات وحش بیش از پیش به انها علقمند می سوند
عامری فر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۳ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۱
0
1
توصیه من به سازمان محیط زیست وبه تبع آن یخش مدیریت حیات وحش این است دست به ترکیب سایتهای تکثیر وپرورش که آن زمان نا خواسته ایجاد گردیدند نزنند.تا می توانند آنها را تقویت هم بکنند . ناتوانی حفظ حیات وحش در طبیعت را به گردن سایتها نندازیم.
چون با این اولویتی که در سارمان محیط زیست برای حفاظت از مناطق و با این مدیریت منابع آب وجنگل ومرتع وجود دارد در آینده نزدیک تنها می توان حیات وحش را درسایتها مشاهده کرد.
وقتی پرداخت هزینه میز وصندلی وخرج های آنچنانی بر هزینه پرداخت حق ماموریت ودادن پول بنزین و......برای مامورین وکارشناسان عاشق حضور در طبیعت اولویت دارد .وتنوع ربستی فرع شده وکار های ادارای وجدول پر کردن وارائه بیلان کار ؟!.....اصل شده پس همان بهتر که حداقل سایتها پرورش وتکثیر را هم از دست ندیم

چه کسی تا حالا مدیران را بواسطه کوتاهی در حفظ منطقه وحیات وحش مورد باز خواست قرار داده؟
زاهد قادرمرزی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۰ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۳
0
0
سلاو و ریز
بژی دقه که ت جوان و زانستیانه بوو.
زندی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۷ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۳
0
0
با سلام
به نظر می¬رسد با وجود تمام موارد ذکر شده توسط کارشناسان ذیربط در ادارات محیط زیست استان¬ها و جوامع دانشگاهی کشور در مورد اهمیت حفظ تنوع ژنی در گونه¬ها، متاسفانه تاکنون پیشرفت خاصی در زمینه حفظ ذخایر ژنتیکی حیات وحش ایران صورت نگرفته است.(نیاز به بانک ژن گیاهی و جانوری در استان¬ها برای گونه¬های بومی منطقه).
لازم به¬ذکر است از هفت گونه و زیرگونه قوچ و میش در ایران با خصوصیات ژنی 54 تا 58 کروموزوم تنها زیر گونه قوچ و میش اصفهان که در یک محدوده مشخص جغرافیایی قرار دارد با 54 کروموزوم تقریباً خلوص ژنی بیشتری دارد (دلیل وضعیت جغرافیایی است). دیگر قوچ و میش¬ها در بسیاری از گونه¬ها با هم اختلاط زیادی دارند و حتی در یک گله می¬توان گونه¬های خالص و ترکیبی (هیبرید) را با هم مشاهده کرد.
قوچ و میش لارستانی که ۵۴ کروموزومی است و طی سالیان متمادی در منطقه گرم و خشک سازگار شده، دارای کوچکترین جسه در بین قوچ و میش¬ها می¬باشد(عوامل موثر در ظهور خصوصیات ظاهری(فنوتیپ) و ژنتیک یک گونه علاوه بر مشخصات ژنی شرایط محیطی می¬باشد که باید در نقل و انتقال و معرفی گونه¬ها به زیستگاه جدید به¬طور کامل بررسی و مد نظر قرار گیرد).
از اختلاط قوچ لارستان با قوچ¬های افغانی زیرگونه جدید قوچ کرمانی بوجود آمده و قوچ البرز مرکزی از اختلاط(هيبريد) قوچ‌هاي اوريال و ارمني به‌وجود آمده است. (این هیبریدهای ژنی بیشتر در علم دامپروری رایج بوده و هدف تولید محصولات دامی است آیا باید در مورد حیات وحش نیز این¬گونه عمل کرد؟)
از جمله قوچ¬های معروف ایران قوچ شیراز است که هنوز به¬طور کامل شناسایی نشده و عده¬ای آن را همان قوچ لارستان می¬دادند.(ما هنوز گونه¬ها و زیرگونه¬های ایران را شناسایی نکرده¬ایم پس آیا درست است دست به نقل و انتقال غیرکارشناسی حیات وحش زد؟)
با عنایت به مطالب کارشناسی شده جناب آقای مهندس باتو و دیگر کارشناسان محترم اداره کل حفاظت محیط زیست بی¬شک انتقال قوچ و میش ارمنی از منطقه حفاظت شده بیجار به یزد بدون در نظر گرفتن:
زیستگاه(محیطی که منتقل شده و محیطی که منتقل خواهد شد)– حفظ ذخایر ژنتیکی گونه¬ها– تحلیل کارشناسی تاثیرات انتقال و احتمال اختلاط گونه¬ها در زیستگاه جدید و تاثیرات آن بر حیات وحش منطقه (یزد)- تاثیرات روانی و اجتماعی بر مردم منطقه و سمن¬های دوستدار محیط زیست و ... کاری بس بیهوده و حتی مخرب بوده و شاید اذهان را به سوی مافیای قاچاق گونه¬های جانوری حیات وحش بیش از پیش سوق دهد.
کامران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۵ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۹
0
0
باسلام وتشکر از مهندس باتو
لطفا این موضوع را پیگیری بفرمایید وعامل یا عاملین را از طریق شبکه های مجازی معرفی بفرمایید!؟متاسفانه ما امروزه در سازمان محیط زیست کم غیرمتخصص نداریم!همه هم با چاپلوسی پستهای بالا گرفته اند وحاضرند بخاطر میز ،سمرقندوبخارا را هم به خاطر خوش خدمتی جناب رییس بفروشند!!
کریموند
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۱ - ۱۳۹۵/۰۷/۲۲
0
0
وقتی گونه های حیات وحش در مراکز نگهداری مثل باغ های وحش ، پارک پرندگان لویزان و ... شناسنامه ندارند و نه حلقه گذاری شده اند و مستند سازی نشده اند آیا می توان عملکرد محیط زیست تهران را که اخیرا مشخص شد چه خبر است را سنجید.
تمامی پرنده های مرکز خرید فروش پرندگان تهران در لیست سایتیس قرار دارند اما خواب سنگین رییس محیط زیست تهران که مدعی تخصص حیات وحش هم هست نشان از بی توجهی به این موضوع است .
مسیول بازرسی سازمان مرکزی نیز فقط بدنبال اشتغال زایی برای همشهریان خود و ارتقا پستی آنان است .
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین