کد خبر: ۳۲۲۸۷
تعداد نظرات: 3 نظر
تاریخ انتشار: ۱۳ تير ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۱
در بررسی عملکرد دولت‌های ابتدای انقلاب که به‌طور طبیعی درگیر مسائل جابجایی قدرت سیاسی و تغییر ساختارهای اجتماعی بودند می‌توان به این نتیجه رسید که به‌طور واقع‌بینانه محیط زیست نمی‌توانسته در اولویت قرار داشته باشد. از طرفی مجلس نیز به دلیل نوپا بودن و عدم تجربه کافی عملاً امکان تأثیرگذاری لازم را نداشته است.
روح اله باقریزیست بوم/روح اله باقری*: قضاوت منصفانه در مورد عملکرد قوای مقننه و مجریه پس از انقلاب در حوزه محیط زیست کاری دشوار و نیازمند اشراف به‌تمامی زوایای این حوزه است. ولی واقعیت‌های موجود و آمارها در حوزه محیط زیست و مرور گذشته تابه امروز این بخش نشان از تنها بودن سازمان حفاظت محیط زیست، ضعف و نبود ساختارهای لازم و اراده‌ای قوی و جمعی برای حفظ محیط زیست است، هرچند با گسترش عرصه ارتباطات و رسانه و افزایش حساسیت‌های عمومی نسبت به مقوله محیط زیست شاهد میل به تغییر در این عرصه باگذشت زمان هستیم.

در بررسی عملکرد دولت‌های ابتدای انقلاب که به‌طور طبیعی درگیر مسائل جابجایی قدرت سیاسی و تغییر ساختارهای اجتماعی بودند می‌توان به این نتیجه رسید که به‌طور واقع‌بینانه محیط زیست نمی‌توانسته در اولویت قرار داشته باشد. از طرفی مجلس نیز به دلیل نوپا بودن و عدم تجربه کافی عملاً امکان تأثیرگذاری لازم را نداشته است.

به‌طورکلی می‌توان گفت که انقلاب و تغییرات اجتماعی و سیاسی و در پی آن جنگ تحمیلی هشت‌ساله فرصت چندانی برای تمرکز بر مسائل محیط زیستی باقی نگذاشته بود و بدین ترتیب عملاً مقوله محیط‌زیست در مباحث اجتماعی و سیاسی در آن دوران به حاشیه رفت.

تحت آن شرایط افزایش مهاجرت به شهرها و حضور جمعیت خارج از توان اکولوژیک در مناطق مختلف کشور به همراه حاشیه‌نشینی در کنار ایجاد شکاف طبقاتی پس از جنگ در جامعه باعث گردید ضمن ایجاد چالش‌های جدید زیست‌محیطی عملاً دیگر جایی برای توجه ویژه به مقوله محیط‌زیست وجود نداشته باشد. فضای اجتماعی بعد از جنگ تحمیلی نیز به دنبال جبران خسارت‌ها و آسیب‌های زیرساخت‌های اقتصادی ناشی از جنگ بود و بدین‌صورت محیط‌زیست یک‌بار دیگر در سایه سیاست‌های توسعه محور کمرنگ شد.

 از دوران سازندگی تاکنون به‌طور طبیعی باید محیط‌زیست به اولویت‌های برنامه‌ریزی و اجرایی بازمی‌گشت اما به‌طور عملی آن تأثیری که همگان به‌طور ویژه انتظار داشتند به وقوع نپیوست و عملکرد مجلس نیز در این دوره را نیزبیشتر می توان متمرکز بر همراهی با دولت سازندگی دانست.
هرچند در دولت اصلاحات در مباحث مختلف مربوط به حوزه محیط‌زیست شاهد تغییرات عمده و عموماً مثبتی بودیم و در قضاوتی منصفانه می‌توان گفت که دوره اصلاحات دوره پر اثری در حوزه محیط‌زیست بوده است، اما اولویت داشتن توسعه سیاسی و درگیر شدن دولت در بحران‌های سیاسی عملاً موجب شد که ظرفیت‌های اجتماعی که در آن سال‌ها ایجادشده بود در حوزه محیط‌زیست به‌کارگیری مؤثر نشود.

و علی‌رغم اینکه مجلس در این دوره به لحاظ کمی با دولت همراه بود، اما افزایش وزن سیاسی مجلس و روند تنش‌زایی جناح‌های سیاسی در آن دوره جایی برای استفاده از ظرفیت اجتماعی آن برهه تاریخی باقی نگذاشت و همین موضوع باعث شد که یک فرصت طلایی برای ایجاد یک تحول بزرگ در عرصه محیط‌زیست عملاً از دست برود.

می‌توان این‌گونه تحلیل کرد که بعد از دوره اصلاحات، تغییر یک‌باره برنامه‌ریزی‌ها و استراتژی‌ها با عوض شدن دولت و تغییر ترکیب دولت اتفاقی بود که کمترین اثر آن در حوزه محیط‌زیست، یک توقف جدی درروند توسعه نگرش زیست‌محیطی در سطح مدیران ارشد میانی و مردم بود.

همسویی کامل مجلس نیز در این دوره هم باعث نگردید روند جدیدی در اتفاقات حوزه محیط‌زیست به وقوع بپیوندد و چرایی این موضوع را علی‌رغم همراهی همه‌جانبه مجلس با دولت در این دوره، باید در عدم اراده برای ایجاد تحول در این حوزه دانست، البته انتخاب چالش‌برانگیز رییس دوره اول و تغییر ایشان در دوره دوم دولت و همچنین برخی تغییرات و جابجایی‌های درون سازمان و افرادی که به‌نوعی اتفاقات جاری در سازمان را به نفع محیط‌زیست نمی‌دانستند، ازجمله معاون وقت محیط طبیعی سازمان را می‌توان به‌نوعی تشدیدکننده شرایط آن دوره تحلیل کرد.

اولویت داشتن افتتاح پروژه‌های توسعه‌ای و کم اثر شدن توجه به ارزیابی زیست‌محیطی طرح‌های اجرایی در این مقطع زمانی سبب شد محیط‌زیست به شرایط نامطلوب‌تری نسبت به گذشته برسد.

ما باید بدانیم که بحران‌های فعلی و چالش‌های پیش رو در حوزه محیط‌زیست یک‌شبه به وجود نیامده‌اند و شرایط موجود محصول عملکردهای گذشته تابه‌حال ماست.

هرچند وزن و میزان تأثیر در هر دوره زمانی متفاوت است اما بدون شک وضعیت حال نتیجه عدم مطالبه گری اجتماعی در حوزه محیط‌زیست است.

اما اکنون می‌توان اذعان کرد که شرایط برای یک تحول عمیق و بنیادی در حوزه محیط‌زیست و چالش‌های امروزی آماده است.

در حال حاضر نمی‌توان برآوردی از عملکرد نمایندگان مجلس در این دوره داشت، اما بدون پیش‌بینی نحوه عملکرد مجلس دهم در حوزه محیط‌زیست هم می‌توان گفت موج ایجادشده در افکار عمومی برای تغییر یک امید بزرگ را نشان می‌دهد.

امید ما به تغییر در شرایط فعلی و بهبود آن در آینده، نه بر پایه خوشی بینی و تحلیل‌های احساسی بلکه منطبق واقعیت‌های موجود در فضای اجتماعی جامعه است.

واقعیت‌هایی که مهم‌ترین نمود آن را می‌توان در بخشی از انتخابات اخیر دید، وقتی‌که مردم با چرخشی معنی‌دار در انتخاب خود، عملاً گفتمانی با اندیشه‌ها و برنامه‌های مشخص در حوزه محیط‌زیست را انتخاب کرده و تمایل به افرادی با برنامه‌ها و اهداف مشخص درزمینه محیط‌زیست را نشان دادند.

از بین رفتن فضای انحصاری رسانه‌ای با ظهور پدیده رو به گسترش شبکه‌های اجتماعی به همراه اقبال عمومی به این شبکه‌ها موجب ایجاد بستری گردید که در آن شاهد تبادل بدون محدودیت اطلاعات و آرا و افکار هستیم.

تأثیرگذاری این شبکه‌ها درروند نتایج انتخابات مجلس به اذعان اکثر کارشناسان کاملاً مشهود بوده و غیرقابل‌انکار است و بی‌تردید بخشی بزرگی از سبد رأی ائتلاف موسوم به امید به خاطر همین تأثیر بوده است.

توسعه فعالیت سمن‌های محیط زیستی، افزایش آگاهی‌های محیط زیستی و تأثیرگذاری رسانه‌های نوظهور نیز موجب تغییر نگرش افکار عمومی نسبت به مقوله محیط‌زیست و برانگیخته شدن حساسیت‌ها عمومی نسبت به مسائل زیست‌محیطی گشته است.

موضوعی که باعث شد برنامه‌های نمایندگان مجلس در حوضه محیط‌زیست به‌عنوان شاخصی برای انتخاب‌کنندگان و داشتن برنامه‌هایی در حوزه محیط‌زیست به الزامی برای انتخاب شوندگان تبدیل گردد.

پیش‌ازاین دولت تدبیر و امید در آستانه انتخابات ریاست جمهوری با داشتن تیمی از کارشناسان و متخصصین حوزه رسانه و محیط‌زیست برنامه‌ای مدون برای مشکلات و معضلات زیست‌محیطی ارائه کردند؛ و بدون شک بخشی از آرای جذب‌شده برای دولت یازدهم ارتباط مستقیمی با این برنامه‌ها داشته و متأثر از برنامه‌های اعلامی در این زمینه بوده است.

برنامه‌هایی که بخشی مهمی از آن‌ها اجرایی شده و بخشی دیگر امید به اجرای آن است و در برآوردی منصفانه می‌توان گفت که روند مناسب توجه به مقوله محیط‌زیست در دولت یازدهم و اقدامات تأثیرگذار در این زمینه کاملاً قابل‌توجه بوده است.

و البته همین موضوع و تجربه انتخابات ریاست جمهوری سبب گردید، بخشی از شرکت‌کنندگان در انتخابات که به‌عنوان ائتلاف امید وارد عرصه رقابت‌های انتخاباتی شدند به دنبال ارائه برنامه‌هایی در حوزه محیط‌زیست بوده و در دوره تبلیغات انتخاباتی حول محور محیط‌زیست تبلیغات جهت‌داری انجام داده تا اعتماد بخشی از جامعه که محیط‌زیست جزو دغدغه‌هایشان بوده را جلب کنند. موضوعی که گویا، سایر طیف‌های سیاسی تاکنون کمتر به آن توجه داشته‌اند.

از طرفی شرایط ایجادشده در پسابرجام و ایجاد زمینه برای انتقال دانش و فنّاوری‌ها محیط زیستی و دوستدار محیط‌زیست همچنین تبادل تجربیات در این زمینه یکی دیگر از نکاتی است که این برش زمانی را خاص‌تر می‌کند.

اگر بخواهیم ارزیابی از شرایطی که اکنون در آن هستیم داشته باشیم، شاید بتوان گفت که گسترش آگاهی‌های عمومی درزمینه محیط زیست، تغیر نسل و افزایش سواد محیط زیستی مدیران میانی به همراه توسعه مطالبه گری اجتماعی در جهت اجرای قانون اساسی در نزد مردم، همه و همه نشان‌دهنده نیاز به یک تغییر شگرف در مورد محیط زیست است.

مردم امروز نیازمند امید هستند امیدی برای تغییر در وضعیت زیستی این مرزوبوم، این امید تنها به اسامی و فهرست‌ها و جریان‌ها نیست، امید به وجدان‌های بیدار و مستقل است که منافع ملی را بر منافع منطقه‌ای و بومی ترجیح داده و دیدگاهی کلان و آینده‌نگر داشته باشند.

امیدی است بی‌پایان، برای تغییر شرایط موجود و ایجاد آینده‌ای بهتر برای نسل‌های پیش رو، نمایندگان این دوره مجلس شورای اسلامی با توجه به این نکات و استفاده از این شرایط اجتماعی می‌توانند برای همیشه نامی جاوید از خود به یادگار بگذارند.

هرچند فعالیت نمایندگان قابل ارزیابی نیست اما تحلیلگران رسانه‌ای و متخصصان، عملکرد نمایندگان ائتلاف امید را در قرار گرفتن در کمیسیون‌های تخصصی که می‌تواند در حوزه محیط زیست تأثیرگذار باشد را مناسب ندانسته اند. علی‌رغم این عدم قرارگیری در جایگاه‌های تأثیرگذار، راهکار این است که نمایندگان با استفاده از نیروهای مؤثر و رایزنی با افراد کلیدی در کمیسیون‌های تخصصی به دنبال پاسخگویی به اعتماد عمومی و برآورده کردن بخشی از انتظارات و توقعات و خواسته‌های مردم باشند.

از سویی ایجاد یک اقلیت منسجم با دیدگاه‌های مثبت زیست‌محیطی با ابزار تحقیق و تفحص که در اختیار نمایندگان است، راه دیگری است که نمایندگان ملت می توانند در جهت احقاق حقوق زیست محیطی مردم از آن استفاده کنند.

بدون شک این نوع عملکرد و چنین مسیری با اقبال عمومی و حمایت جمعی روبرو خواهد شد و در پی آن قطعا شاهد تغییر در نگرش عمومی نسبت به حوزه محیط زیست خواهیم بود.

امروز نمایندگان باید به‌دوراز فعالیت‌های نمایشی مثل ماسک زدن در مجلس به دنبال استفاده از تمامی ظرفیت‌های قوه مقننه در جهت تغییر رویکرد نسبت به محیط زیست باشند؛ و این امکان‌پذیر نیست مگر با کنار گذاشتن سیاسی‌کاری و داشتن دیدگاه ملی. آری همه ما در این شرایط می‌توانیم امیدوار باشیم که نمایندگان ملت امیدها برای داشتن فردایی بهتر را به هر چیز دیگری ترجیح دهند.

*کارشناس ارشد محیط زیست
منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۳
فرید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۳ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۳
0
0
جالب بود
جلیلوند
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۵۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۳
0
0
مطلب جالبی بود
امیر محمودی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۴۴ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۳
0
0
با سلام
جامع و منطقی
با آرزوی روزگاری بهتر برای ایرانی آباد
موفق باشید استاد
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین