کد خبر: ۳۲۳۰۹
تعداد نظرات: 17 نظر
تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۲
تا زمانی که حیوانات تکثیر نشوند، نمی توان آنها را از بین برد و نسلشان را منقرض کرد. با این وجود، اگر تعداد گونه های جانوری هم زیاد باشد، باید به فکر دفع آنها از طبیعت باشیم.
هدایت الله تاجبخشزیست بوم/هدایت ا... تاجبخش*: شکار در حال حاضر وضعیت به خصوصی پیدا کرده و ممنوعیت آن لازم نیست. باید بتوانیم گونه های جانوری را تکثیر کنیم و در مرحله بعدی به شکار آنها بپردازیم. تا زمانی که حیوانات تکثیر نشوند، نمی توان آنها را از بین برد و نسلشان را منقرض کرد. با این وجود، اگر تعداد گونه های جانوری هم زیاد باشد، باید به فکر دفع آنها از طبیعت باشیم.

 به این دلیل که آسیب می رسانند و تازه زمانی که به این مرحله رسیدند، زمان شکارشان فرا می‌رسد. این در حالی است که همیشه افرادی تحت عنوان شکارکش در طبیعت حضور دارند که بدون رعایت این چرخه طبیعی، دست به شکار انواع حیوانات می زنند و به نوعی به طبیعت لطمه وارد می کنند که باید بین شکارکش و شکارچی هم تفکیک قائل شد. با این وجود، تمامی این موارد نیاز به مدیریتی همه جانبه، قوی و قانون و مقررات مدون دارد تا محیط‌زیست کشور به وضعیت بحرانی نرسد و آنچه این امر را محقق می سازد، منع شکار برای شکارچیان نیست.

شکارچی و شکارکش، دو شخصیت مجزا
شکارچی و شکارکش دارای دو شخصیت جداگانه هستند که کاملا انگیزه هایشان برای شکار متفاوت است. شکارچی بر اساس روش های علمی، استاندارد و تجربی، آگاهی داشتن از وضعیت حیوانات، نسبت نر و ماده گونه‌ها و... برای تعدیل جانوران دست به شکار می زند. حتی از شمارش گونه های جانوری به وسیله کارشناسان مربوطه اطلاع دارد و با مجوز و آشنایی به قوانین برای شکار به منطقه معین و از قبل هماهنگ‌شده می رود. با این وجود، شکارچی به دنبال پوست و گوشت شکار نیست و معمولا از تحفه شکار برای مثال شاخ بزرگ استفاده می کند. اما شکارکش حتی تفنگ خود را داخل خودرو نمی گذارد. چرا که آن را بالای کوه تعبیه کرده است و برایش فرقی نمی کند که میش می زند یا بره، چون مشتری های خود را دارد و بعد از تحویل شکار، حق حساب می گیرد. 

ممنوعیت شکار برای شکار‌کش‌ها که دائما به دنبال شکار هستند، فرقی ندارد، چون از یک منطقه به منطقه دیگر می روند و هیچ‌گاه هم گیر نمی افتند. آنها فقط به دنبال این هستند که حیوانات را بکشند، چرا که زندگی شان از این راه می چرخد، اما شکارچیان این گونه نیستند. حتی به طبیعت کمک هم می کنند و در این راه پول هم می پردازند. برای مثال شرایط برخی شکارچیان ها به حدی ناگوار است که با ماهی ۸۰۰ تا۹۰۰ هزار تومان درآمد و مشکلات معیشتی ناچارند از دیگران هم پول بگیرد تا اموراتشان بگذرد که البته تقصیری هم ندارند.

فقدان اطلاعات پیرامون حیات وحش
به کشورهای غربی نگاه کنید، همه چیز برنامه دارد. حتی وقتی شکار ممنوع می‌شود، با وجود تفنگ زیاد، همه شکارچیان تفنگ را کنار می گذارند تا در زمان برداشتن محدودیت، اجازه یک یا دو شکار را داشته باشند. آنها به این نتیجه رسیده اند که شکار در خون انسان است. شاید وابستگی انسان به شکار کم شود، اما از بین نمی رود. آنجا قانون و مقررات شکار وجود دارد، اما متاسفانه در اینجا اطلاعی از این موارد نیست. همان‌قدر که نفت و گاز اطلاعات می خواهد، حیات وحش هم اطلاعات می خواهد، تفنگچی می خواهد؛ کسی که که با ماشه تفنگ آشنایی نداشته باشد و سردی و گرمی بیابان را نچشیده باشد، نمی تواند شکارچی خوبی شود. سابق بر این شکارچیان و شکاربان ها همه طبیعتگرد و طبیعت شناس بودند که اکنون دیگر شکار نمی‌کنند، نقل مکان کرده‌اند و رفته‌اند. 

حتی کارکنان محیط‌زیست هم خودشان شکارچی و عاشق طبیعت بودند که بازنشسته شده اند، اما متاسفانه امروزه این عشق و علاقه به محیط‌زیست وجود ندارد. تفنگ و پروانه آن را به کسانی داده اند که هر شکاری به دستشان بیاید، می‌زنند و به این ترتیب نسل برخی گونه های جانوری در حال انقراض است و این موضوع به مدیریتی نیاز دارد که کمبود آن بسیار مشخص است. سازمان محیط‌زیست پس از انقلاب به دو بخش انسانی و طبیعی تقسیم شد و به موضوعات محیط‌زیست انسانی یا شهری توجه بیشتری داشت. اما اکنون عملکردها مهم است. سابق بر این حفاظت و تصویب قوانین مطرح بود و حرفی از آموزش زده نمی شد، اما اکنون که پای آموزش محیط‌زیست هم به میان آمده است، باید آموزش ها از سطح مدیران و محیط‌بانان به مردم هم انتقال یابد تا همگی در راستای پایداری محیط‌زیست گام برداریم.


عدم نابودی گونه‌های جانوری با تکثیر
گونه های جانوری در ایران وضعیت خوبی ندارند و پرندگان نیاز به آب و غدا دارند که بتوانند زاد و ولد کنند. برای مثال وقتی غذای مورد نیاز فلامینگو نباشد، مهاجرت می کند و به آفریقا می رود. اکنون انواع پلیکان‌ها، عروس غازها، فلامینگوها و... ترک مکان کرده اند. حتی تعداد اردک ها هم کم شده است. حتی در بحث تکثیر گونه‌های جانوری برخی مسئولان به دنبال حل مساله نیستند و می‌گویند هزاران هکتار برای این کار نیاز است، اما این اتفاق عملی نیست و نمی‌توان عهده‌دار چنین مساله‌ای بود. باید در ابتدا از کم شروع کنیم و بعد از به دست آوردن تجربه به تدریج مقیاس را بالا ببریم تا گونه های جانوری سر و سامان بگیرند. 

این در حالی است که در ۱۰۰ متر جا هم می توان گونه‌های جانوری را تکثیر کرد. همچنین وقتی برای حفظ تعادل و عدم انقراض گونه ها، تکثیر صورت بگیرد و برخی شکارچیان خود گونه های جانوری را پس از پرورش و رشد قابل توجه برای شکار در فضای باز رها کنند، از میزان شکار کم می شود، چرا که آنها هم کمتر دلشان می‌آید دسترنج خود را شکار کنند یا حتی می توان حیواناتی را که بیشتر مورد توجه شکارچی‏ها هستند در مکان‏هایی با تعداد زیاد، تکثیر ‏کرد و پرورش ‏داد و پس از آنکه به رشد قابل قبولی رسیدند، آنها را رها کرد تا نسلشان در معرض نابودی قرار نگیرد. 

در ایران هم حدود یک میلیون شکارچی قانونی و غیر قانونی وجود دارد. با این وجود، برای ایجاد توازن میان تعداد شکارچی و شکار حتما باید مکان هایی برای تکثیر راه‏اندازی شود تا نسل پرنده‏ها یا حیوانات شکار با بی‏توجهی‏ ما منقرض نشود. این در حالی است که باشگاه‏های تیراندازی هم چه در جهان و چه در ایران به کنترل میل شکار، کمک شایانی کرده‌اند. حتی از وقتی باشگاه‏های تیراندازی در ایران به راه‏‏ افتاد، بسیاری از شکارچی‏ها احساس خود به شکار را با تیراندازی تخلیه کرده اند. بنابراین با این اتفاقات، گونه های جانوری حفظ می‌شوند.
* پدر تاکسیدرمی ایران
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۱۷
فاطمه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۰ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۰
4
4
به سلامتی آنقدر رسانه ها افکار عمومی را آماده کرده اند که شکارچیان بی هیچ خجالتی جرات می کنند درباراه مزایای شکار صحبت کنند.
حضرات اول آمار دقیق حیات وحش ایران را اعلام کنند، نه از نوع آمارهای دروغین پروژه یوز، بعد درباره "مدیریت شکار اظهار فضل کنند.

پدر تاکسیدرمی ایران کدام گونه را در 100 متر می خواهد تکثیر کند؟! سوسک و مارمولک را؟!

خداوند روح مرحوم دکتر هرمز اسدی را قرین رحمت بفرماید. مرد و این روزها را ندید که شکارچی ها و تاکسی درمیستها "متخصص حیات وحش" شوند.
فاطمه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۵۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۰
2
3
به سلامتی
زیست بوم بعد از ترویج و توضیح محصولات تراریخته، آغاز به ترویج شکار می کند.
مبارک باشد.
آرش كوهرو
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۲۸ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۱
2
2
با سلام
جناب تاجبخش متن خوب و علمي را تهيه فرموديد، متاسفانه ميخواهند محيط زيست را سياسي و احساسي مديريت كنند، دقيقا راه حل تكثير و رهاسازي ميتواند باشد مانند دامداري ولي به شيوه اي خاص و مدرنتر

بايد حساب شكاركش يا همان شكار دزد را با شكارچي جدا كرد و با كپي برداري صحيح و بومي سازي كردن نحوه مديريت محيط زيست اقدام نمايند.
اميدوارم حال محيط زيست خوب شود با مديريت صحيح نه بگويند محيط زيست موضوع لوكس و سوسول بازيست و كلا رها بشه و يا الان كه كلا سياسي شده است و احساسي.
مهدى
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۴۴ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۲
1
1
فرمايشات طبيعت مرد جناب تاجبخش كاملا ً بجا و درست است وتنها راه
نجات از اين نابسامانى ناشى از تخريب محيط زيست تخصيص قرق گاهاى اختصاصى است ، تا در وهله اول براى حفظ زيستگاه و پرورش گونه هاى جانورى و گياهى محيطى امن ايجاد شود، بدور از تعرضات شامل پرورش احشام اهلى، جاده سازى، ايجاد معادن ، غيره. و در ادامه بهر بردارى اصولى از منابع ان منجمله شكار ورزشى، تا از قتل و غارت جانوران و گياهان كشورمان جلوگيرى شود.
اميد از نظرات اينگونه افراد براى حفظ محيط زيست استفاده شود، بدور از غرض ورزى و نا اگاهى شخصى.
شايد فردا خيلى دير باشد
کمال عظیمی نیا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۱۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۳
1
1
متاسفانه وقتی صحبت از ممنوعیت شکار به میان میاید همه ذهن ها متوجه تعداد قلیل پروانه های صادر ه توسط سازمان میشود در حالیکه متخلفین و شکارکشها بدون نیاز به مجوز و پروانه مرتکب اعمال غیرقانونی خود میشوند .
به هر روی جمعیت شکننده حیات وحش کشور اجازه بهره برداری بی محابا را نمیدهد و در اینکه شکار یکی از دهها عاملی است که سرعت نابودی جانداران را شدت میبخشد تردیدی وجود ندارد ، ولی انچه مهم است سعی کنترل و دیده شدن سایر عوامل تهدید کننده حیات کشور است مانند چرای بی رویه هفتاد میلیون راس دام و انتشار بیماری های مشترک ( مثل طاعون نشخوار کنندگان ) و صدور مجوزهای صنعتی و معدنی در عرصه های طبیعی ، احداث جاده و گسترش نقاط جمعیتی و دهها عامل دیگر ، و نقطه مقابل این تهدیدات تولید و تکثیر و کمک به افزایش جمعیت حیات وحش کشور است و این میسر نخواهد شد مگر با حفاظت زیستگاهها که انهم با این بضاعت اندک سازمان و مسائل پیچیده ای که دارد بتنهایی از عهده ان خارج است ، ولی با کمک بخش خصوصی و تشکل های حامی محیط زیست قطعا امری محتمل بنظر میرسد .
خوشحالیم که بالاخره فریادها بجایی رسید و ایین نامه قرقهای اختصاصی ابلاغ شد و اصل حفاظت مشارکتی پذیرفته شد و امیدواریم منبعد کوهها و دشتهایی که بدور از چشم مامورین اندک سازمان جولانگاه شکارکشها بود تحت کنترل و حفاظت قرار گیرند بدون اینکه هزینه ای به دولت تحمیل گردد و پس از تکثیر و افزایش جمعیت حسب ایین نامه بهره برداری منطقی امری پذیرفته خواهد بود .
بابك
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۳
2
1
متاسفانه در كشور ما عده اي فقط به فكر پاك كردن صورت مسئله هستند و هيچ راهكاري براي پديده واقعي و قدمت شكار به تاريخ بشريت ارائه نكرده حتي گفته هاي واقعي جناب تاجبخش را بدون توجه به مسايل علمي و جهاني رد ميكنند
چرا هيچ كس ازمدافعان محيط زيست از تخريب زيستگاهها كه باعث نابودي ٧٥٪‏ حيات وحش شده سخني به ميان نياوردهو يا چراي بيش ازحد ظرفيت مراتع و.....
فقط نوك انتقاد به سمت شكارچيان قانونمند است در ضمن كسي كه با سلاح جنگي و غير مجاز به كشتار حيواني ميپردازد قاچاقچي حيات وح است نه شكار كش
مه لقا کاشفی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۱۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۶
1
1
انهایی که تاج بر سر داشتند حیات وحش کشور را بی محابا نابود کردند .از تاجبخش انتظار می رفت به عادت نیاکانش پشت کرده اما گویا اینطور نیست و همچنان بر طبل شکار می کوبد
کوشان مهران
|
United States
|
۱۹:۲۴ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۷
1
2
انهایی که تاج بر سر داشتند

هر چند جرگه های خونبار شاهانه از کشته ها پشته می ساخت اما همین تاجداران بودند که برای منافع خود دست به ایجاد قرق ها و نخجیرگاه ها زدند که در کنار گونه های شکارگر پسند باعث پاسداشت چرخه زیستبوم می گردید.

قرق جاجرود نمونه ای از این دست کار های تاجداران می باشد که به دلیل پایه گذاری قرق سلطنتی پوشش گیاهی نیز حفظ شد.

از قضا این بار بجای تاجداران شناخته شده کلاهبرداران دون مایه بودند که به بهانه های گوناگون چوب حراج بر عرصه و اعیان زیستگاه ها زده و در نهایت به عنوان از دست دادن ارزش زیستی زیستگاهی با چندین دهه پیشینه حفاظت ان را به دوستان واگذار نمودند.
کوشان مهران
|
United States
|
۱۹:۳۷ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۷
0
3
در کنار قرق هایی که به پادشاهان و خوانین تعلق داشت مدیریت چند صد ساله اب بندان های مازندران نشانه ای است از پیشینه مدیریت و بهره برداری پایدار از طبیعت.

اما!

نکته مهم ورود بخش واقعا خصوصی و یا همچون دیگر موارد شبه دولتی به وادی نخجیرداری است.

نخجیرداری امری زمان بر و نیازمند سرمایه گذاری کلان و بلند مدت است و به شیوه معمول ببر و در روی رایج در ایران همخوانی ندارد.

امید وارم حکایت ورود بخش خصوصی همچون بهره برداران خصوصی برداشت و احیای جنگل نشود که تا می توانند می برند و در نهایت با یک اعلان ورشکستگی ساختگی از انجام برنامه های احیای جنگل شانه خالی نموده و حداکثر با کاشت و در واقع فرو بردن چند نهال غیر بومی سوزنی برگ مدیران نالایق را مسحور شعبده خویش می نمایند.


نخجیرداری با فروش مخفیانه پروانه تروفی معدود نمونه های برجای مانده در پارک های ملی متفاوت می باشد.


البته در این میان رنودی که تا چندی پیش به شدت مخالف شکار بوده و بانگ مرگ بر کشتارچی سر می دادند در خفا علاقه مندان به سرمایه گذاری در نخجیرداری را تحت فشار قرار داده تا به بهانه های گوناگون و بویژه مشاور مطبوعاتی از انها باج بگیرند.



دوستداران نخجیر پایدار در ماه های اینده به تدریج با نام پر اوازه این فعالان پیشین ممنوعیت شکار و مشاوران کنونی آشنا خواهند شد.
وحید
|
United States
|
۱۲:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۸
1
1
بیشتر کسانیکه با شکار به هرنوع ممکن مخالفت میکنند اطلاعات درستی درباب صدور پروانه و انواع سلاح های شکاری ندارند چند سال پیش که یک پلنگ در دوهزار تنکابن بر اثر اصابت ساچمه های فراوان از بین رفت یک عده حامیان محیط زیست و دوستداران حیوانات عکس این پلنگ را که البرز نامیده شده بود بالا برده بودند و زیرش نوشته بودند شکارچی=قاتل صدور پروانه شکار را متوقف کنید
بسیاری ازین دوستداران محیط زیست دستور العمل شکار چهارپایان با استفاده از سلاح گلوله زنی را نیزنمیدانند برای مثال یک بار برای یکی از دوستداران کذایی گفتم که شکار چهارپا در زمان محدود و در معیت یک همراه از سازمان محیط زیست است که مورد تمسخر این دوستان واقع شدم!
کوشان مهران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۲۳ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۸
0
1
مشارکت بانوان امریکای شمالی و اروپا در نخجیر:

http://ex-epsilon.slu.se/1821/1/BjarniSerup_Thesis3.pdf


آشنایی با سازمان جهانی CIC

http://www.oie.int/eng/OIE-CICASF_2014/docs/pdf/02_Tamas_Marghescu/files/assets/common/downloads/02_Tamas_Marghescu.pdf

************


با وجود پیشینه شکار در اروپا و بویژه نابودی گونه ها به دلایل گوناگون همچون تخریب زیستگاه و فشار شکار اکنون می توان گفت وضعیت حیات وحش بویژه در اروپای غربی بسیار بهتر از سال 1900 میلادی می باشد.

بازگشت حیات وحش اروپا:

https://rewildingeurope.com/wp-content/uploads/2013/11/Wildlife-Comeback-in-Europe-the-recovery-of-selected-mammal-and-bird-species.pdf

برای احیای جمعیت گوزن سرخ و شوکای فرانسه و گراز ایتالیا, آلمان و اتریش که در اوایل قرن بیستم در بسیاری از زیستگاه های طبیعی بطور کامل نابود شده بودند هیچگاه برنامه های ممنوعیت سرتاسری شکار بکار نرفت.

اکنون نه تنها برای تروفی بلکه گوشت و تعادل جمعیت از راه شکار ماده ها پروانه شکار صادر شده و در کشور هایی که بهترین سلاح های شکاری در دسترس شکارگران قانون مند قرار دارد صد البته که بزه کاران شکار دزد هم پیدا می شوند.

پس اشکال کار ما کجاست؟

چرا وضعیت پارک های ملی همچون گلستان روز به روز تحلیل می رود؟

آیا نخجیرگران مجاز باعث کاهش شدید مرال و شوکای پارک گلستان شده اند؟

دیدگاه شما چیست.
محیط بان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۵۴ - ۱۳۹۵/۰۴/۳۱
1
4
مشکل اینجاست سرمایه دارها روبروی محیط زیست و مقابل محیط زیست هستند نه بهمراه و یاور محیط زیست
وحید
|
United States
|
۱۸:۴۱ - ۱۳۹۵/۰۵/۰۲
1
3
سایت زیست بوم واقعا" برای شما متاسفم که گزینشی پیام ها را نشر میدهید
محیط بان البرز مرکزی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۸ - ۱۳۹۵/۰۵/۱۷
1
1
از زیست بوم تعجب می کنم که به اینها تریبون می دهد
محیط بان البرز مرکزی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۸ - ۱۳۹۵/۰۵/۱۷
1
2
از زیست بوم تعجب می کنم که به اینها تریبون می دهد
على
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۰ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۸
2
1
با سلام،ممنوعيت شكار كاملا احساسى وغير كارشناسى است،ضمنا متخصصين محيط زيست خوب ميدانند كه شكار ورزشى بخش لا ينفك از مديريت حيات وحش است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۴۴ - ۱۳۹۵/۰۶/۱۶
2
1
من با نظر تاجبخش موافقم ما نباید شکارم ممنوع کنیم باید راه گذشتگان رو پیش بگیریم حالا چه فرقی میکند شیر ایرانی منقرض شده باشه و یا ببر ایرانی منقرض شده باشه الان چند فرقی میکند که میانکاله رو کردن قبرستان حیوانات...چه فرقی میکند سالی چند تا یوز رو شکار میکنیم و الان تو کل کشور 2 تا یوز داریم... یا مثلا سیاهکل داریم پلنگامون رو منقرض میکنیم... ما سالی 1 ملیون و 800 تا مجوز شکار صادر میکنیم 200 تا پلنگ داریم و 20 تا یوز. حیات وحش آفریقا آنقدر که ما کشور متمدن حیوان انقراض دادیم نداد...بعد میگن نباید شکارم محدود کرد تازه میزان تو سایت اماراتی ها آهو رو با موتور دنبال میکنن... هوبره و غربی و شاهین و آنقدر زنده گیری کردن که دیگه نسلش ور افتاده... از کشورهایی عرب منطقه میان پلنگ و یوز میزنم تو ایران به اسم توریست در حالی که خودشان یوز عربی دارن کاراکال و برای گله تربیت میکنن... بعد یه عده میان حرف میزنن بابا. بگذارید چهارتا شکار برا گوشتخواراذباشه همکاری میزنید خرگوش و کل و قوچ و میشه بعد میرید حیوانات میان سراغ دام اهلی کشاورز... من یه پدیده امسال دیدم که در شب با دو تا سبد هویج 10 تا شکارچی با نور حدودا 40 تا خرگوش زدن. بگذارید این چهارتا حیوان محدود ایرانم تمام بشه بره
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین