کد خبر: ۳۲۶۸۷
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۸
در ایران 77 سال پیش جمعیت یوز 400 قلاده پیش بینی می شد و حدود 40 سال پیش 200 تا 300 قلاده، که نهایتا حدود 25 سال پیش به 100 قلاده کاهش یافت.
امین ولیانزیست بوم/امین ولیان*: کشور ایران زیستگاه 10گربه سان جهان بوده که متاسفانه این تعداد به 8گربه سان کاهش پیدا کرده و دو گربه سان مهم، یکی شیر ایرانی(74سال پیش) و دیگری ببرهیرکانی(58سال پیش) از این کشور رخت بربسته و در این دیار منقرض شده اند، و اینک سومین گربه سان زیبای ایران که در آستانه انقراض قرار دارد ولی همچنان ایستادگی می کند یوزپلنگ آسیایی است که بیم آن می رود برای همیشه نه تنها ایران بلکه جهان را ترک کند و سرعت انقراض اش که به بالاترین سرعت اش در بین جانوران خشکی زمین تشبیه شده است از استقامت و مقاومت اش که آنهم نماد و سمبل یوزهاست پیشی گرفته و بعنوان دومین گربه سان درخطر انقراض جهان نه تنها زودتر از سیاه گوش ایبریایی بلکه حتی زودتر از پلنگ آمور(اولین گربه سان درخطر انقراض جهان) کره خاکی را از وجود خود محروم کند.

یوزپلنگ آسیایی یکی از اجزا تنوع هستی5/3 میلیارد ساله و دارای ذخیره ژنتیک منحصربفرد  خود می باشد، از تمام گربه سانان بزرگ باقیمانده زمین قدیمی تر است و دوران دیده همه آنها محسوب می شود، با عمر 5/3 تا 4 میلیون ساله اش حتی از پیدایش انسان امروزی نیز قدمت بیشتری دارد، موجب تعادل اکولوژیک منطقه می باشد و در صنعت اکوتوریسم نقش بسزائی دارد و می تواند بعنوان گونه پرچم زیستگاه مورد توجه باشد.

یوز پراکندگی وسیعی در گستره جغرافیای جهانی داشت، اما ابتدا بین 32 تا 67 هزارسال پیش زیرگونه آسیایی از زیرگونه یا زیرگونه های آفریقایی آن جدا شد تا مسیر تکاملی متفاوتی را طی کرده باشد و خود البته موجب اهمیت خاص و انحصاری یوزآسیایی نسبت به یوزآفریقایی و تلاش ویژه جهت حفظ آن بعنوان گونه حساس تر می باشد، یوز که روزگاری در گستره وسیعی از خاک آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکای شمالی می زیسته است(تا حدود 20,000سال پیش) روز به روز دامنه زندگی اش محدود و محدود تر شد بطوریکه دیگر در آمریکای شمالی و اروپا دیده نشد.
سرگذشت و سرنوشت یوزپلنگ آسیایی
حدود 10هزار سال پیش تمام زیرگونه های گربه سانان که به یوزها شباهت داشتند و با هم اجداد مشترکی داشتند بر اثر یک اتفاق که آنرا رقابت شدید گونه ها و برتری گونه های رقیب و یا احتمالا یکنوع بیماری تعبیر کرده اند از چرخه هستی حذف کرد و یوزها را نیز تا سرحد انقراض به پیش برد.

 از همانموقع(10 هزار سال پیش) تا شش هزار سال پیش جمعیت کمی از یوزها موفق به عبور از این گلوگاه یا گلوگاههای جمعیت (Bottleneck) شدند، هرچند این اتفاق موجب کاهش تنوع ژنتیکی و آسیب پذیری یوزهای امروزی گردیده ولی آنها قهرمانانه از آن عبور کرده و چون امانتی تاریخی به زمان ما رسیدند.

 مسئولیت انسانها در برابر این امانت دوچندان خواهد شد اگر این فرض مورد قبول قرارگیرد که اتفاق ده هزار سال پیش با نقش و جایگاه ویژه ای که انسان در نظام خلقت برای خود و همنوعانش قائل شده است مورد تشدید قرار گرفته است، انسانها که مانند همه موجودات به شکلی سیال مسیر تکامل خود را در چرخه طبیعت طی می کردند از همان هنگام به صنعت کشاورزی روی آوردند و تصاحب زمین و مالکیت آنرا کلیک زدند.

این کشف بزرگ جمعیت شان را زیاد ساخت و آنها را بعنوان موجوداتی برتر در روی زمین شناساند، اعتمادبنفس اش افزون و افزونتر شد و بانگ خدائی سرداد و حق هرگونه دخل و تصرف در طبیعت را پیدا کرد، درهرصورت همزمان با گسترش جغرافیایی و تغییر مدل زندگی انسانها نابودی یوزشکلان و گربه های یوزنما رخ داد و تنها یوزپلنگ ها توانستند حیات خود را بازیابی کنند و از میان قوم و خویش های خود سرفراز بیرون بیایند.
سرگذشت و سرنوشت یوزپلنگ آسیایی
 اینک نزدیکترین خویشاوند آنها شیرکوهی(پوما) و جگواروندی می باشد. روند دخل و تصرف انسان ادامه یافت و حدود پنج هزار سال پیش انسان ها به خود اجازه دادند یوزها را به جهت کمک در امر شکار بکارگرفته و بدین منظور مورد اسارت قرار دهند تا بعلت عدم تولیدمثل یوزهای در اسارت، کاهش جمعیت شان سرعت بیشتری یابد.

یوزپلنگ ها که دو هزار سال پیش در اکثر مناطق دشتی و استپی آسیا و همچنین آفریقا ساکن بودند مناطق زندگی شان کوچک و کوچکتر شد، از سوی دیگر جمعیت صدهزارتایی یوزهای ساکن در 44 کشور آسیایی و آفریقایی از 120 سال پیش کاهش چشمگیری یافت و بدین ترتیب کاهش تعداد یوزها با کاهش زیستگاههای یوز بخصوص در آسیا بطور توامان ادامه پیدا کرد، کشورهای آسیایی یکی پس از دیگری با یوزپلنگ ها وداع کردند.

فلسطین، سوریه، اردن، عراق، کویت، هند، قرقیزستان، قزاقزستان، افغانستان، پاکستان، ازبکستان، ترکمنستان، عربستان و عمان کشورهایی بودند که یوزآسیایی را از دست دادند تا بدین ترتیب این جانور ارزشمند بیش از 40 سال تنها در ایران باقی مانده باشد و به همین دلیل عده ای آن را یوزپلنگ ایرانی می نامند.

حدود 25 سال پیش جمعیت یوزها به ده هزار در 24 تا 26 کشور آفریقایی و تنها یک کشور آسیایی یعنی ایران تقلیل یافت، در ایران نیز محدودیت زیستگاهها ادامه یافت بطوریکه یوزها که از مرکز تا جنوب و از شرق تا غرب کشور زندگی می کردند از همان 25 سال پیش تنها در دشت ها و دامنه های فلات مرکزی ایران باقی ماندند.

شرایط به همین جا خاتمه نیافت و یوزهای آسیایی که یک صدم یوزهای جهان را تشکیل می دادند در مناطق آزاد که حمایت ویژه ای از طرف سازمان محیط زیست نمی شود دیده نشدند و تنها در تعدادی از مناطق چهارگانه محیط زیستی فلات مرکزی باقی ماندند، با اینحال یوزها ایستاده اند و مقاومت می کنند و با آن نگاه عمیق و پرنفوذشان به تماشا نشسته و نظاره گرند، شاید مهلت می خواهند، شاید هم منتظرند، منتظر یک اتفاق خوشایند که کسب سازگاری های جدیدشان را سهل و آسان کند و راه بقا را برایشان هموار سازد.

بیشترین مرگ و میر در بین توله های یوز به نسبت سایر گربه سانان و تلفات بیش از 90 درصد توله ها قبل از رسیدن به سن بلوغ، افزایش جمعیت آنها را با مشکلی جدی روبرو کرده است، هرچند آنها به نسبت سایر گربه سانان زودتر بالغ می شوند. همچنین کوچک بودن معده و تغذیه محدودشان از شکاری که انجام می دهند و ارجحیت شکار تازه برای یوزها که نتیجه آن شکار پی در پی می باشد آنها را شکننده تر می سازد، البته یوزها از هر دو تلاشی که برای شکارکردن انجام می دهند یک بار موفق شده درحالیکه این موفقیت در سایر گربه سانان بزرگ از هر سه تلاش یکبار می باشد اما باید به این نکته توجه داشت که یکی از پیش شرطهای این موفقیت یک و نیم برابری یوزها، مناسب بودن جمعیت شکار در زیستگاهشان می باشد.

در ایران 77 سال پیش جمعیت یوز 400 قلاده پیش بینی می شد و حدود 40 سال پیش 200 تا 300 قلاده، که نهایتا حدود 25 سال پیش به 100 قلاده کاهش یافت، از آن زمان تاکنون با توجه به شرایط و منابع مختلف و برآوردهای مطرح شده دائما آماری بین 40 تا حداکثر 124 یوز را در کشورمان داشته ایم که امروزه این تعداد بدون هیچگونه اعلام رسمی یقینا کمتر از برآوردهای قبلی می باشد.

 با این شرایط بحرانی برای حیات یوزها در ایران از 15 سال پیش تاکنون 28 قلاده از آنها را فقط بطور مستند شده بدست عوامل انسانی از دست داده ایم(ناچاراَ از آنچه غیرمستند بوده و آمارش هم کم نمی باشد باید گذر کرد)، بدین ترتیب می توان گفت بیش از یوزهای کشورمان را بدست خودمان به قتل رسانده ایم و از این تعداد بیش از نیمی از آنها را به کمک وسایل نقیله مان مورد کشتار قرار داده ایم!!

در طی 12 سال اخیر 16 یوز را بر اثر تصادفات جاده ای از دست داده ایم، به عبارتی هر 9 ماه یک یوزآسیایی را در جاده ها قربانی کرده ایم! و این یعنی فاجعه ای عظیم، اگر بخواهیم از دست دادن هر یوزآسیایی به جمعیت باقیمانده اش در جهان را با جمعیت گونه انسانها مورد مقایسه قرار دهیم کشته شدن هر قلاده یوزآسیایی مانند مرگ ناگهانی جمعیتی حدود 150میلیون انسان می باشد، یعنی بطور مثال مرگ یکباره کشوری با جمعیت روسیه(نهمین کشور پرجمعیت جهان)، حال در نظر بگیرید که این فاجعه قرار است هر 9 ماه یکبار بوقوع بپیوندد و ناگهان کشور و یا کشورهایی از روی نقشه کره زمین محو شده و هر لحظه امکان آن است که این بلای نفس گیر گریبان ما انسانهای ساکن در این نقطه جغرافیایی را گرفته و بر سر ما فرود آید.
سرگذشت و سرنوشت یوزپلنگ آسیایی
زمانی این تصور وحشتناک تر می شود که مشخص شود منشا و علت این بلای لجام گسیخته یکی از هزاران هزار موجود ساکن در روی زمین است و نه عاملی فراتر از قدرت اختیار و حیطه عملکرد مخلوقات هستی، آیا وقت آن نرسیده جفایی که ما انسانها بر سر یوزپلنگ آسیایی می آوریم متوقف شود؟! آیا برای عدم تکرار فاجعه و چاره اندیشی هنوز هم زود است؟!

طرح هایی که تاکنون برای کاهش تصادفات جاده ای یوزها ارائه گردیدند عمدتا شامل نصب علائم هشدار، چراغ گردان، چراغ های لیزری و هوشمند و نهایتا روش های مختلف اعمال کاهش سرعت مجاز برای وسایل نقلیه در نقاط حادثه خیز می باشند، همچنین طرح فنس کشی دوطرف جاده که موجب مسدود شدن مسیر اکولوژیکی گردیده و مردود است نیز مطرح گردید.

 در این بین اما پیشنهاد انجمن یوزپلنگ ایرانی در استفاده از آبگذرهای جاده ای اصلاح شده بعنوان زیرگذر و فنس کشی اطراف آن، بنظر منطقی تر می آمد که متاسفانه هیچکدام از طرح ها و پیشنهادات حتی در دو محور پرحادثه شاهرود_سبزوار و یا مهریز_انار که در طی 12سال اخیر 12یوز در آنها تلف شده اند به اجرا درنیامد و تنها در محور شاهرود_سبزوار که در طی 6سال اخیر 6یوز در آن گرفتار مرگ شده اند چندین تابلوی کوچک و با فاصله زیاد از کنار جاده نصب گردید که در شب هم فاقد دید می باشد.

در این حال جمعیت دیده بان طبیعت شاهرود یکی از سمن های فعال شمالشرق ایران برای اولین بار گزینه احداث روگذرها را برای نجات یوز از بحران در تاریخ 28 اردیبهشت 1395در روزنامه همشهری و متعاقباً طرح کامل بهمراه پلان اولیه را که مبحثی فراتر از احداث روگذرها برای کاهش تلفات یوز می باشد در تاریخ 30 اردیبهشت 95در خبرگزاری مهر رسانه ای نمود که مورد استقبال جدی مردم قرار گرفت و بعنوان پربیننده ترین خبر کشور در صدر اخبار نشست.

سایت های دیگر نیز به پوشش خبر پرداخته و همچنین کارشناسان و مسئولین آنرا مورد توجه قرار داده و بروی سایت رسمی سازمان محیط زیست کشور نیز قرار گرفت، قبل از همه اینها طرح بشکل نامه ای رسمی به سازمان محیط زیست ارسال شده بود. آنچه باعث شد تعدادی از طرح های ارائه شده پیشین یا قابلیت اجرایی نداشته باشند و یا در صورت اجرا منجر به حل مسئله کاهش تصادفات نگردند عدم شناخت از یوزپلنگ آسیایی و رفتارهایش بعنوان موجودی زنده و یا بهتر است بگوییم عدم شناخت کافی از حیات وحش و مسائلش می باشد، طرح هایی که گویی برای موجودی بیجان تعریف شده و ریشه آن نگاهی ماشین گونه به اجزا حیات وحش است، اما در طرح احداث روگذرها بهمراه فنس های هدایت کننده که پیش ساز طرح جمعیت دیده بان طبیعت می باشد به یوزپلنگ آسیایی حق تردد ایمن داده و جایگاه حقیقی یوزپلنگ بعنوان شاهکار خلقت در نظر گرفته می شود.
سرگذشت و سرنوشت یوزپلنگ آسیایی
یوزهای آسیایی تپه ماهورها، دره ها و شکست ها را ترجیح می دهند، روش شکارکردنشان بر خلاف گربه سانان که کمین زدن می باشد بمانند سگ سانان تعقیب کردن است که به کمک حس بینایی بسیار قدرتمند و متمرکز به روبرو انجام می گردد، حیوانی محتاط بوده و سعی می کند از مکانهایی که انسان، معدن، گله گوسفند و سگهای گله حضور دارند دوری کند، یوزها دارای قلمرو فصلی و دائمی هستند و این قلمرو در یوزهای آسیایی به نسبت یوزهای آفریقایی وسیع تر می باشد که شاید نوعی سازگاری جهت حفظ بقا در زیستگاههای ضعیف محسوب شود، آنها از رفتاری تحت عنوان «انتشار» که یکنوع رفتار مهاجرتی گوشتخواران مخصوصا گربه های بزرگی همچون زیرگونه های مختلف پلنگ، شیرکوهی و یوزآفریقایی و نیز گرگ خاکستری می باشد پیروی می کنند.

یوزهای مادر همچنین این رفتارهای مهاجرتی را به فرزندان خود آموزش داده تا بدین ترتیب آنها با رفتاری بعنوان «الگوی عمل ثابت» عادت به انجام مهاجرت کنند، نزدیکترین خویشاوند یوزپلنگ یعنی شیرکوهی دارای رکورد جهانی 2,450 کیلومتر مهاجرت می باشد، در یوزهای آفریقایی نیز این مهاجرت ها ثبت شده ولی درمورد یوزآسیایی در مقیاس کوچکتری ثبت شده اند، رکورد ثبت شده یوزآسیایی 215 کیلومتر می باشد که یک یوز نر از نایبندان طبس(سال91) به دره انجیر یزد(سال93) پیموده است از دیگر موارد ثبت شده یوز ماده ای می باشد که سه بار مسیر 150کیلومتری دره انجیر یزد به پارک ملی سیاهکوه اردکان را بصورت رفت و برگشتی در طی 3سال پیموده است.

این ترددها در بین بسیاری از زیستگاههای یوزآسیایی در حال وقوع است به عنوان مثال یوزهای منطقه تحت حفاظت توران بعضا پاییز به پناهگاه حیات وحش میاندشت رفته و بهار بازمی گردند، 10 زیستگاه قطعی یوزآسیایی در کشورمان شناخته شده است که مشخص کردن تردد یوز بین آنها نیازمند تحقیقات کاملتر و صرف زمان می باشد که نمی توان در انتظار تکمیل یک به یک آنها دست روی دست گذاشت و اقدامی انجام نداد زیرا این اتلاف وقت می تواند به قیمت انقراض همیشگی یوزها تمام شود.

 تردد یوزها در بین این زیستگاهها از محدوده های معینی انجام می پذیرد که در بعضی از آنها این محدوده ها مشخص و در برخی دیگر به همت سازمان در حال پایش کریدور حرکتی یوز و مشخص شدن آنها می باشد، بعنوان مثال تردد یوزهای توران و میاندشت از ضلع شمالی توران و تپه ماهورهای نزدیک به عباس آباد و محدوده حداکثر 12کیلومتری صورت می گیرد که تاکنون تمام تلفات هم در همین محدوده اتفاق افتاده است.

در مثال ذکرشده تصادفات جاده ای تماماً یوزهای مادر و یا توله ها را به کام مرگ فروبرده، و از آنجا که بطورکلی یوزهای ماده ای که قدرت باروری مناسبی در تولیدمثل دارند کم بوده و به «ابرمادر» مشهور می باشند غالبا در این محدوده تلف شده اند هشداری جدی در بقای آن محسوب شده ضمن آنکه می تواند آموزش رفتار مهاجرتی به فرزندان را دچار خدشه نماید و موجب بهم خوردن توازن جنسیتی یوزها گردد.

بطورکلی یوزهای ماده به علت گردش در بین زیستگاهها برخلاف نوع نر که غالبا در قلمرو خود باقی می مانند بیشتر در معرض تصادفات جاده ای و مرگ ناشی از آن قراردارند درنتیجه اینک جمعیت یوزهای ماده بسیار کمتر از جمعیت یوزهای نر شده و بعضی از زیستگاهها را دچار مشکلات جدی ساخته است، برقراری ارتباط ایمن بین زیستگاهها و تسهیل رفتار مهاجرتی یوزها می تواند نقش بسزائی در بازگشت تعادل جنسیتی نامتوازن یوزها در بین زیستگاههای گوناگون داشته باشد و همچنین از تلف شدن بیش از بیش یوزهای ماده جلوگیری کند، اصولا یکی از دلایل مهاجرت یوزها بدست آوردن همین توازن می باشد علاوه براین مهاجرت یوزها موجب جبران فقر منابع غذایی، دوری از امنیت تهدیدشده و کاهش مواجه شدن با تعارضاتی مانند ورود سگهای گله و... در یک زیستگاه می باشد. حال با توجه به شرایط وخیم زیستگاههای یوز در ایران شاید اهمیت این مهاجرتها بعنوان رفتاری سازگارانه توسط یوز می باید مورد توجه جدی قرارگیرد که با تصمیمات درست و بجا می توان زمینه مناسب آ نرا فراهم کرد.

«طرح یوز×10» بطورکلی طرحی جهت برقراری ارتباط ایمن بین 10زیستگاه اصلی یوزهای آسیایی بمنظور کاهش چشمگیر تلفات 60درصدی تصادفات جاده ای آنها، با احداث روگذرها و فنس کشی دو سوی امتداد جاده ها در محدوده کریدور حرکتی یوزها می باشد. روگذرها طبیعت گرا بوده و با رمل و ماسه و خاک و گیاهان منطقه پوشش می یابد و از آنجا که قرار نیست بروی آنها تردد وسایل سنگین صورت گیرد می تواند به لحاظ سازه ای سبک تر و کم هزینه تر و نیز با پهنای مناسب اجرا شوند، فنس ها نیز در امتداد مسیر جاده و در دوسوی آن تمام محدوده جابجایی یوزها را پوشش داده و علاوه بر جلوگیری از ورود یوزها به داخل جاده، بصورت قیفی شکل و یا هشت مانند جانور را بروی پل هدایت می کند، ممکن است در یک کریدور حرکتی یوزها نیاز به احداث چندین روگذر تعریف و اجرا شود، علاوه بر این چنانچه جاده ای پرتردد و اصلی در داخل یک زیستگاه قرار گرفته و آنرا شکافته باشد و یا چنانچه دو زیستگاه کاملا با یکدیگر مماس باشند(مانند دربند و نایبندان) نیز می باید دارای روگذرهای ایمن شده و فنس های دو طرف جاده کل زیستگاه را پوشش دهند، بدیهی است در این موارد نیاز به پل های متعددی می باشد که نتیجه نهایی آن تقویت آن زیستگاه خواهد بود، مثال بارز آن می تواند جاده مهریز_انار باشد که منطقه حفاظت شده کالمندان را به دو نیم تقسیم کرده است.

اجرای این طرح از ایزوله شدن جانور و در نتیجه ایجاد و یا تشدید ضعف های ژنتیکی و بدین ترتیب افزایش خطر انقراض جلوگیری کرده و می تواند مورد استفاده سایر وحوش از جمله علفخواران نیز قرار گیرد، که با نصب دوربین های تله ای بروی آن می توان پایش مناطق و جابجایی های جانداران را مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد، همچنین با برقراری ارتباط ایمن بین زیستگاههای اصلی یوز مناطقی که در بین این زیستگاهها قرار گرفته و سالیان پیش زیستگاه های یوز محسوب می شده ولی مدتهاست اثری جدی از وجود یوز در آن مشاهده نشده نیز ممکن است دوباره مورد قبول یوزها قرار گرفته و بنوعی بازتعریف شوند، مثال آن منطقه حفاظت شده درونه بردسکن می باشد که طی سالهای اخیر بندرت وجود یوزها در آن ثبت و گزارش شده است و می تواند بعنوان منطقه ای مابین منطقه تحت حفاظت توران و پناهگاه حیات وحش نایبندان، در برقراری ارتباط ایمن بین این دو منطقه مهم ایفای نقش نماید. در نهایت آنچه از طرح یوز×10 مورد انتظار است افزایش جمعیت یوزها خواهد بود.

طرح یوز×10 دارای اولویت بندی بوده و با توجه به حمایت مالی و اجرایی سازمانهای مربوطه و تکمیل اطلاعات مقدماتی و آنچه از آخرین ارزیابی ها بدست می آید می تواند متغیر باشد. در پیش فرض این طرح، 10مرحله اصلی در نظر گرفته شده که به ترتیب اهمیت بدین ترتیب می باشد:

1- ایمن سازی ارتباط توران(منطقه تحت حفاظت)_میاندشت(پناهگاه حیات وحش)
2- تقویت زیستگاه کالمندان(منطقه حفاظت شده)
3- ایمن سازی ارتباط کالمندان_دره انجیر(پناهگاه حیات وحش) و آریز(منطقه شکارممنوع)
4- ایمن سازی ارتباط الف)دره انجیر_سیاه کوه(پارک ملی)  ب)دره انجیر و آریز_بافق(منطقه حفاظت شده)
5- ایمن سازی ارتباط عباس آباد نائین(پناهگاه حیات وحش)_نایبندان(پناهگاه حیات وحش) و دره انجیر
6- ایمن سازی ارتباط نایبندان_دربند راور(پناهگاه حیات وحش)
7- ایمن سازی ارتباط الف)کالمندان_بافق  ب)بافق_نایبندان
8- تقویت زیستگاه الف)توران  ب)دره انجیر
9- الف) تقویت زیستگاه الف)بافق  ب)عباس آباد نائین
10- ایمن سازی ارتباط توران_نایبندان و بازتعریف مناطق حفاظت شده درونه،افتخاری،مظفری و پناهگاه حیات وحش رباط شور

یقینا اجرای چنین طرحی که هفت استان کشور را در بر می گیرد عزم ملی با همت همه دولتمردان، مسئولین، تصمیم سازان، سازمان حفاظت از محیط زیست و پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، فعالان محیط زیست، سمن ها و توجه مردم عزیزمان ایران را می طلبد تا بتواند به نحو احسن و به سرعت و البته با دقت و با مشاوره از طراحان این طرح که از شروط اخلاقی انجام آن می باشد اجرا شود، در همین راستا بسیاری از این بزرگان اخیرا توجه و حساسیت خود را درباره یوزآسیایی نشان داده و مطرح کرده اند که امیدواریم در صحنه عملی نیز بزودی شاهد نتایج ارزنده اش باشیم، در پایان می باید به تهیه و تدارک منابع علمی و تحقیقاتی که بخصوص انجمن یوزپلنگ ایرانی و نیز پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در انجام آن زحمات بسیار زیادی کشیده اند تا مقدمات طرح های اینچنینی را فراهم کرده باشند اشاره و سپاسگزاری نمایم.

* عضو هیئت مدیره جمعیت دیده بان طبیعت شاهرود
    
منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین