کد خبر: ۳۰۳۸۴
تعداد نظرات: 9 نظر
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۴ - ۰۹:۰۴
درباره يك كشتار يا مهمان‌نوازي دردناك در فريدون‌كنار
از خودم مي‌پرسم: چرا در گذشته اهالي اين روستا‌ها فقط در حد معقول شكار مي‌كردند و قانع بودند؟ ولي در سال هاي اخير قناعت‌شان را فراموش كرده‌اند و كشتار مي‌كنند؟ جوابي نمي‌يابم جز حرص و طمع. حرص و طمعي كه گريبان همه را چسبيده، حرص و طمعي كه به عنوان زرنگي، تئوريزه شده و مباح. همه به دنبال آنند كه بيشتر به جيب بزنند و هر چه زود‌تر به مال و منالي برسند. مگر شاليزار‌ها را تغيير كاربري ندادند و صاحبان زمين‌ها به پول نرسيدند؟
يك‌نفر بايد بايستدزیست بوم/رضا كيانيان*: خبر كشتار بي‌رحمانه مرغان مهاجر در فريدون‌كنار و روستاهاي اطرافش تاسف‌بار است. كشتار اين ميهمان‌هاي بيگناه كه كيلومتر‌ها بال زده‌اند تا سرزمين ما از سرما جان سالم به در ببرند.
اين مهاجرت زمستاني سال‌هاست انجام مي‌شود. ولي در اين سال‌هاي اخير است كه شكار تعدادي از آنها به كشتار بي‌رويه و بي‌رحمانه تبديل شده. بي‌رويه از آن جهت كه قبلا براي سير كردن شكم برخي اهالي شكار مي‌شدند. طوري كه زاد و ولد مرغان جبران مافات مي‌كرد. ولي سال‌هاي اخير براي تجارت كشتار مي‌شوند! و تلفات آنقدر زياد است كه به نابودي اين پرندگان مي‌انجامد. بي‌رحمانه از آن رو كه شيوه‌هاي شكار تغيير كرده، طوري كه پرندگان زجركش مي‌شوند. يا از گرسنگي مي‌ميرند، يا از وحشت يا از غرق شدن (براي شناختن اين روش‌ها مي‌توانيد مقاله خانم غزل حضرتي در «اعتماد» سي‌ام آبان را ببينيد).
سازمان حفاظت محيط زيست مي‌گويد نيروهاي انتظامي محلي همكاري نمي‌كنند. چون معتقدند نبايد روزي محلي‌ها را بريد.
شكار محدود را مي‌توان به روزي تعبير كرد ولي كشتار را هرگز. نكته ديگر اينكه اين كشتار به نابودي اين‌گونه‌ها مي‌انجامد. در اين صورت اين روزي براي هميشه نابود خواهد شد. كمي برنامه‌ريزي اين رزق و روزي را هميشگي مي‌كند و هم به چرخه حيات و زيبايي محيط كمك مي‌كند كه خود اين زيبايي مي‌تواند براي اهالي محل درآمدزا باشد.
سال ٧٠، چند ماه بايد در اصفهان مي‌بودم. و از آنجا كه عاشق پل خواجو هستم هر شب قبل از رفتن به خانه سعي مي‌كردم حتما از روي اين پل بگذرم، در آن سال شهرداري اصفهان تعداد زيادي مرغابي روي زاينده رود رها كرده بود. هر شب ديروقت وقتي مي‌خواستم از پل جدا شوم، مي‌ديدم چند نفر آن پايين چيز سفيدي در وسط دارند و كوشش مي‌كنند. برايم سوال شده بود كه چه مي‌كنند؟! بالاخره يك شب رفتم پايين... و ديدم آنها يك مرغابي را گرفته‌اند و دارند پرهايش را جدا مي‌كنند، خب نتيجه چه شد؟ پس از چندي زاينده‌رود ديگر مرغابي نداشت.
 آيا مرغابي‌ها رزق و روزي آنها بودند؟ حتما نه. همان‌طور كشتار مرغان مهاجر را هم نمي‌توان به رزق و روزي تعبير كرد. بلكه غارت منابع طبيعي و نابودي محيط زيست انساني است.
يك‌نفر بايد بايستد
چون كشتار مي‌كنند تا لاشه‌ها را بفروشند، هر لاشه ٧٥ هزار تومان. هر چه بيشتر بكشند پول بيشتري به جيب مي‌زنند.
 از خودم مي‌پرسم: چرا در گذشته اهالي اين روستا‌ها فقط در حد معقول شكار مي‌كردند و قانع بودند؟ ولي در سال هاي اخير قناعت‌شان را فراموش كرده‌اند و كشتار مي‌كنند؟ جوابي نمي‌يابم جز حرص و طمع. حرص و طمعي كه گريبان همه را چسبيده، حرص و طمعي كه به عنوان زرنگي، تئوريزه شده و مباح. همه به دنبال آنند كه بيشتر به جيب بزنند و هر چه زود‌تر به مال و منالي برسند. مگر شاليزار‌ها را تغيير كاربري ندادند و صاحبان زمين‌ها به پول نرسيدند؟ خب چرا اينها نرسند؟!
 جالب اينجاست، زماني كه محيط‌بانان پا پيش مي‌گذارند تا جلوي غارت را بگيرند، كتك مي‌خورند و گاهي دستگير هم مي‌شوند. اين كشتار جز بر اثر بي‌اخلاقي‌اي كه رواج يافته، چه دليل ديگري دارد؟! همان‌طور كه با غارت‌كنندگان منابع طبيعي برخورد مي‌شود، بايد جلوي اين كشتار هم گرفته شود.

*بازیگر
منبع: اعتماد
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۹
یکی از کارکنان سازمان محیط زیست
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۱۲ - ۱۳۹۴/۰۹/۱۵
0
4
درود بر هنرمند دوست داشتنی جناب رضا کیانیان.
اما آن یک نفری که باید بایستد کیست؟ شاید مدیر کل محترم محیط زیست استان. ایشان استاد دانشگاه تهران هستند و در طول هفته در تهران در کلاس مشغول تدریس و آخر هفته نیز جهت استراحت می روند شمال. چندین خدم و حشم لازم است که ایشان را بین یمین و یثار جابجا کنند. این است که فریدونکنار هم می شود محل غارت. مشکل یکی دوتا نیست برادر عزیز!
س ن
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۹/۱۵
0
2
در دوره مدیریت خانم ابتکار این سومین زمستانی است که پرندگان مهاجر و کمیاب و در خطر انقراض در این منطقه گرفتار و قتل عام می شوند و یا در اسارت سوداگران قرار می گیرند.
بازیگران سینما هم دیگر نمی توانند سکوت پیشه کنند اما دکتر کهرم گرامی یا همان پرنده شناس قدیمی در این روزها مشغول تعریف خاطرات خود از سفر به هندوستان و لندن است... چه می شد چند روزی هم تشریف می بردند به فریدونکنار و خاطرات و دل نوشته های! خود را از روش های گرفتار کردن و به سیخ کشیدن پرندگان مهاجر در سایت سازمان محیط زیست منتشر می کردند ...
مریم
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۵۹ - ۱۳۹۴/۰۹/۱۵
0
1
واقعا مطلب جالبی بود بخصوص که مسوولین هم کاری نمی کنند
حیدر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۱۲ - ۱۳۹۴/۰۹/۱۶
0
0
سلام به آقای کیانیان هنرمند دوست داشتنی. چگونه دولت نمیتواند ،دولت بخواهد هرکاری را میتواند انجام دهد .باید شکار به روش های سنتی برگردد والی در یکی دو سال آینده دیگر پرنده ای نمی ماند همچنانکه هر سال پرنده کمتری میآید.
سپيده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۵ - ۱۳۹۴/۰۹/۱۶
0
0
زنده باد
مه لقا کاشفی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۳۰ - ۱۳۹۴/۰۹/۱۶
0
0
با سلام
البته کمتر کسی از شکار چیان روزنامه خوان هستند و این مطالب بیشتر برای اندک طرفداران محیط زیست کار برد دارد .تصور می کنم اقای کیانیان با محبو بیتی که بین مردم دارند روزی را در مقابل بازار پرند ه فروشان فریدونکنار با شکار چیان و مردم محلی این حقایق را به بحث بگذارند شاید وجدان انها بیدار شود .
امیر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۱۴ - ۱۳۹۴/۰۹/۱۶
0
0
جناب کیانیان هزاران درود و سپاس. نه یک نفر بلکه همه باید بایستیم ...همه در مقابل تخریب محیط زیست در مقابل قتل عام پرندگان بی دفاع بایستیم. لطفا روزی را بعنوان دفاع از این پرندگان اعلام کنید از طریق رسانه های عمومی و شبکه های اجتماعی .
پورلک
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۷ - ۱۳۹۴/۰۹/۱۷
0
0
جناب کیانیان
با بحث آز و نیاز در مقاله شما کاملا موافقم. کما اینکه این اتفاق فقط مختص منطقه فریدونکنار نیست بلکه گریبانگیر تک تک ما شده است. به عبارتی فرهنگ قناعت کم رنگ شده و مصرف گرایی ترویج یافته است. امید است هنرمندان و صاحبان رسانه الگویی باشند در این زمینه.
و اما آنچه در فریدونکنار می گذرد بیش از اینکه یک اتفاق بد باشد، یک اتفاق خوب است. درآنجا مردم محلی از دیرباز تالاب هایی ساخته اند (با بهره گیری از دانش بومی) و آن ها رابه نحوی مدیریت می کنند که مامن و پناهگاه پرندگان مهاجر شده است. بحث اینجاست که با توقف صید و صیادی، آیا خطری بزرگ تر این پرندگان را تهدید نمی کند؟ واقعا چه ضمانت و قانونی وجود دارد تا از تغییر کاربری اراضی در این منطقه جلوگیری کند؟ مگر نه اینکه بخش وسیعی از تالاب ها و شالیزارهای مازندران تاکنون زهکشی شده و تبدیل به شهرک و رستوران و فروشگاه شده اند؟ به نظر شما در این صورت پرندگان مهاجر باید به کجا پناه ببرند؟
ضمن سپاس از شما بابت دلسوزی تان، ا میدوارم به منطقه فریدونکنار تشریف آورده و از نزدیک با این تالاب ها و مردم بومی و صید سنتی که دارای ارزش میراثی است آشنا بشوید.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۰ - ۱۳۹۴/۰۹/۲۲
0
1
با سلام
متأسفانه مسئله شكار در تالابهاي مازندران امري تازه نيست و محيط زيست و ديگر ارگانهاي مسئول نمي توانند مديريت منابع داشته باشند. اما قضيه اصلي آن است كه متأسفانه اين چنين فرهنگ شكار در خون مردم مازندران عجين شده است و رزق خود را از تالابها طلب مي كنند( مقطعي اما پر سود ) . براي جلوگيري از چنين كشتارهايي مرد پيلتن مي خواهد و بس و كمك هاي همه جانبه در تصحيح فرهنگ مردم حاشيه نشين تالابها را كه هنوز قضيه ي موآهاي نيوزيلند را نمي دانند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین