کد خبر: ۲۲۷۷۲
تعداد نظرات: 2 نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۵
عبارات غير واقعي!
در رياضيات دبيرستاني مي‌خوانديم كه عبارت صفر تقسيم بر بي‌نهايت موهومي است. سه‌شنبه 29 مرداد 1387 در روزنامه اعتماد مطلبي چاپ شد با نام «سد منگل با درآمد صفر و هزينه نجومي». اين مقاله از واقعيت تلخي پرده برمي‌داشت كه دهه‌هاي طولاني است .....
زیست بوم/ فاطمه ظفرنژاد: در رياضيات دبيرستاني مي‌خوانديم كه عبارت صفر تقسيم بر بي‌نهايت موهومي است. سه‌شنبه 29 مرداد 1387 در روزنامه اعتماد مطلبي چاپ شد با نام «سد منگل با درآمد صفر و هزينه نجومي». اين مقاله از واقعيت تلخي پرده برمي‌داشت كه دهه‌هاي طولاني است بدون هيچ‌گونه مميزي و پاسخگويي در وزارت نيرو جريان دارد و به زيان جوامع بومي سود كلاني را نصيب شركت‌هاي دولتي، پيمانكاران خصوصي و مرتبطان با فعاليت مخرب سدسازي كرده است. اين در واقع كارنامه بسياري از سدهاي ما است: «درآمد صفر و هزينه نجومي كه بيانگر موهومي بودن اين فعاليت در جامعه است.»سدمنگل

چرا سد منگل نبايد ساخته شود؟

در مقاله چاپ شده در «اعتماد» آمده بود: «خسارت مخزن سد منگل به‌تنهايي معادل هزينه ساخت چندين سد است و به همين دليل بدنه كارشناسي دفتر فني آب وزارت نيرو ساخت اين سد را رد كرد. تنها هزينه تغيير مسير جاده اصلي تهران-آمل كه در مخزن سد قرار مي‌گيرد آنچنان زياد است كه مي‌تواند جلوي ساخت هر سد پردرآمدي را نيز بگيرد چه رسد به اين سد كه اصلا درآمدي بر آن متصور نيست. اين سد بخش قابل ملاحظه‌يي از جنگل‌هاي بكر مازندران را ويران مي‌كند... اين سد مي‌تواند به نابودي شايد نزديك به 10 هزار هكتار جنگل‌هاي بكر مازندران چه در مخزن و چه در اطراف و در بالادست و پايين دست سد بينجامد.

آن‌كه خود را به خواب زده مي‌توان بيدار كرد؟

بزرگواران وزارت فخيمه نيرو خود را به خواب زده‌اند و منافع كلان، آنها را از بيدار شدن بازمي‌دارد. در 15سال گذشته شمار زيادي از خبرگان، كوهنوردان، خبرنگاران، فعالان محيط‌زيست و... با مشاهده پيامدهاي بسيار ناسازگار خشكيدن پيكره‌هاي آبي كشور به دستگاه‌هاي مسوول هشدار دادند. مقالات علمي متعددي در نقد اين روند در رسانه‌ها به چاپ رسيد. اما در ذهن بتني منتفعان سدسازي تغييري پديد نياورد. نامه‌هايي با شمار زيادي امضاي اهالي دانش براي مسوولان رده بالا و روساي سه قوه ارسال و دستور امعان نظر به آن ابلاغ شد. اما همه اينها ناديده ماند و لابي پرپول و قدرت سدساز به كارهاي ناپاسخگو و مخرب خود ادامه داد.

پيامدهاي ناسازگار حكمراني بد آب

خشكيدن اروميه، خشكيدن كارون و تالاب‌هاي خوزستان، خشكيدن گاوخوني و زاينده‌رود، خشكيدن درياچه بختگان و تخريب پارك ملي بختگان، تبخير سالانه ميلياردها مترمكعب آب محدود كشور در درياچه سدها، خالي ماندن بخش بزرگي از مخزن بسياري از سدها مانند سد پيشين و ساوه و گاوشان، تخريب آبخيزها و زير آب رفتن جنگل‌ها و عرصه‌هاي طبيعي در سراسر كشور جلوه‌ نامبارك سدسازي‌ بي‌رويه است. نماد ناخوشايند مديريت بتني در بخش آب است. سيماي ناسازگار نامديريت آب است. قصه ويرانگري به جاي آباداني در شش دهه گذشته است. داستان فراموشي خود و اصالت دانش بومي آب پايدار و درخشان ايراني است. حديث بازماندن از اصل خويش است. حكمراني بد در منابع طبيعي و مديريت سازه‌يي در بخش آب است. تا دهه نخست دي‌ماه 1392 بيش از 1329 سد در اين سياهه جا داده شده كه نزديك به 647 سد آن ساخته شده، 146 سد با لجاجت شگفتي‌برانگيز در دست ساخت است. 536 سد نيز در فرقت هرچه بيشتر از دانش حقيقي در دست مطالعه!! است تا با اشاره هر وزير يا وكيل يا آقازاده‌يي پا در عرصه ساخت و ساز سودآور بگذارد.

دستاوردهاي مديريت آب با سدسازي

افزايش بي‌رويه مصرف آب (13 و هفت برابر در مصارف شرب، صنعت و بازدهي كمتر از 40 درصدي در آبياري-كشاورزي) مهم‌ترين كاركرد مديريت بتني آب است. مصرف چندين برابري آب در يكي از خشك‌ترين نقاط جهان كه دست بر قضا بايد كم مصرف‌ترين باشد و تا پيش از اين ساخت و سازهاي با نام توسعه چنين نيز بود. مادران و پدران ما كجا اين‌گونه اسرافكار و بي‌ملاحظه بودند و تشديد بيابانزايي، تشديد خشكيدن سفره‌هاي زيرزميني، كاهش هرچه بيشتر جنگل‌ها و مراتع تخريب زيستگاه‌ها و... همه ريشه در اين شيوه به‌اصطلاح توسعه تقليدي! دارد. عذر بدتر از گناه اينكه خشكي و بيابانزايي به گردن طبيعت انداخته مي‌شود. بدتر از آن اينكه براي جبران پيامدهاي فاجعه‌آميز ساخت و ساز بازهم بنا به دستور جيب بي‌انتهايمان، راهكارهاي پرهزينه و بي‌فايده ساخت و ساز يا عجيب و غريب ديگري ارائه مي‌كنيم. انتقال حوضه‌يي را راهكار وانمود مي‌كنيم.

جايگاه سد منگل

در ميان اين همه ناشيگري در حكمراني آب، سد منگل اما جايگاهي ويژه دارد. اين سد آنچنان غيرقابل توجيه بود كه حتي سينه‌چاكان سدسازي با احتياط با آن برخورد مي‌كردند. نزديك به دو دهه خبرگان آب كشور در برابر ساخت اين سد مضر مقاومت كردند. سدي كه بخش مهمي از جنگل هيركان و نيز جاده سراسري آمل را زير آب مي‌برد و از آن مهم‌تر اينكه هيچ زمين بدون آب كه نياز به آبياري داشته باشد در پايين دست آن نيست. كارشناسان دفتر فني آب بارها از ساختگاه سد و نيز اراضي پايين دست آن بازديد كردند. مخزن سد خسارت بسيار سنگيني را بر محيط زيست و بر اموال عمومي و خصوصي وارد مي‌كند. در پايين دست كه قرار است سد برايش درآمدزا باشد همه اراضي به كشت برنج و مركبات اختصاص يافته و نشاني از اراضي بي‌آب ديده نمي‌شود. گردآوري باران در آب‌بندان‌هاي سنتي به خوبي آب موردنياز كشاورزان را تامين مي‌كند كه شيوه‌يي بومي، مشاركتي- جماعتي و با كمترين هزينه تامين آب در شمال ايران است.

آملي‌ها نبايد سد داشته باشند؟

خبرگزاري شمال‌نيوز در 16 مهر 1389 خبر داد كه سد منگل توجيه امنيتي دارد! و معاون اول دولت دهم اين سد را كلنگ زد. در اين گزارش سطح اراضي توسعه از قول نماينده آمل 14 هزار هكتار اعلام شد و وي بدون دليل و برهان خسارت مخزن بسيار زياد و گسترده اين سد را رد كرد و نشان داد كه با دانش تحليل و ارزيابي طرح‌ بيگانه است. اما رقابت‌برانگيزي ميان شهرها حقه بسيار ماهرانه‌يي است كه شركت‌هاي سدساز را به درآمدهاي باورنكردني رسانده است. ساروي‌ها و بابلي‌ها سد دارند آملي‌ها چرا نبايد سد داشته باشند؟ خبرگزاري برنا چهارشنبه 13 شهريور 1392 اعلام كرد پس از 20 سال عمليات اجرايي سد منگل آغاز شد! و ظاهرا دولت يازدهم نيز از پس اين لابي پرپول و قدرت برنيامده و وزير نيرويش ادامه‌دهنده همان رويه نامرضيه شش دهه به سوي ناپايداري است. اين خبرگزاري گفته‌هاي عضو كميسيون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس را بر گزارش افزود كه « اين سد با حجم 600 ميليون متر مكعب گنجايش بزرگ‌ترين سد برقي، كشاورزي و شرب شمال كشور است. سالانه ميلياردها متر مكعب آب رودخانه بزرگ هراز بدون مهار به دريا مي‌ريزد كه با ساخت سد منگل حدود 27 درصد از آب سطحي استان را هم مهار خواهد كرد. با بهره‌برداري از سد منگل آمل در مرحله نخست 25 مگاوات برق توليد خواهد كرد و حدود 100 هزار هكتار از شاليزارهاي كم آب شهرستان‌ها‌ي آمل، بابل، بابلسر، فريدونكنار، نور و محمود آباد را تحت پوشش خواهد برد.»
منبع: اعتماد
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۴
در انتظار بررسی:۱
انتشار یافته: ۲
فاطمه ظفرنژاد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۲۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۴
1
3
دوستان گرامي
بخش پاياني اين مقاله به سبب جاي كم صفحه زيست بوم امكان چاپ نيافت. بخش پاياني تحليل مهمي دارد. اگر خواستيد مي‌توانم كل مقاله را براي شما بفرستم.
با ارادت فاطمه ظفرنژاد
ایمان احسانی
|
United States
|
۱۱:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۶/۲۰
2
0
سلام خانوم دکتر ظفرنژاد
با سلام و تشکر از مقاله ارزشمندتون اگه ممکنه برای من کاملشو بفرستین.ممنون
EEHSANIE@GMAIL.COM
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین