کد خبر: ۲۶۸۳۴
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۷:۲۰
تمرکز گردشگری میراث بر جاذبه‌ها، بناها و اشیای تاریخی و اشکال ناملموس فرهنگ مانند سنن و سبک‌های زندگی جوامع است.

زیست بوم - گردشگری: گراهام و همکارانش بین "گذشته"، "تاریخ" و "میراث" تمایز قائل می‌شوند. گذشته تمام چیزهایی است که اتفاق افتاده، در صورتی که تاریخ، تلاش مورخان کنونی برای تشریح جنبه‌های گزینش شده از گذشته است. میراث، اساساً استفاده معاصر از گذشته است و شامل تفسیر و بازنمود آن می‌شود. نتیجه‌ی رشد صنعت میراث، تجاری‌سازی و کالایی سازیِ گذشته بوده است. لذا، در مورد اینکه تا چه اندازه از گذشته یا تاریخ، در شکل میراث، باید به‌عنوان منبعی برای سرگرمی بهره‌برداری کرد یا آن را تحریف نمود جدل‌هایی وجود دارد. هویسن در رابطه با استفاده از حقایق تاریخی برای سرگرم کردن افراد هشدار می‌دهد. این در حالی است که نویسندگان دیگر به‌طور کامل ایده آموزش سرگرمی یعنی ترکیب آموزش (رسمی یا غیررسمی) و سرگرمی را پذیرفته‌اند. گردشگری میراث عموماً بر پایه مفهوم دوم [آموزش - سرگرمی] قرار دارد و حتی موزه‌ها و سایت‌هایی که تمایلی به طی این طریق ندارند گاه به علت کمبود منابع مالی عمومی مجبور به پذیرش آن می‌شوند.

در دیدگاه سنتی، گردشگری میراث ماهیتاً نوعی استثمار تلقی می‌شد. لارکهام بین مفاهیم مراقبت، حفاظت و بهره‌برداری تمایز قائل می‌شود:

¨ مراقبت، نگهداشت سایت‌ها و اشیای ارزشمند فرهنگی در شکلی نسبتاً دست نخورده و بدون تغییر است.

¨ حفاظت، حاکی از آن است که برای استفاده مناسب و مدرن از بناها و سایت‌های قدیمی باید برخی از اشکال مرمت را بر روی آنها اجرا کنیم.

¨ بهره‌برداری، حاکی از پی بردن به ارزش سایت میراث برای کاربردهای گردشگری و تفریحی است و شامل توسعه سایت‌های موجود و جدید می‌شود.

با این حال، روزبه‌روز گروه‌های مختلف می‌پذیرند که گردشگری و بازدید نه تنها گریزناپذیرند بلکه می‌توانند خوشایند هم باشند. به عبارت دیگر، از طریق گردشگری و بازدید منابع بیشتری برای امور حفاظتی خلق می‌شود، به جاذبه‌های میراث توجه بیشتری می‌گردد و تصویر مردمان بومی بهتر می‌شود. در نتیجه‌ی علاقه گردشگران حتی سنت‌هایی مانند رقص و صنایع نیز ممکن است احیا شوند. آگاهی مردم در مورد نیاز به حفاظت پایدار از چشم‌اندازهای میراث در حال افزایش است و ابزارها و فنون مورد نیاز برای حفاظت همواره در حال بهتر شدن هستند.

میراث دارای وجوه فراوانی است و اشیای تاریخی، بناها، چشم‌اندازها و حتی داستان سرگذشت مردمان را نیز در بر می‌گیرد. جاذبه‌های میراث می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

¨ میراث بناشده مانند بناهای تاریخی، یادمان‌ها، معماری، سایت‌های باستان‌شناختی

¨ میراث طبیعی مانند پارک‌های ملی، چشم‌اندازها، سواحل یا غارها

¨ میراث مذهبی چون کلیساها، کلیساهای جامع، معابد، مساجد، کنیسه‌ها و مسیرها و شهرهای زیارتی

¨ میراث صنعتی مانند معادن، کارخانه‌ها و چشم‌اندازهای صنعتی

¨ میراث ادبی مانند منازل و شهرهای محل زندگی نویسندگان مشهور

¨ میراث هنری مانند چشم‌اندازها و محیط‌هایی که الهام‌بخش هنرمندان هستند

¨ میراث فرهنگی مانند جشنواره‌های سنتی، رویدادها، رقص یا موسیقی عامه

با وجود این همه جاذبه متنوع، مدیریت گردشگری میراث می‌تواند فرایند پیچیده‌ای باشد. چالش اصلی، حفظ تعادل بین صیانت و مدیریت بازدیدکننده است. متخصصان حفاظت با ایجاد مقداری تغییر موافقند ولی همواره پذیرای بازدید گسترده یا توسعه گردشگری نیستند. مدیریت گردشگری در محیط‌های ناهمگن شهری (مثلاً شهرهای تاریخی) در مقایسه با مدیریت یک تک سایت، نیازمند اتخاذ رویکردی یکپارچه‌تر است. در این‌جا سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های میراث باید در سیاست‌های وسیع‌تر توسعه شهری ادغام شوند و تعارض منافع بین برنامه‌ریزان شهری، توسعه دهندگان گردشگری، حافظان و ساکنان محلی مورد توجه قرار گیرد. شهرهای تاریخی مأمن اجتماعاتی هستند که در آن مکان‌ها زندگی یا کار می‌کنند. لذا این شهرها نباید صرفاً جاذبه‌های تاریخی بی‌جان قلمداد گردند یا به‌وسیله صنعت گردشگری و میراث برای انتفاع بازدیدکنندگان به موزه‌های زنده تبدیل شوند.

شمار گردشگران بازدید کننده از جاذبه‌های میراث بالاخص سایت‌های میراث جهانی و شهرهای تاریخی به یک دغدغه تبدیل شده است. سایت‌های میراث جهانی از سوی یونسکو تعیین می‌شوند و معرف برخی از منحصربفردترین میراث فرهنگی و طبیعی جهان هستند. لیسک و فیال (2006) بیان می‌کنند که برند "سایت میراث جهانی" بیش از اندازه در معرض توجه عموم قرار دارد که این امر معمولاً به اشباع بسیاری از این سایت‌ها می‌انجامد. به یقین، اکنون شکلی از گردشگری انبوه میراث به‌وجود آمده است که کنترل آن دشوار است. یونسکو قید می‌کند که این سایت‌ها باید در دسترس حداکثر تعداد ممکن قرار بگیرند، ولی برقراری تعادل بین نیازهای حفاظت از سایت و بازدید از آن برای بسیاری از جاذبه‌های مهم، دشوار است. این فرایند زمانی که جوامع محلی نیز بخشی از چشم‌انداز میراث هستند بسیار پیچیده می‌شود. در نتیجه، هر کدام از این سایت‌ها باید یک برنامه مدیریتی با سیاست‌هایی مشخص در قبال حفاظت، بازدیدکنندگان و مسائل محلی داشته باشند. تنوع سایت‌های جهانی حاکی از آن است که نمی‌توان مدیریت آنها را کاملاً استاندارد کرد و در برنامه‌های مدیریتی باید به ویژگی‌های منحصربفرد و ماهیت ویژه هر یک از این سایت‌ها توجه کرد. سرنوشت سایت‌های میراثی که در فهرست جهانی نیستند به فلسفه مدیریتی مالکان سایت و وضعیت مالی آنها بستگی دارد، ولی در حالت کلی برای حفاظت و توسعه این سایت‌ها باید تقلای بیشتری کرد.

علاوه بر فهرست میراث جهانی، اقدامی نیز برای ایجاد فهرست 7 شگفتی نوین جهان صورت گرفته است. مردم به صورت اینترنتی به مکان‌هایی رای دادند که فکر می‌کردند باید در این فهرست قرار بگیرند. این سایت‌ها که در سال 2007 میلادی برگزیده شدند عبارتند از:

¨ چیچن ایتزا (مکزیک)

¨ کلوسیوم (ایتالیا)

¨ ماچو پیچو (پرو)

¨ مجسمه مسیح (برزیل)

¨ دیوار بزرگ چین

¨ پترا (اردن)

¨ تاج محل (هند)

تا سال 2011 میلادی هفت شگفتی طبیعی جهان نیز انتخاب می‌شوند و فدریکو مایور زاراگوزا رئیس سابق یونسکو داور اصلی آن خواهد بود.

یونسکو همچنین برای حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس، کنوانسیونی ترتیب داده است. این اقدام تا حدودی به علت نگرانی در مورد اثرات فرهنگی جهانی شدن، از بین رفتن سنن و زبان‌های منحصربفرد و درک فزاینده اهمیت میراث ناملموس برای بسیاری از فرهنگ‌های غیرعربی اتخاذ شد. براساس این کنوانسیون، مظاهر میراث فرهنگی ناملموس عبارتند از:

¨ سنن و ترجمان‌های شفاهی، شامل زبان که محملی برای انتقال میراث فرهنگی ناملموس است

¨ هنرهای نمایشی مانند موسیقی سنتی، رقص و تئاتر

¨ مراسم اجتماعی، آیین‌ها و رویدادهای بزمی

¨ دانش و رویه‌هایی که با طبیعت و کائنات در ارتباط هستند

¨ صنایع سنتی

براون اظهار می‌کند که حفاظت از میراث ناملموس زمانی پیچیده‌تر می‌شود که مردم بومی در مورد سنن خویش پنهان‌کاری کنند. بسیاری از مردم بومی بیم دارند که میراث فرهنگی‌شان به‌وسیله عوامل بیگانه‌ی قدرتمند غصب شود، در نتیجه تمایلی به ارائه اطلاعات ندارند. این مردمان در مورد حفاظت از سنن، فرهنگ و میراث خویش دارای مشکلات خاص خود هستند. آنان ممکن است قبلاً در چشم‌اندازهایی ساکن بوده باشند که بعدها توسط توسعه دهندگان تصاحب شده است. علاوه بر این، پیشرفت‌های صنعتی، حمل‌ونقل و گردشگری تهدیدات دیگری برای میراث آنها به شمار می‌روند. بازدید بیش از حد، به جذب یا بروز تغییرات دائمی در فرهنگ‌های بومی می‌انجامد، زیرا ساکنان، مراسم و آیین‌های خود را با علائق گردشگران سازگار می‌کنند یا تحت تأثیر الگوهای رفتاری آنها قرار می‌گیرند.

با وجود این، تنها میراث گروه‌های بومی و قبیله‌ای نیست که مورد بی‌اعتنایی قرار می‌گیرد یا به‌طور نامناسب محافظت می‌شود. ساموئل اظهار می‌کند که میراث، بازتاب ارزش‌های زیبایی‌شناختی حاکم و منعکس کننده ذائقه عمومی و ارزش‌های وقت جامعه است؛ یعنی میراث ماهیتاً نخبه‌گرا و جانبدارانه است و به‌طور سنتی ذائقه‌ی اروپاییانِ سفیدپوستِ مذکرِ طبقه‌ی متوسط را منعکس می‌کند. تنها به علت تأثیر تفکرات پست‌مدرن و سیاست‌های فرهنگی است که تلاش‌هایی برای ارج نهادن میراث اقلیت‌ها و گروه‌های قومی در جامعه صورت گرفته است. حتی تاریخ اجتماعی عوام در زیر سایه تاریخ سلطنتی و نظامی بوده و تاریخ ‌مردان همواره از تاریخ زنان بیشتر مورد پژوهش قرار گرفته است. با این حال، موزه‌ها و سایت‌های میراث روزبه‌روز بر میراث گروه‌های بیشتری از مردم تمرکز می‌کنند. کثرت‌گرایی پست‌مدرن در باب تاریخ و تفسیر و بازنمود آن سبب درک ژرف‌تر میراث صنعتی، کشاورزی و عامیانه شده است. هرچند بودجه محدود است و میراث ب‌طور گزینشی حمایت و عرضه می‌شود، ولی این فرایند روزبه‌روز مردمی‌تر و عام‌تر می‌گردد.

بحث جالبی در مورد ماهیت تفسیر میراث وجود دارد. برخی از نظریه‌پردازان اظهار می‌کنند که میراث معمولاً گذشته را بی‌نقص جلوه می‌دهد، آن را می‌ستاید یا عاری از مشقت نشان می‌دهد. برای مثال، سواربروک می‌گوید که بسیاری از موزه‌ها معمولاً میراث دلپذیر را عرضه می‌کنند تا به‌طور عمد از تعارض و جدل دوری گزینند. این الگو در گردشگری متداول است، زیرا بسیاری از بازدیدکنندگان می‌خواهند سرگرم شوند و دوست ندارند در اوقات فراغت‌شان منقلب گردیده یا وحشت کنند. شوتن می‌گوید: بازدیدکننده در ی تجربه است و طالب حقایق و واقعیت‌های صرفاً تاریخی نیست. با وجود این، تیلدن معتقد است که هدف از تفسیر میراث باید برانگیختن، منقلب گردن و تأثیرگذاری بر مردم باشد. تونبریج و آشورث و لنون و فولی تحلیلی ژرف از مفهوم میراث "سیاه" یا ناسازگار و میراث شقاوت ارائه می‌دهند و تفسیر این نوع میراث را ماهیتاً حساسیت‌زا و جدل‌انگیز، هیجانی و گاه شوکه کننده می‌دانند.

از میراثبه‌گونه‌های مختلفی می‌توان برای اهداف گردشگری استفاد کرد. یک نمونه، "میراث زنده" است که در جریان آن هنرپیشه‌ها با پوشیدن جامه‌هایی، گذشته را بازآفرینی و بازنمایی می‌کنند. هرچند مورخان و حافظان در مورد "صحت تاریخی" این شکل از میراث نگرانی‌هایی را ابراز کرده‌اند ولی روزبه‌روز بر محبوبیت آن افزوده می‌شود. گاه مردم عادی نیز امکان پیوستن به این نمایش‌ها را دارند. برای مثال، بازاجرای مبارزات و جنگ‌ها برای بسیاری از اروپاییان یک سرگرمی است.

از آنجا که گردشگری میراث یکی از بخش‌های رو به رشد گردشگری است، روزبه‌روز افراد بیشتری نگران صیانت و تفسیر گذشته می‌شوند. با وجود این، فرایندها و مراسم سنتی به‌تدریج با شیوه‌های مردمی‌تر جایگزین می‌گردند. در این شیوه‌های جدید به تنوع میراث احترام گذاشته می‌شود و مردمان و فرهنگ‌های بیشتری زیر لوای آنها قرار می‌گیرند.

- مفاهیم گردشگری
منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین