کد خبر: ۳۲۷۱۵
تعداد نظرات: 7 نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۶:۵۳
بانوی سبز محیط زیست کشور؛ آیا سیاست‌های آتی وی در گردهم آوردن تیمی یکدست و هم‌نوا در سراسر کشور مجددا چنین محافظه‌کارانه و گاه انتقادبرانگیز، ادامه خواهد یافت؟
زیست بوم/ سعید فرج پور*: از همان سال 1335 که کانون شکار در کشور راه‌اندازی شد، معلوم بود که ساختار کشور نیازمند توجه ویژه به زیستگاه‌های موجود است؛ هنگامی که در سال 1336 قانون شکار و صید نوشته و به تصویب مجلس رسید مشخص بود که تنها با اتکاء به مفاد همین قانون نمی‌توان گونه‌های ارزشمند کشور را حفظ نمود و تعادلی میان میل متورم مصرف منابع و بازتولیدشان برقرار کرد.

 این نیاز در تضارب با روند پرسرعت توسعه در دهه‌های 40 و 50 و همچنین تغییر رویکرد جهان نسبت به مقوله محیط زیست موجبات پدید آمدن سازمانی را فراهم آورد که شرح وظایف و حدود و ثغورش را تصویب قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست روشن می‌ساخت. 

در این قانون شمای کلی نحوه مواجهه مولفه‌های زیستی و عناصری که پایه زیستی دارند با روند رو به رشد توسعه مشخص شد و در نهایت سازمانی ذیل دستگاه نخست‌وزیری و بعدها ریاست‌جمهوری را سامان بخشید. در شکل‌گیری و به‌ثمر نشستن این سازمان الحق بزرگانی، چون اسکندر فیروز و محمدتقی ابتکار سنگ تمام گذاردند، یکی پایه‌گذارش شد و دیگری آن‌گاه که قرار بود بر پایه‌های این سازمان تیشه انحلال وارد سازند دلیرانه به میدان آمد و در دولت موقت مرحوم مهندس بازرگان دفاعی جانانه در قبال بی‌مصرف بودن و درباری بودن سازمان ارائه داد تا این نهال نوخاسته به پژمردن نگراید و راه رشد و بالندگی را طی کند.

از آن پس مدیران متعددی بر ریاست آن تکیه زدند و هریک از ظن خود چیزی بر آن افزودند و احیانا فروکاستند با برسر کار آمدن دولت سازندگی به راهبری علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی و به‌خصوص در دوره دوم آن که با اجرای برنامه دوم توسعه مصادف شد، سازمان با یک پوست‌اندازی ویژه مواجه گشت و نخستین تبصره‌های موثر نظارت بر روند توسعه کشور توسط سازمان حفاظت محیط زیست در همین دوران نقش بست. در دولت دوم هاشمی که عمدتا تکنوکرات‌ها میدان‌داری می‌کردند سازمان رفته‌رفته شکل بوروکراتیک نوینی را برگزید و تعیین حدودها برای فرآیند توسعه را آغاز کرد. از استقرار صنایع گرفته تا مدیریت و نظارت بر تولید، عمران، حیات وحش و مشارکت در تصمیم‌سازی‌های عمده ازجمله سامان بخشیدن به اسناد بالادستی و اراضی و... حضور نگاه نظارتی سازمان احساس می‌شد.

در سال 76 آن هنگام که اصلاح‌طلبان دولت را در فرآیندی غیرقابل پیش‌بینی در دست گرفتند، هرچند سازمان با دو معاونت فنی مقتدر خود نظارت خود را بر روند توسعه اعمال می‌کرد و «امپراتوری پر وسعت خود را هر روز رونقی می‌بخشید»، اما هنوز وجوه علمی کافی را برخود نپذیرفته بود و خصوصا در حوزه‌های انسانی فهم درستی از فرآیندهای تولید و تاثیرات احتمالی آن بر محیط زیست به‌واسطه روشن نبودن مولفه‌های ناشناخته تکنولوژی‌های تازه وارد به کشور وجود نداشت. برگزیدن شخصیتی چون معصومه ابتکار برای سکان‌داری سازمان حفاظت محیط زیست هرچند ابتدا تعجب‌برانگیز می‌نمود و بسیاری را به انتقاد وامی داشت؛ اما عملکرد وی رفته رفته انتقادها را به همگرایی تبدیل کرد و او که خود یک دانشگاهی بود پای جامعه دانشگاهی را به سازمان حفاظت محیط زیست باز کرد. نقدی بر عملکرد ابتکار در دو دوره ریاست سازمان محیط زیست

انتخاب معصومه ابتکار هرچند بدون توجه به نام پرآوازه پدرش در این سازمان نبود؛ اما بعدها معصومه ابتکار نشان داد که اگر فرصت با بانوان کشور همراه باشد آن‌ها نیز می‌توانند به مدیرانی موفق تبدیل شوند و خود را از زیر سایه مردان بزرگ رهایی بخشند). 

در کنار این روابط تنگاتنگ با سپهر دانشگاهی ورود افرادی چون یوسف حجت، سعید متصدی، فاضل و... گستره‌ای از ارتباطات وسیع با شخصیت‌هایی این‌چنین در بوفه دانشگاه، به‌ناگاه سازمان را با داده‌های تخصصی فراوانی مواجه ساخت.

 بر بسیاری از خطوط تولید و فرآیندهای خدماتی که آثار محیط زیستی‌شان برای سازمان نامکشوف بودند نور تابانده شد و مجموعه شگفتی از باید و نبایدها در قالب استانداردها، مستندا بر قوانین محیط زیستی کشور در قالب شیوه‌نامه‌ها و آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌ها افزوده شد. رفته‌رفته پای پژوهش نیز به سازمان باز شد و شورایی با همین نام در سراسر کشور شروع به کار کرد و توانست با بهره بردن از توان اندیشمندان دانشگاه و انباشت تجربه‌ای که به‌واسطه سال‌ها کار میدانی در سازمان ذخیره شده بود، پاسخ‌های نامکشوف فراوانی را کشف و بر شاکله دانایی سازمان بیافزاید. 

این تحولات به‌همراه سیر رو به رشد آگاهی در جامعه پس از دوم خرداد 76 فضای مساعدی را برای ارتقاء سطح آگاهی‌های عمومی در حوزه محیط زیست آماده کرد و سازمان، به رهبری معصومه ابتکار شروع به بسط رویکردهای فرهنگی خود نمود. رویکردهایی که هرچند کم و بیش در بدنه گذشته سازمان دیده می‌شد؛ اما شمول و عمق آن هیچ‌گاه به حد قابل توجه و فراگیر رشد نیافته بود (دور نیست سال‌هایی که در حوزه عمومی جامعه هماره سازمان حفاظت محیط زیست را با سازمان بهزیستی اشتباه می‌گرفتند). 

ایجاد فضای باز سیاسی و اجتماعی و وجهه مردمی دولت اصلاحات هنگامه‌ای از شکل‌گیری سازمان‌های مردم‌نهاد حامی محیط زیست را در سراسر کشور دامن زد و این استقبال در تضارب با شکل‌گیری نخستین دفتر مشارکت‌های مردمی ذیل مدیریت مدیرکلی (یاد آقای مجدالدین را گرامی می‌داریم) در حوزه آموزش سازمان گسترده و گسترده‌تر می‌شد. شکل‌گیری بسته‌های آموزشی نوین در عرصه عمومی و تزریق نیروهای جوان و باانگیزه، شخصیت نوینی به سازمان بخشید. 

دیگر سازمان حفاظت محیط زیست سازمانی مهجور و دست چندمی نبود و هرجا که سخن از توسعه می‌رفت نام این سازمان نیز (هرچند نه چندان پرفروغ) می‌درخشید. هرچند آزمون و خطاهای سازمان، گاه، آه از نهاد متخصصان در آورد و اشتباهات فاحشی نیز در کارنامه آن به چشم می‌خورد؛ اما در یک جمع‌بندی حضور اول معصومه ابتکار حضوری قابل دفاع و در پاره‌ای موارد درخشان ارزیابی شد. 

قانون برنامه سوم توسعه و پس از آن قانون برنامه چهارم که شخص ابتکار و همراهانش برای به ثمر نشستن بخش‌های محیط زیستی آن تلاش فراوان از خود بروز دادند، برای نخستین‌بار نقشه راه محیط زیست را به تصویر کشید و تکلیف هر یک از دستگاه‌ها و اهرم‌های توسعه را در درون خود روشن ساخت هرچند عمر مدیریت ابتکار به‌واسطه تغییر دولت چندان نپایید که از بهره‌های قانون برنامه چهارم برخوردار شود و بی‌مهری‌های مجلس هفتم و بی‌اعتنایی‌های دولت‌های نهم و دهم به این برنامه، چیز قابل ملاحظه‌ای از آن باقی نگذارد؛ اما ترسیم آن نقشه‌راه در حوزه‌های تنوع زیستی، ارزش زیستی و... اتفاق بدیعی بود که شایسته تقدیر به نظر می‌رسید. 

همه این تلاش‌ها در دوره اول مدیریت ابتکار با تمام توفیقاتش به یک پاشنه آشیل نیز ختم شد و آن مخاطبینی بود که سازمان به‌واسطه برنامه‌ریزی‌هایش برای خود دست و پا می‌کرد. بسته‌های لوکس و موثر آموزشی، رویکردهای رسانه‌ای و ترویج سبک خاصی از فهم عمومی از محیط زیست، تنها اقشار متوسط جامعه را نشانه رفته بود؛ اما آنچه به فراموشی سپرده شد آثار سایر لایه‌های اجتماعی بر محیط زیست بود که این لایه‌ها یا نمی‌توانستند فهم درستی از سیگنال‌های فرهنگ‌ساز سازمان داشته باشند یا اصولا در سبد اندیشه‌شان کمترین جایی برای آن نمی‌یافتند. 

این عدم گسترش مفهوم محیط زیست در فرهنگ عمومی نتوانست نهضت یکپارچه‌ای را در این زمینه ایجاد کند و مغفول ماندن بخش‌های مهم و موثری از جامعه در این میان علاوه‌بر وارد آوردن آسیب‌های جدی بر مناطق چهارگانه محیط زیست ایجاد یک دوگانه معرفتی در جامعه کرد؛ شکافی که هنوز نیز ترمیم نشده و می‌رود که محیط زیست اجتماعی را غیرقابل مدیریت جلوه دهد. 

دولت اصلاحات در واپسین روزهای عمر خویش سازمانی را به میراث گذاشت که نسبت به زمان به دست گرفتن آن علمی‌تر، اجرایی‌تر و چابک‌تر به نظر می‌رسید. اهرم‌های نظارتی‌اش گسترده‌تر شده بود و استانداردهای قابل قبول و قابل دفاعی را برای فرآیند توسعه نسخه پیچی کرد. البته باید اذعان داشت که در دولت‌های پس از اصلاحات، سازمان حفاظت محیط زیست چندان که سایر دستگاه‌ها دستخوش تغییر و نزول شدند، سقوط نکرد و این‌بار بدنه کارشناسی و پایدار سازمان مانع فروپاشی احتمالی آن شد. خوش‌بینانه‌ترین تحلیل شاید بتوان گفت دولت تدبیر و امید همان سازمانی را تحویل گرفت که دولت اصلاحات از دولت سازندگی تحویل گرفته بود و این در آشفتگی سایر دستگاه‌های اجرایی کشور شاید فرصتی خوب برای مدیریت سازمان در دولت تدبیر و امید بود. 

با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید که نقش بستن آن به‌واسطه حمایت همه‌جانبه اصلاح‌طلبان و بدنه عظیم اجتماعی آن میسر شد مناقشه‌هایی فراوان بر سر سکان‌داری سازمان حفاظت محیط زیست به‌وقوع پیوست. گمانه‌ها از کاندیدای ناکام ریاست‌جمهوری تا محسن هاشمی و از آن‌جا به تعدادی از نمایندگان شاخص مجلس شورای اسلامی فرا رفت؛ اما در تمام این مدت بازگشت مجدد معصومه ابتکار و تکیه زدن وی بر ریاست این سازمان از وزن دیگری برخوردار بود و حسن روحانی در واپسین ترکیب‌بندی‌های دولت خود طی حکمی بانوی زمین را مجددا برای راهبری تنها سازمان منادی محیط زیست در کشور برگزید. این‌بار نیز ابتکار با اتکاء به مقبولیتی که در بدنه سازمان داشت، سعی در بازگرداندن رویکرد سازمان به سمت هشت سال پیش از آن داشت. 

وی بابرگزیدن سعید متصدی به معاونت محیط زیست انسانی و پروین فرشچی به معاونت محیط زیست دریایی بار دیگر پای دانشگاهیان را به سازمان حفاظت محیط زیست باز کرد و بعدها با گماردن فرهاد دبیری به معاونت محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان، فهم دقیق خود را از نقاط ضعف سازمان در حوزه زیستگاها و مناطق چهارگانه به نمایش گذارد. 

آن‌جا که این مناطق به واسطه محدودیت‌های حقوقی هرآینه در معرض تهدید قرار می‌گرفتند و دست‌اندازی در آن‌ها به‌دلیل ضعف‌های حقوقی سازمان، در مراجع قضایی بدون تعقیب متجاوزان و بدون مجازات باقی می‌ماند. دبیری که در دوره اول ریاست ابتکار، ریاست دفتر حقوقی سازمان را برعهده داشت، حالا آمده بود تا شاید با اتکاء به دانسته‌های فراگیر حقوقی خود بتواند آسیب‌پذیری غم‌انگیز مناطق چهارگانه سازمان را التیام بخشیده و به تثبیت آن‌ها بپردازد. 

درحوزه فرهنگ نیز این‌بار ابتکار از دید منتقدان به عوام‌گرایی و پوپولیسم متهم شد و منتقدان معتقد بودند وی به جای پرداختن به موضوعات اصلی و آسیب‌زای سازمان پیوسته مشغول ارسال سیگنال به حوزه عمومی جامعه است تا عوام و ذهنیت‌شان را به راهبردهای سازمان الصاق کند. هرچند پوپولیسم در حوزه سیاست و سیاست‌ورزی امری مذموم و غیرقابل پذیرش است؛ اما آیا ابتکار به دنبال ترمیم سیاست‌های دوره اول ریاست خود برسازمان نبوده است؟

 آیا ابتکار با درک «بحران مخاطب» در صدد مخاطب‌سازی و نفود به لایه‌های پایین دست جامعه نبود؟ و آیا همراه ساختن این بخش از حوزه عمومی جامعه هرچند به‌واسطه ادبیات و رویکردهایی عوام‌گرایانه باشد در تامین منافع ملی تاثیرگذار نخواهد بود و آیا اگر نتیجه عوام‌گرایی بسط مشارکت لایه‌های مختلف اجتماعی در حفظ منافع ملی و محیط زیست باشد به همان اندازه مذموم و غیرقابل پذیرش خواهد بود؟ گسترش مخاطبان سازمان و رویگردانی از تمرکز محض بر لایه‌های متوسط جامعه و حرکت به سمت بخش‌های فرودست اجتماعی، آیا نمی‌تواند رویکرد معقول و زیرکانه‌ای باشد که سازمان سال‌ها آن را به فراموشی سپرده بود؟

بهبود نسبی شرایط اکوسیستم‌های آبی کشور از دریاچه ارومیه تا هامون و بختگان، حذف بنزین‌های تولید پتروشیمی و بازگرداندن استانداردهای یورو در تولید و توزیع بنزین، بهبود نسبی کیفیت هوای شهرهای بزرگ احیاء طرح مطالعات جامع مناطق چهارگانه و... شاید از دستاوردهای شاخص سازمان در دوره دوم ابتکار باشد؛ اما با توجه به آوار معضلات محیط زیستی در کشور ازجمله انقراض گونه‌ها، تخریب زیستگاه‌ها، مساله گردوغبار در استان‌های غربی و جنوبی و حالا مرکزی کشور انتظارات به‌جای فراوانی از وی می‌رود.

 وی که عملکرد قابل قبولی در دولت اصلاحات از خود برجای گذاشت در دولت تدبیر و امید نیز می‌تواند نمره‌ای فراتر از متوسط معدل دولت روحانی را به خود اختصاص دهد، معدلی که در سایه مجلسی ناهمراه، مشکلات متعدد اقتصادی کشور، شرایط پیچیده منطقه خاورمیانه و میل متورم تخریب دولت و به‌ویژه مدیران اصلاح‌طلب آن می‌توانست بهتر از این باشد. 

باید ماند و دید که آیا زعامت بانوی زمین بر دستگاه محیط زیست کشور ادامه خواهد داشت؟ و آیا سیاست‌های آتی وی در گردهم آوردن تیمی یکدست و هم‌نوا در سراسر کشور مجددا چنین محافظه‌کارانه و گاه انتقادبرانگیز، ادامه خواهد یافت؟ باید منتظر نیمه دوم ابتکار2 ماند و صحنه را به مداقه نشست. 

* کارشناس محیط زیست

روزنامه سبزینه
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۷
احمد روزبهانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۴۰ - ۱۳۹۵/۰۶/۱۸
0
4
با تشکر از مرقومه زیبایتان،بنظرم بایستی صراحتا" می نوشتید که اوضاع و احوال کنونی مدیریت محیط زیست مملکت مطلوب نیست و بانوی زمین و مدیرانش به خرید زمان روی آورده اند.بنده ظرف چند سال اخیر عملکرد قابل قبولی از محیط زیست ندیده ام و هر آنچه هست روی کاغذ و یا در فضایی غیر واقعی است.با حرف و اغفال نمی توان ساختار در هم ریخته موجود را بهبود بخشید.مردم امروز بخوبی آگاهند که از غول چماق بدست و بی بضاعت و بی برنامه کاری ساخته نیست.مادامیکه کماکان همانند دوران دولت نهم و دهم محیط زیست در خدمت بدون چون و چرا و رعیت دولت است معجزه ای از این سازمان به اصطلاح حفاظت محیط زیست نخواهیم یافت.خوبست بخاطر مردمی که ولی نعمت هستند سکان این کشتی طوفان زده را بدست عملگراها بدهیم و گرنه پای استدلالیون چوبین بود--پای چوبین سخت بی تمکین بود
پدرام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۰۵ - ۱۳۹۵/۰۶/۱۸
0
4
مطلبی که آقای فرج پور تحت عنوان نقد نوشته اند خیلی سطحی نگرانه و دارای نواقص متعددی است. گویی ایشان نه اطلاعات در خور توجهی از وقایع محیط زیست دارند و نه توانی برای تحلیل و ارتباط برقرار کردن با محیط اجتماعی پیرامون خود!

به عنوان مثال نویسنده نقد خبر ندارد که دولت برای سازمان های دولتی و من جمله سازمان محیط زیست بر اساس شاخص هایی که خود سازمان ها برای خودشان تعریف کرده اند هر سال سازمان ها و وزارت خانه ها را ارزیابی و بر اساس آن رتبه بندی می کند و در این میان معمولا سازمان محیط زیست پایین ترین رتبه ها را کسب می کند.
اگر ایشان واقعا تخصصی در نقد نویسی داشتند می توانستند راجع به پایین بودن رتبه عملکردی سازمان محیط زیست مطالب و تحلیل های متعددی بنویسند اما متاسفانه ایشان خود را در چهاردیواری تنگ افکار تاریخ گذشته محدود کرده اند!

ایشان حتی می توانستند به نقد مدیریت اتوبوسی بپردازند و این که خانم ابتکار چند درصد موفق شده اند این نوع از مدیریت را در سازمان محیط زیست پیاده کنند و اگر در این کار موفق بوده اند اثرات کوتاه مدت و بلند مدت آن بر سازمان محیط زیست چیست؟

یا مثلا می توانستند به موضوع حقوق دریافتی ایشان و معاونین ایشان اشاره کنند و .... و این که چرا طبق درخواست رییس جمهور محترم از سازمان های دولتی فیش های حقوقی خود را در سایت آن سازمان به اطلاع عموم نمی رسانند و .........

می بیند که نقد نوشتن کار ساده ای نیست و واقعا هم دانش می خواهد و هم ذره ای اخلاق حرفه ای !
یک سازمانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۰۳ - ۱۳۹۵/۰۶/۱۹
0
4
نابودی حیات وحش پارک تندروها وشیر احمد سبزوار پورحیدری نیشابور در دوره دوم ابتکار مشت نمونه خروار از نابودی مناطق در دوره ایشان است که با ظاهر سازی مدیرکل استان وکاله سر همه گذاشتن مشغول از بین بردن حیات وحش هستند اگر دروغ میگوییم بیایید واز نزدیک ببینید
یک علاقمند
|
United States
|
۰۹:۰۱ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۰
0
4
با سلام ضمن احترام به نظر این نویسنده، این شاید یکی از غیرقابل باورترین توصیفاتی است که از عملکرد خانم ابتکار بخصوص در دوره حاضر نوشته شده است. بیشتر به نظر می رسد این صرفا یک گزارش سفارشی از سوی سازمان باشد و به شدت دور از واقعیات است. به عنوان مثال توضیحاتی که درباره دکتر(....) گفته شده بعید است حتی یک نفر هم داخل سازمان قبول داشته باشد. ایشان یکی از فاجعه امیز ترین معاونین (...) سازمان هستند، نه مصاحبه ای نه اقدامی ...
کارشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۳۹ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۰
0
4
متاسفانه در این دوره خانم ابتکار (البته با دخالتهای غیر کارشناسی آقای مجابی) با قراردادن مدیرانی بسیار ضعیف بویژه در استانها تا حدود زیادی از محبوبیت و عملکرد مثبت خود و حتی دولت نوید بخش تدبیر و امید کاست .. بعنوان مثال فقط یه معیار مثبت جهت انتخاب مدیر فعلی کردستان بیان بفرمایید ..
کوشان مهران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۴۴ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۱
0
3
ببینیم تا اسپ اسفندیار

سوی آخور آید همی بی‌سوار

وگر بارهٔ رستم جنگجوی

به ایوان نهد بی‌خداوند روی


این نوشتار بیشتر به مدیحه ای فرمایشی که نگارنده نیز در دل به ان باوری ندارد شبیه می باشد تا نقدی بدور از پیش داوری.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۱۴ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۳
0
3
نگارنده محترم کارشناس محیط زیست گیلان هستند و یقینا مطلعند که انتخاب فاجعه آمیز مدیرکل محیط زیست گیلان در دولت تدبیر توسط خانم ابتکار چه آبرویی از محیط زیست گیلان و کشور برد که هنوز تبعات منفی آن انتصاب غلط پابرجاست.
دوست عزیز!
خوب است یک نگاه به اطراف خود بیاندازید! مدیر فعلی استان شما اگر هم توفیقی در هموار نمودن تبعات آن انتصاب فاچعه بار خانم ابتکار دارند پرورش یافته مکتب این خانم نیستند. بلکه ایشان در دولت نهم و دهم استعدادیابی و پرورش یافتند و به یکی از مدیران خوب سازمان تبدیل شدند.
اگر نگاهی به سایر استانها هم بیاندازید وضع همین است. با این تفاوت که جابجایی های بی مورد و نادرست از مدیرانی که در استان قبلی خود نسبتا موفق بودند در استان جدید غالبا یک مدیر نالایق ساخته است. مدیران موفق و خوشنام قبل را هم که کلا کنار گذاشتند. انتصاب مدیران صفرکیلومتر که اغلب ناشی از الیگارشی حاکم بر سازمان به سرکردگی مشاور اعظم و مدیرکل بازرسی شان انجام میشود نیز ضربه مهلک آخر را به بدنه نحیف سازمان وارد کرده است!
بنظرم این آخرین تلاش شما به عنوان تیری در تاریکی برای نجات خود و همفکران خانم ابتکار از منجلابی است که تا زانو در آن فرو رفته اید.
خوب است به یاد آورید که عدد ماههای باقیمانده از این دوران یک رقمی شده است.
بهتر است اگر مدیحه سرایی را به نام نقد در دستور کار دارید دست نگهدارید تا سکان دار بعدی سازمان مشخص شود. ایشان نغمه خود را خواندند و از صحنه خواهند رفت و مع الاسف به شهادت قریب به اتفاق پرسنل سازمان و اغلب کنشگران محیط زیست و جمع کثیری از مسئولین ارشد همین دولت و حتی مردم کوچه و بازار اینبار نغمه خوبی نخواندند و با این قبیل رفوگریها مردم این نغمه را نخواهند سپرد به یاد!
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین