کد خبر: ۳۱۹۵۳
تعداد نظرات: 2 نظر
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۴
تنوع زیستی پایه و اساس حیات در زمین را تشکیل می دهد. زمین، هوا و دریاهای سیاره ما خانه ریزترین حشرات و بزرگترین حیوانات است و این یعنی مجموعه غنی از نیروهای وابسته به هم و مرتبط.
آرش یوسفیزیست بوم/آرش یوسفی*: محیط زیست به عنوان موهبتی الهی، مجموعه ای است از منابع انرژی، مواد بی جان (آب، خاک و هوا) و موجودات جاندار (گیاهان، جانوران و انسان) که این عوامل پیوسته در ارتباط با یکدیگر بوده و در جهت تداوم جهان هستی و بقای حیات لازم و ملزوم یکدیگرند. 
بخش اول، دوم و سوم این مطلب را با عنوان چالش خاک و چالش آلودگی هوا و چالش آب را اینجا بخوانید.

چالش چهارم: نابودی تنوع زیستی

* سهراب سپهری

    من نمی دانم چرا در قفس 
    هیچ کسی کرکس نیست
    گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد 
    چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.
    ... نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد
    نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون
    یادمان باشد کاری نکنیم
    که به قانون زمین بر بخورد

4- نابودی تنوع زیستی
تنوع زیستی پایه و اساس حیات در زمین را تشکیل می دهد. زمین، هوا و دریاهای سیاره ما خانه ریزترین حشرات و بزرگترین حیوانات است و این یعنی مجموعه غنی از نیروهای وابسته به هم و مرتبط.  مفهوم تنوع زیستی به صورت عام به شکل های متنوع حیات روی زمین، همچنین به گوناگونی زیستی این نوع از حیات اشاره دارد. در نگاهی دقیق تر تعداد گونه های گیاهی، جانوری و میکروارگانیسم ها، تنوع شگفت انگیز  ژن ها در این گونه ها، تفاوت بسیار در اکوسیستم های موجود در سطح سیاره زمین از قبیل بیابان ها، جنگل ها، تپه های مرجانی و... همه بخشی از تنوع زیستی زمین هستند. تنوع زیستی که امروز برروی کره زمین داریم از میلیون ها گونه زیستی مشخص تشکیل شده است و این نتیجه چهار میلیارد سال تکامل برروی این کره است. امروزه بر روی کره زمین در حدود دو میلیون گونه موجود زنده شناسایی و نامگذاری شده‌اند که دانشمندان حدس می‌زنند که این رقم تا حدود ده میلیون قابل افزایش باشد. البته بخش عظیم این افزایش متعلق به گروه‌های بی‌مهرگان و به خصوص بندپایان می‌باشد.

تنوع زیستی یعنی گوناگونی حیات بروی زمین، یعنی تمام جانداران، گونه ها، جمعیت ها، تفاوت های ژنی بین آن ها و زیست بوم ها و اجتماعات پیچیده آن ها. تنوع زیستی مجموعه ای از موجودات زنده به شکل های گوناگون است. تنوع زیستی، یک تک سلولی در اعماق اقیانوس و یا یک بوته گوجه فرنگی روی خاک یا یک آهوی زیبا در دشت است. تنوع زیستی، تفاوت در شکل و نوع درختان یک جنگل، جانوران یک بیشه یا ساختمان بدن یک یوزپلنگ است. تنوع زیستی تفاوت در ژن های به وجود آورنده یک گونه با تمام گونه ها است. تنوع زیستی تفاوت رنگ چشم و موهای فرزند با والدین است.
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
معمولا سه سطح از تنوع زیستی مورد بحث قرار می گیرد؛ تنوع زیستی ژن ها، گونه ها  و  زیست بوم ها.

۱- تنوع ژنی یعنی تمام ژن های مختلفی که در تمام گونه های زنده وجود دارند ازجمله گیاهان، حیوانات، قارچ ها و موجودات ذره بینی.
۲- تنوع گونه ها، یعنی تمام گونه های مختلف و تفاوت های بین آن ها.
۳- تنوع زیست بوم ها شامل تمام زیستگاه ها، جوامع زیستی و فرآیندهای بوم شناختی به علاوه تفاوت بین هریک از زیست بوم ها می شود.

اما چرا تنوع زیستی دارای اهمیت است؟ آیا واقعاً اهمیتی دارد؟ اگر این بخش وسیع از انواع گونه ها وجود نداشت چه اتفاقی می افتاد؟ تنوع زیستی عملاً توانایی انواع گونه ها (بدون توجه به کوچکی یا بزرگی آنها) را در جهت افزایش کارایی، مقاومت و سازگار شدن در برابر محیط افزایش می دهد. به عبارت دیگر، تمام این گونه های کوچک و بزرگ دارای یک وظیفه بسیار بزرگ هستند و آن این است که ترکیب عملکرد این گونه ها در مجموع، باعث افزایش توانایی اکوسیستم و افزایش مقاومت در برابر انواع مختلف صدمات و خسارات احتمالی، همچنین بهبود و بازسازی خسارات وارده می شوند. بنابراین تنوع زیستی برای انسان بسیار مهم می باشد زیرا تنوع و افزایش گونه های گیاهی به معنی افزایش محصولات غذایی برای انسان و تنوع و افزایش گونه های جانوری به معنی پایدار بودن محیط زیست در جهت تعادل طبیعت می باشد.

برای نمونه در یک اکوسیستم به دنبال ا افزایش شکار پرندگانی که از ملخ ها تغذیه می کنند، جمعیت ملخ ها به طور بی رویه افزایش می یابد و ملخ ها برای تامین غذا به طور دسته ای به مزارع کشاورزی حمله ور می شوند. این تخریب مزارع حاصل بر هم زدگی تنوع زیستی و تعادل اکوسیستم است.

تنوع زیستی به این مطلب اشاره دارد که ژن ها، گونه ها و زیست بوم ها از یک طرف وابسته به هم و از طرف دیگر در تعامل با محیط زیست هستند. رابطه بین انسان و سایر موجودات چنان به هم پیوند خورده است که نابودی یک گونه می تواند یک گزینه از امکانات زندگی انسان را کاهش دهد. هر چه تنوع زیستی بیشتر باشد، محیط زیست پایدارتر و از شرایط خود تنظیمی بیشتری برخوردار است. بنابراین تنوع زیستی در هر منطقه ای را باید کلید سلامت محیط زیست آن منطقه به حساب آورد.

در حقیقت تنوع زیستی نوعی بیمه طبیعت است در مقابل حوادث بد و ناگوار. تنوع زیستی حکمت مجسم خالق بی همتاست. تنوع زیستی، وجود تمام مخلوقات الهی با نظم ذاتی بر روی کره زمین است. حفظ تنوع زیستی نقش مهمی در رفع نیازهای ضروری انسان دارد. منابع طبیعی هر کشور سرمایه ای ملی به حساب می آید که به نسل حاضر و آینده تعلق دارد. رشد و توسعه ی اقتصادی کشور و خصوصا بخش کشاورزی به منابع طبیعی تجدید شونده مانند جنگلها، مراتع، آب و زمین متکی است. منابع طبیعی تجدید شونده هم به عنوان نهاده در تولید و هم به عنوان ستاده مطرح است. آب، زمین، چوب جنگل، علوفه ی مراتع، آبزیان و شیلات، گیاهان دارویی، صنعتی و تولید اکسیژن، ستاده محسوب می شود. بنابراین برخی از مهمترین ضرورت های حفظ تنوع زیستی و فوائد آن برای انسان عبارت است از:

- تنوع زیستی نشانه های خالق هستی بر روی زمین می باشند تا ما ایمان آورده و شکر گذار پروردگار یکتا باشیم.
- از طریق اکسیژنی که درختان و گیاهان تولید می کنند، ادامه حیات ممکن می شود.
- جذب گاز دی اکسید کربن ناشی از فعالیت های انسانی توسط درختان و گیاهان مانع گرمتر شدن هوای زمین می شود.
- تنوع زیستی خوراک و پوشاک ما را فراهم می کند.
- با حفظ و ترکیب ژن های افراد، تداوم نسل آدمی امکان پذیر می شود.
- از طریق داروهایی که از موجودات زنده تهییه می کنیم، سلامت ما حفظ می شود.
- پوشش گیاهی بر روی زمین باعث حفاظت خاک و مانع بروز سیلاب می گردد. 
- بهره برداری از تنوع زیستی گیاهی و جانوری در قالب کشاورزی، دامداری و... یکی از ارکان پیشرفت و توسعه اقتصادی است.
- بسیاری از مواد مورد نیاز صنایع بطور مستقیم و یا غیر مستقیم از منابع تنوع زیستی به دست می آید.
- بازدید از مناظر و جاذبه های طبیعی نظیر کوهستان، جنگل، سواحل، دریا، دریاچه ها و تالاب ها و... باعث رونق و توسعه گردشگری و کسب درآمد می گردد.
- از طریق گذراندن اوقات فراغت در دامن طبیعت، آسایش روانی و آرامش روحی ما فراهم می شود.
- همواره تنوع زیستی الهام بخش هنر و ادبیات بوده است.
- تنوع زیستی از نیاکان ما به یادگار مانده و بقای آن برای آینده فرزندان ما ضروری است.

 اما چه اتفاقی درحال وقوع است؟ سرعت همیشه چیز خوبی نیست. گونه ها با آهنگی بسیار سریع که در تاریخ حیات بر روی زمین بی سابقه است در حال از بین رفتن هستند و بیشتر این انقراض ها به خاطر فعالیت های انسان هاست. تغییرپذیری و تغییر اقلیم منجر به نابودی       تنوع زیستی می شود. اگر گونه ها و جمعیت ها زمان کافی برای سازگارشدن با تغییر شرایط اقلیمی نداشته باشند ممکن است برای همیشه از       بین بروند. 
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
  بعضی "سازمان های حفاظت از گونه ها” برآورد می کنند که گونه ها با سرعتی حدود "هر ۲۰ دقیقه یک گونه” در حال انقراض هستند. اغلب می گویند که سرعت ازبین رفتن گونه ها امروز ۱۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ برابر بیشتر از سرعت انقراض طبیعی است. متخصصان برآورد کرده اند که اگر ما انسان ها همچنان به همین شیوه زندگی ادامه دهیم هرسال ۰۱/۰ تا ۱/۰ از تمام گونه ها ازبین خواهد رفت. ممکن است این رقم در ظاهر زیاد نباشد اما اگر در نظر بگیرید که ۱۰۰ میلیون گونه مختلف برروی کره زمین وجود دارد آن وقت سالانه حدود ۱۰۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ گونه درحال انقراض هستند. باتوجه به برآوردهایی که صورت گرفته است می دانیم که بیش از یک سوم گونه های شناسایی شده اکنون در خطر انقراض هستند .۱۷۲۹۱ گونه از ۴۷۶۷۷ گونه ای که در لیست قرمز اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت قرار دارند با خطر جدی روبه رو هستند .این لیست نشان می دهد که ۲۱ % از تمام پستانداران شناسایی شده، ۳۰ % از تمام دوزیستان، ۱۲ % از پرندگان، ۲۸% از گیاهان و ۳۵ % از  بی مهرگانی که تاکنون شناسایی شده اند در معرض خطر هستند. 

وضعیت تنوع زیستی در ایران
 ایران عرصه ای بالغ بر حدود یکصد و شصت و پنج میلیون هکتار را از بیست و پنج درجه تا چهل درجه عرض جغرافیایی شمالی در بر می گیرد و در ناحیه ای که سه منطقه اقلیمی شامل اقلیم های مدیترانه ای، خشک آسیای غربی و معتدل نیمه مرطوب و مرطوب کاسپین (خزری) با یکدیگر تلاقی می کنند، واقع شده است. به طوری که کشورمان مکانی برای تلاقی بسیاری از فرهنگ ها و همچنین، اقلیم های متنوع، اراضی، آب ها و تنوع زیستی است به طوری که از ۱۳ اقلیم شناخته شده در جهان ۱۱ نوع آن در ایران وجود دارد. از مجموع کل اراضی ایران، حدود پنجاه و دو و نیم درصد از آن را مراتع، هشت و نیم درصد از آن را جنگل ها و نوزده و نیم درصد از آن را بیابان های مطلقا واجد خاک های شور تشکیل می دهد. به دلیل واقع بودن بیشتر مناطق کشور در ناحیه محیط زیستی خشک، تقریبا    هشتاد و پنج درصد از اراضی کشاورزی آن در نواحی خشک و نیمه خشک قرار گرفته است؛ حدود هشت درصد از عرصه کشور را شهرها، شهرک ها، روستاها، نواحی صنعتی و جاده ها تشکیل داده است.

 حدود یازده درصد از اراضی کشور قابلیت کشت و زرع دارد که چهل و شش درصد از آن را کشاورزی آبی و پنجاه و چهار درصد به صورت دیم بهره برداری می شود. بهره برداری ناپایدار از منابع زیستی، عامل اصلی آسیب رسیدن به تنوع زیستی در ایران بوده؛ حدود شصت الی هفتاد درصد از پسماندهای کارخانجات و مراکز صنعتی، در طبیعت رها می شود؛ همچنین، استفاده از کودهای شیمیایی و آفت کش ها در مزارع بسیار بالاست. فقط حدود دو درصد از محصولات کشاورزی کشور از طریق روش های ارگانیک تولید می شود. راندمان مصرف آب در کشاورزی بسیار پایین است و بیشترین میزان آلودگی آب ها، از  فعالیت های کشاورزی ناشی می شود.

 ویژگی های ناحیه ای و جغرافیایی ایران موجب شده است که میانگین بارندگی سالانه آن کمتر از ۲۴۰ میلیمتر باشد که این میزان، کمتر از یک سوم مقدار بارندگی سالانه کره زمین است. بیش از 3450  رودخانه (شامل رودخانه های فصلی) در کشور وجود دارد که 37 رودخانه اصلی در شش حوزه آبریز واقع شده اند.  ارتفاع از سطح دریا از 26-  متر تا 5770 + متغیر است ولی بیشتر مناطق ایران بیش از 1200 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. توپوگرافی ویژه ایران موجب تشکیل چهار زون فلوریستیک شده که عبارتند از: بیوم بیابان ها و کوهستان های خشک و نیمه خشک ایران و تورانی با مساحت ۳۴۵۲۷۵۵ هکتار، بیوم زاگرسی با مساحت ۴۷۴۹۰۰۰ هکتار، بیوم هیرکانی با مساحت ۲۸۰۰۰۰۰ هکتار و بیوم خلیج و عمانی با مساحت ۲۱۳۰۰۰۰ هکتار. اغلب جنگل های ایران در نواحی هیرکانی، ارسبارانی و زاگرسی قرار گرفته است. بیش از 40 درصد از منابع آب شیرین ایران، از طریق رویشگاه ناحیه زاگرسی تأمین می شود و در تأمین معیشت زاگرس نشینان نقش اساسی دارد. جنگل های باستانی هیرکانی (خزری) و جنگل های ارسباران، یکی از ده نقطه ویژه تنوع زیستی جهان و میراث بین المللی به شمار می روند.

 اقلیم های پیچیده و مختلف، شرایط توپوگرافیک، تشکیلات زمین شناسی و مدیریت انسانی منابع طبیعی منجر به پیدایش تنوع بیولوژیک بی نظیر و متنوعی در کشور شده است. به طوری که در زیست بوم های ایران، بیش از ۸۰۰۰ گونه گیاهی (معادل با کل گونه‌های گیاهی سراسر قاره اروپا)، حدود 1140 گونه جانوری شامل 197 گونه از رده پستانداران (بیش از یک سوم پستانداران ایران را راسته جوندگان با ۶۹ گونه تشکیل می دهد)، 535 گونه پرنده معادل با کل پرندگان قاره اروپا، 180 گونه ماهیان آب های داخلی ایران، 227 گونه از رده خزندگان و 21 گونه از رده دوزیستان شناسایی شده اند. به دلیل گستردگی کشور، تنوع زیست بوم ها و اجزاء تنوع زیستی آن، ایران یکی از مهم ترین کشورها برای حفاظت از تنوع زیستی در خاورمیانه و غرب آسیاست. تنوع زیستگاهی در ایران، شرایط را برای زیستن انواع گستره ای از حیوانات در کشورمان فراهم کرده است.

 تنوع زیست بوم های دریایی و ساحلی در شمال و جنوب کشور، شامل ۲۵ واحد اکولوژیک بوده که در قالب صخره های مرجانی، خلیج ها و جزایر کوچک است. اگر چه اغلب مناطق ایران دارای اقلیم بسیار خشک است، ولی تالاب های کشور دارای اهمیت جهانی هستند. از تعداد 42 نوع تالاب تعریف شده براساس کنوانسیون رامسر (معاهده حفاظت تالاب های جهانی)، همگی به جز یک مورد (تالاب های توندرا)، در ایران وجود دارد.

جمعیت های بزرگ از پرندگان مهاجر، در این تالاب ها زمستان گذرانی می کنند و یا در میسر خود به طرف مناطق زمستان گذرانی شان در قاره آفریقا و شبه قاره هند، در تالاب های ایران مستقر می شوند، کشورمان واجد تنوع وسیعی از اکوسیستم های تالابی است. جزایر خلیج فارس و جزایر شمال کشور مانند آشوراده،  واجد تنوع زیستی کم نظیر در جهان است. به استثنای مناطق بیابانی و اراضی کم ارتفاع، نواحی حاشیه دریای مازندران، خلیج فارس و خلیج عمان، حدود نیمی از عرصه کشور را  کوهستان های مرتفع در بر گرفته است.

با وجود این تنوع وسیع و غنی در کشور، عوامل متعددی مانند رشد جمعیت، بهره برداری ناپایدار از منابع پایه و فعالیت های انسانی مخرب به ویژه در نواحی روستایی، تنوع زیستی کشور را به شدت تهدید می کند. پاک تراشی جنگل ها به منظور توسعه کشاورزی، صدمات وخیمی را به تنوع زیستی وارد کرده است. ورود و استقرار گونه های مهاجم، جمعیت های گیاهان را به طور جدی تضعیف و شکننده کرده و چرای مفرط   دام ها و تولید ذغال، صدمات زیادی را به زیست توده گیاهی وارد کرده است. انحراف مسیرهای آبی و تداوم خشکسالی، در حال خشک کردن تالاب ها و رودخانه هاست که تأثیرات آن بر تنوع زیستی آبی نیز نامشخص است. همچنین شکار بی رویه و تله گذاری در زیستگاه ها، جمعیت گونه های جانوری را کاهش داده و بسیاری از این گونه ها را در فهرست گونه های در معرض خطر قرار داده است. 

هم‌اکنون 10 درصد جمعیت جانوری و 2 درصد گونه گیاهی ایران در فهرست قرمز جهانی (گونه های در معرض خطر انقراض) قرار دارند. آنچه که از گزارشات، اطلاعات و آمارها آشکار شده، آن است که تنوع زیستی در ایران در تمام زیست بوم ها و در کلیه سطوح در حال کاهش است. اغلب مؤلفه ها و شاخص های بوم شناختی در حوزه آب، خاک، هوا و تنوع زیستی با سیر نزولی مواجه شده به طوریکه زیست بوم های طبیعی کشور با بحران ها و تهدیدهای متعددی روبرو شده است. به طوری که بر اساس فهرست قرمز اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN)، در سال 2014 میلادی تعداد 17 گونه پستاندار، 25 گونه پرنده، 16 گونه خزنده، 4 گونه دوزیست و 10 گونه از ماهیان کشور در زمره گونه های در معرض تهدید قرار گرفته اند.
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
بیان این آمار گزارش حکایت از فاجعه جبران‌ناپذیر در زیست بوم ایران دارد. متأسفانه در کشور ما منابع طبیعی تجدید شونده مانند جنگل‌ها و مراتع طی سالیان دراز تنها به عنوان منبع تولید علوفه و چوب و تأمین اراضی مورد نیاز توسعه امور کشاورزی, صنعتی و شهرسازی تلقی شده و نابودی جنگل‌ها و مراتع را موجب شده است.

در نتیجه با از بین رفتن پوشش گیاهی تولید مواد غذایی و ظرفیت‌های نفوذپذیر آب در خاک کاهش یافته و حتی ذخیره‌سازی آب و مخازن سدها به علت فرسایش خاک و انباشتگی مخازن سدها از گل و لای در عمل امکان‌پذیر نخواهد بود عدم توجه به اقلیم خاص کشور مبنی بر تناوب خشکسالی و ترسالی که ویژگی جداناپذیر اکثر نقاط کشور است‏ از سوی مسئولین و عدم توجه به قانون‌مندی‌های طبیعی و اجرای برنامه‌ای غیر خردمندانه در بسترهای طبیعی که حاصل تجربه و فرد جمعی در گذشته‌های دور بوده است, باعث شده که ریشه‌های درختان جنگل‌های کهن قطع و جای آن را نهال‌های ضعیف بگیرد.

 وقتی باغ‌های کهنسال و انبوه قطع و ساختمان جای آن را می‌گیرد, وقتی جاده‌های غیرضروری تعادل آبخیزها (کوهستان‌ها) را به هم می‌زند, وقتی ویلاسازی غیرضروری در دل آبخیزها حتی تا ارتفاعات کوه‌ها که به عنوان بستر محافظ برف و باران محسوب می‌شوند, ساخته می‌شود و وقتی دره‌ها و کانال‌های طبیعی رودخانه‌ها هر روز تنگ‌تر می‌شود و یا به خیابان تبدیل می‌گردند, حاصل آن اتفاقاتی است که نام حوادث غیرمترقبه بر روی آن می‌گذارند نظیر سیل چند باره در تهران و یا سایر شهرستان‌ها که اگر از آن درس گرفته نشود باید منتظر عواقب وخیم‌تری هم باشیم. 

در قسمت پایانی، تهدیدهای وارد شده بر زیست بوم کشور را می‌توان در عنوان‌های زیر دسته‌ بندی نمود:
1- ضعف قوانین و عدم هماهنگی و نظارت کافی در مدیریت منابع طبیعی کشور
2- عدم استفاده صحیح از زمین‌ها و بهره برداری بی رویه از منابع طبیعی
3- ساخت و ساز، احداث جاده‌ها و خطوط انتقال نفت و گاز بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی
4- معضلات اقتصادی و اجتماعی
5- چرای بی‌رویه توسط دامداران
6- تجاوز به حریم جنگل‌ها و مراتع طبیعی و نیز مناطق حفاظت شده
7- عدم توجه به ارزش‌های زیست محیطی و تنوع زیستی
8- افزایش جمعیت و پیامدهای شهرنشینی و صنعتی شدن بدون برنامه مدون و صحیح
9- تغییر کاربری اراضی جنگلی و مرتعی به کشاورزی و یا مناطق مسکونی و صنعتی که باعث بر هم خوردن تعادل اکوسیستم و کاهش و تهدید گونه‌های گیاهی و جانوری می‌شود
10- آتش سوزی جنگل ها و مراتع

4-1  چالش های زیست محیطی تنوع زیستی در ایران
4-1-1 نابودی جنگل ها و مراتع
الف) جنگل ها
     «پروفسور دوپلانول», جغرافی‌دان فرانسوی, ایران باستان را سرزمینی پوشیده از جنگل‌ها و بیشه‌زارها دانسته است. مورخان معتقدند که یکی از مشکلات عبور لشکریان اسکندر مقدونی, وجود جنگل‌های انبوه بوده است. به عنوان مثال از اصفهان تا دزفول چنان پردرخت بوده است که از راه‌های باریکه جنگل دو نفر همراه با هم قادر به عبور نبوده‌اند! «بوبک» جغرافی‌دان آلمانی که نخستین نقشه پوشش گیاهی ایران را در سال 1330 تهیه کرده است, می‌نویسد: "مساحت جنگل‌های ایران در حدود 6/1 مساحت جنگل‌های پیشین است".    

ناحیه‌ های جنگلی ایران را می‌توان به ٥ ناحیه رویشی تقسیم کرد: جنگلهای هیرکانی که در شمال کشور قرار دارند و ٣ استان گیلان، مازندران و گلستان را دربر می‌گیرند. جنگل‌های ناحیه ایران‌تورانی که به صورت پراکنده در فلات مرکزی ایران قرار دارند. ناحیه رویشی ایران‌تورانی با مساحتی حدود ۱/۴‌میلیون هکتار، جزو مناطق خشک و نیمه‌خشک بوده و قسمت عمده فلات مرکزی ایران را دربر گرفته است. منطقه زاگرس که به‌طور عمده جنگلهای بلوط غرب کشور را تشکیل می‌دهند. جنگل‌های مانگرو در ناحیه رویشی خلیج‌فارس و دریای عمان که در مقایسه با نواحی رویشی هیرکانی، ارسبارانی و زاگرس از تنوع گیاهی کمتری برخوردارند و در پایان جنگل‌های ارسباران که متشکل از گونه‌های کمیاب و بسیار باارزش است. جنگلهای ارسباران با مساحتی حدود ۷/۱۴۸‌هزار هکتار در شمال غربی ایران در استان آذربایجان شرقی، شمال غرب استان اردبیل و به‌طور عمده در حوزه آبخیز رودخانه ارس قرار دارند.بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)

امروز ما شاهد ٣٣درصد کاهش سطح جنگل‌های این سرزمین در طی چند دهه می باشیم. تخریب جنگل‌های هیرکانی شمال کشور و زاگرس آن‌قدر زیاد بوده که کل مساحت جنگل‌های ایران از  ١٨میلیون هکتار به        ١٢‌ میلیون برسد. البته در این زمینه آمار متفاوت است به‌عنوان مثال سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) اعلام کرده مساحت کنونی جنگل‌های ایران به ٧‌میلیون هکتار کاهش پیدا کرده اما براساس آمارهای سازمان‌های داخلی جنگل‌های کشور از حدود ١٨‌ میلیون هکتار به ١١‌ میلیون و ٧٥‌ هزار هکتار و سطح جنگل‌های شمال نیز از حدود ٤/٣ به 8/١‌ میلیون هکتار کاهش پیدا کرده است. ایران بین ٥٦ کشور دارای جنگل در جهان، مقام ٤٥  را دارد و سرانه هر ایرانی از جنگل‌های کشور حدود ٢ هکتار است که تقریبا ٦ هکتار کمتر از سرانه جهانی است. بانک جهانی در گزارشی که ‌سال ٢٠٠٥ منتشر کرده، میانگین سالانه نابودی جنگل‌های خزری را ٤٥‌ هزار هکتار، معادل ٤/٢‌ درصد از کل مساحت جنگل‌های این ناحیه و ٣/٠‌درصد از مساحت کل جنگل‌های کشور اعلام    کرده است. 

گزارش بانک جهانی اعلام می‌کند که خسارت ناشی از قطع درختان جنگلی و نابودی جنگل‌های خزری سالانه ٩٠٦‌ میلیون‌دلار آمریکا و ٨/٠‌درصد از تولید ناخالص داخلی است. جنگل‌های شمال کشور که به جنگل‌های هیرکانی معروفند از قدیمی‌ترین منابع گیاهی دنیا شناخته می‌شوند. این جنگل‌ها که بازمانده عصر یخبندان هستند محل رویش گونه‌های بسیار باارزش گیاهی شمرده می‌شوند. تاکنون ۸۰ گونه درختی (به‌طور عمده پهن‌برگ)، چهارگونه سوزنی برگ بومی و ۵۰ گونه درختچه‌ای در این جنگل‌ها شناسایی شده که اغلب آنها از تیپ‌های آمیخته راش، ممرز، بلوط، افرا و توسکا هستند. میانگین سالانه نابودی جنگل‌های خزری در ایران ٤٥‌ هزار هکتار معادل ٤/٢‌ درصد از کل مساحت جنگل‌های این ناحیه و ٣/٠‌درصد از مساحت کل جنگل‌های کشور است. جنگل‌های شمالی ایران که براساس تصاویر ماهواره‌ای طی سال‌های ٥٤-٥٣ حدود ٣میلیون هکتار بوده‌اند در ‌سال ٦٨-٦٧ به حدود ٢‌میلیون و ٤٨٠‌هزار هکتار کاهش یافته و در‌ سال ٨١-٨٠ نیز به ٢‌میلیون و ٥٠‌هزار هکتار رسیده است. طی دوره ١٣٨١-١٣٥٣ بیش از ٢٢‌درصد از مساحت جنگل‌های شمالی کشور کاسته شده است. در حال حاضر وسعت جنگل‌های هیرکانی در شمال کشور در خوشبینانه ترین حالت 8/1 ‌میلیون هکتار است. در این مدت استان‌های گلستان با ٢٧ درصد, گیلان ٢٢‌ درصد و مازندران ٢١‌ درصد با کاهش جنگل روبه‌رو بوده‌اند.

براساس آمارهای دولتی طی سال‌های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰، بیش از ۱,۵‌میلیون مترمکعب چوب از جنگل‌های شمال ایران برداشت شده است. این مقدار را که در کنار آمار برداشت غیرقانونی چوب بگذارید وسعت تخریب چندبرابر می‌شود. قاچاق چوب یکی از عوامل تخریب جنگل است. افزایش جمعیت و فعالیت‌های عمرانی متناسب با این افزایش دلیل عمده دیگری در کاهش وسعت جنگلهای شمال کشور است. رشد روزافزون مناطق مسکونی هرروزه از مساحت جنگل‌های شمال کشور می‌کاهد. خشکاندن مرداب‌ها و آبگیرها، جنگل تراشی به منظور کشاورزی، حضور دام در جنگل، بهره‌برداری مفرط صنایع چوب و کاغذ بدون جایگزینی مناسب و قاچاق چوب نیز از دیگر عوامل و انگیزه‌های از بین رفتن بخش زیادی از جنگل‌های شمال محسوب می‌شود.
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
جنگل‌هاي زاگرس با گستردگي در ۱۱ استان کشور با ۶ ميليون هکتار مساحت، ۴۰‌‌ درصد جنگل‌هاي ايران را تشکيل مي‌دهند که حدود ۷۰‌‌ درصد تيپ گونه‌هاي جنگلي زاگرس را بلوط‌ها شامل می‌شوند. به گزارش خبرگزاری ایسنا مدیرکل آبخیزداری ایلام اظهار کرده که در ٧٠ سال گذشته وسعت جنگل‌های زاگرس از ١٢‌میلیون هکتار به ٦‌ میلیون هکتار کاهش‌یافته و جنگل‌های زاگرس در معرض نابودی هستند. میانگین سالانه تخریب جنگل‌های زاگرس ٥٤‌ هزار هکتار معادل ١/١‌درصد از مساحت جنگل‌های این منطقه و ٤/٠‌درصد از مساحت کل جنگل‌های کشور است. براساس آخرین آمار و بررسی‌های صورت گرفته در استان‌های زاگرس‌نشین کشور بالغ بر یک‌ میلیون و ۴۰۰‌هزار هکتار از سطح جنگل‌های زاگرس تاکنون بر اثر بیماری زوال بلوط خشکیده یا در معرض خشکیدگی است.

به‌نظر می‌رسد به دلیل اقلیم خشکی که این سرزمین دارد و با افزایش خشکسالی در چند‌سال اخیر خشکیدگی یکی از عوامل اصلی نابودی جنگلهای بلوط زاگرس است. بیماری زوال بلوط در این منطقه بیداد می‌کند. بیماری زوال بلوط در استان لرستان به تنهایی باعث خشک‌شدن ٥٦٠ هزار هکتار یعنی ۵۰‌ درصد جنگل‌های این استان شده است. در کنار این عامل، بیماری زغالی ناشی از یک قارچ و آفت سوسک چوبخوار میزان خسارت جنگل‌های زاگرس را تشدیده کرده است. چرای بیش از حد دام، زراعت در زیر اشکوب توده‌های جنگلی، تأمین سوخت و مصارف روستایی و معدن کاوی از دیگر عوامل تهدید فون و فلور جنگل‌های زاگرس به شمار می‌روند.

سالانه ٢٧‌ هزار هکتار از جنگل‌های «ایرانی – تورانی» معادل ٨/٠‌درصد از کل مساحت جنگل‌های این منطقه و ٢/٠‌درصد از کل مساحت جنگل‌های کشور نابود می‌شوند. عوامل تخریب آن مانند جنگل‌های زاگرس است.     در کنار همه این عوامل، آتش‌سوزی را هم باید در تخریب گسترده جنگلهای ایران افزود. براساس گزارش فائو مناطق جنگلي جهان با سرعتي نگران‌كننده در حال نابودي هستند و آتش‌سوزي يكي از مهمترين علل نابودي جنگل‌ها در سطح جهان محسوب مي‌شود. در ميان كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا از نظر ميزان نابودي مناطق جنگلي در اثر آتش‌سوزي، ايران در رتبه چهارم قرار دارد. سالانه در ایران نزدیک ٧‌ هزار هکتار از مناطق جنگلی در اثر آتش‌سوزی از بین می‌رود.

 اين رقم معادل ٠٦/٠‌درصد كل مناطق جنگلي ايران است. مسئولان سازمان جنگل‌ها می‌گویند در یک دهه گذشته بیش از ۱۴‌هزار فقره آتش‌سوزی در جنگل‌های ایران رخ داده که در مجموع به ۱۵۰ هزار هکتار از سطح عرصه‌های طبیعی کشور خسارت وارد کرده است. سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور چندی پیش درباره دلایل وقوع حریق در مراتع و جنگل های کشور اظهارداشت: علت بیش از 80 درصد این حریق ها عامل انسانی است که اطلاع رسانی در این باره موجب کاهش آن خواهد شد. این آمار از افزایش ۲۰ درصدی تعداد آتش سوزی در جنگل ها و مراتع کشور طی 3 ماه نخست امسال نسبت به مدت مشابه در سال گذشته خبر داده و تصریح می کند: مهمترین دلایل حریق در جنگل ها و مراتع کشور، افزایش دماست، چرا که هر یک درجه افزایش دما ۱۷ درصد نیاز آبی را افزایش می دهد که این موضوع با توجه به شرایط اقلیمی خشک و نیمه خشک کشور، وضعیت را حساس تر می کند.بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)

وضعیت جنگل‌های ایران خیلی خوب نیست. به گفته رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور طی دهه اخیر جنگل‌های ایران با کاهش ١٤هزار هکتاری مواجه شده است. یعنی طی ١٠‌سال از هر ‌هزار هکتار یک هکتار کاهش سطح در کل وسعت جنگلها وجود داشت. با این روند آینده خوبی نمی‌توان برای جنگلهای ایران تصور کرد. کارشناسان «فائو» می‌گویند اگر سطح جنگل‌های یک کشور از ٢٥‌درصد خاک آن کشور کمتر شود، آن کشور از نظر وضع محیط‌زیست انسانی در وضع بحرانی قرار دارد. این در شرایطی است که سطح پوشش جنگل و مرتع در ایران ٧/٥‌ درصد از مساحت کشور است. این یعنی یک بحران انسانی و محیط‌ زیستی عظیم در کشوری که بیش از هر زمان دیگری جنگل‌ها و منابع طبیعی‌اش در معرض تهدید است.

اهمیت جنگل‌ها و ویژگی آن‌ها برای ما:
• کنترل آب‌های سطحی (سیلاب ها) و تغذیه آب‌های زیرزمینی
اراضی جنگلی به دلیل ریشه دواندن گیاهان و درختان و فعالیت‌های میکروارگانیسم‌های موجود در جنگل‌ها موجب نفوذ بارش در خاک و ذخیره آن می‌شود و به طوری که هر هکتار جنگل قادر به ذخیره‌سازی 500 تا 2000 متر مکعب آب است. زمان نفوذ یک لیتر آب در جنگل حدود 7 دقیقه ودر اراضی کشاورزی 46 دقیقه است. در مناطق غیرجنگلی این زمان حدود 4 ساعت می‌باشد. به عبارتی توان نفوذپذیری بارش‌ها در خاک‌های جنگلی 40 برابر بیشتر از اراضی غیرجنگلی است. درختان با حفظ آب و جلوگیری از جاری شدن آن در سطح خاک باعث تسهیل نفوذ آب در خاک شده و نقش مؤثری در تشکیل سفره‌های زیرزمینی ایفا می‌کنند. با قطع درختان و نابودی جنگل‌ها و تخریب پوشش گیاهی قدرت حفظ و ذخیره‌سازی آب در خاک کاهش می‌یابد. و چون درختان جنگلی ایران از نوع پهن برگ‌اند و از آنجا که درختان پهن برگ زمان زیادی را برای رشد احتیاج دارند لذا جنگل‌های ایران زمان بیشتری را برای احیاء مناطق از بین رفته نیاز دارند. بر همين باور يکي از علل مؤثر وقوع سيل در ايران تخريب جنگل ها و مراتع قلمداد مي شود و بسياري از متخصصين و کارشناسان اجرايي تخريب پوشش گياهي و منابع جنگلي را در روند افزايش سيل خيزي و خسارات ناشي از آن در چند دهه اخیر در کشور را امري انکارناپذير مي دانند. در تحقیقی که در حوضه شفارود استان گیلان به منظور اثر بهره برداری جنگل در سیل خیزی حوضه در دو دوره قبل و بعد از بهره برداری انجام شده است نتایج گویای تأثیر مستقیم تعداد و حجم درختان بهره برداری شده در دبی های پیک و رژیم آبدهی حوضه بوده است.

• نقش جنگل‌ها در مبارزه با آلودگی هوا
درختان در جلوگیری و کاهش آلودگی هوا نقش اساسی دارند. هر هکتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب می‌دهند. این موضوع برای مناطق بیابانی و شهرهایی که مورد تهاجم شن‌های روان قرار می‌گیرند, بسیار حایز اهمیت است.

• تأثیر جنگل‌ها در مبارزه با فرسایش و حفظ و تولید خاک
جنگل به کمک شاخ و برگ درختان از سرعت باد می‌کاهد و با ریشه گیاهان خاک را حفظ می‌کند و مانع از ایجا فرسایش می‌شود. به همین علت داخل جنگل هوای آن کمتر تبخیر می‌شود و خطر خشک شدن خاک که از شرایط مهم آغاز فرسایش است از بین می‌رود.

• تأثیر جنگل‌ها در تلطیف هوا و تعدیل آب و هوای یک منطقه
جنگل‌ها آلودگی‌های زیست محیطی در هوا را جذب کرده و گاز اکسیژن را که یک ماده حیاتی است, پس می‌دهند. درختان سبب تولید اکسیژن و کاهش درجه حرارت زمین و افزایش رطوبت هوا می‌شوند. هر هکتار جنگل سالانه 5/2 تن اکسیژن تولید می‌کند.

• نقش اقتصادی جنگل
به لحاظ اقتصادی در آمد جنگل به دو صورت ملموس و غیرملموس بررسی شده است. در شرايطي كه سرانه جنگل در ايران يك سوم متوسط جهاني است اين كشور تقريبا تمامي چوب مورد نياز خود را از داخل تامين مي كند. فائو ميزان توليد چوب در ايران را نزديك به 900 هزار متر مكعب و ميزان واردات اين محصول را 84 هزار متر مكعب در سال برآورد كرده است كه بدين ترتيب حجم واردات چوب در مقايسه با توليد اين محصول رقم ناچيزي است و همچنین جنگلها بستری برای تولید مواد دارویی و صنعتی در کشور محسوب می‌شوند. باید دانست که جنگل به عنوان منبع تولید چوب و سلولزیکی از منابع مهم اقتصادی کشورها محسوب می‌شود. و چون جزء منابع طبیعی تجزیه شونده است هموار پایدار بوده و برخلاف نفت و معادن با بهره‌برداری درست، پایان‌ناپذیر نیز هست. و در نهایت اهمیت جنگل به عنوان تفرجگاه برای انسان می باشد.
بيش از نيمي از مساحت كشور ايران را مراتع تشكيل مي دهد. مرتع به عنوان بستر تحولات اقتصادي و اجتماعي ايلات و عشاير ايران از اهميت ويژه اي برخوردار است. زيرا منبع توليد گوشت، لبنيات، پشم و ساير فرآورده هاي دامي است. همچنين بخشي از گياهان صنعتي و دارويي از اين منبع خدادادي به دست مي آيد. اما متاسفانه بسياري از مراتع كشور به علت تخريب بیش از حد با بحراني عميق مواجه شده اند و ادامه ی اين روند كشور ما را با مشكلات بسياري مانند: سيل هاي مخرب، كم آبی، طوفان، شنهاي روان، آلودگي محيط زيست، خشكسالي و قطحي رو به رو خواهد كرد.

ب) مراتع
براساس آخرين مطالعات انجام شده درسال 1385 وسعت مراتع كشور 7/84 ميليون هكتار اعلام شده است که در حدود نیمی از وسعت کشور را در بر می گیرد. سطح مراتع كشور در قبل از انقلاب 90 ميليون هكتار شامل 14 ميليون هكتار(55/15 درصد) با پوشش گياهي خوب،60 ميليون هكتار مرتع باپوشش گياهي متوسط تا فقير   (67/66 درصد) و16 ميليون هكتار مرتع باپوشش گياهي فقيروخيلي فقير (78/17 درصد) اعلام شده است. درسال 1385 مساحت مراتع متراكم 18/7 ميليون هكتار (5/8 درصد)، مراتع نيمه متراكم 4/21 ميليون هكتار(3/25 درصد) و مراتع كم تراكم 15/56 ميليون هكتار (2/66 درصد) است. باتوجه به مراتب اعلام شده فوق،تنزل وضعيت وكيفيت مراتع كشوركه براثرعواملي نظير فشار جمعيت بهره بردار، فشار جمعيت دام متكي به مرتع، تغييركاربري مرتع به ديگر كاربري ها بويژه كشاورزي، توسعه شهري وساير واگذاري وتوجه كافي نداشتن به سياست گذاري ها وتخصيص منابع، ايجاد شده، روند نزولي و سير قهقرايي (كمي وكيفي) پوشش گياهي مراتع را در پي داشته است. 

بنابر نظر هاینس در ایران قسمت اعظم علوفه ی دامی (88درصد) بخصوص علوفه ی مورد نیاز گوسفند و بز از مراتع تأمین می گردد. 

مراتع علاوه بر ارزشی که در تولید و تأمین علوفه دارند، از سایر جهات نیز دارای اهمیت اند.یک ارزیابی نشان می دهد که ارزش یک هکتار مرتع در سال معادل 232 دلار است که 25 درصد این میزان مربوط به تولید علوفه و 75 درصد آن مربوط به ارزش  های زیست محیطی است.
به عبارت دیگر ارزش اقتصادی مراتع چهار برابر تولید (7/10 میلیون تن) علوفه ای است که سالانه از مراتع بدست می آید. در نگاه اول به نظر مي رسد كه مهمترين مورد استفاده از گياهان مرتعي همان چراي دام و استفاده علوفه اي است ولي بسياري از گياهان موجود در مراتع داراي ويژگي هايي هستند كه مي توان از آنها به گونه هاي ديگري به غير از مصرف علوفه ی دام نيز بهره برداري كرد. بر اين اساس، گياهان مرتعي را به جز استفاده ی علوفه اي دام به گياهان دارويي، گياهان صنعتي، گياهان خوراكي و گياهان سمي مي توان دسته بندي كرد :
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
گياهان داروئي
گونه هاي زيادي از خانواده هاي مختلف گياهان از جمله گندميان، مركبان، بادمجانيان، ‌پروانه آسايان، اسفناجيان، نعناعيان، گاوزبانيان، فرفيونيان و ... يافت مي شوند كه داراي خواص درماني هستند و مي توانند در تهيه ی داروهاي مختلف مؤثر باشند. به علاوه تعدادي از گياهان نيز اثر دفع حشرات و از بين بردن انگل هاي پوستي و غيره را در انسان و دام دارند و بدين گونه در پزشكي و دامپزشكي كاربرد دارند. به عنوان مثال     مي توان به گياهاني مانند آويشن و بومادران كه براي عام بيشتر شناخته شده هستند، اشاره كرد. به طوري كه آويشن از خانواده ی نعناعيان به عنوان بادشكن، تقويت معده، ‌خلط آور و ضد تشنج و بسياري موارد ديگر استفاده مي شود و بومادران از خانواده مركبان به عنوان دارويي براي بند آوردن خون و درمان خونريزي، در دامپزشكي از جوشانده غليظ آن براي رفع خون در ادرار و رفع جرب گوسفندان مي توان استفاده كرد. 

گياهان صنعتي
گياهاني همچون گون كه صمغي به نام كتيرا از آن استخراج مي گردد و در صنايع داروسازي، بهداشتي و نساجي مصرف مي شود. گياهي همچون كما از خانواده ی چتريان كه از آن صمغ آن قوزه به دست مي آيد و گياهي مانند باريجه گياهي است از خانواده چتريان و از آن صمغي به نام باريجه به دست مي آيد كه مصرف صنعتي دارد. 

گياهان خوراكي
در بين گياهان مرتعي تعدادي يافت مي شوند كه براي انسان مصرف خوراكي دارند كه از آن جمله: ريواس، والك، شنگ، ترشك، كنگر، سلمه، گونه هايي از قارچها، درختچه ی زرشك و درختچه ی گز كه از آن گز انگبين گرفته مي شود و گياهي همچون زيره و پونه كه مصرف ادويه اي دارند. 

گياهان سمي
تعدادي از گياهان وجود دارند كه خوردن آنها در دام ايجاد مسموميت مي كند. خوش خوراكي اين گياهان كمتر از گياهان علوفه اي است كه از آن جمله مي توان شوكران، آبي، زبان در قفا، آلاله تلخ و شقايق نعماني را نام برد. 
اعمال و بهره برداري بي رويه ی انسان از مراتع در اغلب موارد، تأثير زیادي در تخريب و نابودي پوشش گياهي داشته است و دخالت هاي نامناسب انسان سبب شده كه عوامل مساعد طبيعي نيز نتواند مفيد واقع شوند. از اين رو تأثير انسان در نابودي مراتع عمده ترين مسئله است و بايد راه حل هاي مناسب و اقدامات مفيد و مؤثر و عملي تر براي جلوگيري از تخريب و نابودي بيشتر مراتع، ارائه گردد. 

انسان ها به طرق مختلف در تخريب مراتع دخالت دارند از جمله :

1-بهره برداري نامناسب مستقيم
انسان به طور مستقيم به طرق مختلف موجب تخريب مراتع شده و مي شود :
الف - تعدد جمعيت بهره بردار مرتعي.
ب - شخم مراتع جهت کشت زراعتهای دیم كم بازده و تبدیل آن برای سایر مصارف. 
ج - بوته کنی جهت سوخت. 
د –بهره برداري بيش از حد گياهان مرتعي به منظور مصارف دارويي و صنعتي. 
ه - مشاعي بودن ( غير قابل تفكيك بودن آنها با ساير اراضي ) عرصه ی مرتع مورد بهره برداري و در نتيجه غير اقتصادي بودن واحد هاي بهره برداري. 
و - فقر مالي و عدم توان سرمايه گذاري بهره برداران در اصلاح و احيای مراتع.
2- بهره برداري نامناسب غير مستقيم 
دامداران با چراندن بي رويه ی دام هاي خود در مراتع باعث تخريب عمده ی مراتع مي شوند.  منظور از چرای بی رویه، چراي بي موقع      (زود هنگام)، چراي ببيش از اندازه و چراي طولاني مدت (خروج دير هنگام) يك مرتع است.
بنابراين انسان ها به طور غیرمستقيم از راه هاي زير موجب تخريب مراتع مي گردند :
الف - چرای بی موقع (چرای پیش رس). 
ب - عدم تعادل بین تعداد دام و ظرفیت تولیدی مراتع. 
ج - چرای مفرط (چرای بیش از ظرفیت مراتع) از طرق تعداد دام زياد يا چراي طولاني مدت يك مرتع.
ه - تخریب مراتع در اثر حرکت تعداد زیاد دام در مسیر چرا. 
و - هماهنگ نبودن انواع دام مصرف كننده با نوع مرتع ( مثلا ً گاو بايد از اراضي كه پوشش غالب آن علفی هستند استفده كند). 

4-1-2  نابودی و خشک شدن تالاب ها
 تعاریف و تعابیر مختلفی از اصطلاح تالاب در جهان رایج شده که متداول ترین آنها تعریف کنوانسیون جهانی حفاظت از تالاب ها است:‌
"تالاب مناطقی است شامل مرداب، باتلاق، لجن زار یا آبگیرهای طبیعی و مصنوعی اعم از دائمی یا موقت که در آن آ بهای شور یا شیرین به صورت راکد یا جاری یافت می شود، همچنین شامل آبگیرهای دریایی که عمق آنها در پائین ترین حد جزر از شش متر تجاوز نکند."
- تالاب ها ارزش ها و خدمات زیادی را ارائه می دهند که نمونه وار به تعدادی از آنها اشاره می شود:
- تالاب ها حافظ تنوع زیستی و ذخایر ژنی وابسته به خود هستند. لازم به ذکر است که بیشترین تنوع حیات و بیشترین تولید ماده زنده در واحد سطح در تالاب ها صورت می گیرد.
- تالاب ها تامین کننده شکار و صید برای مردم بومی هستند.
- تالاب ها یکی از جذاب ترین و بکرترین محیط های طبیعی گردشگری، زیبایی‌شنایی و میراث‌ فرهنگی هستند.
- مردم بومی اطراف تالاب نیاز به چوب و علوفه را از تالاب تامین می کنند.
- تالاب ها کنترل کننده سیلاب های ویرانگر و رسوب رودخانه‌ها هستند.
- آنها تنظیم کننده اقلیم محلی بوده و به عنوان تلطیف کننده هوا و بادشکن عمل می کنند.
- تالاب ها منبع تامین آب برای کشاورزی و شرب هستند.
- بسیاری از مواد زائد و بار آلودگی بیولوژیکی و شیمیایی آب های سطحی توسط تالاب ها تثبیت و غیر فعال می شوند. 
- برخی از تالاب ها مسیر حمل و نقل های آبی هستند.
- تالاب ها تامین گیاهان دارویی،‌ غذایی و صنعتی برای بشر هستند.
- صنایع دستی تالابی منبع درآمد پایدار برای بومیان و جوامع محلی است.

ارزش اقتصادی تالاب‌ها نسبت به زمین‌های زراعی 200 برابری و نسبت به جنگل‌ها 10 برابر است. بر اساس مطالعات بانک جهانی که در سال 2002 میلادی در ایران انجام شده، هزینه خسارت ناشی از تخریب تالاب ها برابر با 350 میلیون دلار آمریکا (معادل 2800 میلیارد ریال) بوده است.  وابستگی 76 درصدی پرندگان بومی و مهاجر به تالاب‌ها، موضوعی است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت، زیرا که جوجه‌درآوری 63 درصد از پرندگان و زمستان گذرانی 77 درصد آنها در تالاب‌ها صورت می‌گیرد و بنابراین، این اکوسیستم‌های طبیعی در ادامه حیات پرندگان نقش بسزایی دارند. همه ساله تالاب‌های کشورمان میزبان یک تا دو میلیون پرنده‌کنار آبزی‌مهاجر هستند. افزون بر پرندگان، تالاب‌ها بیشترین تنوع زیستی را به خود اختصاص داده‌اند به طوری که 15 تا 20 درصد تنوع زیستی هر کشور متعلق به تالاب‌هاست.

اما تالاب‌های ایران با توجه به اینکه کشور ما روی کمربند خشک و نیمه ‌خشک قرار گرفته، از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند زیرا که به عنوان تالاب‌های آب شیرین، از 500 گونه پرنده کشور، 200 گونه را در خود جای می‌دهند. در حال حاضر، 270 تالاب مهم در کشور وجود دارد که مهم‌ترین و تنها‌ترین اقامتگاه مهاجرتی پاییزی، بهاری و خصوصاً زمستان‌‌گذرانی برای چند صدگونه پرنده آبزی محسوب می‌شوند. 

بزرگ ترین تالاب ایران دریاچه ارومیه با وسعت 483000 هکتار و کوچک ترین آن تالاب قوری گل با وسعت 120 هکتار است. بنا به گفته معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست کشور، "40 تالاب بزرگ کشور خشک شده و یا در آستانه خشک شدن قرار دارد. دریاچه ارومیه در استان آذربایجان غربی 90 درصد، گاوخونی استان اصفهان 90 درصد، پریشان در شهرستان کازرون در استان فارس 80 تا 90 درصد و مهارلو در استان فارس و هامون در استان سیستان و بلوچستان 100 درصد خشک شده‌اند.  همچنین تالاب های چغاخور و گندمان در استان چهارمحال بختیاری و ولشت در منطقه کلاردشت در استان مازندران نیز حدود 40 تا 50 درصد خشک شده‌اند". برخی تالاب‌های کشور فصلی هستند و به طور طبیعی در تابستان طی مدت یک تا دو ماه خشک می‌شوند. به عنوان مثال تالاب بختگان فصلی است و در تابستان حدود 70 درصد آب آن خشک می‌شد اما امروزه مساله مهم طولانی شدن مدت زمان و شدت خشکی تالاب‌های فصلی است که از یک تا دو ماه به بیش از نیمی از سال و حتی در مواردی تقریبا به تمام ماه های سال افزایش یافته است.
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
جالب اینکه، قدیمی‌ترین معاهده بین‌المللی با تاکید بر حفاظت از طبیعت جهان «کنوانسیون رامسر» نام دارد. در دوم ماه فوریه 1971 میلادی (13 بهمن ماه 1349 خورشیدی) این معاهده در شهر رامسر ایران منعقد و «رامسر» نام گرفت و در سال 1975 میلادی جنبه قانونی پیدا کرد و 158 کشور عضو خود را ملزم به حفظ و تعیین تالاب‌ها با اهمیت بین‌المللی نمود. کشور ایران یکی از قدیمی ترین اعضا کنوانسیون است و تاکنون 35 تالاب با اهمیت جهانی خود را در قالب 24 عنوان و مجموع مساحت حدود 5/1 میلیون هکتار به کنوانسیون معرفی و در فهرست تالاب های با اهمیت جهانی به ثبت رسانده است. حال با توجه به این سابقه درخشان، متاسفانه بسیاری از تالاب‌های ایران- کشوری که مهد قانون‌گذاری بین‌المللی حفاظت از تالاب‌ها بوده- نابود شده یا در حال نابودی هستند. در حال حاضر تالاب های کشور از برخی مشکلات و  تنش های محیطی رنج می برند و در برخی موارد حتی کارکردهای اصلی آنها که حمایت از تنوع زیستی هست نیز خدشه دار می شود.این مشکلات خسارات بزرگ مادی و معنوی به کشور وارد می کند.

 عمده ترین تهدیدات تالاب ها در حال حاضر عبارتند از:
1. تغییرات اقلیمی و تداوم خشکسالی
2. کاهش آب ورودی به تالاب ها از منابع آب بالا دست (عدم تامین حقابه زیست محیطی تالاب ها) به دلیل ایجاد سدهای متعدد 
3. اجرای طرح های توسعه ای و زیر بنایی بزرگ مثل راهسازی، پتروشیمی، پالایشگاه، فرودگاه، خطوط انتقال نیرو و ...
4. ورود انواع آلاینده های بیولوژیکی، شیمیایی و فیزیکی گسیل شده از مزارع کشاورزی، شهرها و آبادی ها و صنایع و رسوبات ناشی از فرسایش خاک بالادست
5. شکار و صید غیر مجاز و بی رویه و برداشت علوفه و سایر محصولات تالابی، بیش از حد توان تجدید پذیری تالاب
6. تغییر کاربری اراضی تالابی برای امور کشاورزی و غیره
7. نواقص و کمبودهای قانون

4-1-3  تجاوز به حریم مناطق حفاظت شده و چشم اندازهای طبیعی
چشم اندازهای زیبا و مناطق خوش منظر و طبیعت بکر، بیش از دیگر نقاط در معرض خطر تصرف اراضی ملی قرار دارد و آماج طمع افراد سودجو و زمین خواران می باشند. به همین منظور و برای حفاظت از تنوع زیستی موجود، نمونه هایی شاخص از طبیعت و زیستگاه های کشور در  چهار  گروه انتخاب و توسط سازمان حفاظت محیط زیست، حفاظت می شوند. مناطق چهارگانه مذکور عبارتند از :
1. پارک ملی، چشم‌اندازهای طبیعی داراری اهمیت ملی و جهانی (29 پارک ملی)
2. اثر طبیعی ملی، پدیده‌ها یا مجموعه‌های گیاهی جانوری کم‌نظیر (37 اثر طبیعی ملی)
3. پناهگاه حیات وحش، زیستگاه‌های نمونه جانوران وحشی (44 پناهگاه)
4. منطقه حفاظت‌شده، اراضی ویژه زیست محیطی (168 منطقه حفاظت‌شده)
همچنین منطقه شکارممنوع برای ترمیم جمعیت جانوری اختصاص داده می‌شود. (۱۵۳ منطقه شکارممنوع)

اگرچه فعالیت هایی برای جلوگیری از تخریب تنوع زیستی و احیاء منابع طبیعی آسیب دیده صورت گرفته است، ولی عوامل مختلفی مانند وقوع دوره های خشکسالی طولانی و مکرر و بهره برداری بی رویه از منابع آبی، خاک و پوشش گیاهی، زوال تنوع زیستی در کشور را شدت بخشیده است. برای درک شرایط موجود بد نیست به این مثال ها توجه کنیم: شکار بی رویه به عنوان اولین عامل، ۹۱ درصد مناطق تحت حفاظت ما را تهدید می کند، ۸۲ درصد از مناطق حفاظت شده کشور با چرای بی رویه، ۷۹ درصد با تبدیل اراضی و بوته کنی، ۵۵ درصد با قطع اشجار روبه رو هستند و در بیش از نیمی از مناطق حفاظت شده عملیات جاده سازی انجام شده است.
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
برخی مثال های موردی و نمونه وار از روند فعالیت هایی که منجر به تخریب اکوسیستم های ارزشمند تحت حفاظت کشور گردیده است :
- احداث شهرک صدرا در اراضی پارک ملی بمو در حاشیه شهر شیراز.
- ساخت و ساز و احداث جاده و  بزرگراه در اراضی پارک ملی خجیر و سرخه حصار در شرق تهران.
- خشک شدن دریاچه های طشک و بختگان تحت تأثیر احداث سدهای درودزن، سیوند و ملاصدرا در استان فارس.
- پارک ملی ارومیه، تحت تأثیر احداث جاده میانگذر، احداث سدهای متعدد بر روی رودخانه های ورودی به دریاچه و نیز حفر چاه های غیرمجاز و رشد بی رویه اراضی کشاورزی در پیرامون آن دچار وضعیت بحرانی کنونی شده است.
- تعریض جاده میانگذر پارک ملی گلستان.
- احداث جاده کنارگذر بندر انزلی از میان تالاب بین المللی انزلی.
- احداث جاده در جنگل ابر شاهرود.
- راهسازی، زهکشی، خاکبرداری و عملیات اکتشاف نفت در تالاب ارزشمند هورالعظیم در خوزستان.
- احداث بندر آزاد امیرآباد در اراضی تالاب بین المللی و ذخیره گاه زیستکره میانکاله در استان های مازندران و گلستان.
- تخلیه فاضلاب کشت و صنعت نیشکر در تالاب بین المللی شادگان در خوزستان.
- واگذاری 270 هکتار از اراضی پارک ملی کلاه قاضی در استان اصفهان به شهر بهارستان.
- اکتشاف نفت در پارک های ملی نایبندان در بوشهر و کویر در سمنان.
- عبور خط لوله نفت و گاز از پارک های ملی بمو، خجیر و سرخه حصار، تنگ صیاد و منطقه حفاظت شده دنا.
- انجام فعالیت های معدن کاوی و یا بهره برداری معادن در مناطق حفاظت شده کشور نظیر  بهرام گور در فارس، بحر آسمان و رمون در کرمان، سرخ آباد و انگوران در زنجان، ارسباران در آذربایجان شرقی، چاه‌کوچه، کوه شیر، زریاب و...
- ایجاد مراکز نظامی و نیز انجام تمرینات و مانورهای نظامی در داخل مناطق حفاظت شده کشور.
- هجوم زمین خواران به حریم اراضی مناطق حفاظت شده حاشیه شهرهای مختلف کشور.
و ده ها و یا به درستی صدها مورد مشابه دیگر در نقاط مختلف کشور !!!!
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
4-1-4 تخریب کوهستان
    امروزه کوهستان ها یکی از سیستم های اکولوژیکی حساس محسوب می شوند که بر اثر فعالیت های انسانی در معرض آسیب می باشند. رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولان و دست اندرکاران محیط زیست و منابع طبیعی، پدیده زمین خواری و اخیراً «کوه خواری» و «ساخت و ساز در ارتفاعات» را مسئله ای رنج آور و اسف بار دانستند. چرای دام، ساخت و ساز، معدن کاوی، جاده سازی، گردشگری ناسالم، چیدن گل ها و گیاهان، نوشتن یادگاری، انباشت زباله و ... از جمله مهمترین عوامل تهدید و تخریب محیط زیست کوهستان ها در کشور هستند که در زیر به آن می پردازیم :

چرای بی رویه و خارج از فصل دام:  چرای دام از چند جهت به کوهستان های ایران لطمه وارد می کند؛ اول چرای مفرط، یعنی تعداد دامی که در کوهستان ها و نقاط شیب دار کشور به چرا می پردازد با شرایط محیطی موجود منطبق نیست. دوم چرای خارج از فصل که به دو بخش چرای زودرس و دیررس تقسیم می شود. منظور از چرای زودرس آن است که وقتی هنوز در ابتدای فصل بهار و آخر زمستان، علوفه قابل استفاده برای دام وجود ندارد و تقریباً هیچ یک از گیاهان علفی گل نداده اند، دام وارد علفزار می شود. چرای زودرس به علت سطح محدود گیاهان، تنها می تواند تعداد کمی دام را تعلیف نماید. همچنین در این زمان، خاک هنوز در مناطق کوهستانی خیس است که ورود دام سبب کوبیده شدن و تخریب آن می شود. در چرای دیررس، گیاه در مرحله خزان کردن بوده و باید فرصت داشته باشد تا مکانیسم زرد شدن برگ های آن کامل شود، به این معنی که برگ مواد غذایی خود را به شاخه انتقال داده و سپس با چوب پنبه ای شدن دمبرگ، از شاخه جدا شود. بنابراین چرای دام در این هنگام نیز نامناسب است.

تبدیل مراتع به دیمزارهای کم‌بازده:  در شیب های بیش از 10 درصد، شخم زدن و کشت دیم به صلاح نیست، که متاسفانه هنوز در برخی از نقاط کشور حتی در اراضی با شیب صد در صد یعنی 45 درجه نیز شخم زدن با روش های سنتی و در جهت شیب مشاهده می شود. در این نوع شخم زدن معمولاً زمین در جهتی شخم زده می شود که دقیقاً در راستای شیب است و با هر بارش، خاک به راحتی در معرض فرسایش قرار می گیرد. این دیمزارها اگرچه شیب زیادی دارند اما چون هزاران سال آیش بوده اند با وجود آن که تناسبی با کشت دیم ندارند در سال اول، محصول به نسبت خوبی می دهند اما در سال های بعد، به تدریج از حاصلخیزی خاک کاسته شده و تمام ارزش طبیعی خود را از دست می دهد.

کوه های نواحی غربی، شمال غربی و شمال شرقی کشور در معرض این نوع تخریب قرار دارند. در این نواحی، مقدار بارش به حدود 400 میلیمتر و یا حتی بیشتر در سال می رسد و دیم کاری غلات سبب شده است که جنگل های کوهستانی همچون جنگل های بلوط زاگرس در   معرض تخریب شدید قرار گیرند. بدین ترتیب این جنگل ها محکوم به فنا بوده و آینده ای ندارند.

جاده‌سازی و توسعه بی ضابطه:  جاده سازی بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی، به یکی از عمده ترین عوامل تخریب کوه های ایران تبدیل شده است. جاده‌کشی برای عبور دکل‌های برق و لوله‌های نفت و گاز، احداث کانال، سدسازی و... تقریباً تمام مناطق کوهستانی را تحت تأثیر قرار داده است و کمتر کوهی را در کشور می‌توان یافت که در آن جاده‌اى احداث نشده باشد. در حالی که احداث راه یک عامل توسعه بوده و به خودی خود مخرب نیست اما عدم رعایت نکات مرتبط با آن سبب تشدید عوامل تخریب می شود. در جاده سازی ابتدا باید ضرورت ایجاد جاده از دیدگاه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و به خصوص حساسیت های زیست محیطی و اکولوژیکی منطقه بررسی شود. بسیاری از جاده ها برای دسترسی روستاییان ساکن در کوهستان های دورافتاده احداث شده اند که اغلب توجیه زیست محیطی ندارند. این جاده ها، دسترسی به روستاها را سهل نموده و امکان انتقال دام به علفزارها به وسیله کامیون را فراهم می کنند که خود منجر به تجاوز بیشتر به منابع طبیعی اطراف و چرای زودرس و مفرط دام می شود. 

احداث جاده ها بدون توجه به دستورالعمل های جاده سازی در نواحی کوهستانی، لطمه بزرگی به بسیاری از اکوسیستم های کوهستانی ایران وارد نموده است. عدم رعایت نکات فنی مزید بر علت گردیده و سبب شده که احداث این جاده ها به یک عامل تخریب در این محیط ها تبدیل شود.
در احداث جاده های کوهستانی ابتدا بایستی ضرورت احداث جاده بررسی شده و آنگاه جاده کشی همراه با مسیریابی مناسب و رعایت کامل نکات فنی از قبیل احداث بانکت، تراس، تثبیت کناره ها و غیره صورت گیرد. نکته مهم دیگر آن است که خاکریزها بایستی تثبیت شده و در خاک برداری ها تمام بستر شیب دار و حساس به روش های گوناگون به ویژه کاشت گیاهان مهار شوند.
 گردشگری : ازدیاد جمعیت و روی آوردن گردشگران و کوهپیمایان به مناطق بکر و دست‌نخورده کوهستان و تردد خارج از مسیرهای مشخص، سبب فرسایش شدید خاک، پراکندگی زباله و پسماندهای غذایی در کوهستان و تخریب محیط‌ و چشم اندازهای طبیعی در این مناطق شده است. تخریب و نابودی پوشش گیاهی، کاهش گونه های بومی، تخریب زیستگاه ها، تغییر عادات و رفتار حیات وحش، اختلال در امنیت حیات وحش، کاهش ارزش های زیبایی شناسی، آلودگی های زیست محیطی، شیوع بیماری های حیات وحش، فشردگی خاک و آسیب دیدگی چشم اندازها، از جمله پیامدهای گردشگری و استفاده بی رویه از کوه ها به عنوان منابع تفرجگاهی به شمار می روند.

4-1- 5 تخریب سواحل
اکوسیستم های ساحلی از مهم ترین و حساس ترین اکوسیستم های کره زمین هستند که با ماهیتی دوگانه ( خشکی ، دریایی ) ، تنوع  بی نظیری از گونه های مختلف جانوری را در خود جای می دهند.  از سوی دیگر سواحل از زیستگاه های منحصر به فرد و حساس اکولوژیکی (محیط زیستی) هستند که شامل؛ سواحل صخره ای، سواحل شنی و ماسه ای، سواحل گلی، تالاب ها، مصب ها، خور ها، خلیج ها، آبسنگ های مرجانی، جنگل های مانگرو (حرا) و جزایر می باشد.
در سواحل صخره ای خلیج فارس و به ویژه دریای عمان انبوهی از جلبک ها می باشندد در سواحل جنوبی ایران حدود 180 گونه از     جلبک های سبز، قهوه ای و قرمز شناسایی شده است.  این صخره ها زیستگاه و محل تخم ریزی بسیاری از آبزیان با ارزش اقتصادی همانند میگو، خرچنگ دراز و لابستر هستند. آبسنگ های مرجانی در مناطقی در خلیج فارس و با فراوانی کمتری در دریای عمان وجود دارند و از مهمترین زیستگاه های ساحلی می باشند. ولی شاید بتوان جنگل های مانگرو یا حرا را منحصر به فرد ترین زیستگاه ساحلی کشور نام برد. این جنگل های ویژه دارای گونه های درختی و آبزیانی هستند که با شرایط آبی و خشکی در مناطق جذر و مدی که سطح آب دارای نوسانات روزانه و فصلی می باشند سازگاری یافته اند.و در مناطق بسیار محدودی در تمامی استان های ساحلی و جزایر جنوبی کشور وجود داشته و به شدت در معرض تهدید و تخریب می باشند.بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
اکوسیستم های ساحلی در کشور با وجود حساسیت از جهات مختلف در معرض تعرض قرار گرفته و سیمای طبیعی شان دستخوش تغییرات ناهنجار می شود.  تهدیداتی را که متوجه این بخش حساس از طبیعت است شامل آلودگی  منظر ، آلودگی ناشی از پسماندها و پساب های شهری ، صنعتی ، ساخت و سازهای غیراصولی و غیره می باشد. همچنین عدم رعایت حریم سواحل در ساخت و سازها،‌ افزایش مناطق جمعیتی و شهرک‌های مسکونی در مناطق ساحلی، تغییر کاربری اراضی کشاورزی در مناطق شمالی کشور، کاهش تنوع گونه‌ای در تالاب‌های ساحلی از جمله مواردی است که سواحل دریایی و تالاب‌های ساحلی کشور را تهدید می‌کند. همچنین فعالیت‌های انسانی از قبیل، تخریب ساحل و زیستگاه‌های ساحلی ناشی از ساخت و سازهای بی‌رویه، توسعه صنعتی در مناطق ساحلی و خشک کردن دریا در کنار عوامل طبیعی از طریق ایجاد تغییرات فیزیکی و شیمیایی، اثر مضری بر روی سواحل کشور گذاشته است. ساخت و سازهای بی‌رویه و خشک کردن دریا در طولانی‌مدت موجب تخریب سواحل و محیط‌زیست دریایی در شمال و جنوب کشور شده است بطوریکه در سواحل شمال و جنوب کشور شاهد ساخت و سازهای بی رویه هستیم که بدون ضابطه و رعایت قانون اراضی مستحدث و ساحلی انجام می‌شود.

 برخی از نمونه ها و مصادیق تخریب سواحل کشور عبارتند از :
- احداث و توسعه بنادری مانند نوشهر، بوشهر، امیرآباد، انزلی، چابهار و ساخت و ساز در سواحل درگهان جزیره قشم و بندر امام خمینی(ره) و...، که در برخی از این اماکن برای توسعه و افزایش ظرفیت بنادر، پیمانکاران به استحصال زمین از دریا و تغییر کاربری اراضی ساحلی   روی آورده‌اند. 

- ایجاد و توسعه فازهای پارس جنوبی در عسلویه بوشهر نیز به تغییر شکل زمین شده و حجم بالای تخریب خاکبرداری از کوه‌ها و لایه‌های رسوبی و خاکریزی در دریا و استحصال منطقه وسیعی از ساحل به روشی غیراصولی و بدون رعایت ملاحظات فنی و  زیست‌ محیطی در حال انجام است. این فعالیت‌های عمرانی موجب تغییرات زیادی در بستر و سطح دریا شده است. 

- در سواحل شمالی و بویژه استان مازندران مشکلات موجود ، تجاوز به حریم دریا و استحصال زمین برای ساخت ویلاست. دریا خواری که طی یک دهه اخیر به اشغال و تخریب تقریبا تمام سواحل شمال کشور منجر شده، متاسفانه در چند سال اخیر به سواحل جنوبی کشور هم کشیده شده، به طوری که این پدیده در این سواحل در حال افزایش است و دریاخواران و زمین خواران، علاوه بر تجاوز به حریم دریا، مناطق حفاظت شده محیط زیست را هم تخریب کرده‌اند که نمونه های بارز آن در سواحل جزایر کیش و قشم قابل رویت است. اگر در شمال کشور، سواحل به اشغال زمینخواران در آمده است، در استان‌های جنوبی حاشیه خلیج‌فارس و عمان، دریا خواران دل به دریا زده و در مناطق کم‌ عمق، به خشک کردن دریا نیز اقدام کرده اند و بدون توجه به حریم ۶۰ متری دریا، ساخت‌ و ‌ساز می‌کنند.

 این درحالی است که بسیاری از این ساخت و سازها، دریا خواری‌ها و آسیب رساندن به محیط زیست توسط نهادها و سازمان‌های عمومی و بدون توجه به قوانین، صورت گرفته و برخلاف سواحل شمالی کشور که ویلاسازی در آن رواج یافته، ساخت‌و ساز در سواحل جنوبی به اجرای طرح‌های تجاری، اقتصادی و صنعتی مربوط می‌شود. این پدیده نه‌ تنها با روندی افزایشی در حال اشغال و تصرف سواحل آزاد جنوب است، بلکه زیستگاه‌های آبی این سواحل را نیز که از نظر زیست محیطی و به دلیل وجود آبزیان متنوع، مرجان‌ها، جلبک‌ها و جنگل‌های حرا، دارای اهمیت بسزایی است، بشدت تهدید و حتی تخریب می‌کند که از آن جمله میتوان به محل تخم ریزی لاک پشت های دریایی در سواحل جزایر کیش و قشم اشاره نمود. 
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
- در طرح توسعه اسکله بندر شهید بهشتی چابهار یکی از منحصر بفردترین زیستگاه های مرجانی در دریای عمان در معرض نابودی قرار گرفت. البته بعدها موضوع انتقال این مرجان ها به یک مکان مناسب دیگر در دستورکار سازمان های مسئول قرار گرفت که متاسفانه آنهم به نحو مطلوبی صورت نگرفته است.

- برداشت بی رویه شن و ماسه از ساحل دریا و رودخانه های کشور.

- اکنون به سختی می توان قطعه پاکیزه ای از ساحل را در شمال و یا جنوب کشور پیدا کرد که در آن از خرده شیشه و انواع زباله های آلوده خبری نباشد. مواد پلاستیکی ، شیشه ، کاغذ، مقوا، قوطی های حلبی ، منسوجات و چوب تنها چیزهایی نیستند که مردم در این سواحل زیبا با ماسه های طلایی نرم رها می کنند ، در بین زباله ها از سرنگ های مصرف شده تا پوشک های کثیف و زباله های بسیار مشمئز کننده هم به وفور دیده می شود. متاسفانه گاهی گردشگران بدون آن که مسئولیت عوارض تولید شده خود در سواحل را بر عهده بگیرند مجموعه ای از پسماندها یا زباله ها را از خود به جا گذاشته و علاوه بر آلودگی دیداری موجب به هم خوردن تعادل زیستگاه ها شده و علاوه بر تخریب چشم انداز، زنجیره غذایی این اکوسیستم ها را نیز با چالش مواجه می سازند. 

 وجود مواد غیرقابل تجزیه در ترکیب این پسماندها که عمدتا از نوعی مصرف زدگی سرچشمه می گیرد به اندازه ای است که متاسفانه امکان پاکسازی طبیعی آن وجود ندارد و با توجه به وسعت و فراگیری این مواد در پسماندهای ساحلی پاکسازی مکانیکی و غیرطبیعی آن نیز با مشکلات فراوانی روبرو می شود. از سویی رودخانه های استان نیز به معبری برای ریخت و پاش زباله و مجرایی برای حمل آن به سواحل تبدیل شده به نحوی که اکنون در دهانه های رودخانه هایی که به دریای می ریزند حجم بالایی از زباله های تجزیه پذیر و تجزیه ناپذیر تجمع نموده است. این زباله ها به دلیل خاصیت امواج در دل دریا باقی نمی ماند و به وسیله امواج به ساحل رهنمون می شود. عجیب این است که افرادی که این زباله ها را رها می کنند به این مساله فکر نمی کنند که نه تنها خود را از یک چشم انداز زیبا ، آرامش بخش و دل انگیز محروم می سازند بلکه در وهله نخست این خود آنها و کودکانشان هستند که هنگام گردش و بازی و قدم زدن روی ساحل و یا شنا در معرض این زباله های آلوده و خطرناک قرار می گیرند.
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
4-1- 6 آلودگی دریا
    کشور ایران از شمال به دریای مازندران یا خزر و یا کاسپین و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود می شود. تمامی این دریاها با داشتن مجموعه ای غنی از آبزیان از لحاظ تنوع زیستی از اهمیت بسیار فوق العاده ای برخوردار می باشند که متاسفانه در سال های اخیر با مشکل فزاینده آلودگی محیط زیست مواجه می باشند. عمده ترین عوامل آلودگی آب دریای خزر و نیز خلیج فارس و دریای عمان عبارتند از ؛ ورود فاضلاب مناطق شهری و روستایی، ورود فاضلاب های کشاورزی که حاوی مقادیر بالای کودهای حیوانی، شیمیایی و سموم شیمیایی دفع آفات و علف کش ها می باشد، فاضلاب های صنعتی که حاوی طیف وسیعی از فلزات سنگین و مضر برای سلامتی انسان و نیز آبزیان         می باشد، آلودگی های نفتی که بر اثر نشت حین انجام فعالیت های اکتشاف، استخراج، انتقال از طریق لوله و یا کشتی های نفت کش و... وارد دریا می شوند، حمل و نقل دریایی و نیز ریختن انواع زباله و ضایعات در سواحل. طبق آمار اعلام شده توسط دانشگاه کلمبیا ؛سالانه ۲۰ ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آب‌های داخلی، دريای خزر و خليج فارس سرازير می شود. با توجه به آنکه خلیج فارس و دریای خزر تقریبا نیمه بسته و بسته هستند بنابراین  مواد آلاینده را در خود نگه  می دارند در نتیجه میزان آلودگی در آنها زیاد می باشد که این آلودگی از طریق جذب توسط ماهیان و سپس صید و خورده شدن آنها به انسان انتقال می یابد. در سال های اخیر مواردی از وجود فلزات سنگین و عناصر مضر برای سلامتی انسان همچون جیوه، سرب، کادمیوم، آهن، منگنز، مس و... در بدن ماهیان صید شده از دریای خزر و خلیج فارس گزارش شده است که لازم است مورد توجه قرار گیرد.  

دریاچه یا دریای مازندران با طول تقریبی ۱۲۰۰ کیلومتر و عرض متوسط ۳۲۰ کیلومتر و مساحت ۴۳۸۰۰۰ کیلومتر مربع وحجم ۷۷۰۰۰۰ کیلومتر مکعب بزرگترین دریاچه جهان است. این پهنه‌ای آبی از جنوب به ایران، از شمال به روسیه، از غرب به روسیه و جمهوری آذربایجان و از شرق به جمهوری‌های ترکمنستان و قزاقستان محدود می‌شود. کم عمق ترین ناحیه این دریاچه ۲۵ متر در منطقه شمالی است و عمیق ترین مناطق در قسمت مرکزی و جنوبی واقع شده‌است که در بعضی از مناطق جنوبی ۹۰۰ الی ۱۰۰۰ متر عمق دارد.  سواحل این دریاچه جمعاً ۶۳۷۹ کیلومتر است که حدود ۹۲۲ کیلومتر آن در خاک ایران واقع شده‌است و وسعت حوزة آبگیر آن ۳۷۳۳۰۰۰ کیلومتر مربع است که ۲۵۶۰۰۰ کیلومتر مربع آن در خاک ایران قرار دارد. این دریاچه ۲۸ متر پائین تر از سطح اقیانوسها است و بنا براین هیچگونه خروجی از این دریاچه وجود ندارد. جهت جریان آب این دریاچه از سمت شمال غربی به جنوب شرقی است. همین جهت جریان و ژرفای زیاد آب در کرانه‌های ایران که باعث کندی حرکت جریان می‌شود منجر به تجمع انواع آلودگی‌های این دریاچه در سواحل ایران به میزانی بیش از کرانه‌های دیگر کشورها می‌شود.  دریای خزر از ۵۷۵ نوع گیاه، ۱۳۳۲ گونه جانور و ۸۵۰ نمونه ماهی برخوردار است و ۹۰ درصد خاویار جهان از این دریای صید می‌شود. مهم ترین ویژگی اقتصادی خزر، نفت و گاز است. 
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
طبیعت بسته خزر آن را منزلگاه جانوران و گیاهان منحصر به ‌فردی کرده است اما در عین حال موجب شده تا در مقابل آلودگی‌های کشاورزی و صنعتی و نفتی بسیار آسیب‌پذیر باشد. آلودگی معضلی جدی و خطرناک برای این دریای پهناور می‌باشد به طوری که با ورود سالیانه ۱۲۲ هزار و ۳۵۰ تن آلودگی از کشورهای حاشیه دریای خزر به ویژه آلودگی ناشی از عملیات اکشتاف و استخراج نفت، محیط این دریا را آلوده کرده و گونه‌های زیستی این دریا را در معرض خطر جدی قرار داده‌است. سالانه 122 هزار و 350 تن آلودگي نفتي وارد آب هاي خزر مي شود. بخش مهمي از اين آلودگي از جانب جمهوري آذربايجان است و از طرفي نشت مواد نفتي از تاسيسات استخراج نفت نيز به اين مشکلات افزوده است.

 ايران هم در بحث آلودگي خزر سهم دارد. سالانه ۵‌ میلیون تن مواد آلاینده از استان‌های شمال ایران وارد دریای مازندران می‌شود. اکثر  رودخانه هاي شمالي کشور آلودگي ميکروبي را وارد خزر مي کنند و بنا به اعلام معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست تقریبا در تمامی شهرهاي شمالي کشور، فاضلاب هاي شهري را بدون تصفيه وارد آب مي کنند اما از لحاظ آلودگي نفتي سهم ناچيزي را داريم. در حال حاضر درياي خزر دارد در آلودگي غرق مي شود وجود آلاينده هاي نفتي، صنعتي، پساب های کشاورزی و فاضلاب هاي خانگي، درياي خزر را با فاجعه اي جبران ناپذير مواجه کرده است.

متاسفانه سالانه بيش از يک ميليارد و 100 ميليون مترمکعب فاضلاب از رودخانه ها سرازير خزر مي شود که اين مسئله باعث کاهش اکسيژن آب و در نتيجه نابودي بسياري از آبزيان مي شود و متاسفانه خاويار که نگين خزر است در حال کاهش و نابودي است. با توجه به محدود بودن خود پالايي دريا و نبود ارتباط مستقيم آن با دريا هاي آزاد، انباشت آلودگي ميکروبي و شيميايي در اين دريا به حداکثر خود رسيده است از اين رو بايد با سختگيري و هماهنگي و همکاری کشورهاي همسايه خزر نسبت به کاهش آلودگي اين دريا تلاش شود در غير اين صورت حتي شنا کردن در اين دريا هم امکان پذير نخواهد بود چه رسد به استفاده از فرآورده هاي دريايي آن. 

خلیج فارس آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد. مساحت آن ۲۳۷٬۴۷۳ کیلومتر مربع است، و پس از خلیج مکزیک و خلیج هادسون سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌آید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانه دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم می‌شود. کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در کناره خلیج فارس هستند. در این میان سواحل شمالی خلیج‌فارس تماماً در جغرافیای سیاسی ایران قرار دارند. این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است. دریای عمان نیز به پهنه‌ای آبی گفته می‌شود که خلیج فارس را از طریق شرق تنگه هرمز به دریای عرب یا دریای مکران وصل می‌کند. سواحل شرقی ایران و غربی پاکستان در شمال این دریا و سواحل شمال عمان و بخش کوچکی از امارات در جنوب آن جای دارند.  

 از بین کشورهای همسایه خلیج فارس، کشور ایران بیشترین مرز آبی مشترک را با خلیج فارس دارا می‌باشد. طول مرز آبی کشور ایران با خلیج فارس، با احتساب جزایر در حدود ۱۸۰۰ کیلومتر و بدون احتساب جزایر در حدود ۱۴۰۰ کیلومتر می‌باشد. طول خلیج فارس از تنگه هرمز تا آخرین نقطه پیشروی آن در جهت غرب در حدود ۸۰۵ کیلومتر است. عریض ترین بخش خلیج فارس۲۹0 کیلومتر می‌باشد. عمیق ترین نقطه خلیج فارس با عمق ۹۳ متر در ۱۵ کیلومتری تنب بزرگ و کم عمق ترین نقطه آن با عمقی بین ۱۰ تا ۳۰ متر در سمت غرب می‌باشد. همچنین جزایر متعددی در خلیج فارس وجود دارند. از میان جزایر خلیج فارس بیش از ۳۰ جزیره مسکونی و غیر مسکونی آن متعلق به کشور ایران است.

برخی از این جزایر به علت کشند آب (جذر و مد) در زیر آب قرار می‌گیرند و غیر مسکونی هستند. جزایر غیر مسکونی خلیج فارس به عنوان زیستگاه مرجان‌های دریایی، محل تخمگذاری پرستوهای دریایی و لاک پشت‌ها و همچنین زیستگاه انواع پرندگان مهاجر از اهمیت ویژه جهانی برخوردار است. بزرگترین جزیره این خلیج قشم نام دارد. بزرگترین عامل اهمیت خلیج فارس وجود معادن سرشار نفت و گاز در کف بستر و سواحل آن است به طوری که این منطقه را «مخزن نفت جهان» نام نهاده‌اند. خلیج فارس مسیر انتقال نفت کشورهای ایران، عراق، کویت، عربستان و امارات متحده عربی است، و به همین سبب، منطقه‌ای مهم و راهبردی به شمار می‌آید. در حدود ۳۰ درصد نفت جهان از منطقه خلیج فارس تامین می‌شود. 

خلیج فارس و دریای عمان یکی از بزرگ ترین پناهگاه‌های موجودات دریایی مانند مرجان‌ها، ماهی‌های تزئینی کوچک، ماهی‌های خوراکی و غیر خوراکی، صدف‌ها، حلزون‌ها، نرم تنان، شقایق‌های دریایی، اسفنج‌های دریایی، عروس‌های دریایی، لاک پشت‌ها، دلفین‌ها، کوسه ماهی‌ها و بسیاری از موجودات دریایی دیگر می‌باشد. همچنین جنگل های با ارزش حرا که تنها جنگلی هستند که روی آب شور دریا به دلیل جذر و مد شبها زیر آب هستند و روزها سر از آب بیرون میاورند که دارای انواع خاصی درخت است که ریشه آنان آب شور را، شیرین می‌کند، نیز در برخی از نقاط سواحل آن مشاهده می شود که از آن جمله می توان به جنگل های حرا در جزایر قشم، کیش و نایبند در بوشهر اشاره نمود.

در دهه ‌های گذشته آلودگی زیست محیطی یکی از چالش‌های مهم در این پهنه های آبی بوده‌ است. بنا بر اعلام مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت مردمی سازمان حفاظت محیط زیست در حال حاضر آلودگی خلیج فارس و دریای عمان 46 برابر حد مجاز است که البته بیشتر آلودگیها مربوط به خلیج فارس است. از مهم ترین تهدیدهای زیست محیطی  خلیج فارس و دریای عمان می توان به عوامل افزایش جمعیت در سکونتگاه های نوار ساحلی، فعالیت های صنعتی، افزایش گردشگری ساحلی، شکار و صید غیر مجاز پرندگان و آبزیان، میزان استفاده بالای از سموم کشاورزی، گسترش نامطلوب فاضلاب شهری و روستایی و کیفیت پایین سیستم تصفیه فاضلاب، عدم وجود مدیریت یکپارچه بر پسماندهای شهری و بیمارستانی و همچنین در خصوص زهاب کشاورزی، برداشت بی رویه شن و ماسه از ساحل دریا و رودخانه ها، تغییر کاربری زمین ها، افزایش روزافزون فعالیت های اکتشاف و استخراج نفت و گاز و صنایع وابسته به آن و همچنین کاهش تنوع زیستی و تخریب زیستگاه ها و ورود گونه های غیر بومی مهاجم اشاره کرد.

 از آن جایی که ۶۰ درصد از ذخایر نفت جهان در خلیج فارس است، احداث سکوهای نفتی و مجتمع‌ها و پالایشگاه‌ها در اطراف خلیج فارس و ورود نفت، مواد شیمیایی و پساب‌ها به داخل آب از عوامل مهم این آلودگی می‌باشند. مقدار توده های نفتی در سواحل شمالی خلیج فارس از یک کیلوگرم در هر کیلومتر ساحل تا بیش از 30 تن در هر کیلومتردر نوسان است که کمترین آن در سواحل سیستان و بلوچستان، هرمزگان و به ترتیب به سمت بوشهر و خوزستان بیشتر و تا 30 تن در هر کیلومتر می رسد. بیشترین آلودگی نفتی در منطقه خارک در محل سکوهای نفتی، عسلویه و سپس در مناطق سیری و لاوان و تنگه هرمز دیده می شود. هر ساله 30000 شناور از تنگه هرمز عبور می کند که از این شناورها در سال حدود 2 میلیون بشکه نفت نشت می کند و به همین علت سازمان بین المللی دریانوردی(IMO) این منطقه را در سال ۲۰۰۷ به عنوان منطقه ویژه دریایی اعلام کرد. در اکثر پساب های خروجی به دریا میزان هیدروکربن های نفتی بالاتر از حد مجاز است.

یکی از مهمترین آلودگی‌های خلیج فارس در زمان جنگ ایران و عراق رخ داد بطوری که در حدود ۸/5  میلیون بشکه نفت در آب رها شد و همچنین آتش سوزی چاه‌ های نفت که باعث ورود حجم عظیمی از نفت خام به دریا شد. همچنین عبور سالانه بیش از ۱۰،۰۰۰ شناور از خلیج فارس و دریای عمان که ۷۵ درصد آن‌ها به حمل و نقل نفت خام و محصولات نفتی مربوط است و در پی آن تخلیه مواد زائد مختلف مانند آب شستشوی موتور، فاضلاب، آب توازن کشتی و بسیاری موارد دیگر سبب بروز مداوم انواع آلودگی‌ها در منطقه می‌شود که اثرات قابل توجهی بر محیط زیست دارد.. یکی دیگر از مسایلی که بیشتر در سواحل ایرانی صورت می گیرد و تهدید جدی برای آلودگی دریایی است قاچاق مواد سوختی به کشورهای حاشیه خلیج فارس و جابه جایی غیر استاندارد توسط شناورهای غیر مجاز است. ماجرا وقتی روی سیاه خود را نشان می دهد که قاچاقچیان در برخورد با نیروهای انتظامی و دریابانی برای فرار از اتهام مواد نفتی را در دریا رها می کنند.

از برجسته ترین عوامل انسانی دیگری که باعث ایجاد آلودگی است می توان به تخلیه فاضلاب و زباله سکونتگاه های شهری و روستایی و پسماندهای کشاورزی به همراه سایر آلودگی ها از جمله روغن های سوخته، لاستیک های فرسوده و آهن آلات اسقاطی اشاره کرد که ورود این فاضلاب ها بار اضافی بر دوش محیط زیست خلیج فارس و دریای عمان بوده و باعث ایجاد بار میکروبی بالا، تجمع فلزات سنگین و سموم کشاورزی در محیط های ساحلی می شوند.

این در حالی است که  بخش قابل توجهی از معادن و صنایع ساحلی در استان های مجاور خلیج فارس و دریای عمان پساب تولیدی خود را بدون هیچ گونه عملیات تصفیه ای مستقیم وارد دریا می نمایند. نیروگاه های تولید برق و آب شیرین کن ها نیز در آلودگی دریا بی نصیب نیستند به طوری که ۱۷۵هزار متر مکعب در ساعت پساب به سمت دریا تخلیه می کنند. رتبه اول آلودگی نیز به صنایع تولید برق و آب شیرین کن ها تعلق می گیرد. پالایشگاه های نفتی با ۲۸ درصد نیز در رتبه بعدی قرار دارند. هرچند تعداد صنایع آب شیرین کن در ایران در مقایسه با کشورهای همسایه بسیار کم است اما با توجه به نیاز، امکان گسترش آن زیاد است.

4-1-7  نابودی و انقراض حیات وحش
    کشور ما در گذشته نه چندان دور زیستگاه جانورانی همچون ببر مازندران و شیر ایرانی بوده که منقرض شده است و امروزه زیستگاه جانورانی مانند یوزپلنگ ایرانی، فک دریای خزر، گورخر آسیایی، انواع گوزن زرد ایرانی، مرال و شوکا، خرس سیاه، پلنگ ایرانی، گربه شنی، شاه روباه، هوبره، شاهین، عقاب شاهی، کبک دری، میش مرغ، سیاه خروس، درنای سیبری، پلیکان خاکستری، سمندر لرستانی، تمساح ایرانی (گاندو)، ماهی کور غار (کور ماهی)، لاک پشت  دریایی، گاو دریایی، دلفین، کوسه و نهنگ خلیج فارس، و... است که هم اکنون در معرض تهدید و یا در حال انقراض می باشند. 

بنا بر اعلام خانم دکتر ابتکار معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست، بین 500 هزار تا یک میلیون قبضه سلاح شکاری در دست مردم است که عامل مهمی در گسترش شکار غیر مجاز است و در هفته سه تا چهار نزاع محیط بانان با شکارچیان غیرمجاز گزارش می شود. برخی از کارشناس ارشد محیط‌زیست کشور معتقدند که ۷۰درصد علل نابودی حیات‌وحش کشور مربوط به شکار بی‌رویه بوده و تنها ۳۰ درصد آن به تخریب زیستگاه‌ها مربوط است.  تعداد زیاد اسلحه در دست مردم به‌ دلیل سیاست‌های غلطی بوده که دولت در چند سال گذشته به اجرا درآورده است. به‌عنوان مثال، چند سال پیش دولت اعلام کرد که به تمامی اسلحه‌های مجوز دار، جواز شکار می‌دهد که بر اثر آن، میلیون‌ها اسلحه وارد کشور شد.  متأسفانه بر اثر این سیاست بسیاری از افرادی که اصلا شکارچی نبودند هم صاحب تفنگ شدند و بدون درنظر گرفتن مسائل حرفه‌ای شکار مانند فصل و نوع حیوان به هر جنبنده‌ای شلیک کردند. بنا به گفته یکی از اساتید برجسته محیط زیست کشور، "حیات‌وحش کشور به‌گونه‌ای کاهش پیدا کرده که اکنون صدای کبک، پرنده بومی ایران که تا چند سال پیش به‌راحتی در همه جا به‌گوش می‌رسید، دیگر شنیده نمی‌شود".  علاوه بر آن در حالی‌که تعداد شکارچی‌ها در کشور بسیار زیاد شده، جمعیت محیط‌بانان ما، هم اندازه جمعیتی است که در زمان قبل از انقلاب بوده است. در عین حال سازمان حفاظت محیط‌ زیست برای دادن مجوز شکار تحت فشار بوده و حتی در داخل خود سازمان نیز افرادی مدیران را در تنگنا می‌گذارند.  در این بین روی مدیران استانی فشار بیشتری وجود داشته و اگر مدیری از صدور پروانه شکار امتناع کند، فشارها تا اندازه‌ای افزایش می‌یابد که مجبور به صدور مجوز می‌شود!

در مجموع مهمترین عوامل کاهش جمعیت حیات وحش در ایران عبارتند از: 
• عدم آگاهی اقشار مختلف مردم نسبت به اهمیت حیات وحش، ترس بی‌مورد از حیوانات وحشی و نداشتن انگیزه جهت حمایت و حفاظت از آنها.

• ضعف سازمان حفاظت محیط زیست در اعمال قوانین و مقررات شکار و صید،‌ به عللی از قبیل عدم باور برخی از مسئولین و برنامه‌ریزان نسبت به ارزش‌ های منابع طبیعی و تنوع زیستی و در نتیجه عدم حمایت آنها از تحقق اهداف این سازمان.

• بی‌تفاوت شدن تدریجی برخی از کارکنان سازمان حفاظت محیط‌زیست و کم شدن انگیزه کاری در آنها.

• کمبود پرسنل و امکانات حفاظتی و نیز عدم تامین و بکارگیری تجهیزات و فناوری های نوین و روزآمد حفاظتی.

• عدم توجه اقدامات لازم به منظور آموزش و آگاه‌سازی طبقات مختلف مردم نسبت به اهمیت منابع طبیعی، تنوع زیستی و لزوم حمایت و حفاظت از آنها از طریق کتاب‌های درسی، رسانه‌های همگانی، اجرای برنامه‌های طبیعت‌گردی، ایجاد پارک‌های طبیعت، باغ‌های وحش ، موزه‌های تاریخ طبیعی و... در مراکز استان‌ها و شهرستان‌ها.

• تخریب زیستگاه‌ها به علت نابودی تالاب ها و تبدیل مراتع و جنگل‌ها به اراضی کشاورزی، باغات، اماکن مسکونی، کارخانه‌ها و ایجاد راه‌ها، که نتیجه آن کاهش فضای حیاتی حیوانات وحشی، تجزیه زیستگاه‌ها، جلوگیری از جابه‌جایی و مهاجرت حیوانات و دسترسی سریع و آسان شکارچیان به دامداران و زیستگاه‌های امن آنها می‌باشد.

• در اختیار قرارگرفتن صدها هزار اسلحه مجاز و غیر مجاز جنگی و شکاری در دست مردم، به خصوص عشایر و روستانشینان و عدم رعایت قوانین و مقررات مربوطه، مانند عدم شکار حیوانات در فصول ممنوعه یا در مناطق تحت حفاظت سازمان به ویژه در زمان آبستنی و یا دوران شیردهی توسط برخی از آنها.

• ورود بدون ضابطه میلیون‌ها دام که چندین برابر ظرفیت قابل تحمل محیط است به زیستگاه‌های جانوران وحشی که نتیجه آن کاهش فضای حیاتی، تخریب مراتع و جنگل‌ها، اشغال چشمه‌ها، رقابت غذایی بین دام‌ها با علف‌خواران وحشی، تعقیب و کشته شدن حیوانات به وسیله سگ‌های گله و سرایت امراض مشترک از دام‌های اهلی به حیوانات وحشی است.

• در دسترس قرار گرفتن اتوموبیل‌ها و موتورسیکلت‌های تندرو بیابانی و تعقیب و شکار پستاندارانی از قبیل آهو، جبیر، گور، یوز، کاراکال که در مناطق به نسبت مسطح زندگی می‌کنند در روز و یا در طول شب (با استفاده از چراغ اتوموبیل و یا نورافکن).

• آلودگی‌های محیط‌زیست به‌خصوص استفاده از کودها و سموم شیمیایی که موجب کاهش تعداد پستاندارانی از قبیل حشره‌خورها، خفاش‌ها، شنگ، فُک و بسیاری از گونه‌های دیگر گردیده است.
• استفاده از طعمه‌های مسموم به منظور از بین بردن جوندگان آفت و یا کشتن جانورانی نظر پلنگ، گرگ و سمور. این اقدام علاوه بر از بین بردن حیوانات مذکور لطمه زیادی نیز به پستانداران گوشت‌خوار نظیر کفتار، روباه، شغال و همچنین برخی از پرندگان شکاری و لاشخورها وارد می‌سازد. برای مثال در اوایل دهه 1360 اکثر روباه‌های شنی و کفتارهای پارک ملی کویر به علت خوردن طعمه‌های مسمومی که توسط دامداران برای کشتن گرگ و پلنگ کار گذاشته شده بود تلف شدند. برخی بر این عقیده‌اند که یکی از عوامل انقراض ببر در ایران آغشته نمودن لاشه حیوانات شکار شده توسط این حیوان به سموم شیمیایی بوده است.

• استفاده از انواع تله‌ها برای گرفتن حیواناتی از قبیل سمور و روباه جهت استفاده از پوست آنها، گرفتن قوچ و میش و آهو برای استفاده از گوشت و گرفتن گرگ و پلنگ برای معدوم کردن آنها و همچنین گرفتن نوزاد پستانداران نیز از دیگر عوامل کاهش جمعیت‌های پستانداران ایران به‌ شمار می‌روند.

• برپایی دام هوایی، شب دام، گذر ، کرس (گذر و کرس از شیوه های غیرمجاز صید گروهی پرندگان مهاجر در شمال کشور می باشد)

• فروش برخی از گونه های جانوری زنده مانند سنجاب، سمندر لرستانی، لاک پشت و... .
و سایر شیوه های غیر مجاز شکار پرندگان وحشی و مهاجر همزمان با آغاز فصل سرما و در آستانه مهاجرت پرندگان به تالاب های کشور. 
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
در چند دهه اخیر کشور با کاهش گونه های اقتصادی آبزی از جمله ماهیان میگو ، ماهی مرکب ، حلوا سفید ، کوسه ، ساردین ، تن ماهیان ، هامور و… در  آبهای جنوبی مواجه شده است و اگر این روند ادامه یابد و حرکتی در جهت تجدید حیات آبزیان صورت نگیرد، به زودی زود خلیج فارس با بحران کاهش شدید ذخایر آبزی روبرو خواهد بود. از سوی دیگر در شمال کشور دام صیادان غیر مجاز همیشه در دریا پهن است و ماهیان خاویاری که فسیل های زنده دریای خزر با بیش از ۲۵۰ میلیون سال قدمت هستند، همچنین ماهیان سفید و آزاد اسیر این   دام ها شده و با قیمت های بالا به فروش می رسند. هر چند اقداماتی تاکنون برای مواجهه با آن انجام شده است ولی این اقدامات موثر نبوده و همچنان صید غیر مجاز ادامه دارد. همچنان در رودخانه ها تورهای صیادان مجاز و غیر مجاز تلنبار است و  ماهیان نمی توانند از دام این تورها رها شده و تکثیری طبیعی انجام دهند. 

مهمترین علل و عوامل کاهش ذخایر آبزیان در کشور عبارتند از :
• افزایش بی رویه شناورهای صیادی و نیز فعالیت تعداد زیادی از شناورهای بی هویت در امر صیادی.
• استفاده از قایق های تفریحی در امر صید با استفاده از ابزار و ادوات صیادی.
• افزایش ادوات صیادی از قبیل میزان بالای تور و گرگور در شناورهای صیادی.
• غیر استاندارد بودن ابزار و ادوات صیادی.
• استفاده از ابزار و ادوات صید مخرب از قبیل تور خیطی (خرسی) تورهای گوشگیر شناور ( رکاسی )که به عنوان دیواره مرگ بوده و روش صید غیر مجاز و مجاز ترال (گوفه) که مرگ دست جمعی آبزیان را در بر داشته است و باعث مرگ و میر گونه های متعدد آبزیان می شود.
• توسعه فناوری های جدید، از جمله دستگاه بیسیم ، موقعیت یاب ، رادار، اکوساندر، شناورهای قدرتمند و روشهای کارآمد صید ، باعث شده است که توان صیادان افزایش یابد و در نتیجه مشکل بهره برداری بی رویه و آسیب رسانی به ذخایر و محیط زیست تشدید شود.
• تخریب زیستگاه ها توسط صیادان.
•  عدم رعایت فصول صید و صید در زمان تخم ریزی.
• عدم رعایت مکان صید بدون توجه به مجوز صید در یک مکان مشخص توسط صیادان. 
• ورود فاضلاب های خانگی ، صنعتی، کشاورزی و بیمارستانی به رودخانه ها و در نهایت تالاب ها و دریاها.
• سر ریز مواد نفتی به دریا ، آلایندگی نفت و گاز و لرزه نگاری ها.
• عدم وجود یک برنامه آموزشی منظم برای صیادان توسط شیلات.
• سد سازی و تغییرات ناشی از آن در اکوسیستم رودخانه ها. 
• افزایش قیمت ماهی و میگو که خود به عامل تشدیدکننده ای برای صید غیرمسوولانه بدل شده است زیرا صیادان را با انگیزه درآمد بیشتر، به بهره برداری بیشتر ترغیب می کند.
• ضعف سازمان های مسئول (شامل؛ سازمان های حفاظت محیط زیست، شیلات و بنادر و کشتیرانی) در اعمال قوانین و مقررات مرتبط با حفاظت محیط زیست دریایی کشور

4-1-8  نابودی و انقراض گونه های گیاهی
تعداد گونه های گیاهی ایران در مجموع  7300 گونه برآورد شده است که تقریباً ۲۲ درصد آنها بومی هستند و  ۲۰ درصد از کل گونه‌های گیاهی کشور در معرض خطر قرار دارند به‌طوری که اگر چاره‌ای برای حفاظت از این‌گونه‌ها اندیشیده نشود با خطر انقراض مواجه می‌شوند. طبق بررسی های انجام شده توسط متخصصین امر در مورد گونه های گیاهی ایران که در معرض انقراض هستند چنین بیان داشته اند که گیاهانی از تیره گاوزبان، گل استکانی، میخک کاسنی، آلاله، شب بو، زردکوهی و غیره بیشتر با خطر انقراض مواجه هستند.

لاله واژگون نیز یک گونه در معرض خطر از منحصر به فرد ترین گونه گل ها و گیاهان بومی و وحشی مناطق کوهستانی ایران در منطقه زاگرس، که به علت چیدن آنها از طبیعت و فروش آنها به عنوان گل زینتی در معرض انقراض است. همچنین سوسن سفید که انحصار در محدوده ای بسیار کوچک در استان گیلان می روید.

بیش از ۵۰ درصد داروهای تجویزی از مواد شیمیایی‌ هستند که ابتدا در گیاهان شناسایی شده اند، به دست می ‌آید. بسیاری از این گیاهان به دلیل برداشت بی ‌رویه و نابودی جنگل ‌ها در معرض خطر هستند. همچنین پژوهشگران اخطار داده اند که احتمال دارد، داروهای گیاهی مقابله با بیماری هایی مانند سرطان و ایدز حتی پیش از آن که یافته شوند، منقرض شوند.

خشک‌شدن تالاب‌ها و دریاچه‌ها حیات بسیاری از گیاهان اطراف این زیست‌بوم‌های آبی را با خطر و در مواردی با خطر انقراض مواجه کرده است. برای نمونه، برخی گونه‌های گیاهی اطراف دریاچه ارومیه منقرض شده‌اند و برخی با خطر انقراض مواجه هستند. در اطراف این دریاچه گونه گیاهی جدیدی وجود دارد که هنوز نامی برای آن انتخاب نشده اما همین گونه گیاهی به‌دلیل خشک شدن دریاچه در حال انقراض کامل است. با خشک‌شدن تالاب میقان در استان مرکزی 2 گونه گیاهی بسیار نادر در اطراف این تالاب در سال‌های 1365-1366شناسایی شدند از بین رفته‌اند. یکی از گونه‌های بسیار مهم شور‌پسند ایران که تیپ خاص فتوسنتزی دارد و رویشگاه آن اطراف رود شور است طی 10سال اخیر به کلی منقرض شده است. 4گونه گیاهی جدید سالی‌کرنیا در کنار دریاچه طشک (استان فارس) در حال نابودی هستند درحالی‌که بذرهای روغنی این گیاهان با بذرهای سویا برابری می‌کند. از این‌گونه‌ها می‌توان به‌عنوان گیاهان زراعی شوره‌زار استفاده کرد اما سدسازی ازجمله سد سیوند باعث نابودی این‌گونه‌های ارزشمند گیاهی شده است.

4-1-9  عدم توجه به ظرفیت ها و پیامدهای طبیعت گردی
کشور ایران یکی از ده کشور باستانی و تاریخی دنیاست که در کنار آن از ظرفیت و جاذبه های بالای طبیعی نیز برخوردار می باشد. گردشگری به منظور استفاده از زیبایی های طبیعت و محیط زیست را طبیعت گردی (اکو توریسم) می گوییم. برخی از مهمترین جاذبه های طبیعت گردی در ایران عبارت است از:

1-آب و هوا 
يكي از مهمترين عاملي كه ايران را از نظر جلب جهانگرد در دنيا ممتاز كرده است تنوع آب و هواست كشور ايران از نظر آب و هوا داراي موقعيت بي نظيري است كه كمتر كشوري مي تواند با آن در اين مورد رقابت نمايد . مثلاً در فصل زمستان در نقطه اي ايران هوا تا 20 درجه سانتيگراد زير صفر مي رسد ولي در نقطه اي ديگر با صرف دو ساعت پرواز به 20 تا 30 درجه سانتيگراد بالاي صفر مي رسد . بنابراين جهانگردي كه در زمستان به آب و هواي گرم نياز دارد مي تواند به جنوب ايران و كساني كه مايل باشند در مناطق سردسير بسر برند به نقطه شمال غربي و شمال شرقي و كساني كه خواهان آب و هواي متعدل هستند مي تواند به مناطق شمالي مشور مسافرت نمايند. 

2- دريا 
ايران از طرف شمال به دریای خزر و از جنوب به خليج فارس و دریای عمان (مکران) محدود است . آب و هواي شمالي معتدل ولي جنوب ايران داراي آب و هواي كاملاً گرم است . درياهاي جنوب ايران با سواحل مسطح و شني و آب تميز و شفاف عامل بسيار مؤثري براي استراحت و استفاده از تعطيلات مي باشد . اين سواحل آرام و مفرح داراي محيط بسيار دلپذير و با صفاست كه براي تمدد اعصاب و استراحت طولاني بسيار مناسب است. 

3- حیات وحش :
از جاذبه هاي مهم ديگر جهانگردي در ايران حیات وحش آن مي باشد. در مناطق كوهستاني و دشتها و همچنين در جنگلهاي ايران جانوران مختلف زندگي مي نمايند . کشور ایران به دلیل مکان جغرافیایی، برخورداری از تنوع اقلیم به علاوه وجود منابع آبی عظیم دریای خزر در شمال و خلیج فارس و دریای عمان در جنوب، از غنای گونه‌ای بالا برخوردار است. براساس آخرین بررسی‌ها ۱,۱۴۰ گونه جانوری اعم از پستاندار، پرنده، خزنده، دوزیست و ماهیان آب‌های داخلی در اکوسیستم‌های خشکی و آب‌های داخلی ایران شناسایی شده است. بعلاوه حدود ۶۵۰ گونه ماهی نیز در آب‌‌های دریایی ایران شناسایی شده است.

4- جنگل ها و پوشش گیاهی :
جنگل هاي شمال و غرب ايران با تنوع زيستي و گياهي فراوان ، اقليم مطبوع و چشم اندازهاي بديع از جمله جاذبه هاي مهم طبيعي براي گردشگري ييلاقي در فصل تابستان هستند. همچنين درختان سرو های هزار ساله  همچون  سرو هرزويل در منجيل و یا سرو  ابرکوه یزد و ... ، رويشگاه گل نادر سوسن چلچراغ در گيلان ، رویشگاه گل لاله واژگون در استان های چهار محال و بختیاری و کهگیلویه بویر احمد و ...كه از آثار طبيعي ملي كشور به شمار مي روند ، از جمله جاذبه هايي هستند كه مشتاق خاص خود را دارند.

5- درياچه ها و تالاب ها :
وجود درياچه هاي آب شيرين همچون درياچة گهر در لرستان ، لار در تهران ، نئور در اردبيل و درياچة  شور در اروميه با جزاير و حيات وحش فراوان ، به همراه تالاب انزلي و ميانكاله در سواحل درياي خزر و درياچه هاي زيباي زريوار در مريوان كردستان ، مهارلو ، پريشان، بختگان در فارس و … از مجموعة زيبايي هاي طبيعت ايران به شمار مي روند . همچنین دریاچه ارومیه که متاسفانه در سال های اخیر در حال خشک شدن می باشد.
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
6- غارها : 
غارهاي متنوع  مانند غار عليصدر در همدان و یا غار کتله خور در زنجان با محيط درياچه اي پيچ پيچ و چكنده ها و چكيده هاي بي شمار و یا غار سهولان در مهاباد، غار خفاش در دهلران و غار کور ماهی در لرستان و...  که از ديگر جاذبه هاي طبيعي ايران به شمار مي روند .

8-آبهاي معدني : 
در ايران آبهاي معدني گرم و سرد كه براي درمان بسياري از امراض جلدي و روماتيسم مؤثر است به تعداد زياد وجود دارد. هر ساله بسياري از گردشگران داخلي و خارجي در فصول مختلف سال براي معالجه و استراحت به اين نقاط مسافرت مي نمايند . برخی از آبهاي معدني معروف در ايران عبارتند از : آب هاي معدني سرعين در نزديكي اردبيل، آب گرم لاريجان و آبهاي حوالي دماوند، آب گرم رامسر، آب گرم محلات و ... . 

8- رودخانه ها و آبشارها :
جاری بودن رودخانه های متعدد بزرگ و کوچک در نقاط مختلف کشور از دیگر جاذبه های طبیعی کشور است که اغلب مردم برای گذران اوقات فراغت به جوار آنها رفته و از جذابیت ها و نیز امکانات ایجاد شده در حاشیه آنها نظیر رستوران ها و سالن های غذاخوری بهره مند می شوند. همچنین با احداث سد بر روی برخی از رودهای کشور همچون سد کرج، لتیان، کرخه و ... دریاچه های مصنوعی ایجاد شده است که چشم انداز آن مورد توجه گردشگران می باشد.
عبور رودها از مناطق کوهستانی باعث بوجود آمدن آبشارهای زیبایی می شود که از آنجمله میتوان به آبشار های مارگون در فارس، سمیرم در اصفهان، کبودوال در گلستان، بیشه در لرستان، لاتون (بلندترین آبشار کشور) در گیلان و ... اشاره نمود. همچنین بسیاری از آبشارهای ایران همچون:  گنج‌نامه، نیاسر، شوشتر، بیشه، قره سو، سمیرم و تنگه واشی، قدمتی تاریخی داشته و از بسیاری برای ساخت آسیاب‌های آبی کمک گرفته شده است. آبشارهای شوشتر به عنوان نخستین تأسیسات صنعت آب و صنایع جانبی جهان در زمان ساسانیان در یونسکو ثبت جهانی شده است و آبشار گنج‌نامه همدان در کنار کتیبه‌های تاریخی کوروش قرار گرفته است.

9- كوهستان : 
نواحي كوهستاني ايران براي کوهنوردی، صخره نوردی و نیز ورزشهاي زمستاني از قابليتهاي بالايي برخوردارند . قله های دماوند در تهران، سهند در آذربایجان شرقی، سبلان در اردبیل، دنا در کهگیلویه و بویر احمد، الوند در همدان، تفتان در سیستان و بلوچستان و ... برخی از قلل ایران می باشند. همچنین پيست های اسكي متعددی در کشور وجود دارد كه هر سال تقريباً از اواسط آذر تا اواسط ارديبهشت داراي برف بوده و مورد استفاده كساني كه به ورزش اسكي علاقمند هستند قرار مي گيرد که از آن جمله میتوان به پيست های اسکی؛ آبعلي، شمشك، توچال و نیز پیست بین المللی دیزین اشاره نمود. همچنین ایجاد خطوط تله کابین در کوهستان های کشور همچون توچال، نمک آبرود، لاهیجان، رامسر، گنجنامه همدان، تبریز و ... باعث شده که عموم گردشگران نیز بتوانند از جاذبه طبیعی ارتفاعات کشور بهره مند شوند. 
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
10- دشت هاي ايران : 
دشت كوير يا بزرگترين بيابان نمكي ايران و دشت لوت از جمله سرزمين هاي شگفت آور طبيعي اين سرزمين محسوب مي شوند . بقاياي كاروانسراها ، راه هاي كاروانروي قديمي ، آب انبارها و علايم راهنماي كاروانيان كه از دوران هاي گذشته بر سر راه ابرايشم بر جاي مانده اند ، همچنین شتر سواری و رصد ستارگان در شب های کویر از جمله جاذبه های کویرهایی همچون مصر، مرنجاب، طبس و ... برای گردشگران   می باشد. 

11- جاذبه هاي فرهنگي و اجتماعي : 
زندگي عشاير چادر نشين به شيوه معاش و زيست آنان يادگار قرنها تلاش براي سازگاري با محيط تلقي مي شود ، يكي از زيباترين جاذبه هاي فرهنگي و اجتماعي ايران است . آنان با برخورداري از آداب و سنن خود كه سنتي بسيار ديرين دارد ، مردماني سخت كوش ، شجاع ، مهمانواز و بسيار مقيد به سنتهاي ديرينه خود هستند . عشاير ايران كه در دفاع از كشور ، پيوسته پيش قدم بودند ، يادگار نظام اجتماعي دير پايي هستند ، كه معيشت آنها با مكاني كه در آن جابجا مي شوند ، عميقاً پيوند خورده است . صنايع دستي و توليد انواع فرش ، گليم ، گبه و نیز  فراورده هاي دامي اساس معيشت آنها را تشكيل مي دهد که بسیار مورد توجه گردشگران  می باشد. در مناطقی از استان های لرستان و خوزستان (عشایر بختیاری)، در استان های فارس و کهگیلویه و بویر احمد (عشایر قشقایی) و در استان های گیلان و اردبیل (عشایر شاهسون) میتوان نمونه هایی از این زندگی کوچ نشینی را با تمامی جاذبه های آن مشاهده نمود. 
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
به همين نسبت روستاهاي ايران نمادهاي نظام اجتماعي يكجا نشيني هستند كه هنوز در مقابل فرهنگ شهر نشيني به سختي مقاومت مي كنند. ارزشهاي اجتماعي حاكم در جامعه روستايي هنوز از هم نگسسته است . نظام هاي سنتي آبياري تعاوني كشت ، همياري ، آداب و سنن ، ازدواج و عروسي ، جشنها و مراسم ملي ، سوگواري ، همبستگي هاي خويشاوندي و حتي تعصبات خانوادگي و همخوني از جمله      ويژگي هاي اجتماعي بسياري از روستائيان ايران است که در کنار آب و هوای پاک و تمیز، نبود سر و صدا و نیز جاذبه های طبیعی روستا ها باعث شده است که در سال های اخیر گردشگری روستایی مورد توجه ویژه قرار گیرد. 

طبیعت گردی از  لحاظ اقتصادی، کار آفرینی و کسب درآمد در داخل کشور و نیز جذب گردشگر خارجی از ظرفیت مناسب و قابل توجهی برای توسعه طبیعت گردی در کشور برخوردار می باشد که متاسفانه در حد مطلوبی به آن توجه نشده و توسعه نیافته است. توزیع امکانات طبیعت گردی در ایران از تعادل لازم برخوردار نیست و در بسیاری از استان های کشور در این زمینه سرمایه گذاری صورت نگرفته و فاقد امکانات مطلوب می باشند. ولی موازی با پیامدهای مثبت بدون شک فعالیت های طبیعت گردی اثرات منفی زیست محیطی را در کشور ایجاد نموده است. این اثرات منفی در قالب آلودگی، تخریب و یا تغییر در طبیعت و محیط زیست پدیدار شده و بر انسان، حیوانات، گیاهان، زمین، آب، هوا، خاک و ارتباط میان آنها و همچنین آثار طبیعی و فرهنگی و نیز اماکن و ابنیه باستانی و تاریخی تاثیر می گذارند. برخی از آثار منفی طبیعت گردی عبارتند از؛ تخریب محیط طبیعی در اثر پیاده روی، کوهنوردی و یا ماشین گردی در  طبیعت (بیشه زارها، مراتع، جنگل ها، کوهستان، سواحل و...)، آتش سوزی در جنگل ها و مراتع، بوته کنی، چیدن گلها و قطع درختان، ریختن، پراکندگی و تجمع زباله در طبیعت و در نتیجه آن تجمه پشه، مگس و حیوانات موذی و نیز ایجاد بوی نامطبوع در محیط های گردشگری، جاری شدن فاضلاب در محیط زیست، آلودگی هوا و صوتی ناشی از تردد خودروها، تغییر کاربری اراضی و ساخت و ساز در طبیعت و... . 

4-1-10  زمین خواری و تخریب فضاهای سبز شهری 
   فضاهای سبز در شهرها، به ویژه در شهرهای بزرگ و صنعتی، دارای عملکردهای مختلفی می باشند. فضاهای سبز از یک سو موجب بهبود وضعیت زیست محیطی شهرها می شود و از سوی دیگر شرایط مناسبی را برای گذران اوقات فراغت شهروندان تعبیه می کند.  علاوه  بر    این ها، دارای عملکردهای کالبدی نیز می باشد. اثرات فضای سبز شهری از دیدگاه زیست محیطی مواردی چون کاهش آلودگی هوا، کاهش آلودگی صوتی، بهبود شرایط بیوکلیماتیک در شهر، افزایش نفوذپذیری خاک و تأثیر مثبت بر چرخه آب در محیط زیست شهری و افزایش کیفیت آب های زیرزمینی را شامل می شود. فضای سبز می تواند به طور قابل توجهی دمای هوا را کاهش دهد و یا به تلطیف هوا کمک کند. در بررسی اثرات روانی- اجتماعی فضای سبز باید گفت که انسان، در هر شرایطی روزانه به چند ساعت فضای ساکت و آرام نیاز دارد که فضای سبز می تواند این فضا را تأمین کند. فضای سبز شهری به عنوان بخش جاندار محیط شهری مکمل بخش بی جان شهر، یعنی ساختار کالبدی شهر، می باشد. در این خصوص فضای سبز می تواند به عنوان لبه شهر، آرایش دهنده شبکه راه ها و تفکیک کننده فضاهای شهری ایفای نقش نماید.

در منابع مختلف و براساس نظر کارشناسان و دانشمندان مطالعات شهری در دنیا استاندارد بین المللی فضای سبز برای هر انسانی که در شهرهای پرجمعیت زندگی می کند، از 15 تا 50 مترمربع و به طور متوسط 30 مترمربع ذکر شده است. رقم پیشنهادی توسط برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد 20 تا 25 مترمربع برای هر نفر ذکر شده است.  براساس مطالعات و بررسی های وزارت مسکن و شهرسازی، سرانه متعارف و قابل قبول فضاهای سبز شهری در شهرهای ایران بین7 تا 12 مترمربع برای هر نفر است که در مقایسه با شاخص های مورد اشاره رقم کمتری است. باوجود این در شهرهای مختلف کشور نیز این رقم، با توجه به ویژگی های متفاوت جغرافیایی و اقلیمی آن ها، با اختلافاتی همراه است. همچنین بنا بر اعلام معاون سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور سرانه کل فضای سبز شهری در ایران 11.8 متر مربع می باشد. بیشترین سرانه فضای سبز در اصفهان با میزان 21.3 درصد بوده و کمترین میزان نیز در سیستان و بلوچستان با میزان 5.1 درصد است. کمترین سرانه پارک‌های عمومی در چهارمحال و بختیاری به میزان 1.45 درصد است و در سنندج وضعیت خوبی نداشته و به میزان 1.83 درصد است. 
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
متاسفانه اکثر شهرهای ایران در طول تاریخ و در مسیر گذر از سنت به مدرنیته زیر پای بی‌توجهی‌ها دچار تحولی اجباری شده و زیبایی و سرسبزی خود را فدای زیاده خواهی ساکنان و مسئولین کرده است.  شهرهای تبریز، شیراز، اصفهان،کرج، تهران و... که در روزگار نه چندان دور به عنوان باغ شهرهای ایران شهره بودند دیگر نشانی از آن باغ های زیبا ندارد و نام محله های قدیمی شان که با باغ شروع می شده فقط در اسم باقی مانده و به جای درختان زیبا برج ها و ساختمان های بدقواره به اوج آسمان قد کشیده اند. نابودی فضای سبز و باغلات در شهرها هر روز زنگ خطری را به گوش ساکنان و مسئولین شهری می رساند ولی متاسفانه گوش شنوایی وجود ندارد و تاراج فضای سبز در بخش های مختلف شهر همچنان ادامه دارد. با توجه به محدودیت زمین در کلان شهرهای کشور  و نیز  بالا بودن تقاضای مسکن شهری همچنین سود آوری بالای ایجاد اماکن تجاری به ویژه مراکز خرید و تفریحی، تغییر کاربری باغات و فضاهای سبز کلان شهرهای کشور نه تنها متوقف نشده بلکه همچنان ادامه یافته و حتی تشدید نیز شده است و به جای توسعه فضای سبز ، در حال نابودی اندک باقیمانده فضای سبز شهرها هستیم.

امروزه پدیده زمین خواری در کشور توسعه یافته و تبدیل به کوه خواری، رودخانه خواری و همچنین دریاخواری شده است و با ادامه این روند، دیگر چیزی از اراضی کشور باقی نخواهد ماند. در دو دهه گذشته به دلیل کوتاهی های صورت گرفته توسط مسئولین و ارگان های ذی ربط، پدیده زمین خواری گسترش چشمگیری داشته است. زمین‌خواران به خاطر درآمدزایی و سودجویی کلان با ایجاد این باغشهرها و قطعه بندی اراضی کشاورزی اقدام به تخریب اراضی و نابودی درختان این باغشهرها می کنند.

4-1-11  عدم توجه به ایمنی زیستی
محصولاتی که از طریق مهندسی و اصلاح ژن‌های یک ارگانیسم به دست می‌آیند، "تراریخته” می‌گویند. در این اصلاح ژنتیکی، "دی.ان.ای” موجودات با استفاده از روش‌های درون شیشه‌ای تغییر می‌یابد، یعنی دی‌ان‌ای (اسید نوکلئیک) پس از ایجاد تغییر در خارج از بدن آن موجود یا گیاه، به درون سلول‌های آن منتقل می‌شود به نحوی که بتواند به جزیی از دی‌ان‌ای آن موجود تبدیل شود. این تغییر می‌تواند موجب تولید فراورده‌هایی شود که برای مثال در محصولات کشاورزی صفات مطلوبی مانند مقاومت به آفات و تحمل خشکی، ایجاد کنند و این ویژگی را به نسل‌های بعدی محصول انتقال دهند. امروزه گیاهان تراریخته در برابر آفات مقاوم هستند و برای صرفه‌جویی در مصرف سموم شیمیایی، گزینه مناسبی به شمار می‌روند. 

مهندسي ژنتيك ابزاري قدرتمند براي اصلاح گياهان در كشاورزي وتوليد فرآورده هاي غذايي محسوب مي شود. با اين وجود، به علت نو بودن اين فناوري مردم احساس متفاوتي نسبت به آن دارند . کارشناسان می‌گویند این علم هنوز به پختگی لازم نرسیده و کشت و کار این نوع محصولات اقدام عجولانه است که می‌تواند ضررهای جبران ناپذیری برای انسان و محیط زیست داشته باشد، سرطان،‌ انواع آلرژی،    اختلالات گوارشی، نازایی، عقیمی، کودکان ناسالم، تخریب‌های زیست محیطی و غیره از هزاران نوع خطرات احتمالی استفاده از این نوع محصولات است. کشت و کار محصولات تراریخته آلودگی زیست محیطی نیز ایجاد می‌کند،‌ گرده‌های محصولات تراریخته و دانه‌هایشان می‌توانند تا فرسخ‌ها جابه‌جا شوند که این مسئله امکان تداخل ژنی ناخواسته را در محیط ایجاد می‌کند. از سوی دیگر محصولات تراریخته استفاده علف‌کش‌ها را افزایش می‌دهد. محصولات تراریخته در مقابل برخی علف‌کشها مقاوم می‌شوند که برای از بین بردن بیماری باید میزان علف‌کش بیشتری مصرف کرد و این عمل باقیمانده سموم را افزایش می‌دهد.

همچنین تولید گیاهان تراریخته این نگرانی را دارد که به اکوسیستم خاک و موجودات و نیز حشرات به عنوان چرخه دوم و پرندگانی که این حشرات را می‌خورند به عنوان چرخه سوم و دام و طیور وانسان در چرخه‌های لطمه وارد شود. از سوی دیگر تولید محصولات تراریخته می‌تواند باعث تضعیف وضعیت اقتصادی کسانی که محصولات ارگانیک و پاک تولید می‌کنند،‌ می شود. اما برخي هم موافق اين فناوري بوده و آنرا را ابزاري براي مقابله با گرسنگي و کاهش مصرف سموم شیمیایی مي دانند . به هر حال، همانند ساير پيشرفت هاي علمي، به منظور اطمينان از سودمندي اين فناوري براي جامعه، ضروري است كه ارزيابي دقيقي در اين زمينه صورت گيرد.  نگراني هاي مربوط به محصولات تراريخته بيانگر لزوم ارزيابي در بسياري از موارد در این زمینه است. محصولات تراریخته چه خطراتي براي سلامت انسان و محيط زيست دارد؟ این سؤال اصلي است كه در اين زمينه مطرح بوده و بايد پاسخ داده شود که از آن تحت عنوان ایمنی زیستی یاد می شود.

بسیاری از کشورها برای تولید، واردات و استفاده از اینگونه محصولات ملاحظاتی را بکار می بندند. اما در کشور ما ایران به گفته مسولان سالانه 5.5 میلیارد دلار محصولات تراریخته وارد کشور می‌شود.اخیرا خانه کشاورز هم اعلام کرده است، 80 درصد محصولات کشاورزی وارداتی کشور تراریخته است. در حالی که در کشور سالهاست دولت‌ها برای کشت این نوع محصولات با نگاه تردید می‌نگریستند اما به تازگی رئیس پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی از لغو آئین‌نامه بازدارنده در مهندسی ژنتیک توسط معاون اول رئیس‌جمهور خبر داده و گفته است مجوز تولید پنبه تراریخته در سال جاری صادر و برنج تراریخته نیز سال آینده به تولید می‌رسد. واردات گندم، ذرت، سویا و... تراریخته به کشور هم که سالهست دارد انجام می شود!!! ولی در این میان نگاه مسئولین به این محصولات بسیار خطرناک و حائز اهمیت است به طوری که به دلیل مصلحت های سیاسی خطرات و زیان‌های استفاده از محصولات تراریخته را انکار می‌کنند، زدن برچسب برروی محصولات تراریخته را که از دیگر نوع محصولات متمایز بشود را الزامی نمی‌کنند، برنامه مطالعه سلامت روی این محصولات انجام نمی‌دهند و اجازه می‌د‌هند که محصولات تراریخته همینطور در فروشگاه‌ها به فروش رسیده و یا در تولید محصولات غذایی مختلف بکار رود بدون اینکه مسائل هشداردهنده در باره آنها اعلام شود!

4-1-12  هجوم آفات، گونه های مهاجم و شیوع بیماری های حیات وحش
در سال های اخیر موارد متعددی از هجوم آفات گیاهی و شیوع و همه گیری بیماری های حیات و حش در کشور رخ داده که از آنجمله میتوان به این موارد اشاره نمود:

- هجوم مگس سفید در شهر تهران بیداد می‌کند و روز‌به روز بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شود و این شهروندان هستند که باید احساس ناخوشایند حضور این حشرات و ورود آن‌ها به داخل دهان و بینی و چشم خود را تحمل کنند. به گزارش سلامت نیوز؛ گرم شدن هوا، کمبود آب در کشور و همچنین استفاده نکردن از روش های صحیح دفع آفات گیاهی در مزارع و خصوصاً مزارع اطراف تهران، جمعیت حشراتی مانند کفشدوزک سیاه که به طور طبیعی شکارچی مگس های سفید هستند را به شدت کاهش داده و باعث افزایش چشمگیر این حشرات سفیدرنگ شده است. برخی مطالعات بر روی این حشرات نشان داده است که این موجودات می توانند     آسیب های جدی بر روی افراد گذاشته و به علت انتقال بیماری و ویروس باعث ایجاد مشکلاتی برای بیماران خاص شود. با توجه به کوچک بودن مگس سفید و اینکه قابلیت ورود به دستگاه تنفسی را از طریق حفرات بینی و دهان دارد، لذا این حشره می تواند سبب بروز التهاب و عفونت در دستگاه تنفسی فوقانی شده و زمینه را برای بروز عفونت های فرصت طلب قارچی و باکتریائی فراهم کند.
      همچنین این حشره با ورود به مجاری تنفسی می تواند باعث تحریک مخاط شده و تظاهرات آلرژیک از جمله عطسه و سرفه شده و     همچنین آبریزش بینی را خصوصاً در کودکان، افراد مسن و بیماران مبتلا به بیماری‌های زمینه‌ای تنفسی و آلرژیک مانند آسم،بیماری  انسدادی تنفسی مزمن و... سبب می شود. 

- در سال های اخير گزارشاتي مبني بر خشكيدگي درختان بلوط  در غرب کشور، مطرح شد که از مشاهده  آثار خشکیدگی روی گونه بلوط ایرانی و زوال و مرگ تعداد زيادي از درختان جنگلي و خسارت بالاي آن در جنگل های بلوط استان های ایلام ، کرمانشاه ، کهگیلویه و بویر احمد، فارس، لرستان و چهار محال و بختیاری و خوزستان و شيوع بيماري قارچی ذغالي درختان بلوط و آزاد در جنگل هاي زاگرس و البرز حکایت داشت. عدم زادآوری درختان به دلیل کشت و کار در اراضی جنگلی و از سوی دیگر تردد دام را عامل سوق دادن جنگل های این ناحیه به سمت  پیری می باشد که با توجه به شرایط اقلیمی، کاهش بارش های جوی، افت آبهای زیر زمینی و هجوم ریزگردهای عربی و افزایش آن طی سالهای اخیر، شرایط نا مطلوبی را بر درختان جنگل های بلوط در غرب کشور و رشته کوه های زاگرس حاکم کرده، بگونه ای که جریان شیره گیاهی کند شده و آثار ضعف و کاهش علائم حیات مستولی شده و زمینه جلب  آفات چوبخوار و پوستخوار فراهم و ضربه نهایی را برای متلاشی ساختن درخت می باشد، وارد و در نهایت درختان خشکیده می گردند. راهکار کنترل و مقابله با شیوع این بیماری خارج ساختن و سوزندان هر چه سریعتر درختان آلوده به بیماری که کاملاً خشکیده  شده اند می باشد.  

- جنگل هاي شمال کشور با 9.1 ميليون هکتار وسعت، ريه تنفسي ايران به شمار مي آيند. اما مثل اين که وجود آفات و بيماري هاي بي شمار، بهار اين مناطق را به خزان تبديل کرده است. اکنون پس از اتفاقاتي که در جنگل هاي منطقه زاگرس رخ داد و مرگ ميليون ها اصله درخت را در پي داشت، لزوم توجه به جنگل هاي شمال کشور  را در استان های بيش از پيش احساس مي شود. در خشکيدگي و از بين رفتن درختان جنگلي عوامل متعددي دخيل هستند که آفات يکي از دلايل مهم و کليدي آن است، طي يک دهه گذشته جنگل هاي شمال کشور شاهد بيش از 30 نوع آفت کليدي و مهم بوده است. در حال حاضر آفت «ابريشم باف ناجور» سطح بيش از ۴۲۰ هکتار از جنگل هاي شمالي کشور را تهديد مي کند. آفت ابريشم باف ناجور در شرايط کنوني، بخش عمده ای  از   جنگل هاي شمال کشور در استان گلستان و  بخش هايي از جنگل هاي گيلان و مازندران دچار خزان زودرس کرده و به اعتقاد کارشناسان، مهم ترين علت شيوع و طغيان اين آفت در جنگل هاي شمال کشور، بروز خشکسالي هاست که به دليل امکان پذير نبودن مبارزه شيميايي با اين آفت و تأثيرات مخربي که اين آفت بر محيط زيست و گونه هاي گياهي و جانوري دارد، مبارزه با آن به روش دستي با کندي و به روش بهداشتي و محافظتي انجام می شود.
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت چهارم)
- بیماری آنفلوانزای فوق حاد پرندگان یکی از بیماری های به شدت واگیر و کشنده در پرندگان است که توسط نوعی ویروس (H5N1) که تمایل زیادی به سلول های مخاطی و خصوصا دستگاه تنفس و دستگاه گوارش دارد ایجاد می شود. این بیماری  بین پرندگان و انسان مشترک است و در مواردی به سایر پستانداران نیز از طریق تماس مستقیم و غیر مستقیم با پرنده آلوده منتقل     می شود. این ویروس علاوه بر پرندگان می تواند انسان، خوک، پستانداران دریایی، سنجاب و حتی گربه سانان (پلنگ،ببر و..) را نیز آلوده کند. این بیماری به علت شدت تلفات بالا به طاعون پرندگان نیز مشهور است . واگیریهای متعددی از این بیماری در بین طیور اهلی بسیاری از کشورها گزارش شده ولی بیشترین تنوع ویروس های آنفلوانزای پرندگان دربین پرندگان وحشی به خصوص پرندگان آبزی راسته اردک سانان مانند اردک ،غاز وقو و پرندگان کرانه زی مشاهده شده است. این پرندگان بیشتر نقش حاملین این ویروس را ایفا می کنند ولی در مواردی علایم بالینی و تلفات نیز در این پرندگان دیده شده است. ویروس این بیماری می تواند عفونت حاد تنفسی در انسان بوجود آورد که بسیار حاد و کشنده است و از طرفی همواره احتمال نوترکیبی بین ویروس آنفلوانزای انسانی و این ویروس وجود دارد که در این صورت ویروس جدید بسیار خطرناک خواهد بود زیرا توانایی همه گیری در بین انسانها را خواهد داشت. از طرف دیگر پرندگان وحشی با آلوده نمودن منابع مشترک تغذیه ای سبب گسترش و انتقال آلودگی به طیور اهلی شده و با ایجاد بیماری در بین آنها موجب وارد آمدن خسارات سنگین به واحد های صنعتی و سنتی پرورش طیور اهلی (به ویژه مرغداری ها) و صنایع وابسته و در نهایت اقتصاد کشور می شوند. شیوع آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان پیش از این در سال های 1389و  ۹۰ در کشور ما اتفاق افتاد که سازمان های حفاظت محیط زیست و دامپزشکی با اقدامات گسترده و معدوم‌سازی پرندگان و طیور آلوده موفق به کنترل بیماری شدند. 

- به گفته مدیرکل دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست در حال حاضر مرگ و میر ناشی از بیماری‌ مهمترین عامل تلفات نشخوارکنندگان در مناطق به شمار می‌رود. طاعون نشخوارکنندگان، میازیس و تب برفکی از مهمترین بیماری‌های حیات وحش در کشور محسوب می‌شوند که دو مورد اول تلفات گسترده‌ای در یک دهه اخیر به جا گذاشته است.در نتیجه این دو بیماری از سال 1383 تاکنون، بالغ بر 3250 کل و بز، قوچ و میش و گوزن زرد تلف شده‌اند که در نتیجه بیماری میازیس در سایت تکثیر در اسارت گوزن زرد در منطقه حفاظت شده دز و کرخه در سال 1392 نزدیک به 70 گوزن جان باختند. در یک سال گذشته لاشه 936 کل و بز و قوچ و میش در مناطق تحت حفاظت سازمان در استان های فارس، زنجان و البرز و نیز اخیرا تهران یافت شده که علت آن بیماری طاعون نشخوار‌کنندگان عنوان شده است و  احتمال شیوع بیماری به استان‌های همجوار نظیر تهران و قزوین نیز وجود دارد. مسئولان می‌گویند دام‌های آلوده و تردد این دام‌ها در مناطق تحت حفاظت، علت شیوع بیماری است. به طور معمول باکتری عامل این بیماری در بین جوندگان و حیات وحش گردش می‌کند و انسان ممکن است در اثر گزش کک آلوده به عامل بیماری به طاعون مبتلا شود. 

- در سال های اخیر  معرفی و یا ورود گونه های غیر بومی و مهاجم اعم از گیاهی و جانوری همانند؛ گیاه آزولا، ماهیان غیر بومی نظیر آمور و شانه دار دریای خزر برای محیط زیست کشور مشکل ساز شده و یکی از مهمترین عوامل تهدید و تخریب تالاب های کشور می باشند. آزولا از شالیزارها در شمال کشور وارد تالاب ها شده و با پوشاندن سطح تالاب ها مانع تبادلات نوری و گازی می شود. ماهی آمور با مصرف گیاهان آبزی موجب اختلال در چرخه غذایی گونه های بومی شده و صدمات قابل ملاحظه ای در تالاب های کشور ایجاد نموده است. 
همچنین در کنار آلودگی های روزافزون دریای خزر، تکثیر نوعی شانه دار مهاجم موسوم به «نمیوپسیس» در آبهای خزر طی       سال های گذشته (که از دریای سیاه وارد این دریا شده) ضربه سنگینی بر اکوسیستم این دریا وارد کرده است. تکثیر این شانه دار مهاجم که از پلانکتونها تغذیه می‌کند، باعث کاهش چشمگیر پلانکتون ها که منبع تغذیه ماهیهای کوچک، خصوصاً کیلکا ماهی‌ها شده و زنجیره غذایی آبزیان را به هم زده است. کاهش ۱۰ برابری ماهی‌های کیلکا در خزر که خود منبع تغذیه آبزیان بزرگتر هستند، باعث افت چشمگیر جمعیت ماهیان خاویاری و فک تنها پستاندار دریای خزر شده است.

4-2 برخی راهکارها برای بهبود وضعیت موجود
1- ترویج وآموزش تنوع زیستی در مدارس
2- آموزش کشاورزان در جهت استفاده صحیح (میزان و روش مناسب استفاده) از سموم و کود های شیمیایی
3- تغییر شیوه کشاورزی و ترویج و بکارگیری اصول کشاورزی پایدار و سازگار با محیط زیست همچون روش های مبارزه بیولوژیکی با آفات، استفاده از کودهای زیستی برای تقویت خاک و...
4- کنترل هر چه بیشتر انتشار آلاینده های محیط زیست توسط صنایع به ویژه در مورد تخلیه پساب های صنعتی در محیط زیست
5- کنترل و ممنوعیت شدید شکار حیوانات
6- کنترل و ممنوعیت بهره برداری از جنگل ها و قطع درختان به هر دو شیوه مجاز و غیر قانونی
7- ممانعت از تغییر کاربری اراضی جنگلی، مرتعی و مناطق حفاظت شده
8- حفاظت از جنگل ها و ممنوعیت برداشت و قطع درختان جنگل ها
9- تجهیز، آموزش و آمادگی لازم برای واکنش سریع و صحیح برای کنترل و اطفاء آتش سوزی در جنگل ها و مراتع طبیعی
10- رعایت ملاحظات محیط زیستی و حفظ تنوع زیستی در احداث جاده ها و سدها
11- حرکت به سمت تولید و استفاده هر چه بیشتر  محصولات سازگار با محیط زیست (سبز)
12- کاهش استفاده از محصولاتی که از گیاهان و حیوانات ساخته و یا تولید می شود
13- استفاده از گونه گیاهی و جانوری بومی
14- تلاش برای به حداقل رساندن آلودگی محیط زیست
15- جنگل کاری و ایجاد و توسعه فضاهای سبز
16- رعایت ملاحظات محیط زیستی و حفظ تنوع زیستی در انجام کوهنوردی و صعودهای دسته جمعی
17- منع و کنترل تجارت گونه های جانوری و اجزای آنها مانند صید و انتقال پرندگان شکاری به کشورهای حاشیه خلیج فارس
18- توجه هر چه بیشتر به توسعه طبیعت گردی در جامعه
19- ترویج فرهنگ حفاظت و حمایت از گیاهان و جانوران و عدم صدمه زدن به آنها چون همانند انسان موجوداتی زنده هستند که خداوند آنها را آفریده و به آنها حق حیات داده است
20- مبارزه بنیادی، همه جانبه و هماهنگ با زمین خواری در کشور

*مدرس دانشکده محیط زیست
منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۲
محیط بان امید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۱ - ۱۳۹۵/۰۲/۲۹
0
0
جذب نیروی انسانی محیط بان صد البته بومی چه
شما اصلا به محیط بانان اشاره نکرده اید و مسایل مربوط به آن جناب یوسفی عزیز

مطمئن باش در این حوزه اگر تحولات اساسی صورت بگیره خیلی چیزا لاقل تو بخش طبیعی درست میشه
ذاکری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۳/۰۷
1
0
سلام لطفا صحبتهای جناب کهرم در میناب را منتشر کنید. سپاس

http://www.mehrnews.com/news/3668864/وضعیت-دشت-میناب-نتیجه-نابخردی-های-مدیریتی-است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین