کد خبر: ۳۱۱۳۳
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۴
اینکه حفظ محیط زیست و منابع طبیعی در اولویت چندم کاندیداهای مجلس شورای اسلامی است، پرسشی است که این روزها مرتباً از سوی کارشناسان و فعالان این حوزه مطرح شود. تنها مروری بر عملکرد چند سال اخیر مجلس شورای اسلامی و نحوه مواجهه ...
میرمهرداد میرسنجریزیست بوم/ میرمهرداد میرسنجری*: چرا که در غیر این صورت شاهد برخی تلاش‌ها و جمع‌آوری امضا برای انحلال سازمان حفاظت محیط زیست یا وضع برخی قوانین مغایر با حفظ منابع طبیعی نبودیم.
میراث‌های طبیعی و محیط زیستی ایران زمین در حیطه مسئولیت کوتاه مدت دولت‌ها نیست بلکه مسأله‌ای فرادولتی و بلند مدت است که همه مسئولان، با هر گرایش سیاسی ملزم به پاسداشت آن هستند. شرایط محیط زیست ایران و انواع تخریب منابع و آلودگی‌ها، به حدی از خطر رسیده که حتی واکنش قاطع و هشدار دهنده رهبر معظم انقلاب را نیز موجب شده است. آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در سخنان 17 اسفند 1393 خود با توجه به چشم‌انداز رو به قهقرای محیط زیست کشور، ضرورت توجه عملی مسئولان، کارشناسان، متخصصان و سازمان‌های مردم نهاد محیط زیستی کشور را گوشزد کردند. گزیده سخنان ایشان از این قرار است:

1- حفظ محیط زیست یک وظیفه حاکمیتی است
2- ضرورت برنامه‌ریزی، تدبیر، پیگیری مستمر و جدی و قاطعیت دستگاه‌های مرتبط برای حل مسائل و مشکلات محیط زیستی کشور، بویژه آلودگی هوا، پدیده ریزگردها و دست‌اندازی به جنگل‌ها و مراتع و فضاهای سبز
3- ضرورت تهیه سند ملی محیط زیست و پیوست زیست محیطی برای همه طرح‌های عمرانی و صنعتی و همچنین جرم انگاری تخریب محیط زیست
4- محیط زیست موضوعی کشوری و ملی است و مسأله این دولت یا آن دولت یا مسأله این شخص یا آن شخص و مسأله این جریان یا آن جریان نیست
5- ابراز تأسف شدید بابت دست‌اندازی افراد سودجو به جنگل‌ها و منابع طبیعی بخصوص در شمال کشور
6- ضرورت برخورد قاطعانه و مقابله دستگاه‌های مسئول با قانون شکنان که به هر بهانه‌ای اعم از هتل‌سازی و جذب گردشگر و ساخت حوزه علمیه به طبیعت دست درازی می‌کنند
7- اظهار تأسف از زمین خواری و اخیراً کوه خواری و ساخت و ساز در ارتفاعات
8- ضرورت فرهنگ‌سازی محیط زیستی توسط رسانه ملی
9- ضرورت قضاوت مردم در انجام وظیفه دستگاه‌های مؤثر در حفاظت محیط زیست کشور

بی‌تردید هر بند از این هشدار‌ها متضمن تأیید دغدغه‌ها و واکنش‌های سازمان‌های مردم نهاد طرفدار محیط زیست است که در سال‌های اخیر به طور عام نمود یافته است.
متأسفانه بهره‌برداری سودجویانه از میراث طبیعی و میراث فرهنگی در بخش بزرگی از جامعه ایران کنونی به صورت عرفی، همه گیر می‌شود. جامعه‌ای که ارزش یک میراث طبیعی را بر پایه نوع استفاده شخصی کوتاه مدت مورد ارزیابی قرار می‌دهد و نه بهره‌برداری بلندمدت و پایدار؛ جامعه‌ای که میراث فرهنگی و بناهای تاریخی خود را با واژه نازیبای «کلنگی» بی‌ارزش قلمداد می‌کند تا بتواند پاساژ و برج و آپارتمان از دلش در بیاورد و سوءمدیریتی که درختان تاریخی و خاطره اجتماعی خیابان‌های پایتخت را سربری و بن بری می‌کند تا فلان فروشگاه زنجیره‌ای قابلیت نمایان شدن تبلیغات تجاری بیشتری یابد. در این میان عاشقان میراث محیط زیستی و میراث تاریخی فرهنگی ایران توسط بساز و بفروشان سودجو با الفاظی به نسبت شبیه به هم محکوم می‌شوند که بد نیست آنها را مرور کنیم.

١- کاربرد مکرر «طرح‌های توسعه ای» بر طرح‌هایی که سودجویانه و ناپایدار هستند و کوتاه زمانی بعد از حیز انتفاع خارج می‌شوند.
٢- انگ «اظهارنظرهای احساسی» بر عاشقان میراث طبیعی و فرهنگی ایران زمین واژه پرکاربردی برای سود جویان برج ساز است. گویی هر انتقاد علمی و تخصصی باید به کام سرمایه‌گذاران بساز و بفروش خوش بیاید تا از انگ «افراطی»، «کورکورانه» و «غیرکارشناسی» دور باشد!
٣- سودجویان، طرفداران حفاظت محیط زیست را به «گذشته پرستی» و مقابله با آنچه برای خود «دستاورد علم و دانش بشر امروزی» می‌نامند، محکوم می‌کنند. گویی هر توسعه مترادف است با تخریب گذشته و الزاماً مخالفان توسعه ناپایدار گذشته‌پرست هستند!

به نظر می‌رسد این تفکر خطرناک همه میراث طبیعی و فرهنگی ایران کهنسال مظلوم ما را هدف گرفته است. با این تفکر مسموم مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست و حتی سازمان میراث فرهنگی هر چقدر پیشینه قوی تری داشته باشند قابلیت تخریب بیشتری خواهند داشت و مخالفان پروژه و طرح‌های به ظاهر توسعه‌ای نیز بیشتر «گذشته پرست» خواهند بود.

٤- تکرار شعار «به حداقل رساندن و نیز جبران خسارت زیست محیطی» در توجیه هر گونه دخل و تصرف منابع محیط زیستی. شعاری که تاکنون تضمین‌کننده اجرای ده‌ها زمین خواری و بی‌اثر برای مردم محلی در کشور بوده است. ولی آیا براستی چنین عمل شده است و برای طرح‌های پول ساز آینده باز هم چنین  عمل خواهد شد؟
در همین حال وضعیت میراث فرهنگی و تاریخی ایران زمین بسیار شکننده و رو به قهقرا شده، به طوری که در مدت زمانی کوتاه و چند ده ساله، بسیاری از آثار تاریخی کشور تخریب شده است. البته تخریب آثار تاریخی ایران که بسیاری از آنها به ثبت میراث فرهنگی هم رسیده است، مسأله جدیدی نیست. هر سال خبرهایی مبنی بر تخریب یا تهدید هویت تاریخی بنا‌ها و آثار در ایران منتشر می‌شود. شوربختانه بسیاری از تخریب‌ها از روی عمد و شاید برنامه‌ریزی‌شده باشد. آثاری که قدمت طولانی داشته و از ارزش بسیار بالایی برخوردار هستند. برخی از این آثار نشانگر تاریخ و پیشینه ایران کهن است و مرمت آنها شاید ناممکن به نظر برسد.
به چند نمونه از تخریب‌های گسترده تعمدی و تأمل‌برانگیز و دقیقاً ناآگاهانه میراث تاریخی، فرهنگی ایران که در سکوت کامل رسانه‌ای در سال‌های اخیر انجام شده، اشاره می‌شود:

۱- تخریب سنگ‌نبشته نام خلیج فارس در خارک با پتک و تیشه
۲- تخریب تنگه چوگان و بیشابور با پتک و تیشه
۳- تخریب نقش برجسته سنگی «قندیل» با تیراندازی تمرینی
۴- تخریب نقش برجسته ساسانی ارزشمند «سرآب بهرام»
۵- تخریب نقش برجسته «سرمشهد» و نقش «پریشو»
۶- تخریب نقش برجسته داریوش بزرگ با کمک نردبان
۷- تخریب کاخ کوروش بزرگ در برازجان
۸- تخریب نقش برجسته باغ‌ملک و گور دخمه «رودنو» خوزستان با مواد منفجره
۹- نابودی تپه باستانی ۶۰۰۰ ساله «گونسپان» ملایر با آبگیری سد کلان
۱۰- ساخت سد گتوند و نابودی شیر‌های سنگی باستانی
۱۱- تخریب پرشتاب اخیر محوطه‌های باستانی شوش.

بدین‌سان مردم، تشکل‌های مردم نهاد محیط زیستی و میراث فرهنگی و نیز حمایت‌های آگاهانه مسئولان و دست اندر کاران از نقش غیر قابل انکاری برخوردار هستند.
از این‌رو پویش سراسری پاسداشت میراث فرهنگی و طبیعی، نخستین حرکت خودجوش نهادهای مردمی و علمی غیر دولتی است که در راستای اثر‌گذاری بر انتخاب نمایندگان شایسته ملت فعالیت خود را آغاز کرده است. این پویش، انتخاب مسئولان و نمایندگان مردمی که پیشینه دفاع و پشتیبانی از میراث فرهنگی و محیط زیست دارند را هدف قرار داده تا نمایندگان مجلس دهم با دارابودن برنامه یا آمادگی برای بهره‌مندی از نظرات فنی و تخصصی صاحبنظران، اثر‌گذاری ماندگاری بر وضع قانون‌ها و مقررات حمایتی از میراث محیط زیستی و میراث فرهنگی و تاریخی ایران عزیز برجای گذارند.

پویش پاسداشت میراث فرهنگی و طبیعی، پیشنهاد بسیار با اهمیت صاحبنظران را در گنجاندنِ درس‌های مربوط در کتاب‌های درسی مورد تأکید قرار داده و سه عنوان درسی سطوح آموزش رسمی از پیش دبستان تا دانشگاه، با نام‌های «پاسداری از محیط زیست» و «اهمیت میراث فرهنگی» و «آشنایی با فعالیت‌های مدنی» را مطرح کرده است.
آنچه متأسفانه در جامعه امروزین ایران کمتر مشاهده می‌شود، باور قلبی به ضرورت پاسداری از داشته‌های تمدنی، تاریخی، میراث فرهنگی، میراث معنوی، صنایع دستی، هنر و زبان ملی فارسی است که بی‌تردید از ضعف ساختاری و مفرط آموزش‌های مربوط در کتاب‌های درسی پیش‌دبستانی، دبستانی، دبیرستانی و دانشگاهی و نیز رسانه‌های دیداری، شنیداری، مجازی و... ناشی می‌شود. یکی از نکات با اهمیت فرهنگی که در رابطه‌ای تنگاتنگ با پیشینه کهن فرهنگی ماست، باور و اهمیت دادن به حوزه تاریخی، تمدنی ایران بزرگ فرهنگی است که می‌تواند در چارچوب اتحادیه منطقه‌ای نوروز جلوه یابد که نگارنده از آغاز دهه 80 خورشیدی در قالب مقاله‌های متعدد بدان پرداخته است.
شوربختانه شماری از نمایندگان کنونی دستگاه قانونگذاری کشور به دلایل پیش گفته دغدغه چندان پررنگی درباره میراث فرهنگی و اکوسیستم طبیعی ایران از خود نشان نداده اند در حالی که پیشینه روشن در دفاع از میراث فرهنگی یا طبیعی با تأکید بر پیشینه فعالیت در حوزه‌های میراث فرهنگی، گردشگری، محیط زیست یا فعالیت‌های مدنی مربوط یک نقطه قوت برای هر انتخابی خواهد بود.
امروزه رفع بحران‌های محیط زیستی کشور از حیطه توان و اختیار سازمانی ضعیف و ناتوان فراتر رفته و مدیریت کلان ملی را می‌طلبد.
از دیگر سو در مقیاس بلند مدت نهاد‌های تأثیر‌گذار در محیط زیست کشور از جمله سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت صنایع، وزارت نیرو، وزارت متولی کشاورزی، وزارت نفت، وزارت صنایع و... و نهاد‌های متولی یادگارهای فرهنگی تاریخی ایران زمین از جمله سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، صدا و سیما و... باید با افزایش تعاملات بین بخشی و بویژه تخصصی و دانشگاهی، شرایط را برای برخورداری نسل‌های آینده ایران از توسعه پایدار میراث‌های محیط زیستی و میراث‌های فرهنگی و تاریخی رهنمون شوند.

* استادیار دانشگاه و پژوهشگر فرهنگی و ژئوپلتیک
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین