کد خبر: ۳۱۸۵۵
تاریخ انتشار: ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۶
مقایسه نحوه مدیریت منابع آب در کشور با استاندارهای جهانی نشان می دهد که مدیریت منابع و ذخایر آب کشورکه کالایی استراتژیک محسوب می شود، بسیار ضعیف است.
آرش یوسفیزیست بوم/آرش یوسفی*: محیط زیست به عنوان موهبتی الهی، مجموعه ای است از منابع انرژی، مواد بی جان (آب، خاک و هوا) و موجودات جاندار (گیاهان، جانوران و انسان) که این عوامل پیوسته در ارتباط با یکدیگر بوده و در جهت تداوم جهان هستی و بقای حیات لازم و ملزوم یکدیگرند. 

بخش اول و دوم این مطلب را با عنوان چالش خاک و چالش آلودگی هوا را اینجا بخوانید.


چالش سوم: بحران آب

- و هر چیز زنده ای را از آب پدید آوردیم. (سوره انبیاء ؛ 30)

آب مایه حیات و فراوانترین ماده مرکب بر روی سطح زمین است. بیش 75 درصد جرم بدن یک انسان از آب تشکیل شده است. همچنین بیش از 70 درصد از سطح کره زمین را نیز آب پوشانده است. با وجود این حجم عظیم آب، تنها دو درصد از ّهای کره زمین شیرین و قابل شرب است و باقی آن به علت محلول بودن انواع نمک ها خصوصا نمک طعام شور و غیر قابل استفاده است. از همین دو درصد آب شیرین هم بیش از 90 درصد آن به صورت منجمد در دو قطب شمال و جنوب زمین دور از دسترس انسان واقع شده است. بنابراین کل ذخیره آب قابل استفاده در دنیا کمتر از یک درصد است و بیش از 98 درصد آب، در اقیانوس ها و دریاهای آب شور وجود دارد که در حال حاضر امکان استفاده از آن در سطح گسترده برای تامین نیازهای انسان از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نمی باشد. گیاهان، جانوران و انسان برای زندگی نیازمند آبی سالم بوده و در صورت آلوده شدن آن و عدم دسترسی به آب سالم، سلامتی شان به خطر افتاده و ادامه حیات برایشان ناممکن خواهد شد. آب آشامیدنی یا قابل شرب، آب گوارایی است که عوامل تشکیل دهنده موجود در آن در حدی باشد که مصرف آن عارضه سوئی در کوتاه مدت و یا دراز مدت در انسان ایجاد نکند. ویژگی های آب شرب عبارت است از اینکه عاری از عوامل زنده بیماری زا (باکتری، ویروس، انگل و...) باشد ، عاری از مواد شیمیایی زیان آور باشد ، بدون رنگ، بو و طعم مطبوع داشته باشد و برای مصارف خانگی قابل استفاده باشد. همچنین هر گونه ناخالصی موجود در آب و یا تغییر خواص (فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی) آب که برای حیات موجودات زنده مضر باشد، آلودگی آب نامیده می شود. 
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت سوم)
در فعالیت های کشاورزی، صنعتی و خانگی آب به مقدار فراوان مورد استفاده انسان قرار می گیرد. اما به دلیل مصرف بی رویه  و آلوده شدن از طریق فعالیت های انسانی، امروزه منابع آبی به شدت در معرض تهدید قرار گرفته اند. آب شیرین در محدوده جغرافیایی خاصی موجود بوده و مقادیر آن تقریبا ثابت و تامین کننده نیاز جمعیت موجود جهان می باشد. منابع آب شرب را می توان به سه دسته تقسیم نمود :

1)  منابع آب جوی شامل آب حاصل از نزولات جوی باران و برف
2) منابع آب سطحی شامل آب رودخانه ها، برکه ها، تالاب ها، دریاچه های طبیعی و دریاچه های مصنوعی و سدها
3) منابع آب زیرزمینی شامل آب چشمه ها، چاه ها و قنوات

 مقایسه نحوه مدیریت منابع آب در کشور با استاندارهای جهانی نشان می دهد که مدیریت منابع و ذخایر آب کشورکه کالایی استراتژیک محسوب می شود، بسیار ضعیف است. طبق آمارهای وزارت نیرو در کشور از 130میلیارد مترمکعب پتانسیل سالانه آب تجدید شونده 92 درصد دربخش کشاورزی، 6 درصد در بخش شرب شهری و روستایی و 2 درصد دربخش صنعت مصرف می شود درشرایطی که طبق میانگین جهانی سهم کشاورزی از پتانسیل منابع آب تجدید شونده 70 درصد، سهم مصرف 8 درصد و سهم صنعت 22 درصد است.

 270 میلیارد متر مکعب از 400 میلیارد متر مکعب از حجم بارش‌ها به دلیل گرما از دسترس خارج می شود؛ 92 میلیارد متر مکعب جریان سطحی داریم، 38 میلیارد متر مکعب نفوذ آب‌های زیرزمینی وجود دارد، که از دست دادن این میزان آب فاجعه است. همچنین 32 تا 33 میلیارد متر معکب آب قابل استحصال نیز  از مرزهای کشور بیرون می‌رود، 12 میلیارد متر معکب آب شیرین از ایران وارد عراق و ترکیه و مابقی آب‌ها نزدیک به 20 میلیارد متر معکب از طرف رودهای جنوب، کرخه،‌ کارون و جراحی به خلیج فارس ریخته و بدون استفاده شور می‌شود.

بی هیچ تعارفی باید گفت که با تداوم این وضعیت مدیریت منابع آب، آینده ایران چندان مطلوب نخواهد بود و مشکلات زیر در انتظار ماست مگر این که تدبیری جدی اندیشیده شود و مشکل به طور ریشه ای حل شود:

بسیاری از روستاها خالی از سکنه و مخروبه خواهند شد.
زمین های کشاورزی زیادی به بیابان های بی آب و علف تبدیل می شوند. دامداری از بین می رود و بحران تأمین مواد غذایی تشدید خواهد شد.
انتقال آب های سطحی از نقطه ای به نقطه دیگر به دلیل کمبود فراگیر آب، ممکن نخواهد بود یا با درگیری های سیاسی و اجتماعی جدی همراه خواهد شد؛ درگیری هایی که به نزاع های گسترده فیزیکی نیز منجر خواهند شد.
بسیاری از شهرهای ایران به ویژه در مرکز کشور، قابل سکونت نخواهند بود.
تالاب ها و دریاچه های کشور بتدریج خشک شده و محیط زیست و نیز زندگی انسان ها و جوامع متأثر از آنها نابود خواهد شد.
با از بین رفتن پوشش های گیاهی، بلایایی مانند توفان شن و گرد و غبار، فرونشست زمین، آتش سوزی گسترده تر جنگل ها و سیلاب های مقطعی و در عین حال ویرانگر در کشور امری متداول خواهد بود.
صنایع آب بر، به رکورد مبتلا خواهند شد.
آب آشامیدنی جیره بندی خواهد شد.
بسیاری از مشاغل مرتبط با منابع آبی کشور از بین رفته و تعداد زیادی بیکار خواهند شد.
مهاجرت از مناطق بی آب به مناطق کم آب و سپس تلاش برای مهاجرت از کشور افزایش می یابد.
نارضایتی عمومی و امکان تنش های اجتماعی و سیاسی بالا می رود.
تنش های سیاسی و امنیتی با کشورهای همسایه بر سر منابع آبی مشترک به حداکثر خواهد رسید.
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت سوم)
2-1  چالش های زیست محیطی آب در ایران   
2-1-1  کاهش منابع آب
   ایران از نظر جغرافیایی در بخش نیمه خشک و خشک جهان قرارگرفته و از کل مساحت آن تنها 15 درصد برخوردار از پوشش گیاهی است و بیش از 85 درصد کشور ما جزو مناطق خشک و نیمه خشک محسوب می شود. از سوی دیگر و با توجه به نوع آب و هوای ایران، از مجموع‏ نزولات جوی که حدود400 میلیارد متر مکعب است، فقط 130 میلیارد متر مکعب آن را می‏توان استحصال کرد (بیشترین میزان پتانسیل آب شیرین تجدید شونده) که اکنون نزدیک به‏ 90 میلیارد متر مکعب آن استحصال می‏شود که در مقایسه با کشورهای مهم آبی جهان همچون برزیل با 8200 میلیارد متر مکعب، روسیه با 4200 میلیارد متر مکعب، کانادا با 2900 میلیارد متر مکعب و چین با 2800 میلیارد مترمکعب پتانسیل آب تجدید شونده سالانه، عدد بسیار کمی محسوب می شود و حتی نسبت به همسایه غربی ما ترکیه هم با حدود 70 میلیارد مترمکعب، کم تر است. البته پتانسیل آب تجدید شونده ایران نسبت به کشورهای دیگر همسایه همچون عراق با 96 میلیارد  متر مکعب، قطر با   0.15 میلیارد متر مکعب، کویت 0.02 میلیارد متر مکعب و یا امارات با 0.03 میلیارد متر مکعب بیشتر است. ایران بعد از ترکیه از نظر  پتانسیل آب تجدید شونده درجایگاه دوم خاورمیانه قرارگرفته است. 20 کشور خاورمیانه‏ و شمال آفریقا، با حدود 300 میلیون نفر جمعیت، در حال حاضر یک‏ درصد منابع آب شیرین جهان را در اختیار دارند که ایران نیز ازجمله این کشورهاست از این رو انتظار بروز بحران آب در کشور غیر منطقی نیست. 

رشد سریع جمعیت مهمترین عامل کاهش سرانه آب تجدید شونده کشور در قرن گذشته بوده است. جمعیت ایران در طی این هشت دهه، از حدود ۸ میلیون نفر در سال ۰۶–۱۳۰۰ به ۷۸ میلیون نفر تا پایان سال ۱۳۹۲ رسیده است. بر این اساس میزان سرانه آب تجدید پذیر ساﻻنه کشور از میزان حدود ۱۳۰۰۰ متر مکعب در سال ۱۳۰۰ به حدود ۱۴۰۰ متر مکعب در سال ۱۳۹۲ تقلیل یافته است. در حال حاضر میزان مصرف آب در ایران 96 میلیارد مترمکعب در سال است و این در مقایسه با 130 میلیارد مترمکعب از کل منابع آب تجدید شونده، نشان دهنده وضعیت بحرانی آب در کشور است و در صورت ادامه این روند، وضعیت در آینده به مراتب بدتر نیز خواهد شد. 

تنها افزایش جمعیت نیست که نقش مهمی در شیوع بحران کمبود آب در کشور دارد بلکه پدیده تغییرات آب و هوایی و خشکسالی های پی در پی نیز در بروز این بحران بی تاثیر نبوده است. بنا به اعلام وزیرو نیرو، ایران 15 سال است که با کاهش بارندگی و خشکسالی مستمر مواجه شده که متاسفانه این روند کماکان ادامه دارد و کارشناسان آن را شدیدترین خشکسالی کشور در 40 سال اخیر می دانند.

میانگین بارش در ایران در 46 سال گذشته بطور متوسط 250 میلی متر بوده که این میزان در شش سال اخیر بطور متوسط به 205 میلی متر کاهش یافته است، در حالی که میانگین جهانی حدود 850  میلی متر است یعنی بیش از چهار برابر ایران. آخرین آمار حاکی از این است که از ابتدای سال آبی جاری(اول مهر93) تا 14 مرداد 94، میزان بارندگي در کشور 188 میلیمتر بوده که نسبت به ميانگين کل 20 درصد كاهش داشته است و این روند همچنان ادامه دارد. از سوی دیگر درجه حرارت متوسط کشور در مقایسه با سال های گذشته 1/1 درجه سانتیگراد افزایش پیدا کرده که به تبخیر بیشتر آب و کاهش منابع در دسترس منجر شده است. طبق آمار وزارت نیرو از ابتدای سال آبی جاری حجم آب ورودي به مخازن سدهای کشور به هشت میلیارد و 630 میلیون مترمکعب رسیده این درحالی است که میزان ورودی سدها در مدت مشابه سال آبی گذشته 10 ميليارد و 640 ميليون مترمکعب اعلام شده است با مقایسه ی این آمار می توان نتیجه گرفت که حجم آب ورودی به مخازن سدهای کشور 19 درصد کاهش یافته است. در این مدت بخش‌هایی از آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل، کردستان، کرمانشاه، ایلام، زنجان، قزوین، گلستان، خراسان شمالی، خراسان‌رضوی، خراسان‌جنوبی، سیستان‌و بلوچستان، کرمان، هرمزگان، فارس و سمنان با خشکسالی شدید دست و پنجه نرم کرده‌اند و علاوه بر آنها استان های همدان، مرکزی، البرز، تهران، گیلان، مازندران، اصفهان، چهارمحال‌وبختیاری، کهگیلویه‌وبویراحمد، بوشهر و خوزستان خشکسالی خفیف تا متوسط را پشت‌سر گذاشته‌اند.
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت سوم)
به این ترتیب در حالی که ایران یک درصد جمعیت کل جهان را به خود اختصاص داده است ولی سهم کشورمان از منابع آب تجدیدپذیر فقط 36 صدم درصد است. ایران به سمتی می رود که به زودی جزو کشورهایی خواهد بود که با بحران و کمبود آب مواجه می‌شود. به عنوان مثال در سال 1960 به ازای هر نفر شش هزار متر مکعب آب و در سال 1990 دو هزار متر مکعب آب در اختیار بود و پیش بینی می‌شود در سال 2025 میلادی حدود هزار متر مکعب آب به ازای هر نفر در اختیار قرار گیرد. بنابراین سال به سال شرایط ما سخت‌تر می‌شود. 

2-1-2  مشکلات  ناشی از اجرای طرح های سد سازی و انتقال آب
هرچند سد سازي در اقليم هاي خشك و نيمه خشك كه طبيعتا داراي بارش هاي كم و اغلب موقت و فصلي هستند، راهكاري جهت ذخيره آب براي فصول خشك و تامين انرژي به حساب مي آيد، اما كم توجهي به مسائلي نظير تشديد تبخير از سطوح آبي سدها، انتخاب نادرست ساختگاه سد، كم توجهي به آثار زيست محيطي انها و فقدان توجيه اقتصادي با توجه به ارزش هاي منابع طبیعی و ضرر و زیان های ناشی از تخریب محیط زیست، اين طرح ها را به اصلي ترين عامل نابودی تالاب ها، دریاچه ها و رودخانه هاي کشور تبديل كرده است. شايد بتوان مهمترين چالش سدسازي با محیط زیست كشور را عدم رعايت حقابه تالابها از آب مهار شده در پشت سدها دانست.

 تالاب بطور کلی به " مناطق مردابی، آبگيرها، آبهايي كه به صورت طبيعی، مصنوعی، دائم يا موقت با آب ساکن يا جاری، شيرين، لب شور يا شور" گفته می شود که سدها، مناطق ساحلي، مصب‌ها رودخانه‌ها، باتلاق‌ ها، درياچه‌ها، مرداب‌ها، درياچه‌هاي شور و... را در برمي‌گيرد.   تالاب ها زیستگاه هایی بسیار حیاتی برای گونه های گیاهی و جانوری می باشند که فوائد اقتصادی فروانی نیز برای انسان ها ایجاد می نماید که از آن جمله میتوان به صید ماهی و انواع آبزیان، تامین آب کشاورزی کنترل و پیشگیری از وقوع سیلاب ها، طبیت گردی و... اشاره نمود.  
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت سوم)
در حال حاضر عليرغم اينكه تقريبا بر روي تمام  رودخانه هاي دائمي كشور سد احداث شده و محيط زيست كشور بويژه تالابها و رودخانه ها بشدت تحت تاثير قرار گرفته اند، ولي متاسفانه مديريت منابع آب كشور كماكان با مشكلات جدي از جمله تأمين آب با توجه به رشد جمعيت،  عدم توازن بين تأمين و مصرف آب (در بخش‌هاي مختلف نيازهاي انساني، كشاورزي و محيط زيست)، افزايش آلودگي منابع آب و كاهش پتانسيل بهره‌برداري از منابع آب و پيدايش بحران‌هاي عمومي آب در مقياس ملي و منطقه‌اي مواجه است و عملا راهبرد توسعه سد سازي در ايران نه تنها محيط زيست را بشدت تهديد كرده است، بلكه چشم انداز روشني نيز حتي در زمينه مديريت آب كشور پيش رو نگذاشته است و اين درحالي است كه مزيت هايي چون تامين انرژي از منابع فسيلي و انرژي هاي پاك ناشي از باد و خورشيد و ... مي توانست جايگزين سدسازي حداقل در اهداف تامين انرژي باشد. همچنين تقويت قناتها و ذخيره اب در زير زمين به جاي سطح زمين و جلوگيري از تبخير و ساير روش هاي پايدار مهار، هدايت و ذخيره سازي سيلاب هاي فصلي همگي راهبردهاي سازگار با شرايط اقليمي و اقتصادي اجتماعي كشور بودند كه متاسفانه با فرصت سوزي هاي فراوان بخشي از اين مزيت ها ديگر بخش زيادي از قابليت هاي خود را از دست داده اند، از جمله دانش سنتي قنات كه كم كم به فراموشي سپرده شده و اين دانش بومي بهنگام سازي نشده است. 

متاسفانه در حال حاضرسالانه 5 میلیارد مترمکعب از آب تجدید پذیر کشور در درياچه هاي پشت سدها تبخير مي شوند (معادل 20 برابر حجم مخزن سد اميركبير كرج) و اين درحالي است كه ساخت شتابزده سدها پيش از مطالعات جامع آبخیزها و اجراي برنامه هاي كاهش فرسايش و رسوب موجب كاهش امر مفيد سدها و پرشدن زود هنگام مخزن سد با رسوبات شوند. مثال بارز اين نوع نقيصه رسوبات انباشته شده در پشت سد سفيدرود مي باشد كه حجم زياد رسوبات وارده عمر مفيد ان را 30 سال كاهش داده است. 

طرح هاي انتقال آب بين حوزه اي، پروژه هايي هستند كه زيست بوم هاي آبي و خشكي را در هر 3 منطقه برداشت، انتقال و مصرف تحت تاثير قرار مي دهد. در كشور تعداد 19 پروژه درجه يك (اصلي) انتقال آب اجرا شده و يا در حال اجرا و مطالعه مي باشد كه مجموعا 4593 ميليون متر مكعب آب را منتقل خواهند كرد. تقريبا تمامي اين پروژه ها از مبدا مناطق كوهستاني و پرآب زاگرس و البرز به مقصد فلات مركزي ايران كه منطقه اي خشك و كم آب است مي باشد. 
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت سوم)
بارزترين آثار طرح هاي انتقال بين حوزه اي كشور در حوزه كارون ديده شده است، بطوريكه انتقالهاي متعدد غير اصولي آب از اين حوزه موجب گرديد آورد سالانه كارون بشدت كاهش يافته و در نتيجه غلظت الاينده ها و شوري آب اين رودخانه به حدي بالا برود كه در اوايل دهه 80 موجب بحران هاي آب شرب براي آبادان و خرمشهر و آب كشاورزي براي كشت و صنعت هاي نيشكر خوزستان شود. كشت و صنعت هاي نيشكر خوزستان نيز كه به غلط شورابه هاي حاصل از خاكشويي مزارع را بدون هيچگونه تصفيه اي به كارون سرازير مي كردند، با كاهش آب رودخانه و افزايش شديد شوري آب، چاره كار را رها سازي بيش از 15 متر مكعب در ثانيه شورابه هزاران هكتار از مزارع به تالاب شادگان ديدند و تاسف بارتر اينكه اين رهاسازي آب به بخش آب شيرين اين تالاب منحصر به فرد صورت گرفته است. تحليل هاي كارشناسي نشان مي دهد كه برداشت آب در بالادست حوزه باعث اخلال جدي در زيست بوم رودخانه كارون (بعلت تغيير در حجم، دما و شوري آب)، تغييرات اكولوژيكي ناخواسته در بخش آب شيرين تالاب شادگان، بحران آب شرب در شهرهاي پائين دست بويژه خرمشهر و ابادان، مشكلات كمبود آب در روستاهاي بالادست در محل هاي برداشت (افت شديد منابع آب زيرزميني روستاهاي اليگودرز كه محل برداشت آب يكي از پروژه هاي انتقال آب بودند)، كاهش كيفيت چشم انداز در شهرهايي كه رودخانه كارون و شاخه هاي آن بخشي از مزيت زيبايي شناسي ان شهرها به حساب     مي آيد، بويژه شهر اهواز شده است.

البته تمام موارد فوق الذكر تنها خسارات انتقال بين حوزه اي در حوزه مبدا بوده و مشكلات حوزه مقصد و مسير انتقال از نوع ديگري مي باشد. در اغلب پروژه هاي انتقال آب، تونل ها و كانال هاي حفر شده در طول مسير بسياري از سفره هاي آب زيرزميني را  تخريب نموده و آبدهي انها را  كاهش مي دهند. نكته مهم در حوزه مقصد پروژه هاي انتقال آب اين است كه در مناطق خشك نه تنها كمبود بارش، بلكه شدت تبخير، خاك نارس و اغلب شور، عوامل محدود كننده اصلي هستند و اين ساده انگاري است كه صرفا با تامين آب در اين مناطق، بتوان مشکلات موجود را مرتفع نمود.
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت سوم)
بررسي هاي تاريخي نيز نشان مي دهند كه شهرها و آبادي ها و فعاليت هاي كشاورزي واقع در فلات مركزي ايران صدها سال در شرايط سخت محيطي دوام اورده و تمدن هاي باشكوهي را نيز خلق كرده اند (شهرهاي اصفهان و يزد و دانش قنات و بادگيرها). متاسفانه این رویکرد مدیریت منابع با صرف هزینه های زیاد و بدون در نظر گرفتن محدوديت هاي زيست محیطی موجب گرديده كه به علت تامين آب به ظاهر كم هزينه، توسعه بي رويه و خارج از ظرفيت در فلات مركزي اتفاق بيافتد که نتیجه آن این است که در حال حاضر در حوزه زاينده رود كه بيشترين پروژه هاي انتقال آب را به خود ديده است، تمام بخش ها از كمبود آب رنج برده و هويت شهر اصفهان يعني زاينده رود در محل شهر خشك شده و تالاب گاوخوني در پائين دست آن نیز كاملا خشك شده است. بخش كشاورزي نيز تعريف چنداني نداشته و از  كمبود اب رنج مي برد که تمامی این مشکلات اعتراض مردمی را در پی داشته است.

مثال هاي بارز دیگر اين چالش ها در حال حاضر خشك شدن درياچه اروميه می باشد که به یک چالش ملی محیط زیست کشور تبدیل شده است که ستادی متشکل از وزارتخانه ها و دستگاه های اجرایی ذیربط مستقیما تحت نظارت رییس جمهور در  تلاش برای پیدا کردن راه حلی برای آن می باشند و یا خشک شدن تالاب های هامون جازموريان در استان سيستان و بلوچستان و یا هورالعظيم در خوزستان که چالشی     بین المللی با کشورهای همسایه افغانستان و عراق می باشد که رایزنی های دیپلماتیک فی ما بین تاکنون برای حل آن نتیجه بخش نبوده است. 

2-1-3  کاهش میزان منابع آب زیرزمینی
   رونق گرفتن صنعت سد سازی در کشور در دهه های گذشته، ضمن آنکه آسیب های جدی به محیط زیست وارد کرد، موجب بسته شدن آب رودخانه ها روی کشاورزان شد و این کار در ادامه کشاورزان را مجبور کرد که به حفر چاه های عمیق اقدام کنند که این مسأله در کنار خشکسالی و کمبود منابع آبی در کشور باعث برداشت بی رویه از منابع زیر زمینی شده است به گونه ای که برداشت آب به ذخایر استراتژیک رسیده است و یک پنجم آن نیز برداشت شده است. ذخایر استراتژیک پشتوانه آبی کشورند و میلیون ها سال طول کشیده که شکل بگیرند ولی متاسفانه ما شاهد هستیم که هر ساله سطح آب های زیرزمینی در کشور پایین‌تر می‌رود. چاه‌هایی که 40 سال پیش حدود 50 متر پایین‌تر از سطح زمین بوده، الان به 250 تا 300 متر رسیده و کنترل کیفی روی این منابع بسیار پایین است. اگر کشوری 20 درصد از آب‌های تجدید پذیر را استفاده کند در شرایط ایمن است و اگر این میزان به 40 درصد برسد در مرز خطر قرار دارد، این در حالیست که ایران در شرایط فعلی از 85 درصد منابع آب تجدید پذیرش استفاده می‌کند.
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت سوم)
بنا بر اعلام مدیرکل دفتر توسعه پایدار و اقتصاد محیط زیست سازمان حفاظت محیط زیست، "میزان اضافه برداشت آب از سفره‌های زیر زمینی در سال 92 ، حدود 11 میلیارد مترمکعب بوده و افزایش برداشت آب از سفره‌های زیر زمینی در بسیاری از مناطق منجر به فرونشست زمین شده و در حاضر 297 دشت از 600 دشت ایران خشک شده است". به گفته وزیر نیرو "بر اثر برداشت‌های بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی دشت مشهد حدود 120 سانتی‌متر فرونشست داشته" که آسیب بزرگی محسوب می‌شود. برخی کارشناسان افت آب‌های زیرزمینی در کشور را سالانه 6 میلیارد متر مکعب اعلام می‌کنند. این درحالی است که طولانی بودن روند تشکیل آب‌های زیرزمینی و بهره برداری زیاد از آن، موجب شده که اگر اکنون برداشت از منابع آب زیرزمینی متوقف شود، چند هزار سال طول می‌کشد تا آب جایگزین به وجود آید. بازگشت آب به حفره‌های زیرزمینی به عنوان گردش و چرخه طبیعی در حال حاضر سیکل کندتری پیدا کرده است. چرا که به دلیل فرسایش خاک، قطع درختان و پوشش گیاهان و کاهش بارندگی آب باران در سطح می‌ماند و تبدیل به سیلاب‌های شدید می‌شود.

 برداشت آب از سفره‌های زیر زمینی در سال 92  در کشور حدود 11 میلیارد مترمکعب بوده و افزایش برداشت آب از سفره‌های زیر زمینی در بسیاری از مناطق منجر به فرونشست زمین شده و در حاضر 297 دشت از 600 دشت ایران خشک شده است. علت فرونشست زمین  پایین رفتن سفره های زیرزمینی آب به دلیل برداشت بیش از حد و کاهش بارش و جریان نفوذ آب به این سفره ها می باشد. در خلل و فرج ناشی از فرونشست زمین، هوا جایگزین می شود و در اثر وزن لایه بالایی زمین فرونشست ایجاد می شود.

فرونشست سفره های زیرزمینی در برخی دشت ها ۲ متر و در برخی دیگر از دشت ها بیشتر از آن است. فرونشست در دشت ورامین موجب تَرَک های عمیقی شد که بر اثر آن میله های چاه های آب از زمین بیرون آمد و تأسیسات زیربنایی شهری و روستایی را تهدید می کند. فرونشست در دشت ورامین ۱۳ سانتیمتر ، در دشت ری ۲۵ سانتیمتر، در دشت تهران ۱۴ سانتیمتر و در دشت شهریار ۳۶ سانتیمتر ثبت شده است. بیشترین افت سطح آب در دشت های کشور ناشی از این می باشد که از  چاه های کشاورزی به شکل غیرمجاز آب را از سفره های زیرزمینی برداشت می شود و یا به دلیل کمبود آب در کشور برداشت از منابع آب زیر زمینی برای مصارف شرب افزایش یافته است. مشکلات ناشی از فرونشست زمین باعث متراکم شدن لایه های زمین و از بین رفتن تغذیه آب شده و به این ترتیب در آینده نمی توانیم ذخایر زیرزمینی آب را به حالت اول برگردانیم.
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت سوم)
2-1-4  هدررفت بالای آب در کشور
   بخش کشاورزی به عنوان یکی از عوامل اصلی هدر رفتن آب در ایران مطرح است؛ زیرا حدود 92 درصد آب مصرفی کشور در این بخش مورد استفاده قرار می گیرد. بر اساس آمار حدود 59 درصد از زمین های قابل کشت کشور نیاز به آبیاری دارند و روش آبیاری نیز در بسیاری از مناطق همان شیوه های سنتی است که منجر به هدر رفت بالای آب می شود. میزان هدر‌رفت آب بخش کشاورزی در ایران 70درصد است؛ یعنی در ایران سالانه حدود 93 میلیارد متر مکعب آب مصرف می شود که 86 میلیارد مترمکعب آن به بخش کشاورزی اختصاص می یابد و بخش کشاورزی هم با بکارگیری روش های سنتی آبیاری، 68 میلیارد متر مکعب از این آب ها را به هدر می دهد. اگر اسم این وضعیت برای کشور کم آبی مانند ایران، فاجعه و مصیبت نیست پس چیست؟! بخش کشاورزی سالانه معادل 715 برابر حجم مفید مخزن سد لتیان تهران، آب هدر می دهد. 

80 درصد اتلاف منابع آبی کشاورزی به علت عدم استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته آبیاری است. از 8 میلیون هکتار زمین زراعی که به وسیله آبیاری کشت می‌شود، حداکثر یک میلیون هکتار از سیستم آبیاری پیشرفته و یا آبیاری تحت فشار استفاده شده که این گویای مدیریت نامناسب آب در بخش کشاورزی است. پس می‌توان با تغییر نگرش و اصلاح سیستم کشاورزی و آبیاری، بخشی از این هدر‌رفت عظیم را به چرخه تولید و استفاده برگرداند. مساله دیگر در مورد هدررفت آب بخش کشاورزی مربوط به بهره‌وری آب است. در ایران مقدار بهره‌وری آب کشاورزی به‌طور متوسط 35 درصد بوده ولی در کشورهای توسعه‌یافته این مقدار 65 درصد و برای کشورهای در حال توسعه 45 درصد است. روش آبیاری تاثیر بسزایی در افزایش راندمان و بهره‌وری آبیاری دارد به‌طوری‌که با حرکت از آبیاری سنتی غرقابی به سمت آبیاری قطره‌ای این بهره‌وری از 30 تا 50 درصد در روش ثقلی به 80 تا90 درصد در روش آبیاری قطره‌ای افزایش می‌یابد. کارایی آب در کشور‌های پیشرفته بیشتر از 3 کیلوگرم بر متر مکعب است. بدین معنا که از هر متر مکعب آب می‌توان سه کیلوگرم محصول کشاورزی تولید کرد.  در حالی که راندمان مصرف آب در ایران به یک کیلوگرم بر مترمکعب نیز نمی‌رسد. بر این اساس، ایران در بهره‌وری از آب در بین 123 کشور رتبه 102 را کسب کرده است.   طبق آمار طول شبکه آب شهری کشور بیش از 150 هزار کیلومتر است و حدود 40 درصد از شبکه توزیع آب شهری کشور فرسوده و بخش عمده هدر رفت آب از همین شبکه فرسوده است. طبق اعلام مرکز پژوهش های مجلس در حال حاضر تلفات آب کشور برابر 25 درصد   (معادل 1410 میلیون متر مکعب در سال) است که حدود 13.4 درصد(معادل 756 میلیون متر مکعب در سال) آن مربوط به هدررفت واقعی (نشت و فرار فیزیکی از شبکه توزیع) و 11.6 درصد آن نیز مربوط به هدررفت غیرفیزیکی است.  

همچنین 24 درصد آب شرب مصرفی کشور درآمدزا نیست و سالانه مقدار زیادی از آب شرب کشور که با هزینه‌های زیادی تأمین می‌شود، هدر می‌رود. گفتنی است ارزش ریالی کل آب به هدر رفته بصورت سالیانه بیش از ۵۳۱۳ میلیارد ریال است که رقم بسیار تامل برانگیزی است. در این میان وضعیت استان های خوزستان، تهران و البرز وخیم تر است و نکته قابل تامل این است که ارزش ریالی آب هدر رفته شرکت آب و فاضلاب تهران، تقریبا برابر ۲۵ درصد کل ارزش ریالی آب به هدررفته در کل کشور است.
9 هزار کیلومتر خط انشعاب آبرسانی در تهران وجود دارد که ۳ هزار کیلومتر آن فرسوده است و از این میزان از هر ۱۰۰ لیتر آب ۳۰ تا ۳۵ لیتر آن هدر می‌رود. میزان هدر رفت آب در شبکه تهران 30 درصد اعلام شده که این میزان معادل 150 میلیون متر مکعب است در حالیکه میانگین هدر رفت آب در شبکه‌های سایر کشورهای جهان بین 10 تا 15 درصد است. هدر رفت آب در شبکه توزیع آب در شهرها به دلیل؛  نشت از انشعابات آب ، نشت از لوله ها ، شیرهای قطع و وصل و اتصالات شبکه توزیع ، سرریز و نشت از مخازن ذخیره آب ، شکستگی لوله ها، برداشت‌های غیرمجاز، و غیره رخ می‌دهد.

2-1-5 دفع فاضلاب
    گفتنی‌است ، هر نفر در روز به‌طور میانگین حدود 110 الي 130 ليتر فاضلاب توليد مي‏كند. در سال های اخیر کوشش و جهش بسیار مثبت ومناسبی در زمینه ایجاد  شبکه های جمع آوری و تصفیه خانه های فاضلاب در کشور صورت گرفته است ولی علیرقم اقدامات صورت گرفته همانطور که در موارد قبل نیز ذکر شد هنوز مشکل دفع پساب در کشور مرتفع نگردیده است. فاضلاب همان آب بازمانده از فعالیت های انسانی می باشد که شامل فاضلاب های شهری و خانگی، صنعتی و کشاورزی است. درصد کمی از فاضلاب‌های صنعتی و خانگی در کشور تصفیه ‌شده و بخش عمده فاضلاب‌های خانگی و صنعتی کشور بدون تصفیه و به‌صورت خام وارد محیط‌‌‌زیست می‌شود که این روند، آلودگی خاک و آب‌های زیرزمینی را در پی دارد که نمونه بارز آن افزایش میزان نیترات در آب چاه‌هاست. 

دفع فاضلاب در كشور به دو روش دفع روباز و چاه جاذب صورت مي‏گيرد . چنانچه شرايط زمين براي جذب فاضلاب مناسب باشد ،دفع فاضلاب در زمين امكان پذير است و سيستم چاه جذبي داراي كارآیي نسبتاً خوب و در مواردي كاملاً خوب است . روش استفاده از چاه سال ها جوابگوي مشكل فاضلاب شهرها و روستاهاي كشور بوده است و به‌علت حجم كم فاضلاب و پایين بودن سطح آب زيرزميني در بسياري از نقاط كشور براي دفع فاضلاب هاي خانگي هم از نظر بهداشتي و هم از نظر استفاده مجدد آب روشی مقبول به شمار مي‏رفته است ؛ اما امروزه اين نوع دفع با توجه به افزايش روزافزون جمعيت ، توسعه نسبتاً سريع مناطق مسكوني ،افزايش مصرف آب و نوع آلودگي هاي موجود در فاضلاب،  موجب بروز اشكالاتی شده است كه روز به روز نیز افزایش می‌یابد و در نتيجه منسوخ به نظر می‌رسد.بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت سوم)

از جمله اشكالات اين روش ، آلودگي منابع آب زيرزميني و بالا آمدن سطح این آبهاست. در حال حاضر اکثر شهرهای کشور به ویژه شهرهای نواحی ساحلی دریای خزر و نیز  جنوب کشور از لحاظ دفع فاضلاب دچار مشکل می باشند و عمدتا فاضلاب آنها به داخل رودخانه ها و دریا سرازیر می شود و یا در سفره های آب زیر زمینی تخلیه می شود. طرح های تاسیس فاضلابروها و تصفیه خانه در بسیاری از شهرها آغاز شده ولی همچنان کار عظیمی باید صورت گیرد و هنوز حتی در شهر تهران نیز شبکه فاضلاب تکمیل نشده و کل شهر را پوشش نمی دهد. البته وضعیت دفع فاضلاب در روستاها از وضعیت بدتری برخوردار است که با توجه به رشد شهرنشینی در کشور در سال های اخیر کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

بخش دیگری از آلودگی آب ناشی از دفع فاضلاب در محیط زیست مربوط به فاضلاب صنایع و کارخانجات می باشد. البته تمامی صنایع موظف می باشند که در صورتیکه فاضلاب آنها مطابق با استانداردهای موجود نباشد موظف به ایجاد تصفیه خانه می باشند ولی همچنان بسیاری از کارخانجات و یا شهرک های صنعتی کشور نسبت به این موضوع بی توجه یا کم توجه هستند.

افت تدریجی کیفیت آب موجود در شبکه شهری به دلایل مختلف از جمله فرسودگی سیستم توزیع به دلیل قدمت بالای 40 ساله آن در    کلان‌ شهرها و نشت قابل توجه و در نتیجه افزایش احتمال ورود آلودگی به جریان آب، همچنین افزایش تدریجی برخی پارامترهای نامطلوب همچون نیترات و فلزات سنگین به سبب برداشت بی رویه آب از منایع زیرزمینی و نیز ورود فاضلاب به سفره های آب زیرزمینی و یا رودخانه ها می باشد. آلودگی آب شرب با نیترات که می تواند منجر به بروز سرطان در افراد و یا سقط جنین در زنان باردار شود، در سال های اخیر در  تعدادی از شهرهای کشور حتی تهران مشکل ساز گردیده است. همچنین استفاده از آب آلوده شده با فاضلاب برای آبیاری محصولات کشاورزی خصوصا سبزی یا صیفی کاری ها در مجاورت شهرها نیز منجر به بروز بیماری های وبا و شبه حصبه می شود که در چند سال اخیر منجر به بروز همه گیری بیماری وبا در مناطقی از کشور شده است.  

۵۶/۷ درصد صنايع كشور در استان تهران ، اصفهان ، آذربايجان شرقي و خراسان واقع شده اند. پنجاه درصد ازكل پساب صنعتي در 3 استان تهران ، اصفهان و خوزستان توليد ميشود.  مصرف آب بخش صنعت كشور حدود يك ميليارد متر مكعب در سال تخمين زده مي شود. از اين مقدار حدود 60 تا 70 درصد آن به صورت فاضلاب هاي صنعتي به محيط زيست تخليه مي شود. براساس اعلام مركز آمار، در حال حاضر 156 معدن كشور فاضلاب‌هاي خود را درون رودخانه‌هاي كشور تخليه مي‌كنند. در آخرين آمارها نشان داده شده است كه تنها 29 درصد از معادن كشور يعني يك هزار و 597 معدن داراي شبكه فاضلاب هستند و هنوز بالغ بر 70 درصد از معادن بدون فاضلاب فعاليت مي كنند. تخليه فاضلاب معادن به جز رودخانه‌ها در چاه‌ها، زمين‌هاي كشاورزي و زمين‌هاي غيركشاورزي هم انجام مي‌شود.

 به بيان ديگر، محل دفع فاضلاب 846 معدن در زمين هاي غيركشاورزي، 282 معدن در چاه، 156 معدن در رودخانه، 44 معدن در زمين‌هاي كشاورزي و 268 معدن در ساير محل هاست. حتي آن دسته از معادني كه داراي فاضلاب هستند ولي سيستم تصفيه دفع فاضلاب در اختيار ندارند نيز در همين محل‌ها دفع  مي شود. 

2-1-6 آلودگی رودخانه ها 
   مدتی است که آلودگی رودخانه‌های کشور، وضع قرمز را پشت سر گذاشته و بحرانی شده است. حکمرانی وضع قرمز زیست محیطی در قلمروی رودخانه‌ها کار را به جایی رسانده که برخی از آنها، تنها نام رودخانه را یدک می‌کشند. به آنها رودخانه می‌گویند، اما به گفته رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، "به کانال فاضلاب تبدیل شده‌اند". سال‌های‌ سال است که رودخانه ها در نظر مردم، مکانی مناسب برای سرریز شدن پساب‌های انسانی و صنعتی هستند و حالا حجم گسترده‌ای از فاضلاب را با خود می‌برند.

 رودخانه‌ها، تنها محل تخلیه فاضلاب‌های شهری و روستایی نیستند بلکه در سال‌های اخیر حواشی رودخانه‌ها به مکان تخلیه زباله‌های شهری و روستایی، پساب‌های صنعتی و کشاورزی و مکانی برای تخلیه فاضلاب‌های بیمارستانی تبدیل شده‌اند. مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که بیش از نیمی از رودخانه های کشور دارای وضعیت آلوده  می باشند. رودخانه های سفیدرود، زرجوب، گوهررود و شفارود در گیلان، اترک، کشف رود و کارده در خراسان، تلخه رود،     زرینه رود، سیمینه رود، صوفی چای، مهاباد چای و نازلو چای در استان های آذربایجان شرقی و غربی، ابهر رود و زنجان رود در زنجان، حله و مند در بوشهر، کارون، دز و کرخه در خوزستان، حبله رود و شاهرود در استان سمنان، عباس آباد، قره چای و گاماسیاب در همدان، قره قشلاق در کردستان، قره سو در کرمانشاه، کر در استان فارس، زاینده رود اصفهان و... از جمله این رودخانه های آلوده کشور می باشند. 
بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت سوم)
در حال حاضر از دو رودخانه زرجوب و گوهررود شهر رشت به ‌عنوان آلوده‌ترین رودخانه‌های جهان یاد می‌شود هر روز ٦٠٠ تن زباله شهر رشت در دره سراوان رها می‌شود، این دره در نزدیکی دو رودخانه زرجوب و گوهررود قرار دارد و شیرابه این ٦٠٠ تن زباله شهری، به راحتی وارد این دو رودخانه می‌شود. همچنین رشت از جمعیت بالایی نسبت به وسعت کمی که دارد برخوردار است و تمام فاضلاب‌های خانگی مردم این شهرستان به رودخانه گوهررود و زرجوب می‌ریزد بدون این‌که هیچ پیش تصفیه‌ای برای این فاضلاب‌ها وجود داشته باشد. جالب این است که این رودخانه ها به تالاب انزلی ریخته می شوند.

رودخانه سفیدرود با تامین ۸۰درصد آب استان از جمله منابع آبی مهم گیلان به شمار می‌رود که از خارج استان سرچشمه می‌گیرد. سفید رود با تخلیه هزار و ۸۴۰ تن نیترات، فسفات و ۳۰۰ تن انواع حشره‌کش‌ها از آلوده‌ترین رودخانه‌های ایران در سواحل خزر است که به تنهایی بیش از پنج درصد بار آلودگی تخلیه شده است از سموم شیمیایی کشاورزی را در سواحل شمالی به خود اختصاص می‌دهد. کارشناسان بر این باورند که افزایش آلاینده‌های نفتی، میکروبی و کشاورزی، تعادل زیستی رودخانه سفیدرود را که یکی از مهم‌ترین رودخانه های ایران است به مخاطره انداخته است. تخلیه سالیانه یک هزار تن پساب ‌صنعتی و خانگی و انواع زباله‌های رهاشده روستایی و شهری، سفیدرود را به زباله‌‌دانی تبدیل کرده است و با انتقال این آلودگی‌ها به خزر، فاجعه زیست محیطی هر روز ابعاد گسترده‌تری می‌گیرد.

کشف رود ، رودخانه تاریخی خراسان که با طول ۲۹۰ کیلومتر مسیرش به پل خاتون سرخس می‌‌رسد شادابی گذشته خود را ازدست داده است و امروز کشف رود به یک رودخانه سرشار از فاضلاب و لجن و بوی گند و آلودگی‌های سرطان‌زا و سبزی‌های آلوده تبدیل شده است. فاضلاب صنعتی حاصل از فعالیت‌های شهرک صنعتی توس از تصفیه‌ خانه پرکندآباد، فاضلاب صنعتی بنگاه‌های آبکاری منطقه دهرود، صنایع پوست و چرم همت‌آباد و کارگاه‌های قالیشویی منطقه التیمور، فاضلاب خانگی تصفیه‌خانه اولنگ و پرکندآباد، زه‌آب‌های کشاورزی حاوی سموم و کودهای شیمیایی و فاضلاب‌های تصفیه ‌نشده مناطق مختلف مشهد از جمله آلودگی‌هایی است که در بستر این رود تخلیه می‌شوند. 

رودخانه کارون که زمانی پرآب‌ترین رود ایران بود امروز به سختی نفس می‌کشد. بحران رود کارون با ایجاد سدهای بزرگ گوناگون و مواد نفتی زباله‌ها اوج گرفت. این بحران در ادامه خود به نابودی ۶۳ آبادی به لحاظ آبگیری سد و ازبین رفتن هشت هزار شغل کشاورزان منطقه و نیز تخریب زیستنگاه‌های پرندگان و جانوران و تلف شدن یک میلیون از نخل‌های پایاب این رودخانه در خرمشهر و اروندکنار در اثر شوری و خیز معکوس آب از خلیج فارس منجر شد.

رودخانه کارون در گذر از خوزستان حدود ۷۰ درصد آب شرب استان را تامین می‌کند و این در حالی است که این رودخانه پذیرنده پساب‌های شهری، کشاورزی و صنعتی استان است. رود کارون مکانی برای رهاسازی بی‌رویه پساب‌های صنعتی، شهری و کشاورزی شده است و بیش از۴۰ درصد فاضلاب شهری اهواز و فاضلاب‌های صنعتی و کشاورزی در بالا دست رودخانه به صورت مستقیم به آن وارد می‌شود. همچنین به دلیل کاهش میزان دبی رودخانه و بازگشت آب از سوی دریا، شوری آب کارون افزایش یافته و معضل آلودگی آب رودخانه را تشدید کرده است.

 متاسفانه اکوسیستم گیاهی و جانوری رودخانه کارون به دلیل آلودگی بیش از حد این رودخانه در حال نابودی است و برخی گونه‌های جانوری مانند گربه ماهی در حال انقراض هستند. در حال حاضر در هر گوشه‌ای از کارون آلودگی صنعتی و زباله شهری و خانگی غوغا می‌کند و مدفوع خانگی و لاشه حیوانات در کارون شناور هستند. در کارون آلودگی میکروبی و آلودگی ناشی از فلزات سنگین (سرب، کادنیوم، سیانور و آرسنیک) سلامتی انسان‌ها و آبزیان و جانوران را با خطرات جدی مواجه کرده است. اثرات آلودگی‌های میکروبی سریع وآنی بوده و به شکل بیماری‌های ویروسی و باکتریایی است. حال آنکه آلودگی‌های ناشی از سموم دفع آفت و فلزات سنگین به خاطر تجمع تدریجی در بلندمدت به نسل‌های آینده انتقال می‌یابد و برخی از آنها به رشد سرطان منجر خواهد شد. کارون همچنین از آلودگی‌های شیمیائی و نفتی برکنار نیست. شدت این آلودگی به قدری است که گاه به صورت لکه‌‌های نفتی بزرگ حدود دو تا سه مترمربع روی رودخانه کارون دیده می‌شود.

زاینده رود در اصفهان دیگر خاموش است. بحران زاینده‌رود و متوقف کردن آب در بخش شرقی این رودخانه، از اصفهان تا تالاب گاوخونی خطرناک‌ ترین رویداد زیست‌ محیطی در مرکز ایران است. این بحران نه نتیجه خشکسالی طبیعی بلکه قبل از هرچیز ناشی از تصمیمات سیاسی و اداری است. از انتقال غیر اصولی آب زاینده رود به شهرها و استانهای دیگر که بگذریم، احداث غیر منطقی و طبیعت ستیزانه صنایع بزرگ در حاشیه رودخانه، عدم راندمان مناسب در صنایع کشاورزی استانهای چهارمحال بختیاری و اصفهان، کاشت محصولات کشاورزی نظیر برنج، نگاه استانی به زاینده رود و… همه و همه در خشک شدن پر آب‌ترین رود فلات مرکزی ایران نقش داشته است.

از خاطر نباید برد که زاینده‌رود در بخش غربی خود نیز آلوده و بیمار است، به عنوان نمونه روزانه هفت میلیون لیتر فاضلاب شهرک بهارستان به زاینده‌رود می‌ریزد. از سوی دیگر اثرات پساب‌ها از طریق تخلیه پساب‌های صنایع و نیز کشاورزی بر زاینده رود فاجعه بار است. میزان مصرف کودهای شیمیایی مختلف در اراضی حاشیه زاینده‌رود بالغ بر صد هزار تن و مصرف سموم کشاورزی بالغ بر ۴۵۰ تن است. فاضلاب ‌های کشاورزی حاوی املاح محلول، بقایای سموم دفع نباتی و علف‌کش‌ها و بقایای کودهای شیمیایی به ویژه نیترات و مقداری عناصر سنگین است که برای سلامتی انسان بسیار خطرناک می باشد.
     بررسی جامع چالش های محیط زیست در ایران(قسمت سوم)
2-2 برخی راهکارها برای بهبود وضعیت موجود
1- کنترل صنایع
ایجاد تصفیه خانه فاضلاب در واحدهای صنعتی و کارخانه هایی که فاضلاب آلوده را وارد محیط زیست می کنند 
پیش بینی ایجاد تصفیه خانه فاضلاب در احداث شهرک های صنعتی و کارخانجات جدید
استفاده از سیستم های کنترل و نظارت لحظه ای و هوشمند (آنلاین) آلاینده ها در صنایع
اصلاح فرآیندها و عملیات تولید در صنایع در جهت کاهش آلاینده ها و نیز مصرف آب
نصب تجهیزات کاهنده و یا کنترل کننده مصرف آب
استفاده از آب بازیافتی (حاصل از تصفیه فاضلاب) جهت استفاده مجدد در فرآیندهای صنعتی به ویژه برای خنک کردن دستگاه ها و تجهیزات و نیز آبیاری فضای سبز
به روز نمودن فناوری ها و دستگاه ها و تجهیزات بکار رفته در کارخانجات 

2- کنترل و کاهش مصرف آب در ادارات
نصب تجهیزات کاهنده و یا کنترل کننده مصرف آب
آموزش راهکارهای صرفه جویی در مصرف آب به کارکنان

3- کنترل و کاهش هدر رفت آب در کشاورزی
حمایت مالی و فنی کشاورزان جهت استفاده از شیوه های نوین برای آبیاری مزارع و باغات نظیر آبیاری تحت فشار و قطره ای
ترویج و آموزش شیوه های نوین آبیاری و نیز افزایش بازدهی و بهره وری مصرف آب در کشاورزی
ایجاد سیستم های جمع آوری و تصفیه فاضلاب کشاورزی در مزارع و باغات و نیز روستاهای کشور

4- کنترل مصرف و هدر رفت آب در شهرها 
ترمیم و بهسازی شبکه توزیع آب در شهرها
تسریع روند ایجاد شبکه های جمع آوری و تصفیه خانه های فاضلاب مورد نیاز در تمامی شهرها
اصلاح الگوها و شیوه های نادرست مصرف آب
آموزش و جلب مشارکت شهروندان جهت صرفه جویی در مصرف آب  
کنترل و کاهش مصرف آب در آبیاری فضاهای سبز شهری

5- لایروبی و احیای قنات های قدیمی

6- اختصاص حق آبه مورد نیاز از آب ذخیره شده در سدها بر ای جلوگیری از خشک شدن تالاب ها

7- بازنگری در برنامه های سد سازی و انتقال آب در کشور

8- آموزش و جلب مشارکت همگانی به منظور ممانعت از هرگونه ریختن، انباشت و یا دفن زباله در جوی ها، رودخانه ها و سواحل

*مدرس دانشکده محیط زیست
منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین