کد خبر: ۳۰۹۸۰
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۴ - ۰۹:۵۷
به خاطر دارم كه زماني در كميته محيط زيست شوراي شهر تهران فعاليت داشتم، هر هفته يك جلسه و چند بازديد داشتيم اما هر زماني كه با مساله‌اي در سطح شهر تهران برخورد مي‌كرديم متوجه مي‌شديم ريشه‌هاي تمام اين معضلات فرهنگي است.
اسماعیل کهرمزیست بوم/اسماعيل كهرم*: كشورهاي پيشرفته كه بيش از 50 سال است اهميت توجه به مسائل زيست محيطي را آموخته‌اند، هنوز هم نمي‌توانند به طور كامل ادعا كنند مردمان و شهروندانشان اهميت و لزوم توجه به مسائل زيست‌محيطي را آموخته‌اند چه رسد به مردم كشور ما كه دانش شان درباره طبيعت و محدوديت آن بسيار ناچيز است.

ما مردمي هستيم كه در كشوري در حال توسعه زندگي مي‌كنيم. با وجود اين، با زدن يك كليد، نفت وارد سيستم گرمايشي ما مي‌شود، با زدن كليد ديگر مي‌توانيم هر چقدر بخواهيم گاز مصرف كنيم و با اشاره‌اي كوچك مي‌توانيم تا هر اندازه كه لازم داريم و نداريم از آبي با بهترين و بالاترين كيفيت كه نظير آن در كشورهاي توسعه يافته فقط به صورت كم و محدود بدون وارد شدن به شبكه آب لوله كشي شهري توليد مي‌شود، بهره مند شويم. اين فراواني نعمت و در دسترس بودن آن باعث شده مردم ما قدر اين مواهب خدادادي كمياب را ندانند و تصور كنند همه اين نعمت‌ها و ذخاير دائمي و تمام‌نشدني است و به‌عنوان امري عادي با آن برخورد كنند.

به خاطر دارم كه زماني در كميته محيط زيست شوراي شهر تهران فعاليت داشتم، هر هفته يك جلسه و چند بازديد داشتيم اما هر زماني كه با مساله‌اي در سطح شهر تهران برخورد مي‌كرديم متوجه مي‌شديم ريشه‌هاي تمام اين معضلات فرهنگي است. براي مثال اينكه مردم زياد كاغذ مصرف مي‌كنند، آب، برق، انرژي، سوخت و ساير ذخاير ملي محدود را زياد و با اسراف مصرف مي‌كنند به دليل ضعف فرهنگ‌سازي است. اگر ما به مردم بگوييم كه اينها يك منابع محدود و تمام شدني هستند كه نه تنها براي آيندگان و فرزندان آنها بلكه براي خودشان و در همين مدت محدود حيات هم ممكن است به حد نصاب نرسيده و تمام شود، شايد در مصرف شان تجديد نظركنند. از افرادي كه اطلاعات درست ندارند نمي‌توان انتظارداشت برخورد مناسبي با اين مساله داشته باشند.

در گذشته تلويزيون و رسانه‌های ديداري براي مردم اصلي‌ترين ابزار اطلاع‌رساني بودند اما اين روزها شبكه‌هاي اجتماعي اين نقش را بر عهده گرفته و رسانه‌ها تا حد زيادي به حاشيه رفته‌اند. راديو نيز يكي از اصلي‌ترين وسايل ارتباطي بود كه با جدالي تنگاتنگ با تلويزيون وارد صحنه شد و براي افرادي كه امكان تماشاي تلويزيون را نداشتند يا راننده بوده و دائم در سفر بودند به ابزاري جدي تبديل شد. با اين وجود هنوز هم بيشترين استفاده‌كنندگان وسايل ارتباط جمعي مخاطبان تلويزيون هستند. با اين وجود رسالت روزنامه‌ها در عصر حاضر با آن چيزي كه در غالب تلاش آگاه‌سازي در رسانه‌هاي تصويري مانند تلويزيون و سينماشاهد آن هستيم تفاوت اساسي دارد. برای مثال فرد خودش به صورت انتخابي و بر اساس سواد و آگاهي تمايل دارد روزنامه تهيه كرده و براي آن حتي پول بپردازد در حالي كه درباره رسانه‌هاي تصويري مانند تلويزيون فرد هيچ حق انتخابي ندارد و صرفا محتواي پيام را دريافت مي‌كند. بنابراين قصد مخاطب و خريدار روزنامه آگاهي و افزايش سطح سواد و معلومات است در حالي كه نيت اصلي تماشاچي رسانه تصويري بيشتر جنبه‌هاي تفريحي و سرگرمي است و آموزش در حاشيه قرار دارد.

حالا نكته مهمي كه لازم است اينجا متذكر شوم و شنيدن آن بسيار مهم است، تلاشي است كه در برخي رسانه‌ها و به ويژه رسانه ملي انجام مي‌شود كه در آن نه تنها آموزش و فرهنگ‌سازي در باب مسائل زيست محيطي انجام نمي‌شود بلكه نتيجه اين تلاش هادر اغلب موارد نتيجه عكس دارد. متاسفانه در حال حاضر برخي از رسانه‌ها مخصوصا رسانه‌هاي تصويري مثل تلويزيون و سينما نه تنها آموزش درست و اطلاع‌رساني انجام نمي‌دهند بلكه اين تلاش‌ها در اكثر موارد نتيجه عكس داشته و حتي باعث بدآموزي مي‌شود. براي مثال چندي پيش در یک فيلم سينمايي كه بازيگر معروفي در آن بازي مي‌كرد صحنه‌اي اجرا شد كه خشم و عصبانيت مرا برانگيخت. اين فرد براي نشان دادن عصبانيت خود شاخه درخت بيد مجنوني كه در سر راهش بود را شكست تا به اين طريق نشان دهد عصباني است. يا در فلان فيلم ديگر كه در ايام نوروز در تلويزيون پخش مي‌شد و در آن خيلي هم ادعاي حمايت از محيط زيست و پلنگ مازندران مطرح بود، بازيگر نقش اصلي براي اينكه همسر و فرزندانش صداي مكالمه او با يكي از اقوام را نشوند، دوش آب حمام را باز كرد و ساعت‌ها در اين حالت با فاميل خود صحبت كرد تا صدايي بيرون نرود. اين اقدامات به ظاهر ساده هرچند در موضوع فيلم نقشي ندارد اما تاثيري كه نبايد بگذارد را بر ذهن و رفتار بيننده -مخصوصا اگر اين فرد كودك باشد- مي‌گذارد و اين رفتارهاي ضد فرهنگي و انساني به رفتار عادي بين نسل جديد تبديل مي‌شود. رسانه‌ها بايد بدانند همه رفتارهاي ريز و درشت آنهازير ذره بين قضاوت‌هاي مردم و خبرنگاران قرار دارد و تك‌تك اين رفتارها براي مردم مهم و اثرگذار است.

 افرادي كه در فيلم‌ها و سريالهاي مختلف مي‌خواهند مساله مهمي را به افراد آموزش دهند به همان نسبتي كه مي‌توانند آموزشي درست و منظم در كشور و نسل جوان ايجاد كنند، امكان باآموزي هم دارند و مي‌توانند با دخالت مستقيم و غيرمستقيم در اين مسائل وحتي با رفتارهاي خودشان براي نسل جواني كه از آنها الگو مي‌گيرند مهم و موثر باشند. بارها ديده شده در موارد مختلفي جواناني كه الگوي بخش اعظمي ازمردم هستند، با رفتار ناپخته خود بخش اعظمي از طرفدارانشان را ترغيب به اين مسائل ناهنجار مي كنند. باتمام اين تفاسير بايد گفت هدف اصلي آموزش و تبیين مساي زيست‌محيطي دركشور ما آموزش و فرهنگ‌سازي است. آموزش كودكان براي حفظ محيط‌ زيست و حفاظت از طبيعت از اهميت بسيار زيادي برخوردار است؛ از اين رو هزينه‌اي كه در اين راه صرف شود، قطعا سود آن تا چند سال ديگر چند برابر خواهد شد.

صرف هزينه در زمينه آموزش به معناي برداشتن گام‌هاي مثبتي در اين راستاست كه در دولت يازدهم با توجه به شرايط نامناسب مالي قدم‌هاي بزرگ و سازنده‌اي در این راه برداشته شده است. مقام معظم رهبري 17 اسفندماه 93 در ديدار با جمعي از مسئولان عرصه محيط‌ زيست كشور بر توسعه فرهنگ و آموزش‌هاي محيط‌ زيستي تاكيد كردند كه اين مساله نشان از اهميت موضوع دارد. سال گذشته در آمريكا 88 ميليارد دلار صرف تهيه فيلم و 81 ميليارد دلار صرف تهيه بازي‌هاي رايانه‌اي شد در حالي كه كل گردش مالي سينماهاي ايران از تهيه تا اكران فيلم در سال 93 حدود 120 ميليارد تومان بوده است كه رقم بسيار ناچيزي است.

* مشاور عالي سازمان حفاظت محيط زيست 
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین