کد خبر: ۲۹۸۱۴
تعداد نظرات: 32 نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۴ - ۱۵:۱۱
واكنش معاون محترم آنست كه " اينكه چهارتا گندله آتش بزنيد و روي آن سيب زميني بپزيد كه مدرسه طبيعت نشد".اما ايشان اگر از مفهوم مدرسه طبيعت آگاهند به راستي از كودكان جز اينكه در مدرسه طبيعت با آب و سنگ و خاك و گل بازي كنند و آتش بيافروزند و حيوانات را در آغوش بگيرند تا از اين رهگذر عاشق طبيعت شوند چه انتظاري دارند؟
زیست بوم: دکتر عبدالحسین وهاب زاده مدرس دانشگاه و مترجم فعال حوزه محیط زیست در یادداشتی به تندی از نحوه برخورد مهناز مظاهری معاون آموزش و پزوهش سازمان محیط زیست با مدارس محیط زیستی یاد کرد.

به گزارش زبست بوم، این صاحب نظر برجسته محیط زیست با اشاره به پاره ای اتفاقات که پیرامون اظهار نظرهای اخیر محمد درویش منتشر شده است نوشت: « تا پيش از آمدن محمد درويش به سازمان محيط زيست هيچگاه پا به طبقات بالاي آن ننهاده بودم. آمدن او و رفت و آمدهاي موقت و مردد برخي ديگر از خوشنامان مرا به اين نتيجه مي رساند كه اكنون وقت نازك طبعي و مطلق گرايي نيست . بر خيز و پا به راه بزن و تو كه هر دري را براي طرح اهميت تجربه طبيعت در كودكي و تاسيس مدارس طبيعت ميزني اين نيز خود دريست شايد كسي به جواب آمد. و او الحق، با تمام خارهاي سر راه ، آنچه در توان داشت براي تحقق اين مهم كه سلامت نسل آينده و طبيعت ما در گرو آنست ، كوشيد .اما هر بار كه پا بدان ساختمان نهادم و از همان شروع با دروازه هاي الكتروني و پرس و جوهاي غلاظ و شداد در بانها رو به رو مي شدم كه در تاسيسات هسته يي و نظامي بايد انتظارش را داشت نه يك سازمان مرتبط با مردم، بيشتر بر همان تصميم قديمي استوار مي شدم كه از اين امامزاده معجزي دشوار بتوان ديد و هنوز جاي درويش و امثال او عرصه جامعه ، به حيث يك فعال محيط زيستي است، نه مقام مسئول.

 او زود هنگام بوي بهبود از اوضاع شنيده و ما را نيز به چنين اميدي فريفته است. هر بار كه خود در جلسات تهيه مدارس محيط زيست و مدارس طبيعت شركت كردم و شيوه نگرش و برخورد مافوق او در مقام معاونت آموزش و پژوهش سازمان ، واكنش مسئولان آموزش و پرورش و برخي كسان را كه در هيات كارشناس موضوع شركت مي كردند را تجربه كردم و يك من به جلسه وارد شدم و صد من از آن بيرون رفتم با خود گفتم كه اين مرد در چه شرايط دشواري ميخواهد نا ممكن را ممكن كند، گويي قابله يي بخواهد فيلي را از رحم موشي به دنيا آورد. آن تفاهمنامه ها ، منشورها و شيوه نامه هاي اجرايي آن كار كه براي نرم كردن دل " دلسوزان آموزشي كشور" هر بار رقيق تر و رقيق تر شد تا به شير بي يال و دم و اشكمي بدل گردد اكنون مدتهاست پشت در اتاق وزير آموزش و پرورش و همكاران دلسوزش خاك مي خورد. براي نشان دادن دشواري راهي كه او در پيش داشت تنها به خاطره ي تلخي بسنده كنم.
انتقاد تند دکتر وهاب زاده از معاون آموزش و پزوهش سازمان محیط زیست

 معاون آموزش و پژوهش سازمان كه رييس ما فوق اوست يكسال پيش در مراسم افتتاح اولين مدرسه طبيعت ايران در مشهد و پس از بازديد شيوه ي عمل مدرسه، در جمعي كه بدين مناسبت گرد آمده بودند فرمودند كه "امروز يك روز تاريخيست و من اميدوارم در سالگرد اين مراسم سيصدومين مدرسه طبيعت ايران افتتاح شود". آن سيصد مدرسه پيشكش ايشان باد ،اما ببينيم در آن سالگرد ايشان در مورد مدرسه چه نظري دارند؟ وقتي جمعي از اساتيد و كارشناسان قديمي محيط زيست كه از آنان خواسته شده تا، به عنوان اتاق فكر در شناخت مبرم ترين اقدامات محيط زيستي، دستيار رئيس سازمان باشند ، پس از جلسات متعدد بحث و شور بالاخره به يك فهرست نه موردي از مبرمترينها مي رسند و آن نه مورد را نيز در راي گيري بين خود رتبه بندي مي كنند و رتبه نخست را به مدرسه طبيعت مي دهند ، يعني حتي بالاتر از موضوع آب ، واكنش معاون محترم آنست كه " اينكه چهارتا گندله آتش بزنيد و روي آن سيب زميني بپزيد كه مدرسه طبيعت نشد".اما ايشان اگر از مفهوم مدرسه طبيعت آگاهند به راستي از كودكان جز اينكه در مدرسه طبيعت با آب و سنگ و خاك و گل بازي كنند و آتش بيافروزند و حيوانات را در آغوش بگيرند تا از اين رهگذر عاشق طبيعت شوند چه انتظاري دارند؟ چه مي بايست مي كردند تا مورد پسند ايشان واقع شود؟ 

به ياد دارم كه زنده ياد غلامحسين صاعدي به اهواز آمده بود تا براي ما كه در آنزمان دانشجو بوديم از مشكلات تاتر مستند بگويد . در شرح جالبي از دشواريهاي ساخت فيلم گاو و موانعي كه ساواك بر سر راه تهيه فيلم ايجاد كرده بود مي گفت و از جمله اينكه هر بار كه ميخواستيم از اصطبل گاو فيلم بگيريم ماموران همه ي تاپاله ها و كاه هاي كف اصطبل را جارو و تميز مي كردند و ما فرياد ميزديم كه آخر مگر دنيا انتظار دارد كه در اصطبل گاو بجاي تاپاله كود شيميايي باشد؟ اين است امروز هم هنوز حال و حكايت ما.

اما درويش عزيز من بيرون از آن ساختمان ابدا نا اميد نيستم . امروز والدين به جان آمده از آنچه در مدارس بر فرزندان آنها مي رود، خود در همه جاي كشور داوطلب تاسيس مدارس طبيعت اند ، و گمان دارم كه آن سيلي كه طبيعت بر صورت ما نواخته اكنون مي رود كه جامعه را بيدار كند و اينكه حتي سياستمداران نيز با پرچم محيط زيست به ميدان مي آيند خود گوياي اين تحول مبارك است هر چند كه شايد پاي گذاشتن در آن ساختمان هنوز براي تو و امثال تو زود هنگام بوده باشد. بايد به گوشه گوشه ي اين سرزمين رفت و به خيل علاقمندان و دلسوزان طبيعت ايران پيوست كه هر روز بر شمارشان افزوده مي شود . براي تو كه سرشار از انگيزه و اميدي و امثال تو هنوز كارهاي بسياريست در پيش كه فرصت براي نا اميدي باقي نگذارد.
" نه . نوميد مردم را معادي مقدر نيست. چاووشي اميدانگيز توست كه اين قافله را به وطن مي رساند"»

منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱۱
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۳۲
کارشناس شیلات
|
Canada
|
۱۷:۰۵ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۸
6
3
فرمایش جناب آقای دکتر وهاب زاده بدون در نظر گرفتن فردی ومدیری که ایشان در این مقاله سعی در دفاع از او دارند بسیار منطقی وارزشمند است. بسیاری از فارغ التحصیلان محیط زیست وحتی دوستداران طبیعت با کتاب هایی که به روانی توسط دکتر وهاب زاده و بوسیله انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد منتشر شده آشنا هستند اما ایکاش جناب آقای دکتر وهاب زاده درباره ارتباط کاری خود با شرکت میراث پارسیان هم توضیحاتی ارایه می دادند.

از یک طرف جناب آقای درویش و دوستان ایشان به شدت ودر هر زمانی به کوبیدن ومحکوم کردن شکارچیان مجاز مشغولند و از طرف دیگر شما جناب آقای دکتر به عنوان آموزش کودکان و نوجوانان با مقوله محیط زیست که در جای خودش بسیار امر پسندیده ای است با میراث پارسیان همکاری دارید.

یادم می آید که شما معتقد بودید برای شمارش حیوانات نباید از لقاطی مثل قلاده و راس وقطعه استفاده کرد زیرا این نشان دهنده دیدگاه از بالای انسان می باشد. بسیار هم عالی پس چرا خود شما حاظر به استفاده از پشتیبانی گروهی شده اید که در فکر ایجاد انحصار و مونوپول درخصوص شکار تروفی و انهم تنها برای خارجی ها می باشند. چرا باید پای شکارچی مجاز ایرانی از مناطق قطع شود تا گروه هایی با داشتن لابی بتوانند معدود جانوران قابل شکار را در اختیار افراد خارجی قرار دهند؟

با توجه به قلم شما واین ترجمه های عالی وخواندنی حیف از شخصیت علمی مثل شما جناب آقای دکتر وهاب زاده است که درگیر این بازی ها بشوید.

جا دارد از گردانندگان زیستبوم هم تشکر نمایم که تمام نقطه نظرات مخالف و موافق را در اختیار بینندگان زیستبوم قرار می دهند.

خسته نباشید
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۶ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۸
1
8
آقای وهاب زاده گرامی اگر سر و کارتان به معاونت دریایی می افتاد به احتمال زیاد جلای وطن کرده بودید!
ناشناس 2
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۸
0
5
جناب وهاب زاده، واژه " دروازه های الکترونیک" ساختمان پردیسان بسیار قابل توجه بود. واقعا مدت ها بود که در فکر نامی مناسب برای آنها بودم اما واژه با مسمایی به فکرم خطور نمیکرد و همانطور که می دانید جناب درویش هم مقاله خود را با اشاره به همین دستگاه ها آغاز کرده بودند! واقعا فکر نمی کردم این دستگاه ها منشا یک سلسله بحث های بسیار مفید و روشنگرانه درباره سازمان محیط زیست، کارکنان محیط زیست و مدیریت محیط زیست شود...
نگار
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۸
1
7
واقعا اگر این ادبیات خانم مظاهریه باید به حال سازمان و آموزش و پژوهشش زار زار گریه کرد:(
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۵۳ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۹
1
5
خانه از پای بس ویران است
عبدالحسين وهابزاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۵:۰۴ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۹
2
6
دوست عزيزي كه با نام كارشناس محيط زيست بنده را خطاب قرار داده ايد. بنده هيچ رابطه يي با موسسه محترم ميراث پارسيان يا هيچ موسسه ي دولتي يا غير دولتي ديگر ندارم.
کارمند سازمان جنگلها
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۹ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۹
3
1
حیف درویش نیست که گرفتار امثال این افراد شده؟
عامری فر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۰ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۹
2
3
واین جمله های نغز دکتر:

و گمان دارم كه آن سيلي كه طبيعت بر صورت ما نواخته اكنون مي رود كه جامعه را بيدار كند و اينكه حتي سياستمداران نيز با پرچم محيط زيست به ميدان مي آيند خود گوياي اين تحول مبارك است

تا پيش از آمدن محمد درويش به سازمان محيط زيست هيچگاه پا به طبقات بالاي آن ننهاده بودم. آمدن او و رفت و آمدهاي موقت و مردد برخي ديگر از خوشنامان مرا به اين نتيجه مي رساند كه اكنون وقت نازك طبعي و مطلق گرايي نيست
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۰
استاد بزرگوار جناب آقای مهندس عامری فر !!! عجب نکته جالبی بذهنتون رسید !! واقعا شما متخصص محیط زیست هستید .. ما محیط زیستیها بخود میبالیم که همچون شما همکاری داریم !!!!
کارمند محیط زیست
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۸ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۹
0
7
ضمن تشکر از مطالب زیبا و بجای آقای دکتر وهاب زاده .. بایستی خدمتتون عرض کنم با روی کار آمدن خانم ابتکار در سال 92 و جایگزین نمودن رابطه بجای ضابطه و همچنین چاپلوس پروری بجای شایسته سالاری در انتخاب مدیران بوِزه مدیران استانی ، جوی سنگین و حاکمیتی بر فضای ادارات حاکم است بطوریکه حتی بازرسان سازمان در بازدیدهای دوره ای با صراحت به این شکل عمل میکنند و با تمام قوا از سیستم مدیریتی هر چند ناکارآمد دفاع میکنند..
دانشجو
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۵ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۹
2
4
زیست بوم سانسورچی

چرا نظرات من رو منشر نمیکنی تا دست ابتکار و معاونینش رو رو کنم؟
مدیر پایگاه با سپاس از اعلام نظر شما

زیست بوم از انتشار مطالب حاوی توهین و افترا به اشخاص معذور است.

.قدردان همکاری شما هستیم
محیط بان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۴ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۹
5
2
من واقعا کاری به این موضوع و نظراته اقای وهاب زاده ندارم اما اقای درویش کلا دو سال هم نشده که وارد سازمان محیط زیست شده اما کلا در نظرات و نوشته ها یک بار کل کارمندان سازمان را بی تفاوت غیر کارشناس خطاب میکن یک بار دستگاههای ریگر را یک بار رییس سازمان را خطاب قرار میدهند یک بار معاونی و مدیران سازمان را به عبارتی به نظر میدسد نظرشان این است که فقط ایشان دلسوز محیط زیست هستن و میفهمند.کار اصلی اقای درویش تدوین و اجرای برنامه امزش همگانی تخصصی است و ببببپیگیری اجرای ان نه صرفا سخنرانی و سفر و دید و بازدید و قهرمان سازی از خود
کوشان مهران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۳۷ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۹
1
1
یکی از نکات جالب گفته های خواهر فردین، بانو جمیله فردین بازیگر سینما و تاتر، جایی است که از نگرش منفی فردین به آن دسته از آثار موسوم به جشنواره ای می گوید که با نشان دادن بدبختی های مردم ایران در آن سوی آب ها مشتری جمع می کنند. به گزارش سینما ژورنال جمیله فردین بیان می دارد: يادم است که فردین درباره بعضي از فيلم‌ها نظر خوبي نداشت. مي‌گفت در هر خانواده‌اي ممكن است يك زماني بي‌پولي باشد و اين اجتناب ناپذير است. من اگر بيايم از حلبي آباد فيلم بگيرم و براي خارج از كشور بفرستم، مثل اين است كه از خانواده‌ام موقع بي‌پولي يا دعوايم فيلم بگيرم يا بروم به مردم بگويم. فردين مي‌گفت آبروي مملكتمان را نبايد با فيلم‌هايي{فیلمهای جشنواره‌ای} كه مي‌سازيم ببريم.

...كف اصطبل را جارو و تميز مي كردند

محمد علی شاه قاجار پس از حمله به خودروی او با بمب که به احتمال بسیار زیاد کار مشروطه خواهان افراطی بوده این سخن را بر زبان آورد:

"مگر می شود آن واحد و یک لحظه این جا را ژاپن و فرانسه کرد. کی توانسته که من نتوانستم"

جلد سوم خاطرات قهرمان میرزا عین السلطنه سالور


نقد خیرخواهانه برای اصلاح گام به گام با سیاه نمایی متفاوت می باشد. دیدیم که زنده یاد غلام حسین ساعدی پس از سال 1357 بنا بر دلایلی کشور را ترک گفته و بجای کشور های کمونیستی بلوک شرق در فرانسه سکونت گزید.



... خیلی افسوس و غصه می‌خورم وقتی می‌بینم از شدت شوق و عجله که در علاج این مرض دارید نمی دانید به کدام معالجه دست بزنید و از کدام دوا شروع بفرمایید که به حال مریض مفید باشد چون نتیجه رفع مرض و عود صحت را در رفتار چست و چالاک مریض می دانید این بیچاره مریض که قادر به حرکت نیست مدت هاست غذایی به معده اش داخل نشده و بدل مایتحللی به بدنش نرسیده رمق حرکت و قدرت تکلّم ندارد تازیانه برداشته کتکش می‌زنید که بدود و از خندق جست و خیز نماید و این بدبختی که بواسطه مرض و نخوردن غذا همه روده‌هایش خشکیده و امعاء و احشایش از کار افتاده یک ران شتر نیم پخته به دهانش فرو می‌کنید که ببلعد.

نامه ناصرالملک قراگوزلوی همدانی به آیت الله طباطبایی به هنگام شروع مشروطه خواهی:

http://www.aftabir.com/articles/view/applied_sciences/geograohy_history/c12c1258885210_constitutional_p1.php/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%AF
کوشان مهران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۴۱ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۰
0
0
می گویند آقا محمد خان قاجار هنگامی که تحت نظر کریم خان زند در شیراز می زیست مجاز به خروج از شهر نبود و تنها هر از گاهی برای شکار با اجازه بیرون می رفت.در ایام حبس نظر محترمانه گهگاه به عمه خود که خواهر محمد حسن خان قاجار بوده نیز سری می زد. عمه شوهری داشت که چندان وقعی به این خواجه به ظاهر می مقدار قجری نمی گذاشت و هنگامی که آقا محمد خان محترمانه پیامداد که چرا جناب ایشان تا این اندازه سر سنگین برخورد می نمایند پیام داد:

"به این خان قجر بگویید هر وقت شاه شدی شکم مرا بدر"

از قضا سال ها گذشت وکریم خان مرد وجانشینان نا لایق اوسه روز به کشتار هم پرداخته وخان زند بی کفن به گوشه ای افتاده وخان باهوش قجر خود را به گرگان رسانید وپس از سیزده سال موفق به فتح شیراز شد واز قضا یکی از کار ها انجام سفارش آن فامیل دور یعنی دریدن شکم بود!



گویا جناب آقای مهندس درویش نازنین از رئیس مافوق خویش گله مند بودند که چرا باید زین پس نوشتار های درج شده در سایت سازمان نخست به تایید آن مقام برسد(دقیق نمی دانم مصاحبه ها ونوشته های رسمی ویا دیگر گفتگو ها در دیگر سایت ها ومطبوعات).

تعجب من از رسانه ای شدن این مورد می باشد.

اگر جناب آقای مهندس درویش قبول دارند که در زیر مجموعه معاونت اموزش وپژوهش سازمان کار می نمایند پس حتما باید اما و اگر های کار در یک محیط اداری دولتی را بیش از دیگران رعایت نمایند.

خوانندگان گرامی که در بخش خصوصی کار کرده اند نیک می دانند که در صورت رویداد این موارد توسط یک زیردست برخورد قاطعانه تا حد توبیخ و جریمه و حتی اخراج در انتظار این پرسنل می باشد.

اگر مدیریت عالیه پردیسان تا بدین حد به شخصیت وکارکرد و اندیشه جناب آقای درویش ایمان دارند می توانند در واحد ریاست سازمان میزی ودفتری مستقل برای ایشان فراهم نمایند تا جناب آقای درویش تنها بالاترین مقام پردیسان را به عنوان مدیر به رسمیت شناسند وگرنه اگر در سایر معاونت ها نیز این قبیل گپ وگفتگوها پیش بیاید همین یال وکوپال اندک شیر پیر پردیسان نیز فروخواهد ریخت.

شیر بی‌دم و سر و اشکم کی دید

این‌چنین شیری خدا خود نافرید



هنگامی که بحث خروج نهایی آن جاده مرگبار از پارک ملی گلستان،این چشم وچراغ سابق محیط زیست، به دلایلی همچون فقدان بودجه لغو می گردد تاسیس مدرسه طبیعت و ریخت وپاش های در پی آن در عمل به یک فانتزی و هدیه روز والنتاین بیشتر شباهت خواهد داشت.

یکی از بزرگترین مشکلات محیط زیست فقدان آگاهی درباره اهمیت آن می باشد وبه همین دلیل بسیاری از سازمان ها شاید ناخواسته وبه دلیل فقدان اگاهی دست به تخریبی می زنند که احیای آن امکان پذیر نخواهد بود.

کتاب های درسی و بویژه علوم مقاطع پایین می تواند بهترین عرصه برای اموزش واگاهی دادن درباره طبیعت ومحیط زیست باشد که باید مطالب آن در هر مقطع مناسب سن دانش اموزان بوده وآموزگاران تلاشگر نیز باید در دوره های اموزشی با مفاهیمی که شاید نخست برای آنان نا آشنا باشند آشنا گردند.

می توان در اداره های آموزش وپرورش شهرستان ها یک موزه تاریخ طبیعی کوچک با همیاری سازمان حفاظت از محیط زیست همان منطقه تشکیل داد چون به دلیل تغییر الگوی زندگی و شهرنشین شدن شاید تا چند سال دیگر دانش اموزان پایه ابتدایی گمان دارند که شیر پاستوریزه همچون نوشیدنی هایی مانند کوکا ها در کارخانه تولید می شوند.

این کاری است که باید به گمان من با همکاری اموزش وپرورش بر اساس یک شیوه مدون و نه اتکا به سلیقه شخصی و اهداف گروه ها انجام گیرد.


واگذار نمودن امر آموزش به شرکت ها وگروه های خصوصی شاید در وحله نخست بسیار جذاب به چشم آید ولی هیچ یک از این گروه ها به رایگان کار نکرده و بحث مالی همواره باعث ایجاد حرف وحدیث ودر نهایت رانت خواری عده ای معلوم الحال محیط زیستی می گردد که با وقاحت از افراد واقعا علاقه مند وعاشق اموزش محیط زیست به عنوان نردبان ترقی استفاده می نمایند.



هنگامی که تعداد محیطبانان پارک ملی گلستان کمتر از میزان استاندارد جهانی می باشد و روستاهای اطراف که به مرز ها نزدیک نمی باشند مالامال از سلاح شکاری وجنگی بوده وشکار دزدان شناخته شده محلی بدون ترس و واهمه بسوی ماموران دولتی تیر اندازی می نمایند باید بجای بحث های فانتزی که در نهایت تنها بدل به نان خانه گروه هایی رانت خوار می گردند باید در کنار تامین حداقل های ممکن برای زیستگاه های نمونه ای همچون گلستان و موته شروع به آموزش وارزش گذاری مقوله ای بنام محیط زیست در مقاطع گوناگون تحصیلی نمود.


دوستی گرامی به تازگی ازدواج نموده وبا اینکه هنوز به سال نرسیده بودند بانو مسر به تعویض وخرید مبلمان خانه بود.

این دوست خوش قریحه پس از بازدید از آشپزخانه نامرتب ناگاه این گونه سرود:

نه در قندان ما قند و
نه در چایدان ما چای و
سخن از مبلمان گفتن بسی چرت است ونا مربوط!
عباس محمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۲ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۰
0
7
خانم مظاهری، نمونه‌ی شاخص کارشناسانی است که فقط به اعتبار مدرک تحصیلی شان شده اند "کارشناس" و قلب و روح‌شان با موضوعی که به آن مشغول اند، همراه نیست.

چه کسی از فعالان محیط زیست، خانم مظاهری را به عنوان یک کنشگر یا چهره‌ی محیط زیستی می‌شناسد؟! اگر درویش نبود، چه کسی معاونت آموزش سازمان محیط زیست را می شناخت؟!
البته، در این زمینه خانم مظاهری تنها نیست؛ با کمال تاسف می‌گویم که در بیشتر طبقه‌ها و اطاق‌های سازمان محیط زیست، اصلا از آن شور و شوقی که لازمه‌ی کار برای طبیعت است، خبری نیست... .
کارشناس محیط زیست
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۲۵ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۰
4
2
من تا حدی بانظرات استاد دکتر وهاب زاده موافقم. ولی فراموش نکنیم انتخاب مهندس درویش خود نمایشی بیش نبود. اشتباه از خود ایشون بود که فریفته پست مدیرکلی شدن و قدم به سازمان محیط زیست گذاشتند و به جای نقد کارشناسی و تیز از عمل کرد این سازمان مقدمات رفع فیلتر وبلاگشون و فراهم کردن.
حرماني
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۸ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۱
1
0
مهمترين عامل ركود سازمان توقف دوره هاي آموزش كارشناسان و محيط بانان است كه در كش و واكش دعواي بين مظاهري و درويش معطل مانده
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۴۱ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۱
1
3
انتصابات معاونين ابتكار بيشتر به... بازي شبيه است
حتي يك كارمند محيط زيست در ميان پنج معاونش ندارد
کارمند محیط زیست
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۱
0
1
متاسفانه سیستم مدیریتی خانم ابتکار بیشترین انرژی خود را بر روی مسائل سیاسی و کوبیدن دولتهای قبلی گذاشته اند .. طبیعیست که در چنین سیستمی انتخاب مدیران نیز بر اساس همان تفکر باشد و نه مسائل زیست محیطی !! این موضوع حتی در استانها شدت بیشتری دارد و مدیران اغلب بدنبال جلب نظر و تامین خواسته های مسئولین استانی هستند تا اعمال ضوابط !! وقتی در استان کردستان سرپرست معاونت اداری مالی تمام سیاستهای اداره کل را برنامه ریزی میکند و مدیر چشم بسته قبول مینماید نمیتوان چنین مدیری را توانا شمرد .. و قطعا ایشان با یک اشاره از مسئولین استان ضوابط را نادیده میگیرد .. وقتی سرپرست معاونت اداری مالی در بین همکاران جار میزند که مدیرکل در چنگ من است فقط تصمیمات من اجرا میشود ، چطور باید توقع داشت که مدیر در چنگ مسئولین استان قرار نگیرد .. البته ایشون (مدیرکل ) آدم خوبی هستند ولی متاسفانه بجای پرداختن به کارهای کلیدی و مهم ، بیشتر وقت خود را صرف حواشی و سیستم کنترل پرسنلی میکند .. امیدوارم ایشون در نگرش خود تجدید نظر نمایند تا محیط زیست کردستان بیش از هم از نظر ساختاری و هم از نظر حفاظت از محیط زیست لطمه نخورد ..
محمد عباسی
|
United States
|
۱۸:۴۸ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۱
0
1
آقای دکتر درست فرموده اند که
«هنوز جاي درويش و امثال او عرصه جامعه ، به حيث يك فعال محيط زيستي است، نه مقام مسئول.»

اصلا وقتی کسی از فعالیت سیاسی و اجتماعی و هنری و محیط زیستی و غیره به مقام و میز می رسد دیگر نباید از او انتظاری داشت که به همان آرا و نظرات سابق بماند.
محمد عباسی
|
United States
|
۱۸:۴۹ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۱
2
2
آقای دکتر درست فرموده اند که
«هنوز جاي درويش و امثال او عرصه جامعه ، به حيث يك فعال محيط زيستي است، نه مقام مسئول.»

اصلا وقتی کسی از فعالیت سیاسی و اجتماعی و هنری و محیط زیستی و غیره به مقام و میز می رسد دیگر نباید از او انتظاری داشت که به همان آرا و نظرات سابق بماند.
رضايي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۲ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۶
0
0
با نظرات استاد موافقم ولي كجا اين مشكل نيست؟
رضايي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۳ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۶
0
2
با نظرات استاد موافقم ولي كجا اين مشكل نيست؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۹ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۶
4
0
به نظر می رسید هدف از نوشتن این متن تعریف و تمجید از آقای درویش و تخریب خانم مظاهری بوده باشد!!
هر چند که من با عملکرد هیچکدام از معاونین سازمان موافق نیستم.
البته شاید به دکتر دبیری امیدی بتوان بست.
کوشان مهران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۴۵ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۶
2
1
غیر قابل انتشار بودن 50 درصد از پیامهای فرستاده شده برای این گزارش خود پیام مهمی را دربر دارد.


پیشنهاد می نمایم که سردبیری گرامی زیستبوم این ده پیام ویژه را برای جناب آقای دکتر وهاب زاده ارسال نمایند زیرا هرچند بخشی از این گفتار ها شاید خارج از مبحث و یا خشن و غیر منصفانه می باشد ولی این احتمال را نیز باید داد که حقایقی تلخ را نیز بیان نماید.

یکی از بزرگترین ایراد های بزرگان محیط زیست ایران، البته نه همه وبه تعداد انگشتان یک دست اساتید واقع نگر نیز وجود دارند، نقد ناپذیری و چاپلوس پروری است.
پاسخ ها
کارمند محیط زیست
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۲۰ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۷
شک نکنید زیست بوم نیز دست نشانده سیستم مدیریتی فعلیست چرا که اکثر کامنتها رو سانسور میکنه .. خیلی از مخاطبینی که بنده میشناسم دیگر علاقه ای به این ساست ندارند چون همش بایستی مطالب آبکشی شده رو بخوانید . بنظر اون فضای حاکمیتی در سازمان محیط زیست بر این سایست هم اثر گذاشته است ...
محیطبان تهران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۳۶ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۷
1
0
کارمند محیط زیست محترم
شما میتونی بدون نام و نشان هرچی دلت میخواد بنویسی ولی واقعا فکر میکنی مدیران سایت ها و رسانه ها هم همینطوری میتونند حرف بزنند؟
من که یک محیط بان ساده هستم بابت یک مطلب در وایبر به واحدهای مربوطه احضار شدم حالا خدا به فریاد اینها برسه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۲۹ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۸
پس گل بگیم و گل بشنویم !!!!
کوشان مهران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۵۰ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۸
0
0
محیطبان گرامی از استان تهران

شبکه های اجتمایی همچون وایبر در عرصه محیط زیست اکنون در حال لوث شدن می باشند.

از یک سو شاهد نمایش نگاره های گرفته شده از تخلف هایی همچون شکار غیر مجاز وناجوانمردانه وزنده گیری بره می باشیم واز طرف دیگر وایبر به بازار مکاره اجناس گرانبها (البته از نظر من) برای طبیعت گردی و شکار بدل شده است.

شکار و رشته های طبیعت گردی در جهان چرخه مالی بسیار سودآوری دارند ودر صورت مدیریت وقانونمند بودن نخجیرداری می توان شاهد رشد صنایع مرتبط با این رشته ها بود وهمواره اجناس خارجی را با قیمت هایی بسیار گزاف و با منت به فروش نرساند.

برای من جای پرسش است که چگونه بسیاری از شکار دزدان محلی با کمترین امکانات در بیشتر موارد با دست پر باز می گردند.

و اما بسیاری از اصحاب وایبر محیط زیست را عرصه ای برای جاه طلبی ودروغ پردازی ومرید ومراد بازی یافته اند.

محیطبان گرامی

پاره ای افراد به اصطلاح از کدخدا نامه دارند و با خیال راحت در این شبکه های اجتمایی هر چه بخواهند می نگارند ومی گویند.

اما زنهار!

به هوش باشید که نباید فریب باغ سبز این افراد شناخته شده را خورد وهمواره باید دقت کرد که در کجا داریم زندگی می کنیم وهر حرفی را هر چند حقیقت محض باشد را نباید بر زبان راند.

سوگمندانه باید این حقیقت را پذیرفت که در صورت ایجاد گرفتاری برای شما هیچیکاز شوالیه های وایبری قدمی برای نجات شما بر نخواهند داشت.


****************************

محیطبان گرامی

جای یکپژوهش اساسی درباره وضعیت وپراکندگی خرس های استان تهران وبویژه دماوند و لواسان وشمیران خالی به نظر می رسد.

ایکاش با زنده گیری ونصب ردیاب ماهواره ای امکان داشت مسیر حرکت این گونه مشخص شود وبه احتمال زیاد خرس ها مهاجرت سالیانه از استان تهران به مازندران دارند.

بررسی دلایل کاهش شدید پازن در مجموعه جاجرود نیز بسیار مهممی باشد که باید افسوس خورد چرا کاری در اینمورد انجام نمی گیرد.

اگر پازن در مجموعه جاجرود نابود شد کدامیک از مدیران وکارشناسان محیط زیست باید پاسخگو باشند؟
دلسوز محیط زیست
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۱ - ۱۳۹۴/۰۷/۳۰
0
1
متاسفانه در محیط زیست مازندران رابطه جای ضابطه را گرفته و ا کثر همکاران دل خوشی از این وضعیت ندارند و انگیز ه برای ادامه کار ندارند و پیگر جهت انتقال به سایر دستگاهها می باشند با این وضع جدید استخدام محیط بانها، فاتحه حیات وحش و زیستگاهها را باید خواند.
محيطبان البرز
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۵۵ - ۱۳۹۴/۰۸/۰۴
0
0
به زيست بوم هم اميدي نيست
محمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۲۸ - ۱۳۹۴/۰۹/۰۲
0
1
استاد گرانقدر: چون منی لایق و قادر نیست سخنان شما را نقد کنم اما تقاضا دارم زلف محیط زیست کشور را به زلف افراد پیوند نزنید در این کشور هرچه در محیط زیست اتفاق افتاده است خوب و یا بد بعهده دو گروه عمده است سیاسیون(مسئولان) و متخصصان(دولتی وآزاد استاد دانشگاه و...) آنچه اکنون داریم محصول کار انان است و آنچه در حال رخ دادن است ومحصولش در آینده مشخص می شود ، می خواهم بگویم ای کاش در تمام ادوار می شد نقد عالمانه بر این دو گروه زد اما حال این بیمار(محیط زیست) آنقدر وخیم است که فرصت چانه زنی و منیت وقهرمان پروری نداریم تقاضا دارم مسئولین از شعار و سیاسی کاری دست بر دارند و عقلای قوم هرچه زودتر به فکر نجات باشند حیف است که وقت افرادی چون استاد بزرگ و عزیز وهاب زاده درمقوله ای چون درویش ها هزینه گردد اگر سرکار خانم دکتر مطاهری با درجه فول پرفسوری و استاد بزرگ محیط زیست ایران نتوانند یک دیگر را درک کنند وبا هم تعامل کنند دیگر امیدی به نجات این بیمار نیست هرچند خیرین و سربازان و دلسوزان محیط زیست با تمام توان در نجات جان این بیمار بکوشند به جناب درویش نیز توصیه می کنم تا زمانی که در سازمان هستند در چهار چوب سازمانی خود دلسوزانه کار کنند و می گویم به سازمان خود برگردد و اگر خانم دکتر ابتکار خیلی به شما علافه مند است به ایشان می گویم به لحاط مدیریتی جو سازمان خود را آرام کن حدود اختیارات جناب درویش را مشخص کن اورا یا به سازمان جنگل ها برگردان و یا در چهارچوب پست سازمانی قرار بده و اگر ظرفیت مهارت ایشان فوق پست فعلی است چایگاه ایشان را ارتقاع بدهند تا دفتر مشارکت ها به کار اصلی خود بپردارد
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین