کد خبر: ۳۱۲۹۱
تعداد نظرات: 3 نظر
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۲
حرمت امامزاده به متولی است،
این آلودگی ها و تخریب ها تا زمانی که تک تک افراد به ارزش و اهمیت محیط زیست واقف نشوند با سرعت فزاینده ایی ادامه می یابد. برای اتفاق افتادن این مهم، موثرترین ابزار لازم همان آموزش است یعنی ما صرفاً از طریق آموزش میتوانیم ارزش و اهمیت محیط زیست بعنوان بستر زندگی افراد را به آنها القا نماییم.
امید باتوزیست بوم/امید باتو*: در محاورات عادی و روزمره حتماً شنیده اید که: حرمت امامزاده به متولی است (عربها می گویند: حرمه المکان بالمکین). از فحوای این کلام بسیار حرفها میتوان فهمید. میتوان به قول سیاسیون نقشه راه ترسیم کرد، سند توسعه و چشم انداز هزاره و افق ... را می توان بر اساس همین کلام نوشت زیرا که دریایی از معانی در ژرفنای همین عبارت ساده جای گرفته است.
محیط زیست به شدت در حال تخریب است، محیط زیست در حال نابودی است، بحران آب سبب نابودی زیستگاهها و مناطق گردیده است و ...
در برابر این هجمه تخریب و دست اندازی و چپاول منابع طبیعی که متعلق به همگان است و به هیچکس هم تعلق ندارد چه کسی مسئول است؟ در جواب این سوال می توان گفت:
- در سطح نظام بین الملل، قدرتهای زورگو و نظام سلطه که بر اساس تفکرات سرمایه داری برنامه استثمار و استعمار تمام جهان را در دستور کار دارند مسببین اصلی تخریب و از بین رفتن محیط زیست هستند.
- در سطح منطقه ایی سیاست های غلط انکار و امحاء بعضی دولت ملت های موجود (همانند عربستان، ترکیه، اسرائیل) که بر اساس تفکرات فاشیستی و خود برتربینی نسبت به سایر ملل و ادیان دیگر باعث ایجاد جنگ و آشوب و هرج و مرج در منطقه شده اند و آتش جنگ و جنگ افروزی را هر روز بیشتر از روز قبل در خاورمیانه شعله ورتر می کنند. در این وضعیت آنچه بیش از همه آسیب دیده و به ورطه نابودی کشانده میشود همان محیط زیست است.

- در سطح ملی اما قضیه اندکی متفاوت تر می باشد:

علیرغم آنچه که ادعا می شود، در مفاهیم و آموزه های دینی و متون ادبی کمترین توجه به محیط زیست روا داشته شده است. برعکس احکامی که مثلاً در باب طهارت و آداب معامله و شرایط ثبوت گناه و ... تشریح و تفصیل گردیده است، بجز مواردی آنهم بصورت کلی، در خصوص محیط زیست و مسائل مربوط به آن خیلی تأکید نشده است. در دیوان شعرا هم آن اندازه که پیرامون مسائل تربیتی، مسائل اجتماعی و حتی هجو و ... شعر سروده شده است من باب سبک رفتار اجتماعی و رعایت حق و حقوق دیگران از زاویه محیط زیست کار نشده است. این موضوع حتی در اولویت بندی بازآموزی و آموزش این متون در مساجد و منابر و مدارس هم خیلی مهم نبوده و جزو اولویت های اصلی نیست. سیستم آموزشی کشور ما (چه در سطح آموزش مقدماتی و چه در سطح آموزش عالی) کمترین نرخ آموزش محیط زیست را داشته و این کمبود زمانی خود را نشان می دهد که دانش آموختگان پس از خروج از دانشگاه و جذب در بازار کار (دولتی و خصوصی) به دلیل عدم شناخت و عدم اعتقاد به محیط زیست خود به مخربین محیط زیست تبدیل می شوند.

در فرهنگ عمومی جامعه ما (با تفکرات تقلیل گرایانه در مورد محیط زیست) رگه های ضعیفی از مسائلی همچون عطوفت با حیوانات و مهربانی با درخت و ارزش آب و ... وجود دارد اما همچنان که اینگلهارد می گوید ارزش ها در طی نسل ها جایگزین می گردند. ارزشی قدرت حفظ خود در طی چندین نسل را دارد که بر روی آن کار شده باشد و مرتب به روز رسانی شود. به یاد دارم در زمان کودکی در هر کوچه و محله ایی نظافت کوچه و محله هم همانند نظافت منازل توسط ساکنین آن صورت می گرفت ولی امروز این کار را در حوزه وظایف شهرداری می دانیم و کمتر کسی به نظافت خارج از منزل خویش اهمیت می دهد.

با توجه به وضعیت نابسامان اقتصادی جامعه، گفتمان غالب و رایج محافل رسمی و غیر رسمی آحاد جامعه نیز حول همان محور معیشت، تورم و گرانی و ... است. در چنین شرایطی برنامه ریزی مسئولین هم بر روی این مسائل که خواست و مطالبه اصلی شهروندان می باشد متمرکز می گردد. آهنگ تخریب محیط زیست در کشورهایی که در حال توسعه هستند بیشتر از کشورهای توسعه یافته می باشد چون در این کشورها بهره کشی بیشتر و استفاده خارج از ظرفیت از منابع (بدلیل رایگان بودن) جهت رسیدن به توسعه اجتناب ناپذیر است.  

نتیجه گیری:
با این اوصاف آنچه نیاز به توضیح ندارد تخریب محیط زیست (اعم از تخریب جنگل و مرتع، هدر رفت آب، آلودگی هوا و ...) در مقیاس خرد و کلان، در سطح محلی، منطقه ایی و بین المللی است. جنگل ها نابود شده اند، گونه های حیوانی و گیاهی منقرض شده اند، تالابها خشکیده و در نتیجه آن بحران گرد و غبار بوجود آمده است. اینها جزئی از هزاران مورد تخریب محیط زیست بوده که سبب گردیده است طبیعت و محیط زیست ما به سمت قهقرایی پیش رود. نتیجه این مسائل بروز جنگ های خانمانسوز (شکل گیری و ظهور حرکتهای تکفیری و رادیکال همانند القاعده (افغانستان)، بوکوحرام و الشباب (نیجریه و سومالی)، داعش (سوریه) و ... همیشه در کشورهایی اتفاق افتاده است که بحران آب در آنها بیشتر از هر بحران دیگری به چشم میخورد)، شیوع انواع بیماری های مهلک و کشنده همچون سرطانها، مرگ و میر زیاد ناشی از انواع سکته های قلبی و مغزی بدون دلیل و ...می باشد.

 این آلودگی ها و تخریب ها تا زمانی که تک تک افراد به ارزش و اهمیت محیط زیست واقف نشوند با سرعت فزاینده ایی ادامه می یابد. برای اتفاق افتادن این مهم، موثرترین ابزار لازم همان آموزش است یعنی ما صرفاً از طریق آموزش میتوانیم ارزش و اهمیت محیط زیست بعنوان بستر زندگی افراد را به آنها القا نماییم. آموزش و فرهنگ سازی بهترین امکان برای رسیدن به هدف یعنی همان حفاظت از محیط زیست می باشد اما این آموزش توسط چه نهادی باید صورت پذیرد؟ در جواب این سوال باید گفت همچنانکه از نص صریح اصل پنجاه قانون اساسی بر می آید، تک تک افراد در قبال حفظ محیط زیست مسئول هستند بنابراین تک تک افراد بایستی تحت آموزش قرار گرفته و این تک تک افراد نیز آموزش های دریافت شده را به اطرافیان و خانواده ها و نسل های پس از خویش منتقل نمایند. بعبارتی تنها و تنها در صورت داشتن آموزش فراگیر میتوان به حفظ محیط زیست امیدوار بود.

 در این میان نقش سازمان حفاظت محیط زیست بعنوان برنامه ریز، هماهنگ کننده برنامه ها و مسئول اصلی تدوین و تصویب قوانین در مراجع قانونی و نهاد ناظر بر اجرای آنها می باشد. طبیعی است که نهاد کنونی تحت عنوان سازمان حفاظت محیط زیست ناتوان از حفظ محیط زیست باشد چرا که علیرغم وجود قوانین بسیار خوب در این زمینه ضمانت اجرا، اهرم ها و راهکارهای عملیاتی را در اختیار ندارد. با کمال تأسف سازمان حفاظت محیط زیست ناتوان از برآوردن حداقل ها در حد تأمین نیازهای اولیه مازلو برای کارکنان خویش می باشد طبیعی است که در چنین شرایطی اندیشه، تفکر، خلاقیت، تعهد و تخصص جای خود را به مسائلی همچون عدم انگیزش، عدم نوآوری، عدم خلاقیت و عدم وجود مولفه های مثبت خواهد داد. چنین است که باز دوباره به همان جمله ایی که آغازین کلام را با آن شروع کردم می رسیم و آن هم حرمت امامزاده به متولی است.

 اگر میخواهیم محیط زیست وظیفه و رسالت خویش را بخوبی انجام دهد با وضعیت کنونی به هیچ جا نخواهیم رسید. برای حفظ محیط زیست بایستی طرحی نو درانداخت، از یک طرف قوانین و مقررات اصلاح و به روز شده به نحویکه جنبه بازدارندگی آنها ملموس تر باشد. بدنه سازمان از لحاظ دانش و تخصص ارتقا یافته و موضوع آموزش محیط زیست در دیگر ارگانها را نیز پیگیری و رصد شود. سازمان حفاظت محیط زیست روح نظارتی خویش را بازیافته، و از یک سازمان درجه چندم پوست اندازی نماید. از طرف دیگر با ایجاد شان و منزلت اجتماعی برای کار در سازمان (همانند دانشگاهها، شرکت های نفت و برق و مخابرات و ...) نخبگان را به ورود به این عرصه تشویق و ترغیب نماید. سازمانی که کارکنان آن بدترین و سخت ترین وضعیت معیشتی را دارند نه تنها هیچ جذابیتی برای ورود افراد نداشته بلکه هیچگاه قادر نخواهد بود فرهنگ سازمانی خویش را در وجود نیروهایش نهادینه نماید. 

*کارشناس محیط زیست  
منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۳
زندی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۳۸ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۶
2
1
با سلام
ذوق و سلیقه نگارش متون توسط جناب آقای مهندس باتو در بیان مسائل زیست محیطی نشان از درک بالای ایشان در مقام پاسخ و نتیجه گیری نیز بسیار کارآمد است ولی به یاد داشته باشیم در کشورهای که جنگ جریان دارد و در حال نابودی محیط زیستشان هستند هیچ انتظاری در حفظ محیط زیست نیست چون خود نیز در حال فنا شدن هستند. ولی شکی نیست در اثر همین نابسامانی در دهکده جهانی ما نیز در درجات پایین تر تحت تاثیر منفی جنگ و تخریب قرار خواهیم گرفت.
در سازمان حفاظت محیط زیست ایران آموزش کارشناسان و ساعت آموزش مشکلی ندارد اتفاقاً بیشتر بودجه آموزشی سازمان صرف کارشناسان می شود ولی مشکل اصلی عدم توان بکار گیری این آموزش ها توسط کارشناسان محیط زیست علل الخصوص خانم ها در مناطق و روستاههای ایران است که قادر به حضور در بین جوامع محلی نبوده و کاری برای ارتقاء فرهنگ و آموزش اتجام نداده اند و در واقع بودجه سازمان در بحث آموزش کارشناسان در بحث جوامع محلی بکلی هدر رفته و راه حل و به قول مهندس باتو نتیجه گیری : هدفمند کردن آموزش به مامورین اجرایی تحصیلکرده و انتقال مستقیم به جوامع محلی بهترین گزینه بوده وگرنه جوامع شهری شاید از نظر تحصیلات زیست محیطی و آموزش خیلی بالاتر از کارشناسان ما هستند. با تشکر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۴۲ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۶
1
2
برخی مدیران نالایق را جارو کنید شاید درست شود
کارشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۷ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۸
0
1
جناب باتو لازم میدانم این نکته را به صحبتهای شما بیافزایم و اینکه : در همین فضای بشدت تبعیض آمیز از حیث برخورد و اهمیت به پرسنل این سازمان با سایر ارگانها بایستی این نکته را هم یادآوری نمود که بین محیط زیست استانها (از نظر پرداخت حقوق و مزایا )بشدت تفاوت و تبعیض وجود دارد بعنوان مثل 35 درصد را فلان استانها خیلی وقته اعمال نموده اما در بعضی استانها از جمله کردستان آن را غیر قانونی میدانند (یک بام و دوهوا ) قبول دارم که ناتوانی سیستم مدیریت آب سردی بر پیکر نیم جان محیط زیست کردستان است... وعده های مدیر هم که بماند ... ودیگر رمقی برای کسی نیست
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین