کد خبر: ۲۴۴۴۳
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۰
طي يك دهه اخير منطقه «استراتژيك زاگرس» مسير توسعه را به ناپايداري گذرانده و در حوزه مديريت مخاطرات محيط زيست نيز شاهد غفلت هاي بي شماري بوده است: منطقه يي كه امروز همگان به اهميت و جايگاه راهبردي آن در مبحث مهمي همچون حفاظت از چرخه آب و غذا آگاهند.
محسن تیزهوشزیست بوم/ محسن تيزهوش*: طي يك دهه اخير منطقه «استراتژيك زاگرس» مسير توسعه را به ناپايداري گذرانده و در حوزه مديريت مخاطرات محيط زيست نيز شاهد غفلت هاي بي شماري بوده است: منطقه يي كه امروز همگان به اهميت و جايگاه راهبردي آن در مبحث مهمي همچون حفاظت از چرخه آب و غذا آگاهند.

 در اين بين و با در نظر گرفتن شرايط خاص اقليمي كه بر كشور حاكم است، حفاظت از داشته هاي طبيعي زاگرس امري ضروري و حياتي است كه براي نگهداشت آن برنامه ريزي اصولي و خردمندانه به شدت احساس مي شود. اين در حالي است كه در سال هاي اخير برنامه هاي حفاظت از جنگل ها و مراتع زاگرس آنچنان كه شايسته است پيگيري نشده تا امروز ما شاهد عميق شدن بحران در اين منطقه باشيم: از سوي ديگر برخي اظهارات غير كارشناسي نيز بر حل اصولي بحران حاكم بر جنگل هاي بلوط سايه انداخته كه خود مي تواند بحراني جديد در اين منطقه به شمار آيد. بر بنياد آماري كه وزارت نيرو در ماه هاي اخير منتشر ساخته تنش آبي گريبان سرزمين را گرفته و اينك 37 ميليون ايراني در معرض بي آبي قرار دارند كه اگر غفلت مديريتي در حوزه زاگرس تداوم يابد بي شك بايد منتظر بحران هاي خاص اقتصادي و اجتماعي نيز باشيم. در اين بين بايد به اين نكته اشاره كرد كه منطقه زاگرس مهم ترين سيستم كوهستاني كشور را در بر گرفته و به دليل پوشش غني جنگلي و مرتعي مي تواند تا 40 درصد از منابع آبي كشور را تامين و در شرايط بحراني مرهم موثري براي كشور به شمار آيد. به ديگر سخن، زاگرس در بسياري از بخش هاي تاثيرگذار اقتصادي همچون صنعت، كشاورزي و تامين امنيت آب و غذا نقش موثري در پايداري سرزمين ايفا مي كند: اين در حالي است كه در يك دهه اخير اين منطقه با چالش ها و بحران هاي فراواني روبه رو شده كه تحقيقات نشان مي دهد 90 درصد از مشكلات حال حاضر در جنگل هاي زاگرس دلايل بيروني داشته و تنها 10 درصد به مسائلي همچون آفات و بيماري ها باز مي گردد: در اين بين بايد به اين نكته مهم اشاره كرد كه در سال هاي اخير آنچنان كه سزاوار است براي كنترل مشكلات حاكم بر اين سرمايه ملي اقدام نشده است.
 اگر امروز بلوط هاي زاگرس مرزهاي بحراني را رد كرده اند، نتيجه سال ها بي توجهي به راهبردهاي علمي و فاصله گرفتن از عملكردهاي اجرايي منسجم و همراستا با توسعه پايدار است. از سوي ديگر اقتصاد ضعيف در استان هاي زاگرس نشين زندگي و آينده جوامع محلي را به وابستگي هر چه بيشتر به طبيعت نزديك كرده و همين عاملي است براي تخريب و برداشت هاي بيشتر از منابع جنگلي به ويژه درختان بلوط كه مي توانند خدمات بي شماري را به همراه داشته باشند: اين در حالي است كه مي توان از موضوع اقتصاد سبز به عنوان راهبرد مفقود شده زاگرس ياد كرد كه ميدان را براي سياست هاي شتابزده، سودهاي اقتصادي كوتاه مدت و اهداف يكجانبه باز گذاشته است.
اين يك حقيقت انكار نشدني است كه هيچ سرزميني با جمع كردن ترين ها پيشرفت نكرده لذا توسعه يك منطقه تنها در احداث بلندترين و عظيم ترين سدها خلاصه نشده و حضور صنايعي همچون پتروشيمي و پالايشگاه ضامن يك اقتصاد پايدار كه مبتني بر توان اكولوژيك سرزمين باشد، نبوده و نيست. هنگامي كه در بسياري از استان هاي زاگرس نشين كارخانجات، صنايع و شهرك هايي وجود دارند كه به دلايل اقتصادي به بن بست رسيده اند، آيا منطقي است به جاي تفكر و احياي اصولي شرايط به سراغ صنايع جديد برويم؟هنگامي كه مناطق حساس جنگلي و زيستي ما از ارزشگذاري اقتصادي محروم مانده اند و از برنامه آمايش سرزمين نيز بي بهره اند، آيا اصرار يا موافقت بر استقرار سيستم ها و برنامه هاي جديد اقدامي خردمندانه است؟

هنگامي كه توان اكولوژيك زاگرس را به درستي در نيافته ايم امري عاقلانه نيست كه با چشماني بسته به استقبال يك صنعت جديد برويم: صنعتي كه اين گونه وارد يك منطقه شود همچون يك گونه مهاجم عمل كرده و در نهايت تمامي منابع را بلعيده و خروجي در خوري نيز در پي نخواهد داشت.
از سوي ديگر برداشت هاي غير اصولي از منابع طبيعي نيز شرايط را بيش از پيش بحراني كرده است: در اين بين نگاه سرد نظارت بر شرايط جنگل هاي زاگرس از يك سو و دست هايي كه به دنبال سوءاستفاده هاي مالي هستند از سوي ديگر عرصه را بر اين منابع تنگ كرده است: در حقيقت بهره كشي هاي فراوان از تنوع زيستي زاگرس به معناي تاراج سرمايه هاي يك ملت بوده و سكوت در برابر آن نيز خيانتي آشكار به نسل هاي آتي است.
 اين نكته را همه مردم مي دانند كه زاگرس نيازمند توسعه است اما تنها بر اساس برنامه هاي اصولي، خردمندانه و كارشناسي شده است كه مي توان اين منطقه ارزشمند را براي نسل هاي آتي حفظ كرد: براي نجات يك سرزمين تنها دلواپس بودن كافي نبوده و نيست، بايد براي پايداري شرايط ايستاد و خردمندانه عمل كرد.
    
    * كارشناس محيط زيست    
   

منبع: اعتماد
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین